هدفمندسازی یارانه ها: بهبود کارآیی یا زوال عقلانیت اقتصادی؟
این متن بیانیه جمعی از اقتصاددانان جوان ایرانی است:
لایحه هدفمند سازی یارانه ها، در صورت اجرا، یکی از پردامنه ترین پروژه های اقتصادی در تاریخ ایران خواهد بود. با توجه به حجم بسیار بالای یارانه های انرژی (در حدود 40 میلیارد دلار) و نقش انرژی به عنوان یکی از عوامل مهم تولیدی و مصرف خانوار، و نیز با توجه به اثرات سیاسی بسیار گسترده ی این طرح، لازم است که مردم از جوانب مختلف این طرح و اثرات احتمالی آن بر زندگی خود و آیندگانشان آگاهی داشته باشند. با این حال متاسفانه این طرح بدون مداقه های لازم و با وجود ابهام های گسترده در آن، در حال تبدیل شدن به قانون است. هدف این نوشته ی کوتاه بررسی اجمالی برخی از جنبه های این طرح و نشان دادن خطرات اجرای آن به شکل کنونی است. متاسفانه برخی از متفکران و کنشگران اقتصادی مستقل، حمایت ضمنی و گاه آشکار خود را از حذف یارانه های انرژی ابراز داشته اند. برخی حتی مشکلات و هزینه های سیاسی مترتب بر این طرح را بهایی قابل قبول برای رهایی از یارانه ی سوخت قلمداد کرده اند. ما ضمن احترام به اهداف خیرخواهانه ی این طیف، باور داریم که نه تنها تحلیل این گروه از انگیزه های دولت و نتایج سیاسی مترتب بر اجرای این لایحه، نادرست است، بلکه ایشان همچنین درشناخت اثرات اقتصادی مترتب بر حذف یارانه های انرژی به روش مطرح شده در این لایحه به خطا رفته اند.
دو نکته ای که معمولا به عنوان نقاط قوت این لایحه مطرح می شود "واقعی شدن قیمت حامل های انرژی" و "عادلانه تر شدن توزیع یارانه ها" در بین اقشار مختلف است. از این دیدگاه، یارانه ی انرژی نه تنها منجر به استفاده ی نادرست و بی رویه از انرژی می شود بلکه سود آن بیشتر به افراد ثروتمندتر جامعه می رسد. اما نکات نگران کننده ای در رابطه با طرح هدفمند سازی یارانه ها وجود دارد که می تواند آن را به خطری جدی برای اقتصاد کشور تبدیل کند. از آن گذشته تعجیل دولت در اجرای این طرح با وجود تبعات ناشی از ابعاد، کیفیت و زمان بندی آن مؤید وجود اهداف سیاسی در پشت هیات اقتصادی این طرح است. اولین موضوع نگران کننده این که در طول دهه های متوالی، صنایع کشور بر مبنای قیمت پایین انرژی شکل گرفته اند و افزایش ناگهانی قیمت انرژی به افزایش چشم گیر قیمت تمام شده ی تولیدات منجر می شود. این مساله به ویژه با توجه به عدم امکان تغییر تکنولوژی تولید در میان مدت و همچنین کنترل قیمت بسیاری از محصولات صنعتی در کشور، تاثیر مخربی بر سود آوری صنایع خواهد داشت. هر چند یکی از منافع بلند مدت حذف یارانه ی انرژی، شکل گیری مجدد صنایع کشور بر مبنای قیمتهای واقعی انرژی خواهد بود، اما این طرح در میان مدت باعث ورشکستگی در صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری در کشور می شود. این مساله به ویژه با توجه به عدم فراگیر بودن بیمه ی بیکاری در کشور اثرات نامطلوب قابل توجهی بر رفاه نیروی کار در بخش تولید خواهد گذاشت.
نکته ی مهم دیگر تاثیر افزایش قیمت انرژی در کارکرد سایر بازارهای اقتصادی است. اقتصاد کشور مجموعه ای به هم پیوسته از بازارهای مختلف است که هرگونه تغییر در یک بازار بر کارایی بازارهای دیگر تاثیر خواهد گذاشت. همان طور که گفته شد یکی از مزایای حذف یارانه ها، افزایش کارایی در بازار انرژی است به طوری که با واقعی شدن قیمت انرژی، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان به استفاده ی بهینه از انرژی تشویق می شوند. بنا بر این واضح است که اگر اثر سیاستهای اقتصادی دولت، تنها به عدم تطابق قیمت حاملهای انرژی با هزینه ی واقعی این کالاها محدود بود، با حذف یارانه ی انرژی، فعالان اقتصادی به تخصیص بهینه منابع نزدیک تر می شدند. اما در شرایطی که سیاستهای دولت باعث عدم تطبیق بین قیمت بسیاری از کالاها و خدمات با هزینه ی واقعی آنها شده است، حذف یارانه انرژی نه تنها از تخصیص ناکارآمد منابع نخواهد کاست بلکه می تواند با تشدید عدم انطباق قیمتهای نسبی با هزینه های نسبی در دیگر بازار ها، بر ناکارآمدی تخصیص منابع بیفزاید. به عنوان مثال افزایش قیمت انرژی با وجود قیمت بالا و کیفیت پایین خودروهای داخلی که عمدتا به دلیل غیر رقابتی بودن و دولتی بودن صنعت خودرو می باشد، هزینه هایی مضاعف (بالاتر از مقدار بهینه که در یک بازار رقابتی و آزاد خودرو تحقق می یابد) را بر دوش مصرف کنندگان تحمیل می نماید. علاوه بر این وجود ضعف شدید سیستم حمل و نقل عمومی و قیمت بسیار بالای خودروهای کم مصرف و مطمئن و موانع و هزینه های گزاف انتقال تکنولوژی های با بازدهی بالاتر در بخش تولید باعث محدود شدن افزایش کارایی حاصل از حذف یارانه ها در بازار انرژی خواهد شد.
فرایند در نظر گرفته شده برای تخصیص درآمدهای حاصل از این طرح، تصویر نامطلوبی از نتایج احتمالی اجرای آن به دست می دهد. لایحه ی پیشنهاد شده از سوی دولت با گریز از فرایند قانونی بودجه ریزی، اختیار تخصیص درآمدها را منحصرا به شخص احمدی نژاد و کارگزارانش می دهد. با خارج کردن نحوه تخصیص منابع از فرآیند بودجه ریزی، نه تنها دولت در پایبندی به تصمیمات اقتصادی و سرمایه گذاری های چند مرحله ای اش دچار معضل خواهد شد، بلکه عدم توازن دسترسی فعالان اقتصادی به اطلاعات در مورد تصمیمات آتی دولت، ریسک سرمایه گذاری را حتی در فعالیتهای جاری اقتصادی به شدت بالا می برد و بخش خصوصی را در اقتصاد ایران نحیف تر خواهد ساخت. بی شک دسترسی ارگانها وافراد حامی دولت به این قبیل اطلاعات، فرصت را برای افزونه خواریهای اقتصادی بیش از پیش مهیا خواهد ساخت. در صورت اجرای این طرح، برای اولین بار پس از نهادینه شدن بودجه ریزی در دوره مشروطه، چنین پروژه ی بزرگی خارج از قواعد و ضوابط مرسوم بودجه ریزی اجرا می شود.
خطر دیگری که طرح موسوم به هدفمندسازی یارانه ها به اقتصاد و سیاست کشور تحمیل می کند، افزایش امکان سوء استفاده دولت از درآمدهای حاصل از این طرح حتی در صورت تصویب اعمال نظارت مالی از طرف نهاد های قانونی است. ماهیت بسیاری از طرح های اقتصادی دولت در چهارساله گذشته، مهیا ساختن انگیزه های مالی کوتاه مدت برای فعالیت های اقتصادی ناکارآمد، به خصوص برای ارگانها و افراد حامی دولت بوده است. پروژه های ریز و درشت مصوب در "سفرهای استانی" و "وامهای زودبازده" ازجمله مثالهای معروف این قبیل انگیزشهای مالی هستند که در بسیاری ازموارد نیز بر اساس ارتباطات سیاسی تخصیص یافته اند. بر اساس این پیشینه می توان حدس زد که احمدی نژاد منابعی را که با حذف یارانه های انرژی به دست می آورد، برای یاری رساندن به چنین فعالیتهایی که توجیه اقتصادی ندارند استفاده خواهد کرد. واضح است که افزودن به این قبیل یارانه ها نه تنها به تخصیص بهینه منابع منجر نخواهد شد، بلکه اثری منفی بر بهره وری منابع مادی و انسانی کشور خواهد داشت. به عنوان مثال در شرایطی که حقوق معلمان با تعویق پرداخت می شود، اگر وام زودبازده جهت احداث کسب و کارهای کوچک در اختیار وابستگان به جریانات سیاسی خاص قرار داده شود، معلمان تشویق به کم کاری در شغل اصلی خود و اختصاص وقت به فعالیتهای غیرمولد برای اثبات نزدیکی به جریانات سیاسی خاص خواهند شد تا شاید به "وام زودبازده" دست یابند. در این میان منبع انسانی که به کار آموزش دانش آموزان می آید، صرف فعالیتهای ناکارآمدشده، منایع مادی بسیاری نیز به هدر خواهد رفت. با توجه به مطلوب بودن حذف یارانه ی انرژی در بلند مدت از یک سو، و ناپختگی و ابهام های طرح حاضر از سوی دیگر، مطالعه ای علمی و جامع در مورد تبعات این طرح پیش نیاز حرکت به سوی واقعی سازی قیمت انرژی در کشور است. چنین طرح بزرگی باید با مشورت و اجماع نسبی بدنه کارشناسی موجود در کشور و نیز با حمایت مردم و جریان های مختلف سیاسی تصویب و اجرا شود. چنانکه اشاره شد این طرح در راستای انگیزه های آشکار سیاسی دولت کنونی با توسل به فرایندی کاملا مبهم، غیر شفاف و غیر قابل نظارت می باشد. از این رو ما بر این باوریم که طراحی و اجرای هدفمندسازی یارانه ها در صورت برآورده نشدن لوازم و شرایط ذکر شده تصمیمی زیانبار و مخاطره آمیز برای اقتصاد کشور خواهد بود.
24 آذر 1388
احسان ابراهیمی، دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو
مصطفی بشکار، پژوهشگر اقتصادی، دانشگاه ییل، و استادیار اقتصاد، دانشگاه نیوهمپشیر
فائزه راعی، كارشناس اقتصادي صندوق جهاني پول
محمدحسین رحمتی، دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه تگزاس – آستین
مریم سعیدی، دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه مینسوتا
علی شوریده، دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه مینسوتا
حامد قدوسی، دانشجوی دکترای اقتصاد مالی، مدرسه عالی فاینانس وین
محمد مروتی، دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه تگزاس – آستین
بورگان نظامی نرج آباد، استادیار اقتصاد، دانشگاه رایس

نظرات
یاسر :
سلام خیلی خوب بود..ممنون... خیلی خوب می شه اگه یه طرح جایگزین هم ارائه بشه... تقریبا همه ضرورت انجام اینکار رو درک و تایید می کنن اما در خلا طرح جایگزین اینجور طرحهای عجولانه فرصت طرح پیدا می کنن
یاسر - December 16, 2009 07:59 PM
محمّد م. :
سلام
فکر می کنم بهتر است امکان نمایش صفحه برای چاپ را به وبلاگ خود بیفزایید!
محمّد م. - December 16, 2009 08:04 PM
اقتصاد :
ممنون از این که وقت میگذارید و این مطالب را نقد میکنید. ببخشید فکر میکنم صنعت خودرو در ایران انحصاری نه رقابتی بهخاطر همین هر چی بخواهند به ما غالب میکنند؟
اقتصاد - December 17, 2009 12:31 AM
:
وقتی ابتدای این متن را در وبلاگ حامد قدوسی دیدم، بسیار کنجکاو شدم که نویسندگان این متن چه کسانی هستند. اولین . محتمل ترین حدسم این بود که حامد در راستای تضارب ارا متن نوشتاری افراد دیگری را منتشر کرده. وقتی که نویسندگان آن را دیدم، نزدیک بود شاخ در بیاورم. فکر کردم که چگونه می شود آدمی حرف های خودش را به زودی فراموش می کند، به این دلیل که از دهان مخالفش خارج شده (بعضی ها می خوانندش دشمن).
در این فکر رفتم که از این سیاسی تر نمی توانسته اند به این طرح حمله کنند.
و حال به شما نویسندگان محترم:
حرف شما اساتید به ماهایی که چند صباحیه داریم اقتصاد می خونیم، این بوده که ام المصائب اقتصاد ما اینه که قیمت ها آزاد نیست، حتی آزاد سازی مقدم بر خصوصی سازیه. وقتی که نظام قمت ها مختل باشه، به تولید کننده و مصرف کننده سیگنال غلط می ده و...
نمی خواهم این بحث تکراری را ادامه بدهم که شما خود در آن استادید.
اگه فرض کنیم که حضرات بر این آموزه ی مهم اقتصادی همچنان پایبندند، و در آن صورت بخواهم استدلال شما در متن مذکور را خلاصه کنم، این می شود:
این طرح خوب است.
دکتر احمدی نژاد ان را اجرا می کند.
پس این طرح بد است.
در صورتی که فکر می کنم این گونه آسمان را به ریسمان بافتن، زیبنده چونان شماهایی که بعضیتان را هم می شناسم، نیست.
من به استدلال های شما دقت کرده ام ولی فکر کنم، به عنوان مثال، شما خود بهتر می دانید که هزینه ادامه روند کنونی در بلند مدت بسیار بیشتر از هزینه های میان مدت آن است. (البته که باید برای کاهش هزینه ها ی میان مدت چاره اندیشید، لکن، همین امروز فردا ها بوده که تا حالا این سیاست های غلط ادامه کرده است.)
روزگاری که درس مبانی اقتصاد را به عنوان یه دانشجوی برقی با شوق و ذوق گرفته بودم، استلالی را که به عنوان مثال علیه شما اقامه کردم را از دکتر نیلی شنیدم. برای محاجه، بعد از کلاس به ایشان گفتم که مخالفین می گویند ابتدا باید حمل و نقل عمومی را هموار کرد و سپس قیمت انرژی را آزاد کرد (یک دانشجوی برقی که تازه اسم اقتصاد را شنیده!!!). ایشان هم گفتند(قریب به این مضمون) که اگر منتظر چنین تقدمی باشیم، این امر هیچ گاه اتفاق نمی افتد.
سرتان را درد نیاورم که هدفم از این کامنت، ارائه استدلال اقتصادی علیه مدعیات شما نیست که خود بهتر از من می دانید.
فقط می خواهم این را به شما تذکر دهم که:
دشمنی قومی شما را بر آن ندارد که از عدالت خارج شوید.
وقتی شما اظهار نظر به عنوان صاحب نظر اقتصادی می کنید، طبیعتا تاثیر گذاری شما بیشتر می شود و مسئولیت اخلاقی بیشتری در قبال تعداد بیشتری انسان پیدا می کنید. خوددانید...یه سری به نوشته های قبلی خود بندازین
Anonymous - December 17, 2009 03:36 AM
محمد رضا داودالحسینی :
متن قبلی که ناشناس خورده، من بودم
با تشکر
محمد رضا داودالحسینی - December 17, 2009 03:39 AM
تیتا :
به داوودالحسینی:
حمایت شما از ا.ن در طرح سفرهای استانی و توزیع پول به این شکل بوده است:
هرچند شاخص های اقتصادی نشان از بد تر شدن شرایط زندگی روستاییان دارد
اما چون سبب بهبودسطح زندگی چند نفر روستایی شده است
طرح ا.ن بسیار عالی است.
به نظر من شما به پیش داوری و به قصد مخالفت متن بیانیه را خوانده اید!
تیتا - December 17, 2009 06:19 AM
یاسر ک :
به نظر من هم این بیانیه عملا پیش شرط هایی رو برای اجرای طرح هدفمندی رایانه ها می گذاره که برای کشوری مثل ایران معنی اش اینه که این طرح هیچ وقت اجرا نشود. مثلا گفته شده که نیاز به یک مطالعه جامع دراین باره هست. خب فکر می کنم از زمان هاشمی و خاتمی داره رو این موضوع مطالعه می شه دیگه این مطالعه جدید قراره چه جیزی رو اضافه کنه؟ اگه اون مطالعات قدیم جامع نبوده خب مطالعات جدید که بدتر خواهد بود. صورت مساله این نیست که اگر دولت دست ما باشد چه طور یارانه ها را حذف کنیم. چون دولت دست ما نیست. صورت مساله این است که دو رییس جمهور قبلی اراده حذف یارانه ها رو نداشتند و رییس جمهور کنونی می خواهد یارانه ها را حذف می کند. آیا تبعات روش کنونی از مضرات وجود یارانه ها برای سالیانی دیگر بیشتر است یا نه؟ تا اطلاع ثانوی هیچ دولتی نمی آید که تمام شرایط لازم را قبل از اجرای طرح فراهم کند که حالا ما چنین پیش شرط غیر واقعی را بگذاریم. این هم که دولت معلوم نیست با پول یارانه ها چه می کند راه حلش اینست که معلوم کنیم. نه این که بگوییم چون معلوم نیست پولش صرف چه می شود پس یارانه ها را حذف نکنیم.
یاسر ک - December 17, 2009 06:32 AM
سام :
با سلام خدمت نویسندگان این متن:
1- من هم با جناب داودالحسینی موافقم که این بیانیه با حرف های سابق شما جور در نمی آید.هر چند در اصل مساله با شما موافقم.
2- شما در این بیانیه به چند مساله اشاره کردید:
1-2- به اهمیت هدف دولت از اجرای طرح توجه نمودید. ضمن آنکه اشاره کردید که برای تعیین اثربخشی یک طرح باید کارایی دولت را سنجید و لذا توانایی دولت برای اجرای طرح یک ضرورت است.
2-2- به مشکل دهه ها تولید ناکارای صنعتی اشاره کردید. این یعنی ساختار تاریخی تولید بسیار اهمیت دارد. اینکه در طول تاریخ، عواملی وجود داشته اند که موجب این وضعیت شده اند و البته نقش دولت ها در این خصوص غیر قابل انکار است.
3-2- به یک سری از هزینه هایی اشاره کردید که جدای از هزینه های ناشی از وجود قیمت های یارانه ای در اقتصاد است. ضمن آنکه میزان این هزینه ها را فراتر از هزینه های اصلاح قیمت ها می دانید که البته از سوی دولت (ها) تحمیل می شود. شاید بتوان آنرا هزینه مبادله نامید.
4-2- به یک فاکت در اقتصادایران اشاره کردید و آن اینکه در زمان وفور درآمدهای دولتی، بیماری کوته نگری بر تصمیمات حاکم می شود. ضمن آنکه اقتصاد رانتی را از یک اقتصاد غیررانتی متفاوت دانستید.
5-2- به مساله شفافیت، نظارت و پرهیز از ابهام در اجرا توسط دولت اشاره کردید. شاید این مسائل در حوزه بحث حکمرانی خوب باشد.
خوشحالم که دوستان مسائل دیگری بجز قیمت های نسبی را در اقتصاد دارای اهمیت یافتند (ظاهراً بااهمیت تر). نمی دانم چرا احساس می کنم که سالهاست با مباحث بیان شده در این متن آشنا هستم و قبلاً آنرا شنیده ام. شاید نهادگراهای بی سواد ایرانی! که گاهی اوقات هم از نوشته های صادقانه شما سوء استفاده می کنند! این حرفها را قبلاً بسیار گفته اند اما به گوش من یکی که فرو نرفت!!!
سخن آخر هم با دوست عزیز مهندسمان:
دوست عزیز ای کاش از استاد خود می پرسیدید که چرا تقدم سیاستهای قیمتی بر اصلاح سیستم حمل و نقل (و بسیاری دیگر از زیر سیستم های اقتصادی) در دهه 70 نتیجه عکس انتظار ایشان را داد. شاید بخاطر این بود که دولت عین سیاست های مورد نظر ایشان را اجرا نکرده بود!!!
ضمناً از ایشان بخواهید برای اینکه خوب اثرات اقتصادی این تقدم را درک کنند از روز بعد از اجرای طرح هدفمندسازی، اتومبیل خود را از پارکینگ بیرون نیاورند و چند ماهی هم حقوق حداقل وزارت کار را دریافت نمایند و بیمه های اجتماعی خود را کنار بگذارند و یک خانه متناسب با حقوق و پس انداز ده ساله متناسب با آن حقوق را برای تهیه مسکن اختصاص دهند و ... تامتوجه شوند که در بلندمدت هم او و همه مردم مثل او مرده اند و دیگر زنده نخواهند بود تا از مزایای اصلاح قیمت ها بهره مند گردند. ضمناً از ایشان بپرسید در میان مدت چه راهکاری برای مقابله با تغییر قیمت های نسبی برای زندگی خود پیش بینی می کنند. حتماً خواندن اقتصاد در آن سطح به درد اینکار خواهد خورد. ضمناً بپرسید که در کوتاه مدت آیا همچنان ثبات فکری لازم را برای تصمیم گیری در خصوص راهکارهای تعدیلات میان مدت و بلندمدت خواهد داشت. فکر کنم جوابهای استاد عزیز، شما را از اقتصادی که خوانده اید ناامید کند و مجبور شوید دوباره مهندسی خود را در محیط یک کارگاه یا آزمایشگاه ادامه دهید نه در سیستم اقتصادی - اجتماعی یک جامعه 70 ملیونی.
سام - December 17, 2009 06:46 AM
محمدرضا م :
احمدی نژاد گفته هرکسی طرح بهتری دارد بسم الله! و چون کسی رئیس جمهور نیست که بتواند بگوید بسم الله پس طرح بهتری وجود ندارد!
نظر نگذاشتی جوون!
محمدرضا م - December 17, 2009 12:24 PM
محمدرضا م :
در مورد یارانه مارانه هم یک افاضه ای کردم که خیلی هم جدی است اما چون اقتصاددان نیستم شاید لری باشد. اسم مطلبش هست : دنیا بازی است. وقت کردی بخون. نخواستی هم نخون جوون!
محمدرضا م - December 17, 2009 01:39 PM
محمد :
رئیس جمهور: اگر طرح بهتری دارید بیاورید
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=94050
محمد - December 17, 2009 02:19 PM
محمد :
رئیس جمهور: اگر طرح بهتری دارید بیاورید
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=94050
محمد - December 17, 2009 02:20 PM
:
وقتی برای اولین بار این متن رو دیدم و بعد هم اسامی امضا کننده اش که اکثرشان دوستان صمیمی و همفکر و متاسفانه با انگیزهای بسیار با لای سیاسی هستند، دعا کردم که حامد قدوسی زیر این متن را امضا نکرده باشد... که شد آنچه نباید میشد. حامد جان من یه سوال ازت دارم که دوست دارم که صادقانه جواب بدهی. فرض کن که الان موسوی رییس جمهور شده بود و تو به عنوان یکی از مشاوران اقتصادی اون قرار بود از در مورد این طرح نظر بدی، آیا همین حرفها رو میزدی و همین نتیجه گیریها رو انجام میدادی؟
هر فعالیت بزرگی نکات مثبت و منفی خودش را دارد و میتوان با بزرگتر نشان دادن بدیها و کوچک شمردن خوبیهاش او طرح رو منفی نشان داد. به نظر من این کاری است که نویسندگان این طرح انجام داده اند.
این احمدی نژاد تا ابد قرار نیست در این کشور بمانند. چرا برای دشمنی با آنها اینقدر پیش بریم که چشممان را روی همه چیز ببندیم. تجربه انقلاب اسلامی یادمون رفته که همه تحصیل کرده های خارج از کشور هم توی این بازی افتادند که همه طرحهای خوب شاه را هم رد کنند و الان بفهمند که چقدر اشتباه کرده اند. آیا اگر این طرح به خاطر این نامه رد شود من و تو می تونیم وجدان راحت داشته باشیم؟ پس کجاست مستقل اندیشیدن؟ اگر من و تو نتوانیم در مقابل بعضی از دوستان که انصاف را در نقد رعایت نمی کنند بایستیم وقتی که به پستی و مقامی رسیدیم خواهیم توانست؟
چه اندازه جای متخصصین مستقل و با اخلاق حرفه ای توی این کشور خالی است!!!
Anonymous - December 17, 2009 05:37 PM
دانیال :
واقعا خجالت آوره که یه عده ای ادعای دوستی و شاگردی میان یه بیانیه منصفانه رو به جای اینکه دغدغه نویسندگانش رو که همه میدونن هیچ سود سیاسی از قضیه ندارن به این شکل زیر سوال میبرن!
این دوستان بهتره برن یه بار بخونن بیانبه رو.
من راستش چیزی که فهمیدم اینه که دوستان بزرگوارم فرمودن که این طرح طرح بدی نیست، منتها دغدغه در نوع اجرایی شدنش هست و این با توجه به سابقه ا.ن کاملا منصفانه هست که همه نگران باشیم.
مشکل اینجاست که اینا نمیفهمن اقتضاء یعنی چی؟!!
تا بعضی زیر ساختها فراهم نشه نمیشه انتظار نتیجه از این طرحو داشت.
مثه اینه که بخوای از یه بچه 3 ساله انتظار بچه دار شدن داشته باشی، خب آقاجون این هنوز بالغ نشده، شاید یه 20 سال دیگه اگه روش کار بشه، بتونی انتظار داشته باشی!
پس انتظار نداشته باش!
دانیال - December 17, 2009 06:08 PM
حسینی :
آقای قدوسی
من هر چی این متن رو میخونم، نکتهی اقتصادی قابل اعتنایی در اون نمیبینم. آیا نیازی بود که تاکید بشه تعدادی "اقتصاددان" این متن رو نوشتن؟
حسینی - December 17, 2009 06:46 PM
:
سلام و روز بخير.
حامد جان يه نگاهي به اين لينک بندازيد:
http://chaay.ghoddusi.com/2009/12/post_1087.html#more
احتمالا منظوري داشتن که اسم شما رو از اين ليست حذف کردن؟من که خيلي متعجب شدم
حامد: نه در واقع اشتباه از من بوده. من به علت سوء تفاهم در هماهنگی امضاء فراموش کردم در نامه ارسالی به پیمانه اسمم را بگذارم و قرار شد در انتشارهای بعدی اضافه کنم.
Anonymous - December 17, 2009 07:00 PM
فاطمه :
oops!the previous link is wrong,the currect one is this:
http://peymane.ir/fa/pages/?cid=8166
فاطمه - December 17, 2009 07:03 PM
:
آقا دانیل عزیز، گفتید که امضا کنندگان نامه هیچ گونه سود سیاسی از این قضیه نمی برند، منظورت چیست؟ من به شخصه اکثر امضا کنندگان نامه را میشناسم و از نفرت بسیار شدید آنها نسبت به احمدی نژاد و ... آگاهم که به آن ایرادی هم نمیگیرم که هرکس می تواند حب و بغض داشته باشد. مشکل زمانی پیدا میشود که این افراد بخواهند با تکیه بر اسم و سابقه تحصیلی خود غیر منصفانه نظر علمی بیان کنند و بر افکار عمومی غیر مطلع اثر بگزادند. اینکه ما به این دلیل که احمدی نژاد از این پول سو استفاده خواهد کرد نگذاریم این طرح پیاده شود چه ایرادی می توان به اصولگرایان و محافظه کاران زمان ریاست جمهوری خاتمی گرفت که نمی گذاشتند خاتمی طرحهای خودش را پیاده کند با این ترس که این باعث تقویت جناح خاتمی خواهد شد.
خداییش بسه اینهمه سیاسی بازی! فکر میکنی چرا رابطه با آمریکا درست نمیشه یا مساله هسته ای حل نمیشه؟ هروقت یک جناحی قرار است این قضایا را حل کنه جناح مخالف با زدن حرفهای عوامفریبانه سعی میکنه زیراب قضیه را بزنه. هردو گروه اصلی در کشور این بی اخلاقیها رو انجام میدهند یکی کمتر یکی بیشتر.
مگه طرح توزیع نقدی پول نفت رو کروبی و هاشمی مطرح نکردند؟ اون موقع اقتصاددانان جوان کجا بودند که نقد کنند و بگن که این کار فساد میاره یا اجرایی نیست؟
من خودم ثانیه شماری میکنم که تفکر احمدی نژاد از این مملکت رخت بربندد ولی این کارش رو مثبت می دونم درکل. مگه میشه کسی هیچگونه کار مثبتی نداشته باشه؟ تا حالا شده که یکی از این اقتصادانان جوان یکی از نکات مثبت دولت احمدی نژاد راعلام کند؟ دوباره تاکید می کنم که مشابه همین فرایند در زمان شاه بوجود آمد. طرحهای کنترل جمعیت، تکنولوژی هسته ای، اسکان عشایر، پتروشیمی ها، فولاد مبارکه، مدارس مدیریت، ..همه شدید ا نقد می شدند و متاسفانه دانشمندان جوان ما که الگوی مردم عادی بودند هم در این اعمال مشارکت داشتند. فکر کنم که مثال کم نباشه از زیاده روی مردم ایران زمین در نقد و یا تعریف از شخصیتها.
من سالهاست که با طراحان اصلی طرح حذف یارانه ها در زمان هاشمی وخاتمی
حامد: من نکته اصلی حرف شما را متوجه هستم ولی دقت کن که هسته اصلی بحث نامه زمانی شکل گرفت که احمدینژاد روی به دست گرفتن اختیار بخش مهمی از پول آزاد شده بدون نظارت مجلس اصرار کرد. این هیچ شباهتی به پرداخت نقدی کروبی برای همه ایرانیان بالای 18 سال ندارد.
Anonymous - December 17, 2009 07:44 PM
:
محمد رضا داودالحسینی، سام، حسینی، کامنتهای ناشناس، و سایر دوستان:
در پاسخ به سیاست زدگی تحلیلهای ارایه شده در بیانیه ی فوق، متنی را در وبلاگم نوشتم که اگر مایلید میتوانید در اینجا مطالعه کنید:
http://beshkar.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#links
Anonymous - December 18, 2009 12:27 AM
ایرج روزدار :
جواب من به پرسشنامه شما، به شما نرسیده است؟ تعجب میکنم. ولی اکنون برای من حوصله تجدید آن جواب نیست. به همین اکتفا میکنم: شما دیر رسیدید، قطار حرکت کرد.
نیمایوشیج، متن فوق را در آذر ۱۳۳۲ نوشت.
نیمایوشیج این جواب را به پسرخاله و شاگرد خویش، یعنی دکتر پرویز خانلری داد که در آن ایام به چاپ نشریه "سخن" مشغول بود.
خانلری همواره مخالف سرسخت شعر نو بود و به نظم قدما اعتقاد راسخ داشت.
۲۲ مرداد ۱۳۳۲، خانلری نامهای به شرح زیر برای نیمایوشیج فرستاد:
آقای نیمایوشیج، مجله سخن برای آنکه عقیده اهل نظر و صاحبان ذوق را درباره شعر نو که اکنون مورد بحث است و موافق و مخالف فراوان دارد تحقیق کند و در معرض استفاده عموم قرار دهد پرسشنامهای در این باب تهیه کرده است که یک نسخه آن به ضمیمه از نظر عالی میگذرد. متمنی است پاسخ هر سئوال را بکمال اختصار ( حداکثر سه سطر ) مرقوم دارید تا در مجله درج شود.
امضا: دکتر پرویز ناتل خانلری
حالا حکایت ماست با حامد و و دوستانش و جواب دندانشکن و رندانه نیمایوشیج که شما دیر رسیدید، قطار حرکت کرد!
این جناب حامد و دوستانش از سالها قبل، هی چماق نداشته معلومات عالی اقتصادی خویش را بر سر ما زدند که اقتصاد آزاد خوب است، و وجود آدام اسمیت با هاله نور پوشانده شده، و خاک بر سر مارکس و لنین و استالین و اقتصاد دولتی، و مرگ بر سوبسید و کوپن، و درود بر سرمایهداران و غیره و غیره و غیره. از واژگان "دانشگاه شریف" و "دکتر نیلی" و "دانشکده فاینانس وین" و همه سوراخهای دیدهشده عالم نیز برای پشتوانه رفتار "شعبونبیمخی" خویش استفاده کردند و کردند و کردند، تا سرانجام اومدن آب بخورن، افتاد و دندونش شکست! ( یعنی از آنور بام در غلطیدند! )
این جناب حامد و دوستانش از شونصد سال قبل تاکنون، کور و کر تشریف داشتند و نمیدانستند که دولت مهرپرور از ابتدا با طرح حذف یارانه به میدان آمده، و اینقدر شعور نداشتند بدانند که ابلاغ و اصرار بر اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، معنیاش حذف یارانه و عریان نمودن شمشیر مرگ سرمایهداری هار و تمامیتخواه است.
خب نمیدانستند دیگر، کور و کر بودند.
همین چند روز پیش بنده در اعتراض به او نوشتم که چرا در قبال طرح حذف یارانه سکوت کرده؟
چند روز بعد حامد لطف کرد و چیزکی در این باب نوشت با لحن موافق.
تاریخ و نشانی نوشته بنده:
۵ آبان ۱۳۸۸ http://chaay.ghoddusi.com/2009/10/post_1059.html
تاریخ و نوشته حامد:
۱۰ آبان ۱۳۸۸ http://chaay.ghoddusi.com/2009/11/post_1063.html
حالا که تمام عمههای گرامی مردم ایران نیز در مخالفت با حذف یارانه گفتند و نوشتند و فریاد زدند، حامد و دوستان رندش به صرافت افتادند که مخالفت شجاعانه و مجاهدانه خویش را در همنوایی با مصاحبه و بیانیه میرحسین موسوی ابراز نمایند تا اولا بر وقاحت و پوستکلفتبودن خویش مهر تایید زنند و ثانیا از رفیق دزد بودن به شراکت قافله نیز برسند.
در این نوشته، روی سخنم با حامد نیست بلکه نظر به سوی افراد شریف و نجیب دارم تا بدانند که شیادی و نادانی چگونه است و چگونه کسانی که مدعی تدریس "نظریه بازی" در دانشگاه شریف هستند و از علم غیب و پیشبینی آینده خبر میدهند و خویش را استاد مینامند، از تفسیر عمههای گرامی خویش نیز عقب افتادهاند.
روی سخنم با نانجیبانی نیست که چون گربه همیشه روی چهار دست و پا به زمین میآیند، بلکه نظر به سوی افراد شریف و نجیب دارم تا بدانند که نباید شامورتبازی تدریس "فاینانس" و "نظریه بازی" در دانشگاه شریف و وین و آستین را جدی بگیرند و آگاه باشند که جایگاه ناموجه امثال حامد، غصبیست و به قیمت خانهنشین شدن افراد دانا و شجاع حاصل آمده است.
روی سخنم با کسانیست که مجیز امثال حامد را میگویند و او را با عنوان "استاد" خطاب میکنند.
لطفا فردا که در کلاس "نظریه بازی" استاد حامد نشستید و استاد حامد با ضرب و تقسیم چند تا مشتق و لگاریتم و انتگرال، خبر از پیشبینی آینده داد و شما را با دهان باز مبهوت نگاه داشت، به یاد نوشته بنده بیفتید و از او بپرسید که ای استاد اعظم، چرا با استفاده از "نظریه بازی" نتوانستی سیر حوادث اجتماعی ایران ( با تاکید بر اقتصاد ) را پیشبینی کنی؟
آنگاه یا به "نظریه بازی" شک کنید یا به عقل حامد و دوستانش.
برای حامد و اداواطوارهای ظاهرا دلسوزانهاش در حمایت از مردم دربند و دوستان زندانیاش مینویسم:
هنگامی که مغولان به آستانه شهر خوارزم رسیدند، خان مغول قاصدی نزد شیخ نجمالدین کبری فرستاد که فردا به خوارزم حمله و مردم را قتل عام میکنم، شیخ به همراه قاصد از خوارزم بیرون بیاید تا گزند نبیند.
شیخ نجمالدین کبری بزدلی نکرد و جوابی داد تا نام و خاطرهاش از پس قرنها به احترام در ذهن ایرانیان باقی ماند:
هفتاد سال با تلخ و شیرین مردم خوارزم به سر بردهام، کنون که زمانه نزول بلاست، مروت است که بگریزم؟
نشانی وبلاگ بنده: http://www.roozdar.0fees.net/
حامد: اولش که دیدم راجع به متن منصوری نظر دادی گفتم خب حالا شد بیا و راجع به چیزی که میفهمی نظربده. که ما هم استفاده کنیم بعد دیدم نه ظاهرن ترک عادت برایت غیر ممکن است. مجبورم به سبک آقای هاشمی سلام بدهم و بگویم شما خودت را ناراحت نکن :)
راستی یک نکته فنی: راجع به نظریه بازی اشتباه به عرضت رساندهاند. اگر همان کلاسها را میآمدی و درست گوش میکردی میدیدی که همیشه تاکید میشد که نظریه ابزاری برای پیشبینی آینده نیست. :D
ایرج روزدار - December 18, 2009 02:57 PM
:
جناب آقای ایرج روزهدار بسیار بی انصافی نمودی در حق حامد جان ما، کامنت های من همه دعوت به انصاف و رعایت تعادل بود ولی فکر کنم اون کامنتها را باید در وبلاگ شما تکرار کنم. اگر قدری حامد را میشناختی اینجنین نمی نوشتی.
Anonymous - December 19, 2009 02:06 AM
ایرج روزدار :
حامد دست از دروغگویی بردار و به جهل خویش اعتراف کن.
اولا اگر منظورت از "هاشمی" همان عالیجناب سرخپوش و عالیجناب خاکستری است، باش تا صبح دولتت بدمد. وقتی که مسلسل و پادگانها، همچون ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به دست مردم افتاد تاوان این اداواطوارهایت را خواهی داد.
ثانیا هر نظریهای، محکوم به پیشگوییست و اگر چنین نبود که فرقی میان نظریه علمی با جادو و جنبل وجود نداشت.
نظریه بازی ( فارغ از شعب گوناگونی که به واسطه پیشرفت در آن حاصل گردیده ) به طریق اولی، فقط و فقط برای پیشگویی آینده به وجود آمد و اگر تو سواد کافی داشتی و زندگیات روز به روز شبیه به سرگذشت مرحوم عوضعلی کردان نمیشد، باید همان روز اول و ساعت اولی که به تلمذ نظریه بازی پرداختی، متوجه مفهوم پیشگویانه این شاخه از ابزار علمی ریاضی میگشتی تا دیگر اینقدر پرتوپلا ننویسی.
حامد حواست را جمع کن که مفهوم Result و نیز علامت = که در عبارات ریاضی وجود دارد، در تحلیل نهایی نشان از پیشبینی دارد و توصیه میکنم برای آنکه بیش از این مفتضح نگردی، قبل از نگارش عجولانه متلک برای بنده، خوب فکر کنی و با دوستان و اساتیدت در این باب گفتگو نمایی و بعد با استدلال و با ذکر ماخذ جواب بده.
حامد اگر خیلی به دیدگاه خودت در باب پیشگونبودن نظریه بازی اطمینان داری، یک مطلب قرص و محکم و علمی درباره آن بنویس و در سایتت قرار بده تا بعد نظر اساتید داخل و خارج را راجع به آن جویا شویم و بیشتر بیاموزیم.
اما مطلب اساسی این است که تو و دوستانت، سالها در سایت و وبلاگ خویش با ذکر نام و نشانی و مفتخرانه از پرداخت یارانه دولت ایران انتقاد کردید و حتی تا آنجا پیش رفتید که خواهان عدم نظارت بانک مرکزی بر تبادل ارز ( عمدتا با ذکر واحد دلار ) شدید و استدلال نمودید که اگر دلار با قیمت ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ تومان عرضه شود آنگاه اقتصاد ایران شکوفا میگردد و همه عاقبت بخیر میگردند! خب طبیعیست که اکنون تو و دوستانت باید دستبوس و حامی احمدینژاد باشید که قصد جامه عمل پوشاندن به آرزو و دیدگاه شما را دارد، دیگر چرا ساز چپ میزنید و مظلومنمایی میکنید؟
حامد، نخست به این پرسش بیندیش و سپس پاسخ بده که آیا در نظریههای اقتصادی سرمایهداری مبتنی بر بازار آزاد، چیزی یا شرط و شروطی مبنی بر نام رییس دولت نیز ذکر گردیده؟ مثلا اگر به جای احمدینژاد، یک آدم دیگر مثلا به نام هاشمی یا خاتمی یا میرحسین یا هویدا یا رضاشاه، لایحه حذف یارانهها را ارایه میکرد تفاوتی در اصل ماجرا حاصل میشد؟
آنچه باعث بیاعتمادی به تو و دوستانت میشود همانا دورویی و نانبهنرخروزخوردن است.
اگر تو و دوستانت آنقدر شهامت داشتید که به آموزههای دانشگاهی خویش وفادار باشید و نگاه به قامت نورانی احمدینژاد و وقایع خونین پس از تقلب در انتخابات نکنید، آنگاه بنده و سایر منتقدین فقط در چهارچوب علم اقتصاد با تو و دوستانت بحث میکردیم و تسویهحساب سیاسی را به روز موعود وامیگذاشتیم.
مشکل اساسی تو و دوستانت نداشتن شرافت اخلاقیست و این موضوع باعث مناقشه است.
نشانی وبلاگ بنده: http://www.roozdar.0fees.net
حامد: برو خدا شفات بده. دیگه هم این طرفها پیدایت نشود که کامنتهایت منتشر نمیشود. این جا جای گفت و گوی علمی جدی است نه عقدهگشایی
ایرج روزدار - December 19, 2009 08:01 AM
:
لطفا در مورد مناظره محسن رنانی و جمشبد پژویان اشاره نمایید.
Anonymous - December 19, 2009 10:26 AM
حسینی :
خطاب به جناب ایرج روزدار،
برادر گرامی!
اگه از حامد و این وبلاگ خوشت نمیاد، نیا اینجا!
خون خودت رو هم کثیف نکن!
حسینی - December 19, 2009 07:25 PM
لیلی :
راستش این وسط یک جیزیهایی نامعلومه. من رزومه شما را خوندم با این سن کم چطور همچین سمت و شغلهایی داشتید؟ او هم تو مملکتی که داشتن بهترین مدارک دانشگاهی و برترین مغزها هیچ ارزشی نداره،مگه اینکه پارتی داشته باشی یا یکی از خودشون باشی، نه اینطور نیست .شغل های شما مقارن با ریاست جمهوری کدومشون بوده هاشمی یا خاتمی؟
لیلی - December 20, 2009 01:04 AM
:
لیلی خانم
حامد با آقای خامنه ای سر و سری داره، هردو شون ریشه آذری دارند :)
Anonymous - December 20, 2009 04:57 AM
سام :
جداً جای تاسف بسیار هست که در یک مباحثه علمی اینچنین فحاشی صورت می گیرد. آن هم به عنوان مهمان. من روند تغییرات در طریقه صحبت کردن در مباحثات علمی رو در این چند سال اخیر و خصوصاً امسال بسیار منفی می بینم و ظاهراً هر روز هم بدتر می شود. به هر حال جناب روزدار عزیز این چنین صحبت کردن دور از اخلاق علمی است. و دوست عزیز دیگری که به مشاغل حامد اشکال وارد کردند هم ظاهراً اصلاً در فضای کاری کارشناسی اقتصاد نبوده و نیستند وگرنه این سوال برایشان مطرح نمی شد.
سام - December 20, 2009 06:14 AM
:
حد اقل اجازه بدهید مدرک دکتری تان را بدهند بعدا خودتان را اقتصاد دان خطاب کنید.فعلا اقتصاد خوان هستید.با تشکر فراوان
Anonymous - December 20, 2009 09:04 AM
mansur :
آقا این مردم ایرون همه عصبی هستن ... یکی دو نفر نیس که بشه انتقاد کرد ... سی ساله که فکر مردم و اعصاب مردم ایرون درگیر جنگ اعدام زندان گرونی بیکاری اعتیاد سرکوب بوده ... همه اینایی که اینجا مطلب نوشتن اگه درس نیگا کنین عصبی هستن ... آقای قدوسی آقای روزدار آقای داودحسینی خانم تیتا ... تازه همه هم درس خونده و روشنفکرن ... ملت عصبی شدن و به جون هم می پرن ... اما خدایی همه کسانی که اینجا کامنت گذاشتن وقتی به ته حرفشون نیگا کنین درس میگن یه چیز اساسی تو حرفشون هست اونم اینه که دولت ا.ن باعث بدبختی مردم ایرون شده و بس ... فقط اقتصاد و حذف یارانه نیست همه چیز خراب شده ... خداکنه یه کم با هم مهربون بشن مردم و حرفاشونو درس بزنن ... آقای قدوسی هم بهتره تحمل بیشتری داشته باشه چون تو خارج کشوره اعصابش راحت تره ... آقای روزدار حتما چون داخل کشوره تحت فشاره اعصابش خرده اینو میشه از حرفاش فهمید ولی کم عقل نیست ته حرفاش درسته ... با هم مهربون باشیم
mansur - December 20, 2009 09:21 AM
فریبا.الف :
اقای سام بهتر است شعور دیگران را کمتر از
خودت ندانی
مگر فقط تو در فضای کاری ایران بودی؟ یعنی فقط
تو از این موضوع سر در می اوری؟
لیلی جان درست می گوید منم مشکوک میشم به
رزومه حامد وقتی روابط مافیایی ایران رو
بخصوص تو محیط دانشگاه اونم دانشگاه شریف
می بینم
دولت خیلی به دانشگاه شریف حساسه و محیطش
اطلاعاتی یه
بعدشم درس نیس وقتی دو نفر درگیر شدن ادم هیزم
به اتش اضافه کنه
منظورم دعوای اقای قدوسی و اقای روزداره
وقتی اقای قدوسی علنا گفته که کامنت اقای روزدار
را پاک میکنه معنیش اینه که اقای روزدار دیگر
حق دفاع از خودش را در اینجا نداره پس هیچکس
حق نداره بعد از این از اقای روزدار انتقاد کنه و
طعنه بزنه
ازاقای قدوسی خواهش میکنم حرف خودشان را
پس بگیرن و از اقای روزدار هم اگه هنوز به اینجا
میان و کامنتارو میخونن خواهش میکنم قدری
تعدیل شده و خلاصه حرفشون را بزنن
ببخشید زیاد نوشتم
فریبا.الف - December 20, 2009 10:26 AM
فریبا.الف :
اقای سام بهتر است شعور دیگران را کمتر از
خودت ندانی
مگر فقط تو در فضای کاری ایران بودی؟ یعنی فقط
تو از این موضوع سر در می اوری؟
لیلی جان درست می گوید منم مشکوک میشم به
رزومه حامد وقتی روابط مافیایی ایران رو
بخصوص تو محیط دانشگاه اونم دانشگاه شریف
می بینم
دولت خیلی به دانشگاه شریف حساسه و محیطش
اطلاعاتی یه
بعدشم درس نیس وقتی دو نفر درگیر شدن ادم هیزم
به اتش اضافه کنه
منظورم دعوای اقای قدوسی و اقای روزداره
وقتی اقای قدوسی علنا گفته که کامنت اقای روزدار
را پاک میکنه معنیش اینه که اقای روزدار دیگر
حق دفاع از خودش را در اینجا نداره پس هیچکس
حق نداره بعد از این از اقای روزدار انتقاد کنه و
طعنه بزنه
ازاقای قدوسی خواهش میکنم حرف خودشان را
پس بگیرن و از اقای روزدار هم اگه هنوز به اینجا
میان و کامنتارو میخونن خواهش میکنم قدری
تعدیل شده و خلاصه حرفشون را بزنن
ببخشید زیاد نوشتم
فریبا.الف - December 20, 2009 10:27 AM
سام :
سرکار خانم فریبا الف.
ظاهراً سوء تفاهمی پیش آمده. منظور من این چیزی که شما گفتید نبود. به هر صورت من عذر خواهی می کنم.
سام - December 20, 2009 11:12 AM
مهدی :
درگذشت آیت الله منتظری را تسلیت میگویم
اقا شاخ دراوردم وقتی دیدم حامد هم طرفدار یارانه دولتی شده :)
دیگه به حرف کی میشه اعتماد کرد؟
عجب روزگار خر تو خری شده :)
مهدی - December 20, 2009 11:32 AM
:
من تو گوگل سرچ کردم برای Game Theory -فارسی و انگلیسی سرچ کردم - همه جا صحبت پیش بینی کردن نوشته شده - پس حرف حامد غلطه و حرف آقا ایرج درسته که میگه گیم تئوری برای پیش بینی کردن حوادث آینده است
هرجا بخوان تاریخچه گیم تئوری رو شرح بدن مینویسن که اول یک ریاضی دان فرانسوی برای پیش بینی نتایج قمار بازی و برنده شدن شروع به مطالعه کرده و بعد یک ریاضی دان مجارستانی برای بازی پوکر و شطرنج و بعد برا اقتصاد و برنده شدن تو مزایده ها و بعد برای بازار بورس نیویورک و دست آخرم برای آرایش موشکهای اتمی آمریکا و شوروی و پیروزی در جنگ اتمی
همه اینها را که بخونی متوجه میشی که گیم تئوری برا پیش بینی آینده و خواندن دست حریف و بلوف زدن درست شده.
فکر نمیکردم حامد با اون رزومه چند روز پیشش برا اذیت کردن آقا ایرج دروغ علمی بگه
واقعا متاسفم
جنبش سبز برای مبارزه با دروغگو ها درست شده پس بیایید دروغ نگوییم
حامد: اولن دوست من خسته نشدی از یک آیپی این همه کامنت مختلف با اسمهای گوتاگون گذاشتی؟. ثانین وقتی من میگویم نظریه بازی ابزاری برای پیشبینی آینده نیست میفهمم چه میگویم. این آقای روزدار مثل اکثر کسانی که درک ویکیپدیایی و غیرآکادمیک از نظریه بازی دارد فکر میکند این ابزار چیزی در مایههای جعبه رمالی و فالبینی است که اگر آنرا بدانی همه آینده را پیشبینی میکنی. احتمالن قبلن هم همین مقدمهای که امروزه خوانده را خوانده است. بعد با بدجنسی تمام دو موضوع بیربط (تدریس نظریه بازی و موضع انتقادی در قبال سیاست دولت) را به هم ربط میدهد. هیچ اقتصاددانی نظریه بازی را برای به قول میرحسین کفبینی به کار نمیبرد. نظریه بازی ابزاری برای توضیح "تعادل"های موجود در یک سیستم اقتصادی است.
Anonymous - December 20, 2009 11:59 AM
:
مهمترین ایراد در زمینه اجرایی این طرح اینست که این دولت توان و صلاحیت انجام چنین طرحی را ندارد. دولتی که سوابقش نشان می دهد در طرح های بسیار کوچکتر از این مانند مالیات بر ارزش افزوده، بنگاه های زود بازده، طرح مسکن مهر و ... شکست خورده یا حداقل موفق نبوده در این پروژه نیز بدون شک شکست خواهد خورد
Anonymous - December 20, 2009 12:23 PM
سپهر :
حامدجان خواستم بدانی که امروز سایتت باز نمیشه. شاید فیلتر شده نمیدونم. مجبور شدم با فیلترشکن سایت ببینم.
سپهر - December 20, 2009 12:41 PM
محمد :
اينايي كه اين نامه رو نوشتن واقعا جاهاي وحشتناكي درس مي خونن.ولي متن نامه نكات بديهي رو بازگو كرده.يعني توقع ميره كه اين آدما يه چيزايي بگن كه خيلي عميقتر باشه.مثلا اينكه واقعا چه آلتر ناتيوي وجود داره؟ چه جوري اون الترناتيو بايد اجرايي شه و....
حامد: اصلن چنین چیزی نیست. برای پیشنهاد دادن آلترناتیو باید کار مطالعاتی انجام شود. آلترناتیو که توی جیب آدمها نیست. شبیه این است که تو مهندس با تجربهای باشی و ببینی سازهای که کسی طراحی کرده درست نیست و فروخواهد ریخت. معنیاش این نیست که یک دقیقه بعد طرح سازه مقاوم را ارائه خواهی کرد. نفر اول پول گرفته و امکانات مطالعاتی مملکت را در اختیار داشته و دست آخر طرحی ضعیف و بدون فکر بیرون داده است. این را میشود نقد کرد. این که جایگزین چیست نیاز به همان قدر منابع دارد.
محمد - December 20, 2009 03:17 PM
:
حامد جان با توجه به حسن اخلاق و سابقه اي كه از تو سراغ دارم، ضمن تاسف از بي حرمتي هايي كه نسبت به تو و متني كه نوشته شده صورت گرفت، با ذكر اين نكته كه به هيچ عنوان گرايش سياسي ندارم و فقط ديد كارشناسي خود را اعلام مي نمايم، لازم مي دانم به سه نكته در خصوص نوشتة تو اشاره كنم:
نكته اول- همانطور كه در متن اشاره شده، تقريباً جميع اقتصاد دانان در خصوص هدف مند شدن يارانه ها و يا حذف آنها در راستاي توسعة پايدار و حفظ محيط زيست و همچنين توزيع عادلانه تر درآمد اتفاق نظر دارند. از اين نظر كه دولت فعلي با تمام اشكالات وارده به آن و شتابزدگي ها و سياسي بازي هائي كه در اجراي بسياري از طرحها از خود نشان داده، جرعت اجراي چنين طرح عظيمي را به خود مي دهد جاي قدر داني وجود دارد. ولي نكته اي كه در خصوص اين طرح بايد گفت، آن است كه قبل از اجراي چنين طرحي بايد مقدمات و زيرساختهاي مربوط به آن فراهم شود تا بتوان از مزاياي آن سود برد. دولت، زمان اجراي طرح را 3 ساله پيش بيني كرده بود كه در اين مدت زمان، هيچ گونه فرصتي براي اصلاح زير ساختها و تطبيق بنگاهها با شرايط جديد وجود ندارد و بنابراين از چرخه توليد خارج شدن و نابودي آنها نتيجة قطعي اجراي طرح تحول اقتصادي خواهد بود.
نكته دوم – توليدات كشاورزي در ايران عمدتاً آبي است و بناچار كشاورزان مجبورند بخش اعظمي از آب مورد نياز را از طريق منابع زيرزميني و يا آبهاي سطحي با استفاده از مصرف حاملهاي انرژي استحصال كنند. ضمن اينكه در طراحي و كاربرد شيوه هاي آبياري بصورت تحت فشار نيز، نياز به حاملهاي انرژي وجود دارد. لذا از اين بابت با مقايسه توليدات مشابه در بسياري كشورها كه كشاورزي فارياب در آنها كمرنگتر است و آب مورد نياز آنها براي آبياري بيشتر از طريق بارندگي تامين مي شود، هزينه توليد محصولات كشاورزي به شدت وابسته به قيمت حاملهاي انرژي يا قيمت تمام شدة آب است. در يك بررسي صورت گرفته در يكي از استانها كشور نتايج نشان داد كه با اجراي كامل طرح هدف مندي يارانه هاي و حذف يارانة حاملهاي انرژي و بدون در نظر گرفتن ساير هزينههائي كه از طرح هدفمندي بر بخش كشاورزي تحميل مي گردد (حذف يارانه كود، سم و افزايش دستمزد كارگران) ، قيمت وزني محصولات زراعي از 130 تومان فعلي به حدود 900 تومان افزايش خواهد يافت. همانطور كه مي دانيد، در ادبيات توسعة كشاورزي، كالاهاي كشاورزي جزء كالاهاي دستمزدي به حساب ميآيند. به اين معني كه قيمت آنها به شدت تعيين كنندة سطح دستمزدهاست. بنابراين با افزايش قيمت مواد غذائي به شكلي كه گفته شد، به شدت دستمزد كارگران افزايش يافته و اين افزايش در قيمت كالاهاي ساير بخشها از جمله صنعت و خدمات تاثيري بيش از آنچه كه پيش بيني شده است، اثر مي گذارد. بنابراين قبل از اجراي اين طرح بايستي مقدمات لازم در افزايش كارائي استفاده از نهاده ها كه از جمله مهمترين آنها آب است، صورت بگيرد كه در شرايط كنوني تا اين وضعيت فاصلة زيادي وجود دارد.
نكتة سوم – كارشناسان اقتصادي دولت در طرح هدف مند نمودن يارانه ها، بر پاية مدلهاي تعادل عمومي يا مدلهايي از اين قبيل اقدام به پيش بيني هاي خود از نتايج طرح نموده اند. با توجه به اينكه ساختار و منابع اطلاعات اقتصادي و غير اقتصادي كه مورد نياز اينگونه مدلهاست در كشور ما بسيار ضعيف است و از طرف ديگر در ساختار و ادبيات خود اين مدلها نيز پاره اي از اشكالات وجود دارد كه ذكر آنها در حوصلة اين نوشته نمي گنجد، به پيش بيني هاي صورت گرفته توسط اين مدلها به هيچ عنوان نمي توان اعتماد نمود.
بنابراين، در شرايط كنوني، تصويب قانون اجرايي طرح تحول اقتصادي كه هدفمند نمودن يارانه ها بخشي از آن است، بايستي با حوصله و بررسي هاي بيشتر و عميقتر در خصوص ابعاد موضوع صورت گيرد و جدلهاي سياسي را در اين خصوص كنار گذاشت.
اميدوارم ساير دوستان هم در ارائة نظرات خود در خصوص يك مبحث علمي و اجرائي، جانب انصاف را رعايت كنند و مباحثات سياسي را در جاي خود پي گيري كنند.
Anonymous - December 20, 2009 04:13 PM
عليرضا :
متن قبلي را با نام ع.ن. بشناسيد.
عليرضا - December 20, 2009 04:25 PM
دانیال :
آقا ما هرچی به ذهنمون فشار آوردیم، نتونستیم سخنان نغز و شیوای بعضی از فضلا رو درک کنیم.
اینکه یک نفر طرفدار اقتصاد آزاده چه ربطی به انتقادش به یک طرح ناصواب که میتونه آینده کشور رو و مردم رو با خطر جدی مواجه کنه داره؟؟؟؟!!!
واقعا یکم فکر کنین ببینین چی دارین میگین!!
دکتر قدوسی و دوستان محترمشون طرفدار اقتصاد آزادن، اینو همه خوانندگان وبلاگ میدونن، اما طرح انتقادشون نسبت به این طرح نپخته و غیر کارشناسی حذف یارانه ها رو به حساب دفاعشون از اقتصاد دولتی گذاشتن کمی غیر عقلانیه!
انتقاد نسبت به طرحه و طرح باید اصلاح بشه.
آقا اصن یه چیزیو بهش یکم، خداییش یکم فکر کنین، ا.ن، همون دولتی رو نمایندگی میکنه که اقتصاد دولتی رو به بدترین وجهش، بهتره بگیم وجه کمیک، داره پیاده میکنه، اونوقت بیاد طرح حذف یارانه ها رو واسه آینده کشور!!! و به هدر نرفتن سرمایه ملی!!! اجرا کنه؟؟!!
آقا اگه میخواد از هدر رفتن سرمایه ملی جلوگیری کنه، بره طرحهای پارس جنوبی رو که رو به تعطیلیه احیا کنه، بره هزار و یک کار دیگه بکنه و در این فرصت، بیاد و مثه بچه آدم، زیر ساختهای مناسب برای طرحش رو آماده کنه و اونوقت ببینه که دوستان عزیز ما هم ازش حمایت میکنن.
خیلی دوس داشتم یه مثال بزنم و صحبتم رو با اون پایان بدم، اما دیدم همون مثال قبلیه کاملا جامع و گویا بود.
پس به همون ارچاعتون میدم.
ضمنا اون عزیزی که بنده رو خطاب قرار دادن و پاسخ دندان شکنی به بنده عنایت فرمودن رو به عقلشون حواله میدم، کسی رو که خودشو به خواب زده نمیشه بیدار کرد.
دانیال - December 21, 2009 05:40 PM
آرش :
متن جالبی است. اما یاد متون جی آر ای قیمت دوم رایتینگ می افتم. برخی استدلال ها مثل اینکه صنعت ما بر اساس انرژی ارزان شکل گرفته یا اینکه بیکاری و کاهش رفاه به وجود می آید خیلی کلی و بر اساس یک سری پیش فرضها از حجم گسترده زیان وارده بنا شده. و از این دست در این متن زیاد است. پیشنهاد میشود قوت این متن را با استدلال و آمار بیفزایید. شاید هم تعدیل کردید.
آرش - January 2, 2010 09:29 PM
golf club bags :
When you are not on the links, visit Palmetto Dunes Plantation or Pinckney Island National Wildlife Preserve.
golf club bags - August 1, 2010 03:47 AM
laptop computer :
You can also avail good deals and offers while shopping online.
laptop computer - August 1, 2010 05:42 AM