آیا واکسن ایدز دست آخر باعث کاهش جمعیت بیمار میشود؟
در خبرها آمده بود که واکسنی برای ایدز تست شده که قابلیت اعتماد آن در حد سی درصد است. سوال این است که آیا این واکسن باعث کاهش نرخ ابتلا به اچ آی وی در سطح کل جامعه میشود؟ برای کسانی که روی مساله توسعه آفریقا کار میکنند ایدز یکی از مهمترین عوامل بقای فقر در خیلی از کشورهای آفریقایی است و لذا از زاویه سیاستگذاری سوالی که مطرح کردم سوال بسیار مهمی است. جواب اولیه ممکن است این باشد که بلی نرخ بیماری کم میشود چون احتمال انتقال در هر بار تماس کاهش پیدا کرده است. نکتهای که این نگاه در نظر نمیگیرد تاثیر واکسن روی تقاضا برای رابطه است.
فرض کنید فرد هزینه و فایدهای از یک رابطه را در ذهن دارد و بر اساس هزینه انتظاری (خطر ابتلا به ایدز) چگالی روابطش را تنظیم میکند. حالا ناگهان به علت شوک فناوری (معرفی واکسن) هزینه انتظاری (Expected Cost) ناشی از هر بار تماس پایین میرود. پایین رفتن هزینهها باعث میشود تا مساله بهینهسازی هزینه و فایده دوباره حل شود و تقاضا برای رابطه بالا برود. نرخ انتشار و ابتلا در جامعه (با ثابت گرفتن نرخ ابتلای اولیه) تابع تعداد تماس بین عاملها در جامعه و ریسک انتقال در هر تماس است. این که نرخ انتشار بعد از واکسن بالا میرود یا پایین روشن نیست چون یکی از پارامترها (ریسک ابتلا در هر تماس) پایین رفته ولی پارامتر دیگر (تعداد تماس در واحد زمان) بالا میرود و حاصلضرب میتواند بزرگتر یا کوچکتر از وضعیت قبلی باشد.
به نظرم همین چارچوب را میتوان برای سوالاتی مشابه مثل این که آیا گیاهخوار بودن نرخ ابتلا به بیماری قلبی را زیاد یا کم میکند هم به کار برد.

نظرات
Babak :
فکر کنم یک چیزی تو مایه های rebound effect هست. مثلا راندمان مصرف انرژی بالا میره و همزمان مصرف هم زیاد میشه ...
حامد: موافقم.
Babak - October 14, 2009 09:36 PM
علی :
در مورد ایدز این تحلیل درست نیست. در مورد بیماری قلبی چرا. هزینه یا تاوان ابتلا به ایدز عرفا در بین افرادی که نگران آن هستند بی نهایت قلمداد می شود و در نتیجه کاهش سی درصدی ریسک ابتلا باعث افزایش میزان ارتباطات این افراد نخواهد شد. افرادی که به علت ناآگاهی نگران ابتلا به ایدز نیستند روابط خود را نیز طبیعتا بر اساس این ریسک تنظیم نمی کنند.
حامد: علی ادبیاتی وجود دارد که به صورت تجربی اثر تغییر تجربی این هزینهها (مثلن بالا رفتن نرخ ابتلا به ایدز در کل جمعیت و لذا افزایش هزینه انتظاری از هر تماس) را روی رفتارها اندازهگیری میکند و نتایج معنیداری میگیرد. لذا تصمیم این قدر صفر و یک نیست و طیفی از عاملها وجود دارند که بر اساس تغییر هزینه انتظاری واکنش نشان میدهند.
علی - October 14, 2009 10:07 PM
:
یک سوال بیربط (ببخشید):
ما یک تشکل دانشجویی داریم، و با یک کتابفروشی صحبت کردهایم که به دانشجویان گروه ما با تخفیف ده درصد کتاب بفروشد. حالا یک سالی از شروع این قضیه گذشته و صاحب کتابفروشی میخواهد دربارهی تمدید عضویت افراد در این طرح تصمیم بگیرد. چه طور باید حساب کرد که دقیقاً عضویت چه کسانی به سود صاحب کتافروشی بوده و عضویت چه کسانی به ضررش؟
Anonymous - October 14, 2009 10:13 PM
علی شمس :
اگر اینطور بود تمام واکسنها و همینطور وسایل ایمنی باید بر اساس همین منطق بی اثر می بود. ولی می بینیم که اینطور نیست!
حامد: نکته اول اینکه من نگفتم حتمن باعث افزایش میشود. گفتم اثر مبهم است. نکته دوم اینکه شهودت برای برخی موارد درست است. به نظرم مواردی هست که افزایش بهرهوری در یک مورد خاص وضعیت کلی سیستم را در جهت معکوس حرکت داده است. مثال دم دستش همین اثر ارتجاعی در بهینهسازی مصرف انرژی است که کامنتگذار قبلی هم اشاره کرده است.
علی شمس - October 15, 2009 03:47 AM
:
Please refer to income and substitution effect. Total effect for a normal good is negative
Anonymous - October 15, 2009 04:49 AM
هژیر :
اگر فرصت کردی در مورد طرح برداشتن رایانه ها چند مطلب بنویس. این طرح از مهمترین تغییرات اقتصادی در کشور است و نکات مثبت و منفی مختلفی دارد. از طرفی هم با توجه به کارنامه منفی دولت نزد تحصیلکرده ها ممکن است به آسانی جنبه های مثبت طرح نادیده گرفته شود و طرح بهانه ای شود برای تقویت شعارهای عوامفریبانه و بی منطق محکم اقتصادی.
هژیر - October 15, 2009 07:15 AM
یک رامین :
فکر می کنم نتیجه، پس از فراگیری واکسن قابل ارزیابی باشد. چون هنوز نمی توان تخمینی از اعتماد عمومی به این واکسن داشت. اگر اخبار را دنبال کنید، هر چند روز یک واکسن و داروی از این دست ساخته می شود و به تولید انبوه نمی رسد، یا فراگیر نمی شود.
ولی اصل سوال برای من هم مبهم است.
یک رامین - October 15, 2009 07:39 AM
احسان :
فكر نمي كنم اين نوع نگاه در مورد مردم افريقا نتيجه بخش باشد. چون اساسا مبناي تصميم گيري شان، عقلانيت و rationality نيست. يعني به هنگام تصميم گيري به هزينه و عوايد كار خود فكر نمي كنند. درست مثل اين ميمونه كه به يه معتاد كه داره از درد نشئگي به خودش مي پيچه پيشنهاد بدي كه به جاي ترياك از ماده ديگري كه كمتر اعتياد آوره استفاده كنه تا به تدريج ترك كنه. واضحه كه طرف اصلن گوشي براي شنيدن اين حرفا نداره و هرچي دم دستش برسه رو براي رهايي از وضع موجود مصرف مي كنه.
بنابراين من فكر مي كنم اگر اين واكسن بين 100درصد مردم افريقا توزيع بشه دقيقا 30درصد (با اندكي اغماض) آمار ايدز رو كم مي كنه. به عبارت ديگه كاهش هزينه انتظاري هيچ تاثير قابل ملاحظه اي بر تعداد ارتياط جنسي پرريسك در افريقا نمي گذاره و اصلن در فرايند تصميم گيري شون اثرگذار نيست.
حامد: 1) فکر نمیکنم بشه این طوری ساده راجع به عقلانیت یک ملت چند صد میلیونی صحبت کرد.
2) اگر آن جنبهای که من گفتم را کنار بزاریم معلوم نیست واکسن 30 درصد کم کنه چون مساله بیماری منتقل شونده است و دینامیک خاص خودش را دارد.
احسان - October 15, 2009 11:44 AM
حامد :
سلام شما را به وبلاگ تشریک لینک کردیم: www.tashrik.blogfa.com
حامد - October 15, 2009 12:56 PM
ali.gh :
از این منظر تا به حال بهش فکر نکرده بودم
نکته ظریفی بود
ali.gh - October 15, 2009 01:35 PM
شهریار :
همین حالا هم در خیلی در کشورهای مدرن ایدز کنترل شده است و البته دلیل آن هم گسترش فرهنگ/رفتار استفاده از ابزارها/روشهای پیشگیری است. در کشورهای آفریقایی که به طور بنیادین با این مسئله مشکل دارند مشکل اصلی عدم توانایی گسترش این فرهنگ/رفتار و ملزم ساختن آدمها به استفاده از ابزارها/روشها و یا در درسترس نبودن آنها در هر بار رابطه است.
با توجه به این که واکسن فقط یکبار زده میشود و هزینهی دقت در هر بار رابطه را ندارد به نظر من برای کشورهای آفریقایی کاملا موثر است.
در ضمن همین حالا در کشورهای آفریقایی عقاید عجیب غریبی در مورد جلوگیری از ابتلا به ایدز وجود دارد مثل دوش گرفتن بعد از رابطه که حتی اگر اشتباه نکنم نامزد ریاست جمهوری آفریقای جنوبی هم به آن اعتقاد داشت بنابر این اعتقاد بیش از حد به قدرت واکسن همکنون رقبای دیگری هم دارد که اثر آن را خنثی میکنند.
شهریار - October 15, 2009 01:56 PM
ff :
حتی اگر 3% موثر بود بازئ هم در کاهش اثر داشت البته اگربی پرووایی جنصی را دامن نزند
ff - October 15, 2009 02:19 PM
امیرحسین :
آقا احسان:
یکم انسانهای آفریقایی رو بد خطاب نکردی؟
مقایسۀ آفریقایی ها و میمون حس بدی رو القا می کنه
امیرحسین - October 15, 2009 02:19 PM
علیرضا :
خطاب به امیرحسین
میمون رو اشتباه لفظی متوجه شدید ایشون فرمودند مثل این می مونه اما چون به غلط مصطلح این کلمه رو سر هم نوشتند این اشتباه پیش آمد.
اما در مورد کلیت حرف شما کاملا موافقم به خصوص که حکم کلی داده بودند و آفریقایی ها رو فاقد عقلانیت و تفکر منطقی دونسته بودند و نتیجه گرفته بودند که 100 درصد توزیع این واکسن 30 درصد کاهش ابتلا به دنبال داره
علیرضا - October 15, 2009 02:23 PM
امیر :
این طرز نگاه همون چیزیه که گاهی ما شاکی می شیم از اینکه غربیها ما ایرانیها رو شترسوار فرض می کنن با لباسای بلند و گشاد که هنوزم با اسب و شتر تو تهران می گردیم
امیر - October 15, 2009 02:26 PM
:
تقریباً واضح است که –هر-- عاملی هم در جهت feed forward و هم در جهت feedback موثر است. اما میزان تاثیرش به جامعه مورد بحث، مقدار اثر مستقیم عامل (30% یا 40% یا ...)، شرایط محیطی و ... بستگی دارد. به عبارت دیگر این سوال از دید نظریه پویایی سیستم ها (system dynamics) که شما و بسیاری از خواننده ها با آن آشنا هستند، این یک سوال بسیار کلی (و لذا ابتدایی) است و قابل بیان در مورد هر سیستمی است.
به طور خلاصه این سوال را در مورد اکثر عوامل درگیر با هر سیستم –پیچیده – می توان مطرح کرد. از جمله دینامیک بیماریقلبی-گیاهخواری.
پ.ن 1: البته بنده نیز دچار همین حالت شده ام. یعنی طبق نظر منتقدان توماس کوهن، در سیستم های پیچیده همزمان و به موازات هم، پارادایم های بسیار متعددی برای تحلیل موضوع وجود دارد. این مسئله باعث میشود گاهی آدم در یک پارادایم مسئله مشکلی برایش پیش آید اما همین مسئله در پارادایم دیگر بسیار ابتدایی باشد (حال اینکه بر آرا، عقاید و روش های پارادایم دیگر نیز مسلط است).
حامد: به نظرم مساله را بیهوده پیچیده کردید. ماجرا به پارادایم و اینها ربطی ندارد. یک مساله ساده فنی است. از آن طرف تا حدی که من با مدلهای سیستم دینامیک آشنا هستم مطمئن نیستم اثر تغییر تقاضا را به آن دقتی که مدلهای اقتصادی توضیح میدهد توضیح بدهد. خلاصه کلام اینکه نکتهای که من گفتم ماهیت دینامیکی ندارد (مساله جنبههای دینامیکی دیگری دارد که به آن نپرداختهایم) و لذا اصلن نیازی به وارد کردن بحث سیستم دینامیک نیست چون ما در حال بررسی تفاوت نقطه تعادلها هستیم و نه دینامیک ماجرا.
ضمنن معنی که من از بازخورد و پیشخورد میفهمم با چیزی که شما اینجا گفتید متفاوت است. مطمئن نیستم معنیاش این چیزی باشد که گفتید.
Anonymous - October 15, 2009 05:28 PM
مسعود :
موضوع تاثیر همزمان مثبت و منفی یک متغیر بر روی متغیر دیگری بسیار ابتدایی است و گمان نمیکنم موضوع پیچیده شده باشد. من هم گفته ام ساده و بدیهی است!
اگر از –ابزار— سیستم دینامیک استفاده شود، می توان به خوبی و دقت آنرا تحلیل کرد. در ضمن دقت سیستم دینامیک به دقت مدل سازی شما بستگی دارد. اگر عوامل دخیل را لحاظ کنید، دقت خوبی بدست میآید و میتوان تعادل ها را با آن به خوبی بررسی کرد.
پ.ن. 1: مراد من از بحث پارادایم، شیوه تفکر شما بود و اشتباهی آنرا دخیل در مسئله ایدز کرده اید!
پ.ن 2: جالب است این روز ها خیلی ها مواضع شدید و غلیظ در مباحثات میگیرند، شاید به خاطر تلخی حوادث اخیر و حساس شدن روحیه ها باشد.
حامد: در هر مدلسازی در هر رشتهای معمولن یک متغیر روی متغیرهای دیگر تاثیر دارد و تاثیر میگیرد. این کشفی نیست که سیستم دینامیک انجام داده باشد. گفتن این نکته هم تقریبن هیچ کمکی به چیزی نمیکند. مهم انتخاب این تاثیرات مهم است. دقت کن که اصلن بحث من این مطلب ساده وبلاگی نیست ولی اینکه هر مدلسازی اقتصادی را صرفن یک رابطه دینامیکی بدانیم شبیه این است که کسی بگوید معادلات نسبیت چیزی جس یک سری معادله ریاضی ساده نیستند!
راستی عصبی بودن من ربطی به شرایط اخیر ندارد. قبلن مطلب مفصلی نوشتم (و احتمالن تو هم دیدهای) که چرا ذکر این عبارت سیستم دینامیک من را عصبی میکند :))
مسعود - October 15, 2009 06:33 PM
مسعود :
پرسیده ای آیا واکسن باعث کاهش بیماری می شود؟
بعد گفته ای همزمان با کم کردن جمعیت بیمار، تقاضا نیز افزایش می یابد و باید اثر افزایش تقاضا را هم لحاظ کرد.
بعد گفته ای شاید همین مدل را بتوان برای مسائل دیگر هم بکار برد.
بنده عرض کرده ام اگر جای واکسن و بیماری و تقاضا را با خیلی چیز های دیگر عوض کنی باز هم سوالت برقرار است. یعنی اگر کسی کمی با پژوهش آشنا باشد، سوال شما شهود و درک جدیدی ارائه نکرده است و یک سوال کلی و لذا ابتدایی است!!!
سوال جنابعالی آنقدر کلی و به قولی فراخ و آزمون ناپذیر است که هر اظهار نظری در مورد پاسخ مثبت یا منفی به آن میل به سطحی نگری دارد! اینکه کسی بنشیند و بگوید نظریه نسبیت مهم است کار مهمی نیست! چون چیزی به آن اضافه و کم نمی کند و مطلبش می شود همان مطالب به قول تو ساده و وبلاگی!!!
پیشنهاد می کنم دقیق تر پرسشت را مطرح کنی. بدین منظور باید جامعه آماری را مشخص کنی، چارچوب پژوهشت را مشخص کنی و ... والا می شود همان گفتمان شبه علمی و کی هم برایت به به و چه چه می کنند و حتی ممکن است امر برایت مشتبه شود...
پ.ن 1 : به پ.ن 2 پست قبلی بنده مراجعه کن!
پ.ن. 2: "سوال ساده فنی"، "...بیهوده پیچیده..."، "اصلان نیازی نیست..."، "این کشفی نیست که ...."، "...هیچ کمکی..."، "دقت کن!"، "اصلن بحث من نیست"، "مطلب ساده وبلاگی..."، "نظریه نسبیت و ..." اینها عباراتی شدید و غلیظ هستند که در گفتمان علمی کمتر کاربرد دارند و شدت آنها ناشی از گفتمان احساسی-عاطفی است که میل به مطالب ساده وبلاگی دارد...
مسعود - October 15, 2009 07:30 PM
مسعود :
فکر کنم هر دو حرف همدیگر را فهمیده ایم و شاید بیش از اشارت گفته ایم.
بهتر است فضای بحث دوستان را مکدر نکنیم.
موفق باشی
حامد: من هم میخواستم دقیقن همین را بگویم. خوب است که در این مورد توافق داریم.
مسعود - October 15, 2009 07:33 PM
اكبر :
اين نكته اي كه حامد مطرح مي كنه از نظر مفهومي نكته درستي هستش ولي خب در مورد واكسن ايدز يك مقدار متفاوت هستش كه بحث مي كنيم.
يكي از مثال هاي كلاسيكي كه در اين زمينه وجود داره، اثر كمربند ايمني بر مرگ و مير هستش. در سال 1965 دولت آمريكا كمربند ايمني را اجباري مي كنه. مطالعاتي كه در مورد اثر كمربند ايمني انجام شد، نشان مي داد كه -- پس از كنترل بقيه متغيرها -- تصادفات پس از اجباري شدن كمربند ايمني بالارفته بود. خودتان مي توانيد با تحليل مشابهي كه حامد در مثال واكسن ايدز زده به اين نتيجه برسيد.
البته نوع تحليلي كه حامد در مورد واكسن ايدز گفته الزاما نمي تواند در مورد مثال ايدز مصداق داشته باشه. چرا كه متغيري كه اصطلاحا متغير مقياس هستش -- در اينجا تعداد مبتلايان به ايدز -- به تدريج با افزايش واكسن به سمت صفر ميل مي كند. اگر واكسن ايدز را به همه مردم آفريقا بزنيم و واكسن خوب عمل بكنه، ديگه بيماري ايدزي وجود نخواهد داشت. و لذا افزايش تقاضا براي رابطه هيچ اثري بر افزايش ايدز نخواهد گذاشت.
اكبر - October 16, 2009 06:11 AM
:
سلام
من تا بحال به وب شما هیچ سرکی نکشیده ام اما هر بار که بی بی سی فارسی در برنامه نوبت شما نقل و قول هایی از بلاگتان میکرد وسوسه شدم سرزده وارد شوم و فلسفه نگاه آن رسانه به وب شما را دریابم .اما اینکه دریافتم یا نه باز هم نمیدانم.
Anonymous - October 16, 2009 11:29 AM
:
به نظر من حاصلضرب میزان مصرف غذا در میزان ابتلا به بیماری قلبی به علت آنکه فاکتور دوم در مقایسه با ریسک ابتلای ناشی از مصرف گوشت بسیار پایین است، بسیار کوچک می باشد لذا با این مثال با حمل بر صحت و مثال انرژی تفاوت دارد.
Anonymous - October 17, 2009 12:08 PM
احسان :
فکر کنم اظهارنظر من یه کم توضیح لازم داره.
1- اولا من یه ذره پیاز داغش رو زیاد کردم تا حرف بیشتر به دل سنگ دوستان بشینه!
2- منظور من از عقلانیت، یک عبارت با بار ارزشی نبود. یعنی عقل ورزی، حساب و کتاب کردن، سبک و سنگین کردن و هزینه فایده کردن که به خودی خود بار ارزشی مثبت یا منفی نداره (اگرچه در پارادایم مدرنیته به طور پیش فرض باری مثبت تر از خودش بهش داده می شه) بنابراین منظور من توهین به ملت افریقا نبود و صرفا می خواستم به مکانیزم تصمیم گیری شون اشاره کنم.
3- خیلی از مردم افریقا مساله شون مساله حیات و ممات است و نه سلامتی و کیفیت زندگی
4- من همچنان تاکید دارم که مردم افریقا در خصوص برقراری روابط جنسی آنقدرها سبک سنگین نمی کنند.
احسان - October 18, 2009 07:20 PM
محمدرضا ک :
این موضوع رو کاملا باید با توجه به جامعه مورد نظر بررسی کرد.
در کشورهای پیشرفته با توجه به فرهنگ سازی که شده و احتیاطی که مردم بطور عادی میکنن، این 30% تاثیر خاصی در باز شدن گارد جامعه نسبت به بیماری نداره چون میدونن و تبلیغات عمومی هم تاکید خواهد کرد که خطر هنوز بالاست.
در کشورهایی مثل ایران، بخش قابل توجهی از انتقال از طریق سرنگ آلوده است، و نرخ ابتلا در زندانها خیلی بالاست. در نتیجه واکسیناسیون تمام زندانیان میتونه موثر باشه. از طرف دیگه واکسیناسیون تمام جامعه شاید باعث بشه که نرخ رفتارهای پرخطر (که در ایران معمولا بصورت صکص با فواحش هست) بالا بره، این شاید تاثیر منفی بگذاره.
اما در آفریقا وضعیت فرق میکنه. وقتی که میگن نرخ ابتلا در آفریقا بالاست، منظور مثلا مصر نیست، منظور آفریقای فقیر و با فرهنگ پایینه. جاهایی که ناآگاهی بیداد میکنه. مثلن اعتقاد دوش گرفتن بعد از رابطه پاک کننده است. یا جادوگرها قادرن این بیماری رو درمان کنن. یا از اینها بدتر، اعتقاد دارن که صکص با دختر باکره، برای مبتلایان شفابخشه. از اونجا که این گروه با این سطح فرهنگ در هر صورت کار خودشون رو میکنن، واکسیناسیون عمومی شاید تاثیر خوبی بگذاره، بخصوص در حفاظت از اون دخترهای بیچاره.
محمدرضا ک - October 19, 2009 02:41 PM
محمدرضا ک :
این موضوع رو کاملا باید با توجه به جامعه مورد نظر بررسی کرد.
در کشورهای پیشرفته با توجه به فرهنگ سازی که شده و احتیاطی که مردم بطور عادی میکنن، این 30% تاثیر خاصی در باز شدن گارد جامعه نسبت به بیماری نداره چون میدونن و تبلیغات عمومی هم تاکید خواهد کرد که خطر هنوز بالاست.
در کشورهایی مثل ایران، بخش قابل توجهی از انتقال از طریق سرنگ آلوده است، و نرخ ابتلا در زندانها خیلی بالاست. در نتیجه واکسیناسیون تمام زندانیان میتونه موثر باشه. از طرف دیگه واکسیناسیون تمام جامعه شاید باعث بشه که نرخ رفتارهای پرخطر (که در ایران معمولا بصورت صکص با فواحش هست) بالا بره، این شاید تاثیر منفی بگذاره.
اما در آفریقا وضعیت فرق میکنه. وقتی که میگن نرخ ابتلا در آفریقا بالاست، منظور مثلا مصر نیست، منظور آفریقای فقیر و با فرهنگ پایینه. جاهایی که ناآگاهی بیداد میکنه. مثلن اعتقاد دوش گرفتن بعد از رابطه پاک کننده است. یا جادوگرها قادرن این بیماری رو درمان کنن. یا از اینها بدتر، اعتقاد دارن که صکص با دختر باکره، برای مبتلایان شفابخشه. از اونجا که این گروه با این سطح فرهنگ در هر صورت کار خودشون رو میکنن، واکسیناسیون عمومی شاید تاثیر خوبی بگذاره، بخصوص در حفاظت از اون دخترهای بیچاره.
محمدرضا ک - October 19, 2009 02:42 PM
a.j :
سلام آقای قدوسی
من تا حدی با شما موافقم و تا حدی هم با آقای محمدرضا ک.
تحلیل شما از اینکه نمیشه پیش بینی دقیقی کرد کاملا درسته و تحلیل آقای محمدرضا ک در مورد فرهنگ کشور یا کشورهای مورد بحث.
ولی نظر شخصی من اینه که میشه نه دقیقا، که به صورت تخمینی پیش بینی کرد که چه اتفاقی می افته. نمیشه کاملا عامل Rationality رو کتمان کرد ولی انتظار هم چین تحلیلی از آفریقای فقیر برای اکثریت جامعه (تاکید می کنم اکثریت نه کل) انتظار زیادیه (حتی من فکر میکنم انتظار هم چین تحلیلی از افراد عوام بسیار از جوامع پیشرفته تر از آفریقای فقیر هم انتظار زیادیه). بنابراین چون نمیشه کاملا به Rationality تکیه کرد و باید عوامل دیگر رو هم مدنظر قرار داد، فکر می کنم که واکسن تاثیر خوبی داشته باشه و با گذشت زمان از سرعت ابتلا کم کنه (البته به صورت تدریجی و با سرعت کم.)
a.j - October 20, 2009 08:04 AM
هانی :
سلام آقای قدوسی.ریسک ابتلا به ایدز از طریق رابطه جنسی حدود 25 درصده. یعنی از هر 4 رابطه یک آدم ایدزی، یکی باعث انتقال میشه. در صورتی که احتمال ابتلا از طریق انتقال خون آلوده و یا سرنگ آلوده تقریبا 100 درصده. میشه گفت با اون 30 درصد واکسن و 25 درصد احتمال ابتلا در رابطه جنسی، افزایش زیادی در جمعیت مبتلا از طریق رابطه جنسی نداریم.
هانی - October 20, 2009 02:50 PM
آفازيك :
نميدونم اما شايد بررسي نتايج واكسيناسيون هپاتيت ب در كشورهاي آلوده معيار خوبي براي مقايسه به دست بده.
اين اتفاقي رو كه ميگين من راجع به ضدآفتاب و سرطان پوست شنيدم. ظاهرا در يك مطالعه افرادي كه ضدآفتاب زده بودند بيشتر از اونها كه نزده بودند سرطان پوست گرفتند چون با اعتماد به نفسي كه داشتن بيشتر زير آفتاب مي رفتند و از كلاه و اينها استفاده نميكردند. متاسفانه اسم مطالعه رو نميدونم. اشتباه نكنم استراليايي بود. از درماتولوژيستها شنيدم.
آفازيك - October 23, 2009 05:13 PM