دوستی
الان جایی اسم یک آدم را دیدم. به نظرم رسید شخصن میشناسمش. چند ثانیه طول کشید تا ذهنم یادش بیاید که سر شب خوشی را با این دوست عزیز گذراندهایم و دیگر هم هیچ وقت هم را ندیدهام. فکر کردم و دیدم این پدیده دوستی وبلاگی عجب چیز عجیبی است. یک لیست بلندبالا از آدمها در ذهنم آمد که گوشه گوشه این دنیا از اصفهان و مشهد و استانبول و بوداپست گرفته تا آمستردام و لندن و شهرهای شرق و غرب و وسط و جنوب آمریکا چند ساعت هم را دیدهایم. در همان چند دقیقه اول این قدر نزدیک بودهایم که گویی سالها است همدیگر را میشناسیم. چند ساعت حرف زدهایم، از دغدغهها، تجربهها، دردها، رازها، برنامهها، ایدهها، عشقها، گذشتهها، آیندهها و تمام شده است. تمام شده است. وقت تمام شده است. موقع خداحافظی اکثرن میدانستهایم که زمان بسیار طولانی - شاید تا ده سال دیگر - و شاید هم هیچ وقت دیگر هم را نخواهیم دید. با این حال همان چند ساعت را دوست بودهایم. حرف زدهایم و چای و قهوه خوردهایم و راه رفتهایم. هدیه رد و بدل کردهایم وعواطفمان را به اشتراک گذاشتهایم و این چند ساعتها مثل قطعات رنگی دلپذیری روی نوار خاطرات من باقی مانده است.

نظرات
عليرضا :
از اين دست انفاقات براي من هم خيلي افتاده است و تجربه شيريني است، اين اتفاق ميتواند حتي بعد از مرگ يك نفر هم براي شما پيش بياد به اين شكل كه شما بعد از فوت كسي تازه او را ميشناسيد و مثلا با خواندن آثارش و يا مطالعه حالات و رفتارهاي او بسيار احساس نزديكي با او ميكنيد و فكر ميكنيد مدتهاي زيادي است با هم دوست هستيد!
عليرضا - October 6, 2009 12:06 PM
درباره نشانه :
بعضی وقت ها توی خیالم نویسنده وبلاگی را دوست خودم می پندارم و ...بعدها که آن دوست تخیلی را می بینم به نظرم خیلی آشنا می آید ، آنقدر آشنا که تقریبا چند دوست مشرک و هزاران خاطره و کتاب و نوار و ... از میان گپ مان می زند بیرون. به خیال خر خودم همه این ها می شود آن رشته نامرئی دوستی.
فکر کنم ایضا این موضوعی که نوشتید برای من هم یکبار در برخورد با شما اتفاق افتاده است؟
درباره نشانه - October 6, 2009 04:11 PM
phouzhan :
احتمالا برا همین که مدتش کمه و بدون چشم داشتی هست این جور دوستی ها انقدر می چسبه!
phouzhan - October 6, 2009 06:25 PM
زهره :
اما برای من زیاد پیش نیومده
وبه جای خالی چنین تجربه ایی زیاد فکرمی کنم
من معتقدم بعضی ادمها و دوستیشون سهم و قسمت ما از زندگی هستند، اما قسمت من تا حالا درخشان نبوده.
زهره - October 7, 2009 12:35 PM
مجید اصلی :
سلام
خوشحال هستم که من هم تجربه همنشیتنی کوتاهی را با شما در باشگاه سپه در تهران و در مهمانی آقای دکتر اسلامی بیدگلی داشته ام.
برای شما در هر جای دنیا ارزوی موفقیت دارم.
مجید اصلی - October 8, 2009 06:17 AM