عشق ده ساله
نمیدانم چرا با اینکه راجع به هر چیز دیگری به راحتی مینویسم، وقتی پای رابطهام با مریم میآید این قدر محافظهکار میشوم. این محافظهکاری در سیستم فکری و رفتاری من نباید معنی داشته باشد. بنا بر این میشکنمش و از این به بعد راجع به او بیشتر مینویسم. هر چند مطمئن نیستم بتوانم خوب بنویسم.
الان دقیقن ده سال است که رسمن و قانونن با هم هستیم. چند ماهی هم قبلش که روی هم میشود ده سال و شش ماه. خیلیها وقتی ما را میبیند این را باورشان نمیشود. ما هنوز در ماهعسل زندگی هستیم.
خیلی وقتها فکر میکنم که هر کس دیگری بود با این زیادهخواهیهای من و زندگی بیقید و متلاطم و پر تغییر و تنشی که دارم و رفاه مادی که بر خلاف تصور بیرونیها نداریم و وقتهای طولانی که دور از هم بوده و هستیم و آینده ای که حتی برای چند سال هم بهتر از الان نیست خیلی وقت پیش کوتاه آمده بود و ول کرده بود رفته بود. مریم با آن چهره رویایی و آرام و دریای عمیق درونش ولی با من مانده تا تیزیهای زندگیام را بساید و رنگ و ظرافت و هنر را جایگزینش کند.
مریم هنوز هست و بعد از ده سال سمبل یک عشق هنوز در حال جوانهزدن است. با هم عهد کردیم که زندگیمان دستخوش معمولی شدن نشود و هنوز هم نشده. هنوز هم عشقمان را از پس بحرانهای زندگی نو میکنیم تا به زندگیمان عادت نکنیم.
من یک چیز مهم را در کنار مریم تجربه کردم: این که چه طور میشود عاشق بود ولی مستقل ماند. از ته دل دوست داشت ولی زندانی نبود. این به نظرم راز دوام عشق ما بوده.
به افتخار او و همه عاشقان جهان و خصوصن کشورم که با عشقشان تلخیهای دنیای بیرون را برای خودشان و بقیه تحملپذیر میکنند لیوان چایم را بالا میگیرم.
پ.ن: ممنون از محبت همهگی.

نظرات
فاطمه :
نوشته تان یکی از شعرهایم را به یادم آورد،اینجا برایتان می نویسمش و تقدیمش می کنم به عشق زیبایتان:
"می شکنم ...برای تو غرور که سهل است،همه پیمانهایم را می شکنم
می نهم...برای تو انسانها که هیچ،خودم را هم از دست می نهم
می کُشم...برای تو بدی ها که هیچ،بخواهی خوبی ها را هم می کشم
می بخشم...برای تو دارایی ام که هیچ،قلبم را هم حتی می بخشم
می فروشم...برای تو زندگی ام که هیچ،فکرم را هم می فروشم
می میرانم...برای تو خودم را که هیچ،همه را می میرانم
من تو را ،
که همه داشته های منی...
که همه خوبهای منی...
که همه بود و نبود منی...
که تمام منی...
برای تو قربانی می کنم."
فاطمه - November 24, 2009 04:53 PM
نجوا :
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید...
برای این عشق ده ساله تان خوش حالم، صد و ده ساله شه الهی...
فقط یک چیز، نمیدونم چرا الان یاد حرف مادرم افتادم که همیشه میگه؛ بعضی چیزهاتون رو از مردم بپوشانید، یکی ش سفر، یکی ش مال...
حالا شاید شما زیاد اعتقادی به چشم و اینها نداشته باشید اما من همان که اول کامنتم نوشتم برایتان میخوانم که از نگاه حسودان به امان مانید.
حق یار و نگهدار شما و مریم بانو و عشق میان تان باد (:
نجوا - November 24, 2009 05:33 PM
فهیم :
حامد جان خوب از پس این متن عاشقانه بر آمدی... پایدار باشید... ما نیز لیوان چایمان بالا...
فهیم - November 24, 2009 05:36 PM
ساناز :
لیوان چای من هم
ساناز - November 24, 2009 05:38 PM
leila :
Cheers!:))))
leila - November 24, 2009 06:05 PM
:
There is a myth about pregnant women; they usually feel more in love when they are pregnant. If you were a woman I would say, it’s time to buy one of those white things and pee on it, you might be pregnanat. But I don’t think you are pregnant, are you? ;)
Eshghetoon payande baad!
Anonymous - November 24, 2009 06:49 PM
مهدی :
à votre santé
مهدی - November 24, 2009 06:53 PM
Mojtaba :
Cheers :)
Mojtaba - November 24, 2009 07:07 PM
:
che ajab!
Anonymous - November 24, 2009 07:11 PM
maman rouhinr :
HAMED VA MARYAME AZIZAM ELAHI HAMISHE ESHGETUN SABZ VA PAYDAR .
maman rouhinr - November 24, 2009 07:23 PM
:
cheers):D
Anonymous - November 24, 2009 07:25 PM
روجا :
خوش به حالتان که در ناخوشی همیشه خوشین :
هر دوتون موفق باشین
روجا - November 24, 2009 07:30 PM
روزبه دانشور :
آقا ما هم لیوانمون رو به سلامتی شما دو تا بالا میآریم!
روزبه دانشور - November 24, 2009 07:57 PM
پایین :
حامد جان،
به احترام تو، و به احترام شما، لیوان چای ام را بالا میگیرم.
پایین - November 24, 2009 08:10 PM
پیمان :
و به هکذا(لیوان چای بالا رفت هر عشقی که زندان نشو و رهائی باقی بماندد)، دمت گرم!
پیمان - November 24, 2009 08:40 PM
شادی :
کی به کیه ما هم خودمونو دخالت می دیم و لیوان چاییمونو می گیریم بالا! البته چای کارامله مال من! مبارک باشه و با آرزوی ادامه ای شیرین...
شادی - November 24, 2009 08:56 PM
مهسا :
من همیشه کنجکاو بودم که چرا از مریم خانووم نمی نوشتین و این رو می ذاشتم به پای اخلاق مردان ترک که با ابراز عشق خیلی میانه خوبی ندارند ولی در درونشان عشقشان بسیار مستحکم است. ما چایی مون هنوز دم نکشیده ولی آماده که شد ما هم لیوانمون رو می بریم بالا :))
مهسا - November 24, 2009 09:41 PM
مهسا :
من همیشه کنجکاو بودم که چرا از مریم خانووم نمی نوشتین و این رو می ذاشتم به پای اخلاق مردان ترک که با ابراز عشق خیلی میانه خوبی ندارند ولی در درونشان عشقشان بسیار مستحکم است. ما چایی مون هنوز دم نکشیده ولی آماده که شد ما هم لیوانمون رو می بریم بالا :))
مهسا - November 24, 2009 09:42 PM
سیما :
حامد جان من یکی که کلییییییی کیف کردم از خوندن این پست. خیلی خیلی قشنگ بود. از صمیم قلب آرزو می کنم عشقتون تا همیشه همین طور قشنگ و پابرجا بمونه
سیما - November 24, 2009 09:53 PM
:
like
:)
Anonymous - November 24, 2009 11:28 PM
:
عشقتان تا ابد پاینده باد.
Anonymous - November 25, 2009 12:06 AM
م.م. :
خوشبخت و تازه باشید.
این لیوان چای بالا گرفتن سنت غربی است نه؟ لیوان بالا گرفتن نشانه ی چیست؟
م.م. - November 25, 2009 02:27 AM
فرناز :
زيبا عميق آرام و پور شور بود
فرناز - November 25, 2009 05:52 AM
:
ظاهرا اينجا هيچكس با اين مساله مشكلي ندارد كه "ليوان چايياش" را به افتخار كسي بالا ميگيرد؛ نه "گيلاس شرابش" را! مثل صداوسيماي ما كه (توي فيلمهايش) مشكلي ندارد كه قهوه را توي ليوانهايي به اندازهي پارچ سروميكنند؛ تازه با كلي كف كه رويش نشسته!
Anonymous - November 25, 2009 06:00 AM
شراره :
"چهره رویایی و آرام و دریای عمیق درونش" را خیلی خوب اومدی... مریم از اون چهره هاییه که هیچ وقت فراموش نمی شه
سالهای طولانی عشقتان با دوام
شراره - November 25, 2009 06:28 AM
شراره :
"چهره رویایی و آرام و دریای عمیق درونش" را خیلی خوب اومدی... مریم از اون چهره هاییه که هیچ وقت فراموش نمی شه
سالهای طولانی عشقتان با دوام
شراره - November 25, 2009 06:28 AM
شراره :
"چهره رویایی و آرام و دریای عمیق درونش" را خیلی خوب اومدی... مریم از اون چهره هاییه که هیچ وقت فراموش نمی شه
سالهای طولانی عشقتان با دوام
شراره - November 25, 2009 06:32 AM
:
خيلي دلتان را خوش نكنيد 10 سال براي تغيير چيزي نيست سالها را نشمريد محكم عشقتان را بچسبيد و چشم مردم هم يادتان نره
اميدوارم عشقتان به اندازه عمرتان باشد
Anonymous - November 25, 2009 06:50 AM
:
الحق كي يه عشق مرد ترك رو با يك عشق انسان والا خوب تركيب كردي به زيبايياين خلقتت زيباترين موجود هم قسمتت شده .هميشه شاد باشي كه تو دريايي هستي گاه طوفاني و مريم ساحل
Anonymous - November 25, 2009 06:59 AM
:
الحق كي يه عشق مرد ترك رو با يك عشق انسان والا خوب تركيب كردي به زيبايي اين خلقتت زيباترين موجود هم قسمتت شده .هميشه شاد باشي كه تو دريايي هستي گاه طوفاني و مريم ساحل
Anonymous - November 25, 2009 07:00 AM
یک دوست که شما نمی شناسیدش :
عشق تان پایدار
یک دوست که شما نمی شناسیدش - November 25, 2009 07:11 AM
zendegi :
حامد خان عشق تان پايدار باد. بنظر خودتون (هم شما هم مريم خانم) راز اين عشق و دوام آن در چيست؟؟؟
zendegi - November 25, 2009 07:38 AM
:
با سلام با ارزوی خوشبختی برای دو زوج جوان من معنای عشق را گونه دیگری فهمیدم برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به
39-عشقشناسی
پدیده شناسی عرفانی:
7- کندوکاوی در اصول (جلد اوّل)(پدیده شناسی عناصر فرهنگ و تمدن) 8-کندوکاوی در اصول (جلد دوم) 9- کندوکاوی در اصول (جلد سوم) 10- کندوکاوی در اصول (جلد چهارم)
شاید نظرتان به زندگی عاشقانه از صرف تنها با هم بودن ارتقا یابد به او بودن
همه از دست رفت و او شده است/ انا و انت و هو او شده است
http://erfan-darmani.blogfa.com/
ساق اولوز
Anonymous - November 25, 2009 07:59 AM
:
خواهی که شوی با خبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
روزی که دلی را به نگاهی بنوازند
از عمر همان روز حساب است و دگر هیچ
Anonymous - November 25, 2009 08:04 AM
دانیال :
آرزوی بهترینها برای شما.
جاودانه اید.
دانیال - November 25, 2009 08:18 AM
:
آرام و شاد مي شوم وقتي كه شادماني ديگران را مي بينم. به اميد پايداري اين عشق چاي نشان!:)
Anonymous - November 25, 2009 08:23 AM
:
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود/این دایره ی کبود ، اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را/عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود ؟
عشقتان جاودان باد
Anonymous - November 25, 2009 10:40 AM
شهریار :
به سلامتی مریم و حامد
شهریار - November 25, 2009 11:44 AM
:
آمد ندا از آسمان/ کی بزمتان را ما فدا/ طوبی لکم طوبی لکم/ طیبوا کراما و اشربوا
حامد جان من هم لیوانم را بالا گرفتم بدان امید که بهارتان را انجامی و پائیزتان را آغازی نباشد. در امان حق
Anonymous - November 25, 2009 12:00 PM
نوری :
ا- تبریک، تبریک، تبریک...
2- برای من این جا یه اتفاق جالبی افتاد ! به محض این که به" لیوان چایم را بالا می گیرم ." رسیدم؛ چای من رو هم گذاشتن روی میزم و من هم با کمال میل و افتخار لیوان چایم رو بالا می گیرم و جالب تر این که همسرم هم همین حالا داره به تلفن همراهم زنگ می زنه و این یعنی این که اون هم لیوانش رو بالا گرفته!
راستی ، نوشته شما باب زناشویی پیامبر و دیوانه جبران خلیل جبران رو برام زنده کرد.مرسی
نوری - November 25, 2009 12:14 PM
:
" ...جام هم رو پر کنید ولی از جام هم ننوشید... "
جبران خلیل جبران
Anonymous - November 25, 2009 12:25 PM
:
اینجا عروسیه؟
همه مهمونها هم خوشحالند و به وجد آمدندها
Anonymous - November 25, 2009 12:53 PM
هادی خباززاده :
حامد عزیز
صمیمانه به شما تبریک می گویم و از صمصیم قلب برای تداوم زندگی،عشقتان.برای سلامتی و شادیتان دعا می کنم.
به امید دیدار مجددتان در ایران
هادی خباززاده - November 25, 2009 01:10 PM
مریم :
لیوان چای تازه دم من هم بالاست! به افتخار این عشق بعد سالها که خواننده ی وبلاگتم برای اولین بار مینویسم :)
مریم - November 25, 2009 02:22 PM
بابک :
من هم لیوان چایم رو بالا می یارم! و به کنار فریم مانیتور میزنم !! همواره سلامت و شاد باشید.
بابک - November 25, 2009 03:01 PM
دل آرام :
سلام
به دلمان نشست
عشقتان همیشگی
دل آرام - November 25, 2009 03:28 PM
fahimeh :
Nice, I hope it would be forever
fahimeh - November 25, 2009 05:31 PM
:
آفرین به شما دو نفر که تونستید...
Anonymous - November 25, 2009 06:34 PM
Okhtay :
You are indeed very lucky Hamed. And you succeed to describe it beautifully. I know a few older family friends where the couple have been in love for 50 or 60 years as you have put it.
Okhtay - November 25, 2009 06:58 PM
شروین :
حامد جان مطلبت در مورد بهره وری خیلی جالب بود. فقط تورو خدااین قدر تو سر ما صنایعی ها نزن. به خدا تو کتابهای عهد بوق صنایع هم «بهره وری» همون معنی اقتصادی رو داره. یعنی اگه یه کارگر از صبح تا شب زحمت بکشه (ورودی) ولی چیزی به درآمد شرکت (خروجی) اضافه نکنه، بهره وریش که نسبت خروجی به ورودیه میشه صفر. این رو همون دکتر اشراق خودمون تو جلسهِ اول درسش میگفت
شروین - November 25, 2009 07:23 PM
الماسک :
چه پست متفاوتی!!!!
الماسک - November 25, 2009 07:33 PM
نوستالژيست :
نه كه باورم نميشه. چرا پس اين حوالي همهش حرف اصالت نداشتن و خيالي بودن عشقه و بس؟ بعد شما بعد ده سال تازه هنوز ماه عسلتون رو ميگذرونيد؟
نوستالژيست - November 25, 2009 09:30 PM
زهرا :
من یکی که معتقدم شما از اون تک زوجهایی هستید که خدا آنها را دقیقا برای هم آفریده، علایقتون، تفکراتتون، روش زندگی تون و هزار و یک نکته مشابه دیگه. این عشق پایدار نتیجه همون همانندی هاست و برای همینه که مسافت و زمان رویش تاثیری نداره.
به شما و مریم مهربون تبریک می گم و برای عشقتون آرزوی جاودانگی دارم.
زهرا - November 26, 2009 01:17 AM
:
11C
وای که چه لذتی داره عشق و شادی دیگرانو دیدن.
تبریک
تبریک
تبریک
Anonymous - November 26, 2009 07:24 AM
فیاض :
عالی
فیاض - November 26, 2009 09:56 AM
:
شادوسلامت باشيددرپناه حق
Anonymous - November 26, 2009 10:09 AM
میزمویز :
اقا ما که کمپلت کتری ذغالی و فلاسک و قوری را بردیم به سلامتی شما هوا!
میزمویز - November 26, 2009 10:32 AM
Montra :
Happy Your Love, Forgood...
Montra - November 26, 2009 11:00 AM
امیرمسعود :
دوست عزیز بیشتر بنویس. در این مورد بیشتر بنویس. شاید کسانی مثل شما که جاودانگی عشق را کشف کردهاند مسئولیت گفتن داشته باشند... استدعا میکنم بیشتر بنویسید.
امیرمسعود - November 26, 2009 11:24 AM
:
از وقتیکه سی ساله بودید وبلاگتون رو میخونم.این اولین کامنت. به سلامتی شما و مریم خانم.چای کیسه ایی قبوله؟
Anonymous - November 26, 2009 03:56 PM
mahsa :
حامد جان
امیدوارم که این جوانهها به بار بشینه و چایی تون هم همیشه با عسل طبیعی شیرین باشه. و رمز و راز عاشقی هم هیچ وقت از یادتون نره.
mahsa - November 26, 2009 04:30 PM
یگانه :
مرسی که با ما تقسیم کردید ...
ای شالله سالهای سال همین طور باقی بماند.
امیدوارم شوهر من هم نه سال بعد همین حرفها رو بزنه ...
برامون دعا کنید که رابطه زیبایی با هم داشته باشیم ...
یگانه - November 26, 2009 05:44 PM
فرزانه ر :
من هم با این موافقم که در هر رابطه ای رعایت حقوق و استقلال طرفین، باعث دوام رابطه می شود
فرزانه ر - November 26, 2009 06:32 PM
saeed :
Men always want to be a woman's first love. Women have a more subtle instinct: What they like is to be a man's last romance.
--Oscar Wilde
To your yet blossoming love:
http://www.youtube.com/watch?v=MS4gRmvvDsU
saeed - November 27, 2009 12:49 AM
Akbar Sh :
So long and God bless you both
Akbar Sh - November 27, 2009 04:25 AM
hadad :
عشقتون پاینده باد
hadad - November 27, 2009 07:57 AM
ميثم :
سلام
قصد كامنت گذاشتن نداشتم مجنون تعداد كامنتهاي اين پست در قياس با ساير پستها شدم.
اين واريانس عجيب نظرتان را جلب نكرد؟
به نظرم موضوع مناسبي براي مطرح كردن نبود نه اينكه چون از جنس مسائل خصوصي بود شايد چون بيمقدمه بود.
فضاي اين دفتر مجازي تا به حال آشناي اين دست موضوعات نبوده است.
منطق و استدلال، نقد و توصيف و دوگانههايي از اين قبيل بنمايههاي اين دفتر را تا به حال شكل دادهاند.
سعي كرديد از عشق هم روايتي عقلاني به دست دهيد و بر سبيل منطق بر قدر عشق بيافزاييد.
دلچسب نوشتيد و شايد رشكآور هم بود اما نپسنيدم.
اگر بپرسيد چرا نميدانم.
ميثم - November 27, 2009 08:36 AM
فرزانه ر :
راستی من شما را لینک کردم، اگر شما هم قابل بدانید، خیلی ممنون می شم.
فرزانه ر - November 27, 2009 12:56 PM
:
حق آدمهای احمقی مثل تو همونه که لیوان چای بالا بگیرید! خرفت ترین آدم هایی که دیدهام بعضی فرهیخته های ایرانی خارج نشین هستند که تو بهترین دانشگاهها دکترا میخونن ولی عمری گوزشون از دهنشون بالا مییاد تا بتونن سنت خرفت اسلامیشون رو با مدرنیته سازش بدن.
آدم رو یاد بسیجی ها میاندازید که کف زدن رو جایز نمیدونن، برای همین کف زدن خودشون رو ابداع کرده اند: یک کف، دو کف، سه کف.. باور کنید شما چای بالا گیرها هم در خرفتی دست کمی از بسیجی ها ندارید. اگه داشتید امثال موسوی و کروبی رو دنبال نمیکردید!
Anonymous - November 27, 2009 01:49 PM
vanda :
در کنار هم با ستید، اما نه بسیار نزدیک: از آنکه ستونهای معبد به جدایی بار بهتر کشند، و بلوط و سرو در سایه ی هم به کمال رویش نرسند.(جبران خلیل جبران. از کتاب پیامبر)
عشقتون پایدار. با دیدن نمونه های اینچنینی به آیندم امیدوار می شم
vanda - November 27, 2009 09:19 PM
:
لطفا لیوان های چای را پایین بیاورید و با یک قند شیرین زودتر میل کنید چون یک عده ای بدجوری حسادتشون گل کرده است.
Anonymous - November 27, 2009 10:55 PM
محمد شرکا :
تا شروع نکردید به نوشیدن من هم لیوانم رو پر کردم.به سلامتی حامد و مریم
محمد شرکا - November 28, 2009 04:13 AM
میزمویز :
هی رفیق چایخور. یعضی از این کامنت ها را لااقل سانسور لغتی کن. فضای وبلاگ را الوده میکنند.
میزمویز - November 28, 2009 08:52 AM
خنکای شب :
خوشا به حال هردوتان
برایتان هزار هزار بار آرزوی پایداری در این عشق و صفای بینتان را می کنم
خنکای شب - November 28, 2009 09:59 AM
سینا :
شجاعت و صراحتت فوق العاده بود ... امیدوارم تا ابد کنار هم خوش و سلامت باشید
سینا - November 28, 2009 11:23 AM
امین :
خدا به محبتتون برکت بده
امین - November 28, 2009 02:42 PM
بهاره :
:)
بهاره - November 28, 2009 03:07 PM
:
جناب آقای حامدقدوسی عزیز:
مطلبتان را در اداره خواندم ولی کاش "معصی" نیز در کنارم بود وباهم میخواندیم وبه آرزوی سلامتی وعشق روحانی وزیبای تان باهم لیوان چایمان را بالا می کشیدیم.
مطمئنم دعاهای خالصانه مادر نازنینتان که همیشه بیاد شما ومریم خانم هستند بی تاثیر نیست . و البته روح بلندو عارفانه خود شما همیشه عشقتان را جاودانه خواهدکرد وما هم همیشه از زیبایی زندگیتان مسرور خواهیم بود .نوشته تان بسیار زیبا ودلنشین وتاثیرگذار بود . به امید دیدار از نزدیک
Anonymous - November 28, 2009 03:38 PM
:
جناب آقای حامدقدوسی عزیز:
مطلبتان را در اداره خواندم ولی کاش "معصی" نیز در کنارم بود وباهم میخواندیم وبه آرزوی سلامتی وعشق روحانی وزیبای تان باهم لیوان چایمان را بالا می کشیدیم.
مطمئنم دعاهای خالصانه مادر نازنینتان که همیشه بیاد شما ومریم خانم هستند بی تاثیر نیست . و البته روح بلندو عارفانه خود شما همیشه عشقتان را جاودانه خواهدکرد وما هم همیشه از زیبایی زندگیتان مسرور خواهیم بود .نوشته تان بسیار زیبا ودلنشین وتاثیرگذار بود . به امید دیدار از نزدیک
Anonymous - November 28, 2009 03:40 PM
نگين :
نووووووووش
نگين - November 28, 2009 08:59 PM
هموطن :
سلام
عالی بود.
تبریک - تبریک و هزاران تبریک برای مریم خانم و شما و همه عاشقان
هموطن - November 29, 2009 06:40 AM
محمدرضا م :
سلام
از طرف من و هانیه و میعاد هم تبریک.
یادش به خیر روزهای عاشق شدن و لپ گل انداختنت جووون!
جام یکدیگر را پر کنید ولی هرگز از یک جام ننوشید!
بعدا که بچه دار شدید تکه تیر و کمانش را هم می نویسم.
محمدرضا م - November 29, 2009 07:36 AM
:
عشقتان جاودانه باد!
Anonymous - November 29, 2009 08:31 AM
فاطمه :
محض فضولی:
خوندن نوشته های مدرس صادقی باعث این فرم نوشتن تنوین(رسمن،قانونن،خصوصن) نشده؟؟؟
فاطمه - November 29, 2009 09:04 AM
:
سلام
قشنگ بود و پر معنی
موفق باشی
Anonymous - November 29, 2009 12:27 PM
محمد :
خوش باشین و سلامت.
محمد - November 29, 2009 12:45 PM
مهدیه :
لیوان چای من هم به افتخار شما و مریمتان و آرش و عشق مشابه ده ساله ام بالا
مهدیه - November 29, 2009 08:13 PM
زهرا :
آقا میشه من لیوان نسکافه مو بیارم بالا ؟
زهرا - November 30, 2009 09:17 AM
ندا :
مهمترین قسمت عاشق موندن و سخت ترینش برای یک خانوم (به نظر من) همین مستقل موندن ه. ای ول برای مریم و شما که قدرش رو میدونین
ندا - December 2, 2009 01:26 AM
هیچ کس :
سلام
چققققد دوست دارم وقتی می بینم میشه واقعاً اینجوری زندگی کرد.
وقتی میبینم واقعاً این زندگی ها و عشق های واقعی وجود دارن.
وقتی شما کمک میکنید تا شک من برطرف بشه.
ای کاش منم بتونم چنین آینده ای برای خودم بسازم.
لیوان چایم رو به افتخارتون بالا می برم...
هیچ کس - December 2, 2009 08:11 AM
:
سلام
آرزوی من این هست که زوج ها هیچ گاه درگیر روزمرگی و تکرار نشوند. اما فکر می کنم اگر حامد هم درگیر بچه بشه قضیه به همین زیبایی که وصف کرده نباشه.. با این حال، از این که بعد از 10 سال هنوز تو ماه عسل هستید نشون می ده : انسان هایی به مراتب توانمند هستید.
عشقتون جاویدان
Anonymous - December 7, 2009 11:28 AM
لیلا :
بعد از هفت سال ماه عسل الان یک عدد آیدین داریم که هر روز دعا میکنم اون هم حامد من بشه!خوش به حال مادرتان!پایدار باد این عشق منطقی تان
لیلا - December 7, 2009 04:46 PM