چرا غیر اخلاقی؟
بعد از پست دیروز من، گفت و گویی بین چند نفر از دوستان من شکل گرفته است که بخشیاش را اینجا کپی میکنم. پاسخ من از آن چیزی که در آن بحث گفتهام تفصیلیتر و ویرایششدهتر است. هدفم هم توجه به رد و قبول استدلالها نیست. به نظرم در پاسخهای رفیقم نکات مهمی آمده که با وجود تفاوت موضعمان جای توجه دارد.
الف) اعتراض دوستم:
من به شدت مخالف تنیدن این حصارهای کاذب «اخلاقی» در اطراف این موضوعات که حیات اجتماعی ما رو محدود و خفه کرده هستم. حامد هم امروز در وبلاگش مطلبی رو نوشت که از جنس همین «اخلاق گرایی» های کاذب بود. جامعه ای که به نازیبایی ها واکنش نده، و متاسفانه حتی اونها رو گاه «اخلاقی» قلمداد کنه، به سوی پژمردگی میره.
ب) جواب من:
من در اینکه زیباییشناسی در سطح فردی مهم است هیچ شکی ندارم. خود من هم وقتی میخواهم کسی را به عنوان رهبر سیاسی انتخاب کنم ترجیح میدهم ببینم سلیقه زیباییاش تا چه حدی به معیار من میخورد و چه قدر این زیبایی شناسی مطلوب من را بسط خواهد داد و در سرمایهگذاریهایش لحاظ خواهد کرد. بگذریم که بین شباهت در سلیقه زیبایی و جنبههای دیگر نوع همبستگی آماری هست که ریخت و لباس و قیافه را به علامتی (خطادار) برای شناخت افراد همسنخ تبدیل میکند. به نظرم حتی میشود این زیبایی شناسی را تبلیغ کرد و بقیه را هم تشویق به حمایت از آن کرد. تا اینجا شکی نیست. من حتی با که کسی صرفن به عنوان ابراز احساسات "شخصی" نظرش را راجع به ترکیب زیباییشناختی یک "موضوع غیر شخصی" اعلام کند مشکلی ندارم. البته تا وقتی که موضوع از ابزار احساسات شخصی فراتر نرود و به قضاوتی همراه با سرکوب طرف مقابل منجر نشود. تا اینجا موافقیم.
ولی من با این مطلقگرایی تو در مورد زیباییشناسی به شدت مخالفم. زیبایی امری جهانی و عینی و قطعی نیست. به شدت شخصی و فرهنگی و تاریخی و تکاملی و الخ است. معیارهای آدمهای مختلف با هم متفاوت است. لباس و رنگی که برای یکی ناراحتکننده است برای اهل خودش خیلی هم خوش تیپ است. مصداق اکستریم ماجرا عکسهایی است که از زنان دوره قاجار داریم و احتمالن با معیارهای ما خیلی بدسلیقه است ولی انگار آن روزها خیلی هم صکصی بوده!
علاوه بر آن نظر دادن راجع به قیافه و لباس آدمها نظر دادن راجع جنبههایی است که ممکن است از توان خود فرد خارج باشد. این شبیه مسخره کردن قد و رنگ موی آنها است. خصوصن که ماجرا شکل تحقیر افرادی را بگیرد که به هر دلیلی (که حق شخصیشان است) بخواهند کمتر به این جنبه - که برای من و تو مهم است - توجه کنند. قرار نیست سبد توجهات ما به ابعاد مختلف زندگی یکنواخت باشد. من وقتهایی حوصله ندارم ریشم را بتراشم. میدانم که حتی با معیار خودم این کار نازیبا است ولی خب ممکن است آن روز ترجیحات مهمتری داشته باشم که این جنبه را فدا کنم. این حق من است که این تصمیم را بگیرم و حتی عامدانه نسبت به زیبایی بیتوجه باشم چون این توجه به زیبایی هزینههای خودش را دارد. اضافه کنیم که بعضی ممکن است به هر دلیل اعتقادی (که حقشان است) بخواهند عامدانه به پروراندن زیباییهای مورد علاقه من و تو بیتفاوت باشند. من این را حق این آدمها میدانم ولو اینکه لذت بصری من را کم کند. نمیتوانیم استفاده از افراد این حق شخصی را به ابزاری برای سرکوب آنها تبدیل کنم و گرنه درست در همان مسیری افتادهایم که نقدش میکنیم.
این استدلال تو خطرناک است چون آنارشی درست میکند که دامن همه را میگیرد. فردا هم یکی به شکم من یا ریش بزی تو (به قول خودت) گیر میدهد.
پ: پاسخ مجدد دوستم:
ریش من و شکم هردومون می تونه مورد بحث قرار بگیره. اتفاقا چون این موضوعات مورد صحبت قرار نگرفته اینقدر جامعه ما دچار بازتولید نازیبایی و آنارشی زیبایی شده. از ساختمونهای بی ربط تهران گرفته، تا ریش آنکادره «رئیس جمهور» کشور با اون کاپشنش که نصف اوقات هم پاره است. بی شک زیبایی مفهومی تدریجی و تا حد زیادی هم سابژکتیوه، ولی به هر صورت این گفتگو و نقده که سطح سلایق رو بالا می بره. اینکه زنان قاجار به نظر شما زشت بودند (هرچند به نظر من سوگلی ناصرالدین، جیران، یکی از زیباترین زنان تاریخه) در حالیکه در همون دوره سی-سی (ملکه اتریش۰هنگری که حتما میشناسیش) هنوز هم از نظر ما زیباست، و یا مجسمه ونوس هنوز بعد از دوهزارسال زیباست، نشان از این داره که وقتی جامعه ای بسته بشه و به بهانه های «اخلاقی» زیبایی رو درک نکنه، یا خودش رو به درک نکردن بزنه، به جای تولید زیبایی، به بازتولید زشتی می پردازه.
پ.ن: این موضوع محوری این وبلاگ نیست و این وبلاگ را برای موضوعات دیگری لازم داریم. خواهش میکنم به دلیل حساسیت به این مبحث، در مورد کامنتها کمی محتاط باشید تا مجبور به سانسور نشوم.

نظرات
محمدرضا م :
باز هم سلام حامدجان
هر چند بدیهی اما آنچه می نویسم نظر شخصی است. من با دوستت موافقم که باید نسبت به نازیبایی ها واکنش نشان داد اما وقتی قصدمان ترویج زیبایی است خوب بدیهی است که باید بهترین و مؤثرترین واکنش را انتخاب کرد و هرچند سر این ترین ها می شود چانه زد اما این واکنش قطعا مسخره کردن نیست. من همیشه به این فکر می کنم که مثلا وقتی اسلام در زمان خود در حقوق زنان یا مجرمان یا مثلا در مورد حقوق بردگان پیش ترین بود، امروز همین نمیتواند نگاه ما به اسلام را اصلاح کند. یعنی آیه «فاستبقوا الخیرات» نمی تواند شعار ما در پیشرو بودن در بهترین ها باشد.
ببین هر چند باید تحقیق کرد اما نظر عده زیادی وقتی امام زمان را (به عنوان انسان کامل در جامعه ما) تصور می کنند حداکثر یک روحانی مقید مثل خاتمی است و معلوم هم نیست این نظر از کجا آمده؟ حال آنکه امام زمان ممکن است مثل خیلی بیزینس من های شیک پوش باشد و مثلا با یک کیف خیلی شیک و شاید با یک مک بوک تویش که از بستر اینترنت هم بهره می برد و گاهی برای من و تو هم کامنت می گذارد و وقتی جدش تا ثلث مال خرج عطر می کرده یک ادکلن خیلی خوش بویی هم به خودش زده باشد. همین را بگیر در مورد مثلا حضرت زهرا یا حضرت زینب که الگوی کامل برای زن شیعه است. خوب لابد تصوری نظیر آنچه ما از زن مذهبی داریم در مورد این بزرگواران رایج است که در بعضی قیافه ها این چنین می بینیم و حال آنکه مثلا من در رفت و آمد با یا گفت و شنود از خانواده امام یا برخی دیگر علما یا خانواده های مذهبی دور و بر حسینیه ارشاد چیز دیگری می بینم و می شنوم و رعایت هایی را می یابم که هرگز نتیجه اش نازیبایی های مورد اشاره دوست تو نیست. متأسفانه بعد از انقلاب یک چرخشی پیش آمد و این قیافه ها نمی دانم از کجا پیدا شد و نماد زن انقلابی و بسیجی و ... شد. حال آن که در محیط هایی که من یادم می آید یا تصویری که من از مادر و مادربزرگ و خانواده امام و ... دارم این بحث ها نبود.
در نتیجه من به عنوان یک مسلمان شیعه معتقدم باید نازیبایی را شناخت و سعی در زدودنش از جامعه داشت. بوی خوش و روی خوش و گفتگوی خوش خیلی جدی است و توصیه های فراوان نسبت به آن هست و شاید اگر بعد از انقلاب در مورد آن چرخش بدون رودربایستی صحبت می شد و مثل موضوع «شرم» سعی می شد تا روند درستی شکل بگیرد و به قیمت شوک به همه، از یک حرکت افراطی جلوگیری شود حالا این همه نازیبایی به قول دوستت بازتولید نمی شد.
دست آخر هم یادمان باشد نحوه برخورد با نازیبایی، خودش نباید زشت و زننده باشد و در متن خودش باید زیبایی به همراه داشته باشد و توی یک هم چین فضایی که حالا هست و در متن حرکت جنبش و در سخت ترین شرایطش باید این زیبایی را تمرین کرد.
ببخشید که طولانی شد!
محمدرضا م - November 14, 2009 10:56 AM
یحیی :
خب، برای اینکه بحث کمی دقیقتر بشه میشه از دوستان پرسید که: اگر خانم مذکور بسیجی نبود، باز هم چنین طرز برخوردی رو باهاش داشتند؟
من بعید می دونم اگر عکس هر خانم زشت دیگری در اینترنت منتشر می شد اینقدر محبوب می شد. پس انگیزه فقط تقبیح زشتی نیست؛ انگیزه تحقیر رقیبه.
یحیی - November 14, 2009 11:50 AM
:
یک واقعیت هست که تو این بحث به نفع دوستت است. از انقلاب به بعد زیبایی شدیدن سرکوب میشود. نمی دانم دوره ای را که شیکترین لباس مردم اورکت نظامی آمریکایی بود به خاطر می آوری یا نه؟ ظاهر احمدی نژاد در دهه 60 ظاهر عادی حاکمان کشور بود. حفظ این ظاهر برای ورود به الیت سیاسی ضروری بود.این وضعیت فقط از دهه 70 به بعد شل شد و هنوز هم کاملا از بین نرفته است. ظاهر این خواهران هم همان کارکرد را دارد. از این نظر تمسخر آنها آنقدر تمسخر خودشان نیست که تمسخر تفکر حاکم است. خوب که فکر کنی یک ربطی بین این ظاهر و ظاهر زنان قاجاری هست :).
Anonymous - November 14, 2009 12:59 PM
شهریار :
نمی دونم شاید برای شما عجیب نباشه ولی برای من عجیبه که چرا یک نوشته ی کاملا سطحی و بی اهمیت (از نطر من) که باعث می شه حامد خیلی ساده در یک واکنش عادی (و تاکید می کنم غیر عادی و بدور از موشکافی و نکته سنجی های خاص خودش) از استقبال به چنینی مطالبی ابراز ناراحتی کنه باعث می شه بحث به سوبژکتیویته، اخلاق و زیبایی شناسی برسه! در نگاه من این بک آسیب جدی در فکره که ما بجای این که یک موضوع رو توی پس زمینه ی خودش بررسی کنیم بدون مقدمه بریم سراغ یک سری کلیشه فلسفی و بدون این که حتا معنای دقیق اصطلاحاتی رو که استفاده می کنیم رو روشن کنیم با مثال های دم دستی استدلالات به ظاهر روشنفکرانه ی خودمون یه واکنش عادی رو در حد همون نوشته ای اولیه لوث کنیم و مباحثه ی سخیف رو دامن بزنیم (اگر این ادعا خیلی براتون عجیبه دوباره به نگاهی به سطح بحث در باره ریش، زنان قاجار یا حتا ظاهر سمبل های شیعه که در یک کامنت اومده بندازین شاید با من موافق شدید)!
بحث از اخلاق، زیبایی شناسی و سوبژکتیویته مقدمه لازم داره و نمی شه همین طوری وسط یه دعوا باهاشون تعیین نرخ کرد! ببخشید این قدر بی رو در بایستی می گم ولی وقتی یه آدم کاملا بی اطلاع یه حرفی رو می زنه می شه خیلی اشکالات اساسی رو ازش قبول کرد ولی وقتی آدم هایی با سوابق آکادمیک و عقبه ی فکری این جوری بی محابا از اصطلاحات استفاده می کنند قضیه بغرنج می شه!
نتیجه بگیرم:با توجه به احترامی که برای طرفین این مباحثه قایلم (اگرچه یکشون رو اصلا نمی شناسم) ولی ترجیح می دم در حاشیه ی این بحث و به اصل مباحثه و روش بحث ایراد بگیرم تا وارد بازی بشم که مثل مسابقه موش دوانی در صورت برنده شدن هم چیزی بیشتر از یک موش نباشم!
شهریار - November 14, 2009 01:24 PM
الهام :
سلام! به هر حال اين آدمها هماني هستند كه وقتي بحث آمدن خاتمي مطرح شد و مي گفتند و تا هنوز هم مي گويند ببين چه آحوند تميزيه زير عبا شلوار كتي مي پوشه ريشش مرتبه انگشتر عقيق داره اونم نه 16 تا كه فقط يكي تازه با تسبيحش هم ست كرده ووووو من مطلب بالاترين رو نخوندم اما مي تونم حدس بزنم موضوع چيه بايد پذيرفت مردمي كه دنبال مارك آدولفو دومينگوئز و جي اوكس توي ايران مي گردن ديگه نمي تونه درباره عباي سياه يه دختر بسيجي يا ( جسارتن ) درباره سيبلهاش بي تفاوت باشه و همينطور درباره تصوير ريس جمهورش در پايان يه سفر خارجي دو سه روزه كه معلومه آقا تو اين چند روز حتي يه دوش كوچولو هم نگرفته و انگار با همون لباسا خوابيده حتا -اين بحث گرچه چيپ به نظر مياد اما اما اما بخش مهمي از جامعه شناسي دوران ماست! ( يكي از همسفران سفر طالقان 86 )
الهام - November 14, 2009 10:59 PM
:
به نظر من بحث هیچ ربطی به این زیبایی شناسی و این فلسفه بافتن ها نداره. هدف طرف تحقیر و مسخره کردن رقیب بود، هیچ مرزی هم برای این کار نمی شناسه، همین. واقعا درک نمی کنم از کجا رفتید رسیدید به بحث فلسفه زیبایی. یکی نیست بگه کسی تو رو مجبور کرده بری به دختر مردم نگاه کنی؟ از قیافه اش خوشت نمیاد سرت بنداز برو دنبال کار خودت، به تو چه ربطی داره چه شکلی هست؟
چنین کاری در کشوری مثل کانادا جرم هست و با فردی که چنین کاری رو انجام بده به شدت برخورد می شه. تنها چیزی که بعضی از مدعیان آزادی می فهمند اینه که بتونند هر غلطی خواستند بکنند و برای کسانی که همفکرشون نیستند هیچ حقی قائل نیستند.
Anonymous - November 15, 2009 12:44 AM
حسن :
من عكس را نديده ام اما جذابيت موضوع جن صي تصوير مذكور نه فقط براي سبزها بلكه براي اغلب جامعه جوان ايران وجود دارد و اينطور نيست كه فقط عده خاصي به آن امتياز داده باشند. و اگرچه انحطاط اخلاقي ما ايراني ها (از جمله سبز ها) انكار ناشدني است ولي اين مورد اخير شاهد افتراقي خوبي براي انحطاط سبز ها( و نه بقيه) نيست.
حسن - November 15, 2009 05:43 AM
حسن :
من عكس را نديده ام اما جذابيت موضوع جن صي تصوير مذكور نه فقط براي سبزها بلكه براي اغلب جامعه جوان ايران وجود دارد و اينطور نيست كه فقط عده خاصي به آن امتياز داده باشند. و اگرچه انحطاط اخلاقي ما ايراني ها (از جمله سبز ها) انكار ناشدني است ولي اين مورد اخير شاهد افتراقي خوبي براي انحطاط سبز ها( و نه بقيه) نيست.
حسن - November 15, 2009 05:46 AM
:
اگه اون گوشه نمی نوشتی به فلسفه علاقه داری باز هم می شد از نوشته هات این موضوع رو فهمید ها! آخه با توجه به این منطقی که شما درست کردید الان نه آلمانی ها باید بگن شکل و شمایل نازیها با اون یونیفرم معروف و صلیب شکسته زشت و قبیح بود و نه عراقی ها بگن شکل و شمایل بعثی ها با اون سبیلهای کلفت و یونیفرم مدل صدامی زشت و قبیح بود و نه اروپای شرقی ها باید بگن ریخت کمونیستهای دوران استبدادیشون زشت و قبیح بود! ما هم که هنوز عبور نکرده الان باید اخلاق مداری کنیم و نگیم ریخت بسیجی و امامان جمعه و سپاهیان و اطلاعاتیان زشت و قبیحه!!! عزیز من این ایدئولوژیه که به بسیجی میگه خودت رو چه ریختی دربیار یا چه کاری بکن یا از کی حمایت بکن, همونطور که ایدئولوژی به نازی ها و بعثی ها و کمونیستها میگفت چیکار کنند و چی بپوشند و چطوری حرف بزنند! این ایدئولوژیه که انسانها رو زشت میکنه! وگرنه جنبش سبزی که دهان دنیا را از تعجب باز نگه داشته در زشت شناسی و زیبا شناسی مشکل نگران کننده ای نداره بخدا...
Anonymous - November 15, 2009 06:18 AM
:
من یه بار که خیلی از حرفهای اما جمعه مشهد (علم الهدی) لج ام گرفته بود رفتم تو سایت نماز جمعه مشهد براش کامنت گذاشتم! براش نوشتم که آقا شما این همه فساد اقتصادی و سیاسی کلان رو چشم تون نمی بینه ولی هر جمعه در مورد این که دخترا باپسرا تو جامعه مثل آتیش و پنبه اند حرف می زنی!! چه جوریه که این مسایل به این بزرگی رو نمی بینی ولی مرتب گیر می دی به فساد جنسی و این حرفا. حالا به نظرم منظور حامد در پست قبلی چیزی شبیه همینه. وزن و اولویت مسایل رو نباید نادیده گرفت. داغ شدن چنان لینکی معنیش اینه که از نظر کاربران واقعا چنین مساله ای در اولویته. حامد! شما هم نباید شرم کنی، واقفی که جنبش سبز یه چیز یکدستی نیست، و اتفاقا توده ای که به جنبش سبز رو آورده اصلا اهل این ژرف اندیشی ها نیست. اینم بخشی از واقعیته، خوشبختانه و متاسفانه. و ناچاریم بپذیریم اش.
Anonymous - November 15, 2009 06:30 AM
:
شاید مساله تا حد زیادی فرهنگی باشد. اگر سفری به جنگلهای آمازون بکنید و مردمی را ببینید که خودشان را با یک برگ پوشانده اند و دغدغه اصلی زندگیشان این است که آیا جادوگر قبیله شب هنگام به سوسک تبدیلشان خواهد کرد یا نه، خنده می تواند یک واکنش طبیعی باشد. به گاوی هم که در هند وسط خیابان ترافیک را بند آورده می خندیم. این مساله نمی توان گفت که جهت خاصی هم دارد. بیشتر شرقی ها علاقه غربیها به سگ را به مسخره می گیرند و آن را دستمایه خنده می کنند.
مشکل از جایی آغاز می شود که یک نوع پوشش یا آرایش خاص "مقدس" می شود و حتی نقدش مستوجب مجازات تلقی می گردد چه برسد به مسخره کردنش. اگر ما در جامعه ای بدوی بدون ابزارهای ارتباطی مدرن زندگی می کردیم شاید مشکلی از این بابت پیش نمی آمد. اما اقتضای جوامع امروزی این است که تحمل خودمان در برابر "هجو" را بالا ببریم. این یکی از مهمترین فرهنگ سازیهاییست که باید برای یک جامعه کاملا دموکراتیک صورت بگیرد.
برای مثال در آمریکا می بینیم که هیچ مقام یا گروه یا حزبی از تیر طنازان در امان نیستند. در آن کشور حتی مجله ای مانند هاستلر به خودش اجازه می دهد شخصیتهای مهم مذهبی را به سخره بگیرد و آسمان هم به زمین نمی آید.
به نظر من اگر کشور قانون درست حسابی داشت، آن زن بسیجی باید می توانست به خاطر توهین و آبروریزی از سایتی که "شخص او" را مسخره کرده شکایت کند. اما باز کار نهایتا به دادگاه و وجدان عمومی باید واگذار می شد.
در هر صورت این واکنش "اخلاقی" شما به نظر من تناسبی با موضوع نداشت و اغراق شده بود.
Anonymous - November 15, 2009 07:06 AM
میزمویز :
سلام رفیق چایخور!
آقا جان هر کی دوست داری، اینقدر زود پستهای حساس را عوض نکن. من به ندرت کامنت بیش از 1 خط میگذارم. اما این پست "نقدی بر افزایش نرخ ارز" کلی جالب بود و من را سرحال اورد تا علی رغم بی اطلاعی چندخط نظر بنویسم. ولی تا آمدیم بلکه یک نقدبرنقد ببینیم، بحث به ریش بزی و خیگ بزرگ کشیده شده!
خداوکیلی خودت قضاوت کن: پست به اون مهمی 12 کامنت و این دو پست ساده آخری بالغ بر70 کامنت!!!؟(که تکراری هم هست و هممون هزار به توان هزاربار گفتیم اینقدر به قد کوتاه و کاپشن و ریش این مرتیکه و دارودستش گیر ندید)
بماند! آقا این بحث نرخ ارز را اگر انگیزه داری باز زنده کن. بلکه امثال ما هم که چیزی از اقتصات سرمون نمیشه بتونیم روشن شیم!!
ارادتمند
میزمویز - November 15, 2009 09:18 AM
:
درضمن اگر قراره اینقدر انرژی صرف یک موضوع ساده بشه چرا یک متن تحلیلی در باره این موضع نمینویسی تا هم ربشه این رفتارها مشخص بشه
ریشه های تربیتی/اجنماعی اعم از اینکه ما یک افغانی/سیاهپوست سوپرمرتب را هم باز منفعلانه نگاه میکنیم!
یا مشابهت ریشه های این رفتار زننده منتسب به سبزها و فلسفه گشتهای ارشاد(هردو مشترکا به نوعی نازیبایی معتقدند!!)
یا مشابهت علت تنفر دوستان از قیافه لباس شخصیها (ریش دراز، شکم بزرگ، لباس ساده،..) با تنفر لباس شخصیها از نمادهای حرکت سبز که نشون میده بسیاری از اینها ریشه روانشناختی و منفعلانه داره و میتونه 100 درصد در شرایط دیگه برعکس بشه (کافیه بپرسیم این بابا یا خانم اگر رفتگر محله بود اینقدر از ظاهرش متنفر بودیم؟!!)...
خوبیش اینه که خواننده منصف میتونه از دل این تحلیل یک راه چاره پیدا کنه.
Anonymous - November 15, 2009 09:44 AM
عطیه :
من هم فکر میکنم چون رقیبمان هست می خواهیم آنرا بکوبیم ولو به هر قیمت من موافق رئیس جمهور نیستم ولی نه برای اینکه زشته یا کتش پاره است برای تفکر و تصور غلطی که داره برای برنامه هایی که مملکت را به نابودی میکشه وضع ما جوری شده که من حاضرم حتی یه بوزینه هم بیاد سر کار ولی فقط خدمت کنه کار کنه آدمی که خوشتیپ باشه ولی کار بلد نباشه به چه دردمان میخوره؟در انتخابت قبلی یاد دارم که یکی به من میگفت تو رو خدا به اخمدی نژاد رای نده خیلی زشته قالیباف رو ببین چقدر خوشگله ولی حتی فقط یکی از برنامه های قالیباف رو نمیدونست.بحث زیبایی شناسی نیست بحثه اینه که فرهنگ استهزا داره رایج میشه بحث این که به جای انتقاد به برنامه هاش و انتقادات سازنده فقط به کت و ریش یارو می خندیم این یارو از رئیس جمهور میتونه به استاد و معلم و پدر و بزرگترها هم برسه و اما مطلب دوم این که در اسلام داریم:نظافت از ایمان است و پیامبری که دو سوم از پولش را صرف عطر میکرد چنین تعریفی در اسلام شده حالا اگر ادعای مسلمونی داری بسم الله اگر هم عرضه نداری خودت را با تعاریفی که در اسلام هست منطبق کنی دیگه ادعا نکن.انقدر بدبختی برای ما درست کرده که کت پاره و ریش نازیبایش چیزی نیست.
عطیه - November 15, 2009 11:18 AM
مجتبی :
سلام. مطلب قبلی تان را خواندم خیلی زیبا و جالب بود. اتفاقا منم به یک زاویه این نگاه غیر اخلاقی تو وبلاگم پرداختم. که اونم در محیط مجازی اینترنت است که واقعا تاسف آور است. هیچ گاه نباید اخلاق را تعطیل کرد حتی در مبارزه ی سیاسی
مجتبی - November 15, 2009 05:00 PM
رحیم :
جالبه منم فکر می کنم هدف تحقیره
تازه فکر کنید انقلابی بشه و اینا برنده بشن و بشن صاحب حکومت
حالا مگه قراره این ادمای چادری از بین برن؟ مگه قراره نابود بشن؟ حالا که هستن اونوقتم تحقیری صورت می گیره؟
رحیم - December 2, 2009 09:19 AM