شرم
مدتها است که دوست دارم راجع به وضعیت ناراحتکننده سایت بالاترین به عنوان نمادی از سلیقه عمومی جامعه اینترنتی کشور در باب مسایل مهم کشور بنویسم. در چند ماه گذشته هر بار که سری به سایت زده ام با تاسف از این که چه لینکهای نازلی محبوب میشوند و چه موضوعات مهمی اصلن بازتاب پیدا نمیکنند بازگشتهام. منظورم دخالت در سلیقه مردم و کیفیت موضوعات تفریح و سرگرمی نیست. منظورم لینکهای به اصطلاح جنبش سبزی است که به لحاظ بیاخلاقی هیچ تفاوتی با نمونههای مشابهشان در آن طرف ندارند. امروز لینکی دیدم که تصور داغ شدن و رسیدن آن به صفحه اول را حتی در خواب هم نمیدیدم. یک نفر لینکی به عکس تجمع دختران بسیجی داده و در مورد قیافه آنها نظر داده است. این لینک کلی مثبت و نظر تاییدآمیز دریافت کرده و چه بسا موضوع داغ روز شود.
من فقط میتوانم بگویم از دیدن این رفتار حیرتزده و شرمسار شدهام. نقطه آغاز شکلگیری جنبش سبز اعتراض به تباهیهای اخلاقی سالهای اخیر بود و نه بازتولید بیاخلاقی در شکلی دیگر. این روند و این بازنمودی از سبز بودن که من در بالاترین میبینم راه به هیچ روشنی نمیبرد. اگر عصاره جنبش سبز چیزی است که در بالاترین جریان دارد من از آن استعفا میدهم و اگر آن چیزی که میگذرد ربطی به جنبش سبز ما ندارد پس همین امروز خیلی روشن در مقابلش موضع بگیریم. فردا ممکن است دیر باشد.
پ.ن: این مطلب را خیلی دم دستی و به عنوان یادداشت شخصی اعتراضی نوشتم. فکر نمیکردم قرار باشد خودش در بالاترین داغ شود. کمی مطلب را ویرایش کردم. لطفن اگر جایی ارسالش کردید متن جدید را بفرستید.

نظرات
علی :
فکر می کنم برخی درون جنبش همان کاری را می کنند که آن طرف نیز در حالت افراطی و بدون منطق انجام می دهند.دو گروه یکسان در دو جبهه؟!
علی - November 12, 2009 08:49 PM
:
از این لینکها زیاده. من گذاشتم به حساب اینکه هیچ راه دیگری برای تخلیه خشمشون ندارند. هر چی هم اون زیر میگید بابا این کارها درست نیست، نکنید! گوش نمی کنند. باز ملت مثبت میدهند.
من هر موقع عصبانی میشم فایلی را که برای مبارزه با فیلترینگ دارم می نویسم، آپدیت می کنم. حتی در بدترین شرایط که همه چی را فیلتر می کنند من باز هم می توم به هر روشی شده دورش بزنم. تا حالا نتونستند جلوی من را بگیرند. گفتم بذار به زیان خانم های خانه دار یک فایل کامل منتشر کنم تا هر کسی بتونه فیلترینگ را دور بزنه. ولی خب، خیلی کار می بره تا همه چیز را به زبان ساده توضیح بدی و بگی در بدترین شرایط که همه چی قطع میشه چه باید کرد.
Anonymous - November 12, 2009 09:13 PM
شایان :
نه تمام جنبش سبز ولی بخش از مردم واقعا این مدلی فکر می کنند و اشتباه بزرگی هستش که فکر کنیم دیدگاه همه مثل ماست. اختلاف ایده و اختلاف سلیقه در هر جامعه ای طبیعی هستش مشکل اصلی دقیقا همین موضوعی است که اشاره کردید که "اعتراض به تباهیهای اخلاقی سالهای اخیر بود و نه بازتولید بیاخلاقی در شکلی دیگر."
شایان - November 12, 2009 09:42 PM
:
گل گفتی. برای همین فرستادمش به بالاترین
http://balatarin.com/permlink/2009/11/12/1837600
Anonymous - November 12, 2009 09:48 PM
روزبه دانشور :
اول این که به نظرم این رفتاری که دیده میشه، به هر حال ریشههایی داره و چیز جدیدی نیست. از طرف دیگه هم (با فرض درست بودن جملهی قبلی) خواه ناخواه این رو هم باید در نظر گرفت که احتمال به وجود اومدن یک جنبش با اختلاف زیاد از اون چیزی که وجود داره، کمه. این که جنبش سبز حرکت جدیدی باشه با مقداری اختلاف نسبت به روند جاری، برای من قابل قبول و امیدوار کننده است. اما انتظار ندارم حرکتی ببینیم که از بنیان جدید و نو باشه.
روزبه دانشور - November 12, 2009 09:53 PM
شهریار :
حامد جان دنیا (ی ما) پر است از احمق ها... امید ما شاید این است که همان طور که سطح فهم نخبگان و مردم عادی به مرور زمان بیشتر می شود (مثلا تفکرات ضد جنگ در مقایسه با دو قرن پیش و حتا دو دهه پیش) از میزان حماقت احمق ها هم کاسته شود.
به علاوه فکر نمی کنم این تمایز قایل شدن ها جندان در عمل برای جنبش سبز موثر باشد هرچند برای تبری جستن اش بی تردید لازم است
شهریار - November 12, 2009 09:56 PM
:
نکته ای که به نظر من از همان اوایل می رسید این بود که با شناختی که از جامعه ایرانی داشته ام، برای من از اول قبول کردن اینکه این همه آدم با شعور و با اخلاق جمع شده اند تا امور جامعه را اصلاح کنند عجیب بود. اگر درصد قابل توجهی از 3 میلیون نفری که در تجمع سبز حضور داشتند واقعا از نظر اخلاقی در سطح بالایی بودند که وضع جامعه و تهران به این شکل نبود. جنبش سبز از اول از طیف های مخلتفی تشکیل می شد که نقطه مشترک اصلی آنها مخالفت با وضع حاکم است، ولی اینکه با کجای وضع حاکم مخالفند طیف خیلی گسترده ای دارد. از مصطفی ملکیان هست تا آدم هایی که همین لینک را گذاشته اند. بین سیاست مداران اصلاح طلب هم همین موضوع کاملا مشهود بود.
من می توانم برایت اینجا لیست کنم کارهای غیر اخلاقی که جنبش سبز و حتی گاهی افرادی که نقش رهبری اش را تا حدودی انجام می دهند دارند، (برای عدم سوء تفاهم این را هم باید ذکر کرد که آدم های در سطح اخلاقی بالا هم در بینشان هست.)
فکر می کنم احمدی شاید بتوان نژاد را نماد تباهی اخلاقی جامعه ایران در نظر گرفت. ولی رفتار برخی اصلاح طلبان هم در طول سال های گذشته و شاید حتی از زمان میانه دوره دوم خاتمی هم تاثیر خود را گذاشته است. این عدم تسامح و نفرت و تحقیر طرف مقابل و رفتار احساسی و ... در هر دو طرف موج می زند. فکر می کنم رهبران موج سبز می توانستند و هنوز هم می توانند با شرط اصلاح قانون انتخابات به طوری که آزاد تر باشد و امکان تقلب را بسیار کمتر کند با حکومت کنار بیایند. ولی ...
Anonymous - November 12, 2009 10:00 PM
:
در مورد عصاره بودن یا نبودن، ربط داشتن یا نداشتن هیچ صفر و یکی در کار نیست. تا درجاتی هست تا درجاتی نیست. این را باید قبول کنیم.
در ضمن اگر قرار بود که هر کسی با دیدن کوچکترین ناهماهنگی استعفا میداد که هیچ جنبشی توی تاریخ راه به جایی نمیبرد. شما فکر میکنید که تمام جنبشهایی که الان برای بشریت (یا حداقل بخشی از بشریت) مایه افتخار است جنبشهای صددرصد پاک و خالص و بدون هیچ حاشیه بودند؟!
البته من شدیدا با موضعگیری سریع و زودهنگام و بیملاحظه موافقم. اصلا جنبش که هیچ، همین روندهای ساده زندگی اجتماعی نه چندان طولانی مدت خودمان را هم که نگاه کنی میبینی که چقدر پیش آمده که میبایست زود و صریح موضع میگرفتیم ولی ما کوتاه آمدیم و آن شد که نباید میشد.
با این حال وقتی که احساس میکنی که در ناصیه یک چیزی نوری هست قرار نیست که به خاطر بدیهای کوچکش کلش را دور بریزی. فراموش نکنیم که خود ما هم یک جورهایی همان چند رنگی و ناهماهنگی را در اندازههای خودمان و در درون خودمان داریم.
Anonymous - November 12, 2009 10:00 PM
:
حامد خان
سایت بالاترین فقط نماینده یک کم آزادی است نه یک جنبش
همانطور که انها ازادند شما هم ازاد بودی که یک سری را احمق خطاب کنی.
در بیداد جمهوری اسلامی همه ما ما تحتمان به بی اخلاقی آلوده است.
خواهش میکنم در برابر وسوسه سانسور مقاومت فرمایید.
پژمان - کانادا
Anonymous - November 12, 2009 10:05 PM
سارا :
سلام. میدونم خوشتون نمیاد غریبه ها نظر بدن اما این دفعه رو ببخشید لطفا. به عنوان یک سبز داخل نشین به نظرم میاد بالاترین چکیده جنبش سبز نیست بلکه بخشی از اونه. بیشتر کابران فعالش خارج نشین هستن و من نمیدونم چرا بی ادبی و هتاکی توی ایرانیای خارج از کشور بیشتره. یک دلیل دیگه هم که چکیده سبزها نیست به نظر من اینه که وقتی فضای جایی بی ادبانه و وقیحانه میشه فقط مجال برای بی ادبها هست که تو اون فضا بمونن. به عنوان یک خانم بیشتر از فحشهای ناموسی که به مخالفان میدن خیلی خیلی عصبی میشم. حتی گاهی آدرس وبلاگ یکی مثل مرآتی رو میذارن و دعوت میکنن که برین اونجا فحش بدین. اون وقت به دخترای شجاع توی تظاهرات میگن شیرزن. دلم میخواد سرمو از دستشون بکوبم به دیوار. در پایان بگم که با نظر دوستانی که میگن اونایی که میان راهپیمایی شبیه بقیه هستن و فرهنگشون در همین حدوده مخالفم. من تمام راهپیمایی ها رو رفتم و این حرف بسیار بسیار غیرمنصفانه است. ولی مساله اینه که یک کار خطا به چشم میاد و سکوت چند میلیون نفر آدم به چشم نمیاد.
سارا - November 12, 2009 10:17 PM
اسماعیل :
زیاد سخت نباید گرفت.بیشتر یک روش ابراز خشونت هستش.اخبار خوب هم داره.اما حق نه ولی باید منصف بود که بر امده از عصبانیت هستش.کسی رو در نظر بگیر که چند لحظه قبل از همین تیپ ادمها تو خیابون کتک خورده و تحقیر شده.کجا باید خشمش رو خالی کنه.میکم باز هم تایید نباید کرد اما تحلیل میشه کرد.
اسماعیل - November 12, 2009 10:21 PM
:
نمیدونم کاربران بالاترین تا چه حد نمونه آماری خوبی هست برای استنتاج درباره بدنه جنبش سبز. خصوصا اینکه یک چیز دیگه رو هم باید بهش اضافه کنیم: فکر میکنم در فضای مجازی کاربرانی كه به اصول اخلاقی پایبندتر هستند کمتر در مقابل چنین کارهای احمقانه ایی عکس العمل نشون میدهند و بیشتر بی تفاوت از کنارش میگذرند. به نظر من راه حال اینه که آستانه تحملمون رو در مقابل این جور بی اخلاقی ها در فضای مجازی پایین بیاریم، و حتا با گذاشتن یک کامنت هم كه شده به این رفتار ها عکس العمل نشون بدیم.
Anonymous - November 12, 2009 10:26 PM
يه نفر از ايران :
طوری حرف می زنی كه انگار قبل از جنبش سبز و اتفاقات اخير، سايت بالاترين خيلی اخلاقيات رو رعايت می كرده و حالا يكدفعه عصاره بی اخلاقی به رنگ سبز داره ازش تراوش می كنه. قبل از مسائل اخير، لينك های مربوط به جنبش سكس، به طور مثال، درصد بالايی از اين سايت رو به خودش اختصاص می داد.شما از لحاظ اخلاقی مشكلی نداشتی؟ حالا اين قضيه چه ربطی به جنبش سبز اخلاقی شما داره من نمی دونم. به نظرم استدلالت يه جورايی شبيه برادرای داخلیه كه می گن چون بی بی سی و صدای آمریكا اخبار جنبش سبز رو پوشش می دن پس جنبش داره از خارج هدايت می شه و موسوی و كروبی هم وابسته به آمريكا و انگليسن.
ضمنن مثل اين كه تو قلب آمريكا فراموش كردی كه ما اين جا تو ايران داريم زندگي می كنيم.گناه مردم چيه كه اين جا بايد واسه يه قطره اطلاعات له له بزنن و هيچ خرابشده ای كه بشه اطلاعات رو درست درمون مبادله كرد وجود نداره؟
اينم بگم كه با انتقاد، موضع گيری و اين جور مسائل به هيچ وجه مشكلی ندارم و اونو حق هركسی می دونم.
يه نفر از ايران - November 12, 2009 10:30 PM
:
چشم. متن در بالاترین تصحیح شد
Anonymous - November 12, 2009 10:51 PM
بهرامي :
جناب قدوسي كدام عرصه از زندگي مردم كاملا ايده آل و مطلوب است كه حالا به خاطر مطالب يك سايت مته به خشخاش بگذاريم ؟ به نظرم اين نگاه شما آرمانگرايانه است چون همه جا و همه وقت شوخي و تمسخر هم وجود دارد و خوب بودكه آن را ارتباط به كلمه جنبش سبز نمي داديد .
بهرامي - November 12, 2009 11:28 PM
:
استعفای شما به این دلیل و به هر دلیل دیگری پذیرفته نیست
Anonymous - November 12, 2009 11:34 PM
سعید قاسمی نژاد :
سلام
من با اون لینک کاری ندارم ولی به نظرم میشه ارتباط معنا داری بین زیبا یا خوش تیپ نبودن رو با بسیجی بودن پیدا کرد.به نظرم این کاملا قابل مشاهده است که پیاده نظام گروههای افراطی مذهبی و شبه نظامی در ایران به لحاظ مشخصات ظاهری بر اساس سلیقه عمومی کاستیهای معنی داری دارند.دلیلش چیه؟چون این کاستیها رو دارند به این نهادها رو میارن یا چون به این نهادها رو میارن این کاستیها رو پیدا می کنن؟به نظرم بیشتر اولی باشه.همه ماتا حد زیادی محتاج تحت تاثیر قرار دادن دیگران هستیم.معمولا این کار از طرق مختلف انجام میشه :زیبایی ، هوش ، ثروت،تحصیلات قدرت و ... وقتی تو این چیزها کمبود داشته باشیم یا اون میزانی که ازش داریم کافی نباشه سعی می کنیم تو جاهای دیگه بدستش بیاریم بسیج با قدرت بدون نظارتی که به اعضاش میده این امکان رو فراهم می کنه.ما همه در ارتباط با این برادران و خواهران لذت فراوانی که از قدرتشون در برابر دیگران می برند رو دیدیم.خب به نظرم میشه نتیجه گیری کرد حرف اون اقا که اون لینک رو گذاشته خیلی هم احمقانه نباشه هر چند به شکل غیر قابل دفاعی بیان شده
سعید قاسمی نژاد - November 13, 2009 12:01 AM
elahe :
doroste ama yavash yavash dorost mishe ba hamin talangorha ...va na inke bayad hagh dad be oghdeyee boodanemoon vali shayad bayad dark kard va darman kard in hame oghde dar voojoodemoon ro ....andanki sabr sahar nazdik ast
elahe - November 13, 2009 02:05 AM
:
همین کامنت های بالا را نگاه کن که دارند این رفتار را توجیه می کنند. طرف مقابل هم همین طور توجیه می کند که رفتارش را توجیه می کند. رفتار غیراخلاقی طرف مقابل به هیچ وجه نمی تواند دلیل قابل قبولی برای رفتار غیر اخلاقی باشد.
واقعیت این است که تمسخر، انکار وجود انسان ها طرف مقابل و خواسته های آنها به عنوان مردم، کاهش طرفداران دولت فعلی و جمهوری اسلامی به عناوین مختلف برای انکار وجودشان به عنوان مردم و اعضای جامعه، ... همه این ها از قبل از انتخابات هم در رفتار بعضی از مخالفان دولت فعلی موجود بود. تصور اینکه اکثریت کسانی که از این جنبش پشتیبانی می کنند از نظر اخلاقی از میانگین جامعه بالاتر است از اول مشکوک بود. توهین و مسخره کردن احمدی نژاد یک موضوع روزمره بود و هست. وقتی طرفداران این جنبش از همان اول حاضر نیستند قبول کنند که میزان قابل توجهی (از نظر من اکثریت) رای دهندگان به او رای داده اند یعنی از اول کار این جنبش با کذب شروع شده است. به نظر من نمی رسد که از منظر شخصیت اخلاقی و رفتاری تفاوت زیادی بین موافقان و مخالفان جنبش سبز وجود ندارد. وقتی هنرپیشه ها و ورزشکاران و ...یی که سال ها به فرهنگ و ورزش و ... این کشور خدمت کرده اند، به صرف اینکه نظرشان با جنبش سبز یکی نیست خائن نامیده می شوند و در فیس بوک گروه های با نام "از فعلانی خائن متنفرم!" مثل قارچ زیاد می شود، ... چه فرقی دارد با اینکه دولت و کیهان بعضی اصلاح طلبان را وطن فروش و خائن می نامند؟ چرا اکثریت جنبش سبز نمی توانند یا نمی خواهند درک کنند (یا درک می کنند ولی باز انکار می کنند) که قسمت قابل توجهی از مردم همین کشور خودمان ایران احمدی نژاد را صادقانه ترجیح داده اند؟
Anonymous - November 13, 2009 03:22 AM
نوید :
به قول فیس بوکی ها: لایک!
نوید - November 13, 2009 03:49 AM
بشیر سجاد :
سلام، هرچند با اعتراض شما به آن مطلب موافقم ولی افسوس که اولا ظاهرا در پست اولیه نوشته بودی «یک نفر "احمق" (تاکید دارم این را بگویم) لینکی به ...» که این کلمه احمق انصافا نقض غرض واضحی بود! ثانیا نه بالاترین نماینده جامعه اینترنتی ایران است نه صرفا داغ شدن یک لینک در بالاترین نشان دهنده رویکرد مثبت «جامعه» بالاترین به أن لینک است. با این حال با دغدغه کلی شما موافقم!
بشیر سجاد - November 13, 2009 05:34 AM
بابک :
کاش مشکل فقط در سایت بالاترین بود. مشکل این جنبش همان مشکل تاریخی ایرانی هاست. کار دسته جمعی ازمان برنمی آید. رهبرهای این جنبش امکان رهبری ندارند چون سریعا متهم و دستگیر می شوند. خارج نشین ها را هم قبول ندارند تا زمینه ای برای اتحاد سیاسی و رهبری جمعی وجود داشته باشد. به جای رهبری جمعی رسیدیم به رهبری کتره ای. به شعارهایی که با کمترین بینش سیاسی مطرح میشود و مردم هم تکرار می کنند توجه کن. آیا مرجع مورد وثوق جمعی نباید باشد گه حداقل این شعارها راتایید یا رد کند؟ حقیقتش من هم از به ابتذال کشیدن این جنبش و دل زدگی نیروهای باکیفیت جامعه از آن می ترسم.
بابک - November 13, 2009 06:17 AM
:
سلام حامد خان
به نظر من سایت بالاترین تمام جنبش سبز نیست باید درنظر گرفت که عضوهای این سایت هر کدام یک زاویۀ دید دارند که لزومآ نباید با دیدگاههای دیگر مطابقت بکند اما اگر شما هم به جای خیابان ماریا هیلف در وین در خیابان ولیعصر تهران باشید و کتک بخورید چه خواهید کرد؟
در این مدت چقدر ما رو تحقیر کردند یکبار خس و خاشاک گفتند ، یکبار گفتند این جنبش وجود خارجی ندارد ووووو
آرمانگرایی در جایی هست که طرف مقابل هم به آن پایبند باشد نه فقط یک طرف بهش احترام بگذارد و دیگری نه.
اون لینک هم باید به حساب جامعه آزاد گذاشت شما دوست نداری بهش منفی بده چه لزومی داشت لینک دهنده را احمق خطاب بکنید یه خورده رفتارتون مثل این رژیم شده اول اعتراض می کنید بعد طرف را احمق می نامی بعد مجبور میشی متن را اصلاح بکنی .
Anonymous - November 13, 2009 08:26 AM
سپهر عاطفس :
متاسفم...
سپهر عاطفس - November 13, 2009 08:48 AM
سپهر عاطفی :
متاسفم...
سپهر عاطفی - November 13, 2009 08:48 AM
:
بالاترین شکلی از دموکراسی اینترنتی است. دموکراسی هم بالا و پایین دارد، که در پایین آن پدیده های حاصل از عوام زدگی مثل آنچه گفتید می تواند رخ دهد. اما بالاترین مثل دموکراسی سیاسی در مجموع عملکرد مثبتی داشته است.
Anonymous - November 13, 2009 09:59 AM
سمیرا :
متاسفانه جامعه ما سال هاست دچار بی اخلاقی شده. نمود آن هم در شکل خیلی گسترده و در سطح به اصطلاح مدیران بلند پایه همان چیزی بود که در مناظره هامتجلی شد. به اسم افشاکری بازار تهمت و بی اخلاق تا بالاترین سطح جامعه خود را نشان داد. با این حساب نمی توان انتظار داشت که از این همه بی اخلاقی، یک گروه یا جنبش کاملا با اخلاق زاده شود. هر چند من هم با شما موافقم که جنبش سبز برای باز تولید اخلاق و جلوگیری از انحطاط پا به میدان گذاشت، اما واقعیت چیزی جز تصویر ایده آلی است که ما داریم. به هر حال جنس ابزارهای دو طرف شبیه هم است. چون هر دو محصول یک جامعه و چندین سال رواج بی اخلاقی در کشور است.
سمیرا - November 13, 2009 10:14 AM
سحرناز :
سلام دوست عزیز من تازه امروز با وبلاگت آشنا شدم وبلاگ زیبا و جالبی داری امیدوارم همیشه موفق باشی...اگه دوست داشتی به وباگ منم سر بزن خوشحال میشم...منتظرتم[گل][لبخند]
سحرناز - November 13, 2009 11:16 AM
خانوم ميم :
بيشتر جنبه پنجول كشيدن داره به قفس ... !
خانوم ميم - November 13, 2009 02:10 PM
:
بر خلاف اکثر کامنتهای بالا من معتقدم سایت بالاترین نقش بالایی در پیش برد و اطلاع رسانی داشته است
لینک خوب و بد چیه؟ از دید شما مصوبات اقتصادی مجلس مهم هستند. از طرف شخص دیگری درگیری های بین مایلی کهن و علی دایی مهمند. بالاترین با همه عیوبی که دارد نمادی از جامعه پیشرو ایرانی است. جامعه ای که در آن اخلاق هم تا حد خوبی رعایت می شود. نمی شود انتظار داشت که همه پیغمبر باشند و معلم اخلاق. تازه اخلاق هم نسبی است. بنابراین به هیچی گیر ندهید. بگذارید همه چیز سیر طبیعی خودش را طی کند.
Anonymous - November 13, 2009 02:56 PM
زینب :
زیاد نباید سخت گرفت. لینک خوب و بد مثل آدمهای خوب و بده که همه جا هست. البته شاید بخشی از این لینکها به خاطر فشار خفقان و سانسور شدید تو ایرانه که همه رو عصبانی کرده و البته گاهی م نتیجه معکوس داره.
زینب - November 13, 2009 03:07 PM
رها :
سلام
من هم مخالفم با این نوع مبارزه ...
این نتیجه عکس می ده بارها گفتم ...
جاری باشید
رها - November 13, 2009 03:12 PM
ایرانی اصیل اصلاح طلب :
بچه گول می زنی؟
احتمالا تو هم یکی از همین مردم عادی هستی که نظامشون را خیلی هم دوست دارند، اما الآن لباس میش پوشیدی و آمدی سمت ما!
با این حرف های کوچک هم شروع کردی تا رفتار ما را عوض کنی؟
واقعا از فحش دادن ما به مخالفینمان ناراحت شدی؟!!!
یعنی این همه سال که اصلاحات با همین روش، بقیه را فحش باران می کرد و بهش هم افتخار می کردیم، شما خواب بودی؟
من هیچ ترسی ندارم که اعتراف کنم که بی ادبی و فحاشی اصلاح طلب ها از همه گروه ها بیشتر بوده. خیلی هم بیشتر بوده.
اصلا حرفی هست؟
این همه سال، بدترین و رکیک ترین فحش ها را دادیم، باز هم می دهیم. اگر شما هم بار اولت است که این فحش ها را می شنوی؛ پس همه این سال ها خواب بودی، پس باز هم بگیر بخواب
ایرانی اصیل اصلاح طلب - November 13, 2009 05:00 PM
دانشجو :
اخلاق و اصلاح طلبی؟ مزاح می فرمایید؟
این همه پیامک و جک و مطلب توهین آمیز که در این سال ها علیه احمدی نژاد منتشر شد، نشانه اخلاق بود که الآن انتظار اخلاق دارید؟
حتی بسیاری از آن ها از پیش از ریاست جمهوری او در 4 سال پیش و در فاصله دو دوره انتخابات انجام شد که مشخص است هیچ ربطی به عملکرد احمدی نژاد ندارد و تنها برای شکست حریف از سوی اصلاح طلبان منتشر شد.
اخلاق و اصلاح طلبی؟ واقعا با این پرونده سیاه و این فحاشی های 4 ساله که علامت مشخصه اصلاحاتچی ها است، انتظار ادب و اخلاق داشتی؟ دی:
دانشجو - November 13, 2009 05:08 PM
امید جهانشاهی :
کارکرد بالاترین همین است. دم دستی است و دل را خنک می کند. سبز هم مثل هر رنگی طیف های مختلفی دارد. برای کسانی که به اعتراض امده اند بالاترین خوب است تا دلشان خنک شود اما ارائه چهره ای جدی که البته به کار ادم های جدی می اید باید فکر دیگری کرد.
به گمانم سبز اگر بخواهد بماند باید به سوالات جدی پاسخ خای جدی بدهد و این یک نیاز جدی است. بالاترین باید همین بالاترین باشد کارکرد خودش را برای مخاطب خاص خودش دارد.
امید جهانشاهی - November 13, 2009 05:09 PM
:
خوب نظرت راجع به بی اخلاقی که جای بحث نداره... این بی اخلاقی از این نمونه که گفتی و خیلی مشهوده هست تا پوشش دادن به شایعات بی اساس که به نظر من خودش اوج بی اخلاقیه و می تونه ضربه های بزرگی وارد کنه...
اما اینکه گفتی جنبش سبز ما... مساله ای که ما اینجا داریم اینه که این حرکت هیچ مرزبندی نداره... این از یه لحاظ خوبه چون دایره رو بزرگ می کنه و افراد بیشتری داخل می شن.. انا از یه نظر هم بده چون افرادی مثل سازگارا و مخملباف و غیره هم می یان خودشون رو جزو حرکت و بلکه نماینده و رهبر حرکت در خارج کشور می دونن... برا خود من خیلی دردناکه که مخملباف خودشو نماینده حرکت توی اروپا بدونه و هیچ کس هم نباشه که جلوش موضع بگیره و بگه تو سر پیازی یا تهش... اما خوب این روشی بوده که موسوی انتخاب کرده... مزیتش هم اینه حرکت دمکراتیکتر می مونه و کانالیزه نمی شه... بدیش هم اینه که یه عده ای مثل این آقایون که متاسفانه رسانه هم دارن شاید بتونن کم کم بندازنش توی کانال دلخواه خودشون... حالا تحلیل سود هزینه من می گه به تدریج هزینه بیشتر از فایده خواهد بود...
راستی این نمونه هایی که می گی از برخوردای بی اخلاقانه چیز غریبی نیست... یه نگاه بکن به لینکای ناسیونالیستی و عرب ستیزانه توی همون بالاترین یا هرجای دیگه و یادت باشه اینا تازه قشر فرهیخته جامعه می دونن خودشون... باور کن شخص من توی خیلی مراتب اخلاقی برادران ارزشی و بسیجی رو بیشتر از دوستان روشنفکر قبول دارم
Anonymous - November 13, 2009 06:02 PM
یاسر :
خوب نظرت راجع به بی اخلاقی که جای بحث نداره... این بی اخلاقی از این نمونه که گفتی و خیلی مشهوده هست تا پوشش دادن به شایعات بی اساس که به نظر من خودش اوج بی اخلاقیه و می تونه ضربه های بزرگی وارد کنه...
اما اینکه گفتی جنبش سبز ما... مساله ای که ما اینجا داریم اینه که این حرکت هیچ مرزبندی نداره... این از یه لحاظ خوبه چون دایره رو بزرگ می کنه و افراد بیشتری داخل می شن.. انا از یه نظر هم بده چون افرادی مثل سازگارا و مخملباف و غیره هم می یان خودشون رو جزو حرکت و بلکه نماینده و رهبر حرکت در خارج کشور می دونن... برا خود من خیلی دردناکه که مخملباف خودشو نماینده حرکت توی اروپا بدونه و هیچ کس هم نباشه که جلوش موضع بگیره و بگه تو سر پیازی یا تهش... اما خوب این روشی بوده که موسوی انتخاب کرده... مزیتش هم اینه حرکت دمکراتیکتر می مونه و کانالیزه نمی شه... بدیش هم اینه که یه عده ای مثل این آقایون که متاسفانه رسانه هم دارن شاید بتونن کم کم بندازنش توی کانال دلخواه خودشون... حالا تحلیل سود هزینه من می گه به تدریج هزینه بیشتر از فایده خواهد بود...
راستی این نمونه هایی که می گی از برخوردای بی اخلاقانه چیز غریبی نیست... یه نگاه بکن به لینکای ناسیونالیستی و عرب ستیزانه توی همون بالاترین یا هرجای دیگه و یادت باشه اینا تازه قشر فرهیخته جامعه می دونن خودشون... باور کن شخص من توی خیلی مراتب اخلاقی برادران ارزشی و بسیجی رو بیشتر از دوستان روشنفکر قبول دارم
یاسر - November 13, 2009 06:03 PM
:
یه چیزی اینجا نوشتم
http://iconomy.wordpress.com/2009/11/13/rest-balatarin-in-peace/
Anonymous - November 13, 2009 06:07 PM
یاسر :
خوب نظرت راجع به بی اخلاقی که جای بحث نداره... این بی اخلاقی از این نمونه که گفتی و خیلی مشهوده هست تا پوشش دادن به شایعات بی اساس که به نظر من خودش اوج بی اخلاقیه و می تونه ضربه های بزرگی وارد کنه...
اما اینکه گفتی جنبش سبز ما... مساله ای که ما اینجا داریم اینه که این حرکت هیچ مرزبندی نداره... این از یه لحاظ خوبه چون دایره رو بزرگ می کنه و افراد بیشتری داخل می شن.. انا از یه نظر هم بده چون افرادی مثل سازگارا و مخملباف و غیره هم می یان خودشون رو جزو حرکت و بلکه نماینده و رهبر حرکت در خارج کشور می دونن... برا خود من خیلی دردناکه که مخملباف خودشو نماینده حرکت توی اروپا بدونه و هیچ کس هم نباشه که جلوش موضع بگیره و بگه تو سر پیازی یا تهش... اما خوب این روشی بوده که موسوی انتخاب کرده... مزیتش هم اینه حرکت دمکراتیکتر می مونه و کانالیزه نمی شه... بدیش هم اینه که یه عده ای مثل این آقایون که متاسفانه رسانه هم دارن شاید بتونن کم کم بندازنش توی کانال دلخواه خودشون... حالا تحلیل سود هزینه من می گه به تدریج هزینه بیشتر از فایده خواهد بود...
راستی این نمونه هایی که می گی از برخوردای بی اخلاقانه چیز غریبی نیست... یه نگاه بکن به لینکای ناسیونالیستی و عرب ستیزانه توی همون بالاترین یا هرجای دیگه و یادت باشه اینا تازه قشر فرهیخته جامعه می دونن خودشون... باور کن شخص من توی خیلی مراتب اخلاقی برادران ارزشی و بسیجی رو بیشتر از دوستان روشنفکر قبول دارم
یاسر - November 13, 2009 06:08 PM
آرش :
آقای یاسر:
میشه بفرمایید چرا مخالف حمایت مخملباف و سازگارا و غیره! از جنبش سبز هستید؟
آرش - November 13, 2009 07:45 PM
مریم :
http://maryamdays.blogspot.com/2009/10/blog-post_21.html
مریم - November 13, 2009 08:25 PM
محمد :
به شما حق می دهم و با شما هم دردم! ... متاسفانه این جریان که ریشه در هیجان زدگی دارد به خصوص در بالاترین خودش را نشان می دهد
محمد - November 13, 2009 08:44 PM
محمد :
مرتبط
http://mmoeeni3.blogspot.com/2009/11/blog-post_12.html
محمد - November 13, 2009 08:54 PM
محمد :
باز هم مرتبط
http://blog.malakut.ir/archives/2009/11/post_1912.shtml
محمد - November 13, 2009 08:55 PM
:
راستش من با نقد مخالف نیستم ولی نمی دونم چراحس می کنم یک احساس خود برتر بینی و خود را فهیم تر و بالاتر از بقیه دونستن در این نوشته و بعضی از کامنت هاش هست. از نظر من این احساس اگه واقعا وجود داشته باشه ضررش از بی اخلاقی ذکر شده کمتر نیست.
Anonymous - November 13, 2009 09:08 PM
شورا :
نظر بالا رو من نوشتم. خواستم بی نام نباشه.
شورا - November 13, 2009 09:11 PM
:
هیچ چیزی از شما کم نمیشود اگر بابت کلمه احمق(آنهم با تاکید) معذرت خواهی بکنید تا اینکه فقط متن را اصلاح بکنید .
هنوز خیلی ها به شما به عنوان کسی که حرفهایش روی یک حسابی هست نگاه میکنند.
لطفا از نگاه یک دوست نقاد این نظر را ببینید.
Anonymous - November 13, 2009 09:20 PM
سرور :
کاملا موافقم با نوشته تون.
سرور - November 13, 2009 10:24 PM
حسین :
با این جماعت جنبشمند در یک قاب عکس هم نمی شود ایستاد. زمانی یادشان آمده بیایند در خیابان کتک بخورند که کار از کار گذشته... چه فشاری به ا.ن آمده که سر جریان هدفمند کردن یارانه ها یک قهر می کند و دوباره همه چیز را در اختیار می گیرد.ا.ن از زمانی ظهور کرد که همه چیز را رها کردید و رفتید در خانه نشستید. حالا برید فرقتان را با باتوم شکاف دهید که رستگار شوید!
حسین - November 14, 2009 02:36 AM
محمد :
بسیار موافقم با صحبتتان.
محمد - November 14, 2009 04:25 AM
ابوذ :
به نظرم وقتش سایتی مانند بالاترین، ولی به قامت جنبش سبز و در راستای مسائل مربوط به وضعیت سیاسی-اقتصادی-اجتماعی ایران ایجاد گردد.
ابوذ - November 14, 2009 06:47 AM
:
7c
سلام آقای قدوسی،
من نمی خام در مورد نوشته شما نظر بدم.
در کل با بی اخلاقی مخالفم.
ولی نمیشه خیلی زود و راحت همه چیو رد کرد فقط به خاطر یه تعداد اشتباه. من تا حالا بالاترین نرفتم ولی اگه اپسیلونی هم تاثیر مثبت داشته، نباید اونو زود فراموش کرد، چون ذهن آدم اینطوریه که اتفاقاتیو برای مثال از یک سایت میبینه که فاصله زمانیش از الان کمتره و نمی تونه زیاد عقب تر بره و عملکرد یک کم دورتره اون سایتو تحلیل کنه. که ما باید مواظب باشیم ذهنمون اینطوری برخورد نکنه.
علت اصلی از اینکه این کامنتو گذاشتم این بود که می خواستم بدونم الان این همه نظر که برای شما گذاشتن، روی شما چه تاثیری داشته؟ موضع شما تغییری کرده؟ مثلا الان شما ملایمتر شدین؟ تا حالا خودتون همه اومدین کامنت بدین؟ الان بیاین بدین. نظر خودتون راجع به نوشتتون بعد از دیدن این کامنت ها چیه؟
دوستدار شما و وبلاگتون.
Anonymous - November 14, 2009 06:48 AM
a.j :
نظر فوق مال من بود
a.j - November 14, 2009 06:49 AM
بشير :
من يك بار ديگر هم در باره اين موضوعكامنت گذاشته بودم. جنبش سبز چون سازمان مشخصي ندارد،هر كسي مي تواند جنايت بكند و بگويد من سبز هستم و دارم كار سياسي مي كنم!
اگر الان ايران بيايي احتمالا تعجب مي كني كه چقدر بي اخلاقي در تمام شئون زندگي آدمها رواج پيدا كرده است. منظورم بعد از انتخابات به اين طرف است. مشاهدات ميداني من از محيطهاي مختلفي كه در آنها تردد دارم، تغييرات غير قابل انكاري را در ميزان خودخواهي، كوچك بودن، و توهين كردن به ديگران نشان مي دهد.
بشير - November 14, 2009 08:22 AM
محمدرضا م :
سلام حامدجان
این موضوع دغدغه من هم بود. یک مطلبی نوشتم به نام آن را که ریشه تقواست هرگز تشنه نماند. دوست هم دارم با چندتا مطلب دیگر تکمیلش کنم.
اما می دانی مسأله مثل آن فیلم است که روند حاکم شدن کم هوش ها بر عالم را توضیح می دهد. تا توی باهوش بخواهی فکر کنی که من اگر بچه دار بشوم چگونه تربیتش بکنم آن کسی که اصلا به فکر تربیت بچه اش نیست 7-8 تا بچه درست کرده!
می دانی ما نقش خودمان را بازی می کنیم و اگر واقعا نتوانیم جریانی درست کنیم که کار درستی بکند همان بهتر که به مرور حذف شود و اما من فکر می کنم جنبش سبز حیف است اگر چنین بشود... سعی کنیم ازش مراقبت کنیم.
محمدرضا م - November 14, 2009 08:26 AM
:
سلام
به نظر من اين مشكليه كه در هر دو گروه ديده ميشه ومتاسفانه رهبران هر دو گروه به آن بي توجه هستند.اين موضوع باعث ميشه كه هر دو گروه از راه اصلي كه ارتقاي ايران است خارج و حتي باعث برگشت به عقب مي شوند.
جريانات پس از انتخابات تا كنون غير از خسارت به كشور و مردم چيزي نداشته وتنها هر كدام از گروه ها طرف مقابل را مقصر اوضاع ميدانند.
و اما
حق را با آدم ها نسنجيد،آدم ها را با حق بسنجيد
Anonymous - November 14, 2009 09:24 AM
محمدرضا م :
خیلی موافق نیستم که جریانات بعد از انتخابات غیر از خسارت چیزی نداشته است. حداقلش این بود که بفهمیم و بفهمند که اگر کوتاه بیاییم و اگر به مسائل انسانی آن جور که باید نپردازیم هر لحظه ممکن است یک فاجعه رخ بدهد و خیلی ها این موضوع را باور نداشتند و حالا فکر کنم باورشان شده باشد.
محمدرضا م - November 14, 2009 09:32 AM
نوری :
چقدر خوش وقتم که این همه نظر برای یه موضوع اخلاقی این جا گذاشته شده. هر نظری ارزش خودش رو داره، چه موافق و چه مخالف . مهم اینه که این موضوع هنوز حساسیت برانگیزه ( یعنی مهمه )
" پس نتیجه می گیریم که اخلاقیات در کلیت جامعه ما هنوز زنده است." و این جای بسی خوشحالی داره.
نوری - November 14, 2009 09:34 AM
محمد :
شما تازه فهمیدی که باید خودتو از ایو بی-شرفا جدا کنی؟
این سعید قاسمی نژاد هم-دبیرستانی من بود تو علامه حلی، کمی سختمه ببینم به چه موجود بی-هویت و پستی تبدیل شده.
آقای بشیر سجاد عزیز: تا جایی که من شما رو میشناسم خیلی به بالاترین سر نمیزنی. لطفا دو روز برو ببین چه خبره. به یه گنداب متعفت نبدیل شده. بالاترین نشان دهنده-ی جنبش سبز نباشه چی هست؟
محمد - November 14, 2009 10:22 AM
persieneyes :
بدو بدو كليك كن آخرين عكسهاي ندا آقا سلطان و خانواده اش!
يادمه اون روز چقدر از ديدن اين لينك داغ كردم
persieneyes - November 15, 2009 06:22 AM
:
ضعف ايرانيان دو قرن پيش، به روايت مروج مذهب انگليکن
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp
به نوشته پروفسور بليک، هنري مارتين Henry Martyn رئيس ميسيون انگليکن (مذهب انگليسي ها) در ايران، در يادداشتهاي روزانه خود در ذيل 15 نوامبر 1804 (بيش از دو قرن پيش) نوشته است که ايرانيان در طول روز از ارتکاب فساد (تقلب، فتنه گري، دروغگويي، ارتشاء و ...) ابا ندارند، ولي نماز بامدادي آنان و دعايشان و ذکر خدا ترک نمي شود و ....
همزمان با هنري مارتين، سرجان ملکم که در دهه اول قرن نوزدهم به سمت فرستاده انگلستان به ايران آمده بود و متناوبا ده سال در ايران بود همين مطالب را به زباني ديگر در کتاب خود آورده و ايرانيان آن عهد را مردمي خودخواه، متمايل به استبداد و متلون خوانده بود. به زعم اين دو انگليسي، ايرانيان نياز به يک انقلاب اخلاقي - فرهنگي دارند تا از لحاظ پاکي نيت و رفتار و کردار خوب به پايه مطلوب عهد باستان خود بازگردند.
دکتر بينا (استاد متوفاي تاريخ دانشگاه تهران) در مقدمه کتاب خود مربوط به تاريخ پس از نادر شاه، برخي از علل گرايش ايرانيان بعد از ساسانيان را به برخي ضعف ها نظير دروغگويي و دورنگي و نيز عقب ماندگي آنان را ذکر کرده است.
Anonymous - November 15, 2009 09:50 PM
سهیل س ن :
بالاترین هم نماینده و نمایانگر قشر نسبتا روشنفکر است. یعنی در ایران با همین افراد سروکار داریم و خواهیم داشت. به نظر من نمونه خوبی از افرادی است که عموما در اطراف خود (مثلا در دانشگاه) می بینیم. یعنی جای حرص خوردم ندارد. انتظار چه چیزی داشتید؟ این واقعیت است. این نشان می دهد که تصور غیر واقعی داشته اید. البته افراد آگاه تر هم هستند. اما به تعداد کم تر. در کل بالاترین یک نمونه ی آماری از نحوه برخورد و فکر کردن قشر متوسط و بالاتر ایران است. خوب آدم های اینطوری زیادند. چندان هم مایه شرم ساری نیست چون درباره ی اکثریت صحبت می کنیم. اما بخش تاسف آور ان است که جانشین بهتری برای این سیستم نیست. منظورم در اینترنت نیست. حتی در خارج آن هم کم تر از آنچه باید است. یعنی حالا که در دانشگاه ها هم امکان آزادی بررسی بی طرفانه افکار وجود ندارد که نظر ها صیغل بخورد، جایی دیگری نیز وجود ندارد که افراد متخصص با هم به تبادل آرا بپردازند و چیزهایی بیرون بیاید که بقیه ی جامعه را تغذیه کند. وقتی اقراد جدا جدا فکر کنند اشتباه می کنند. همه حتی بزرگان اشتباه می کنند و هرگز نباید از اشتباه دیگران حیرت زده شد. اما قرار است که جمع ها و گروه ها با گفتگو های انتقادی و خرد ورزانه نظرات جمعی را اطلاح کنند. اما چنین جمع هایی با این نوع ارتباط وجود ندارد. مگر حلقه های کوچک که من خودم نوعی از آن را ندیده ام که پایدار باشد.
سهیل س ن - November 17, 2009 04:16 AM
سهیل س ن :
الاترین هم نماینده و نمایانگر قشر نسبتا روشنفکر است. یعنی در ایران با همین افراد سروکار داریم و خواهیم داشت. به نظر من نمونه خوبی از افرادی است که عموما در اطراف خود (مثلا در دانشگاه) می بینیم. یعنی جای حرص خوردم ندارد. انتظار چه چیزی داشتید؟ این واقعیت است. این نشان می دهد که تصور غیر واقعی داشته اید. البته افراد آگاه تر هم هستند. اما به تعداد کم تر. در کل بالاترین یک نمونه ی آماری از نحوه برخورد و فکر کردن قشر متوسط و بالاتر ایران است. خوب آدم های اینطوری زیادند. چندان هم مایه شرم ساری نیست چون درباره ی اکثریت صحبت می کنیم. اما بخش تاسف آور ان است که جانشین بهتری برای این سیستم نیست. منظورم در اینترنت نیست. حتی در خارج آن هم کم تر از آنچه باید است. یعنی حالا که در دانشگاه ها هم امکان آزادی بررسی بی طرفانه افکار وجود ندارد که نظر ها صیغل بخورد، جایی دیگری نیز وجود ندارد که افراد متخصص با هم به تبادل آرا بپردازند و چیزهایی بیرون بیاید که بقیه ی جامعه را تغذیه کند. وقتی اقراد جدا جدا فکر کنند اشتباه می کنند. همه حتی بزرگان اشتباه می کنند و هرگز نباید از اشتباه دیگران حیرت زده شد. اما قرار است که جمع ها و گروه ها با گفتگو های انتقادی و خرد ورزانه نظرات جمعی را اطلاح کنند. اما چنین جمع هایی با این نوع ارتباط وجود ندارد. مگر حلقه های کوچک که من خودم نوعی از آن را ندیده ام که پایدار باشد.
سهیل س ن - November 17, 2009 04:16 AM
آبي :
بعنوان كسي كه اميد به جنبش سبز داشت بعد از گذشت چند ماه از انتخابات ديگر اين اميد به نا اميدي تبديل شده است آنهم نه بخاطر مقابله با اين جنبش بلكه به بيراهه رفتن آن است. تصورم اين است كه سران جنبش سبز هم كم كم به همين نتيجه رسيده اند و براي حفظ ظاهر كتمان ميكنند. بعضي رفتارهاي سبزها ديگر با هيچ منطقي جز منطق زير و زبر كردن هر چيزي سازگار نيست. بعضيها چون با اصل ماجرا مشكل دارند به اين جنبش پيوسته اند و اين خواسته همه سبزها نيست. بعضي ها مرزهاي اخلاق را براحتي درنورديده اند و پا روي همه ارزشها گذاشته اند و اصلا ارزشي برايشان متصور نيست. بعضي ها اين فضا را فضائي براي جولان دادن و تخليه احساسات سركوب شده در طول دوران گذشته ديده اند. بنابراين به قول مولانا «هركسي از ظن خود شد يار من» و البته كه اين ظنها با هم تفاوتهاي بسيار دارند.
آبي - November 17, 2009 05:31 AM
محمد :
شاید واقعیت جامعه به هرحال همین باشد دیگر .
محمد - November 17, 2009 02:51 PM
:: :
با شما موافقم باید اخلاق گرا بود نه مولد بی اخلاقی
:: - November 17, 2009 03:22 PM
س.س. :
این را ببینید. واقعا چه آدم هایی پیدا می شوند: http://www.facebook.com/pages/Prince-Reza-Pahlavi-for-2010-Nobel-Peace-Prize/297134290211 توصیه می کنم کامنت ها را بخوانید و رنج ببرید. برای اولین بار میفهمم بیخودی نبوده که می گفتند استبداد زده ایم. در کامنت ها معنی استبداد زدگی را درک خواهید کرد.
س.س. - November 17, 2009 08:18 PM
n :
اینهمه کاربر اینترنتی معتدل داریم. باید وبلاگ نویسها در این سایت فعالتر شوند. بالاترین جای مهمی است. بهتر است معتدل نگه داشته شود.
n - November 21, 2009 07:09 PM