« هدفمندسازی یارانه ها: بهبود کارآیی یا زوال عقلانیت اقتصادی؟ | صفحه اول | ... »

26 آذر 88

شیادی زیر لوای نام مرحوم حسابی

این بار کسی که می‌گوید محمود حسابی آن چیزی که ادعا می‌شود نیست؛ دکتر رضا منصوری فیزیک‌دان برجسته ایرانی است که اصولن دکتر حسابی را در عرصه عمومی ایران معرفی کرد و حالا ظاهرن کمی از این کرده خود پشیمان است. می‌توانید متنش را این جا بخوانید. ضمنن از کسانی که عضو بالاترین هستند دعوت می‌کنم مطلب رضا منصوری را (با این لینک) به بالاترین بفرستند.

مطلب رضا منصوري:

زماني كه قرار بود از مرحوم حسابي تجليل شود، زماني كه قرار بود از سناتور انتصابي محمدرضاشاه ولي بنيان‌گذار فيزيك دانشگاهي ايران تجليل شود، زماني كه تهديدها عليه انجمن فيزيك ايران و شخص من (رئيس وقت انجمن فيزيك ايران ) به مدت چهار ماه تا كنفرانس فيزيك ايران در شيراز در شهريور ماه 1366 ادامه داشت، زماني كه نمايندگان حراست دانشگاه شيراز بنده را تهديد كردند كه حق نداريد نام حسابي را در اين كنفرانس ببريد، و زماني كه جناب آقاي دكتر حداد عادل با جسارت در بزرگداشت آن مرحوم سخنراني كردند كسي فكر نمي كرد يك قدرداني ساده باعث اين همه دردسر ملي و شرمساري اهل علم ايران بشود.

از حسابي بنيان گذار فيزيك دانش گاهي ايران، كه نظريه اي "غلط و بي ربط" (تاکید از چای داغ) در مورد ماده نوشت، و با پرداخت تقلبي ايرانش كردند، از حسابي كه تنها ده دقيقه در يكي از زمان هاي ديدار « اولين مرد علمي سال » دويست دلار عمومي انيشتين با وي صحبت كرده بود، اكنون امامزاده اي ساخته اند، سيدي و عارفي حافظ قرآن و دانشمندي در قد و قوارة نيوتون و انيشتين (به كتب درسي مراجعه كنيد )، فرهيخته اي كه در يك مراسم نوروزي انيشتين، شرودينگر، فرمي، ديراك، و بور را در منزلش دعوت مي كند، و اين دانشمندان را مسحور تمدن (تخيلي ) ايران و آيين هاي ملي ما مي كند.

اخيراً مشتي دروغ و اكاذيب كه در كنار عكسي از انيشتين با شخصي كه ادعا شده است مرحوم حسابي است در رسانه ها چاپ شده يا منعكس شده است . اين اكاذيب به نام خاطرات ايرج حسابي، فرزند آن مرحوم، به چاپ رسيده است . شخصي كه در عكس كنار انيشتين ايستاده است گودل (رياضي دان مشهور ) است و نه حسابي ! شيادي تا به اين حد ! در توضيحات زير عكس ادعا شده است انيشتين همراه با خواهرش در مراسم نوروز شركت كرده است . مراجعه به تاريخ نشان مي دهد كه خواهر انيشتين تنها در سال هاي 1940 تا 1946 در پرينستون بوده است . در اين سال ها نه حسابي در پرينستون بوده است نه بور، نه فرمي، نه شرودينگر، و نه ديراك . يعني جامعة ما تا اين حد زبون و پست شده است كه براي قهرمان سازي به منظور رفع عقده هاي حقارت تا
به اين حد به دروغ نياز دارد؟

كجاست شرف حرفه اي رسانه هاي ما كه به اين سهولت گول دروغ پردازان را مي خورد! مرحوم حسابي زماني مقاله اي مي فرستد براي مجله اي در پاريس در مورد آنچه كتب درسي مدارس ما، يا برپاكنندگان كتيبه اي در دانشگاه اصفهان، آن را نظريه اي بسيار عميق و برتر از نظريه هاي انيشتين تلقي كرده اند .
نسبيت دان معروف داده مي شود . داور متوجه ،(Synge) بنا به اسناد تاريخي اين مقاله براي داوري به استاد سينج مي شود كه حسابي حتي در محاسبة يك پتانسيل سادة كروي اشتباه كرده است، محاسبه اي كه دانشجويان كارشناسي ما به سهولت انجام مي دهند. به اين ترتيب مقاله براي چاپ پذيرفته نمي شود.

ما تا كِي مي خواهيم به اين شرمندگي ادامه دهيم؟ تا كِي رسانه هاي ما مي خواهند به اين خفت رسانه اي ادامه دهند؟ تا كِي دانشگاه اصفهان مي خواهد اين سند بي سوادي ما را در آن دانشگاه حفظ كند و كتي به ها را برنچيند؟ تا كِي آموزش و پرورش ما مي خواهد چندين نسل از بچه هاي بي گناه ما را با اين دروغ پردازي ها در مورد حسابي منحرف كند و نسل هاي بعدي را از مسير سالم رشد علمي و توسعه باز بدارد؟ با شيادي نمي توان عالِم و دانشمند
ساخت! قهرمان علمي كم از قهرمان جنگ ندارد و پيروزي در علم تنها با كار مستمر و ممارست فراوان حاصل مي شود.

از انسان هاي سادة زحمت كش و دوست دار ايران بت نسازيم و نسل ها را با دروغ تباه نكنيم!



   نظرات

آیدین :

ممنون از شیر کردن این مطلب. در متن که شما گذاشتید اما پاراگراف ها به هم ریخته شده اند در چندین مورد. ممنون میشم اگر که اصلاح کنیدشون.

 

doost :

من که دانشگاه فیزیک خوندم و میدونم حسابی دانشمند نیست چون مقاله نداره اینو بچه های فیزیک میدونن

 

:

خب یعنی این حرفا راسته؟
بالاخره یعنی خوب یا بد؟؟؟

 

:

بخ نظر می رسه پاراگراف بندی مطلب به کلی به هم خورده است.

 

:

نه مشکلی تو پاراگراف بندیش نیست.درسته.

 

Farman :

I cannot judge if Dr. Hesabi was a hero or a unique scientist, or even whether his theory in significant in physics. But I respect him because of his long list of accomplishments

 

گوز اندیش :

از زمانی که تخت هیچ کس رو در مورد کذب بودن تخت جمشید دیدم مطمئن شدم ایران سرای دروغ گویان است

 
 

:

كوچك ترين كارى كه آقاى دكتر حسابى كردند براى كشورمان علم كردن دانشگاه تهران بود قسمت زيادى از تشكييلات دانشگاهى دروس و غيره توسط ايشان بنيانگذارى و مديريت شد. غير از آن مقاله كه به زعم نويسنده دچار مشكل علمى هست ايشان چند مقاله قابل دفاع ديگر نيز دارند كه من قبلا مرور كردم . در ضمن فراموش نكنيد دكتر حسابى اولين محقق ايرانى بودند كه چند مقاله در جورنال هاى علمى منتشر كردند از اين لحاظ هم ايشان قابل ستاييش ميباشند . تحصيلات ايشانم در زمان خود و حتى در زمان حال كه وزير علوم مدركدكترا و فوق ليسانس تقلبى دارند قابل توجه بود. آقاى ايرج حسابى چند موضوع احتمالا بيپايه را عنوان كردند ولى خود ايشان انسان كار آفرين و درست كارى است نيمى از مشكلاتى كه افراد با ايشان دارند ريشه در همان موفقيت و ثروت ايشان است. به هر حال فكر ميكنم اين مقاله كمى تا قسمتى بى انصاف است . البته منكر اشتباه و بزرگ گوى هاى اقاى حسابى پسر نميشوم .. دكتر حسابى ضمنن وزير علوم يا فرهنگ در زمان دكتر مصدق بودند نه فقط سناتور انتصابى.. باز هم تاكييد ميكنم ايشان بنيانگزار JOURNAL و SCIENTIFIC ARTICLE نوييسى در ايران بودند چيزى كه هنوز با گذشت ساليان ميبينيم كه متاسفانه بهش توجه نميشه.

 

Rasool Tahmasebi :

http://bit.ly/8kL5WG
in linke yeki az paper haye Dr. Hesabi ast.

 

:

افراط و تفریط هر دو بده.
حالا دلیلی نداره آدمی که من حیث المجموع آدم ارزنده ای بوده رو به خاطر خطاکاری پسرش بکوبیم.

 

:

آره ایران مفاخر زیادی داشته که به یمن ورود ادبیات جدید و اخلاقیات جدید در معرض نابودی قرار گرفتن.مفاخر گذشته ایران کم نیستن اما امروز هر روزش دارند این سابقه درخشان رو لکه دار می کنن با تقلب و دروغ و دزدی و چاپلوسی و...در زمینه های علمی(و البته دیگر زمینه ها)

 

:

آره ایران مفاخر زیادی داشته که به یمن ورود ادبیات جدید و اخلاقیات جدید در معرض نابودی قرار گرفتن.مفاخر گذشته ایران کم نیستن اما امروز هر روزش دارند این سابقه درخشان رو لکه دار می کنن با تقلب و دروغ و دزدی و چاپلوسی و...در زمینه های علمی(و البته دیگر زمینه ها)

 

somi :

ajaaaaaaab!!!!!!man nemdionma agahye Iraj Hesbai chikar kardan...ama dar bozori Doctor Hesabi shaki nadram.........

 

عیسی :

. خود دکتر حسابی از ملاقات باانیشتن در مصاحبه با ایران جوان شماره هفتم گفت: «اینشتین و دستیارانش در اطراف یک میز نشسته بودند او با آرامش و سادگی مرا پذیرفت ملاقات با چنین دانشمندی خیلی مهم بود. دچار هیجانی شدم که نمی توانم توصیف کنم از من خواست تا پای تخته سیاه نظریه ام را تشریح کنم پای تخته رفتم و به سرعت شروع کردم به توضیح نظریه و نوشتن فرمولها، فکر می کردم که مبادا وقت اینشتین تلف شود. اینشتین گفت: عجله نکنید آرام باشید خیلی شمرده توضیح دهید و فکر کنید من یکی از شاگردان شما هستم.» سایر خدمات ایشان را در اینجا بخوانید
http://isadf.blogfa.com/post-36.aspx

بعنوان خواننده قدیمی شما با پستی که راجع به هرکولهای علمی نوشتید موافقم و می دانم که حسابی از لحاظ علمی آنی نیستکه به ما معرفی کرده اند اما ایا باید خدماتش را فراموش کنیم؟ و شاید جایگاهش حقش نباشد ایا باید تخریبش کرد

یا گذاشت جوانانی به عشق حسابی ها به دانشگاه بیاندیشد

 

:

با سلام

احترام مرحوم حسابی به جای خودش, هیچکس هم اعتراضی ندارد, مخصوصا فیزیکدانها. اما اگر شما در روزنامه ی رسمی کشور تصویر اینشتین و کورت گودل را ببینید که زیرش نوشته شده اینشتین و مرحوم حسابی(!) اونوقت چه احساسی بهتون دست میده. فکر میکنید نویسنده یا احمق و بیسواد بوده یا شیاد. انتخاب هم به عهده ی خودتون

 

:

من که از فیزیک خوشم نمی آید و چیزی هم سر در نمی آورم ابا قسمت بزرگنمایی و بت سازی در ایران موافقم و اینکه بعد از مدتی کلا و در هر شاخه ای کسی جرات جسارت ب بتها نمی کند و این یکی از علل مهم عقب ماندگی ما ایرانیان محترم است.
از طرفی هم اعصاب خورد عده ای از دوستان باعث می شه که یه سری خدمات را فراموش کنند اما ای کاش همه این حرفها رو این دوستمون در زمان حیان دکتر می زد چون الان وجهه جالبی ندارد.
به هر حال خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند.

 

ناصر :

من در مورد اینکه حسابی به بزرگی و حتی نصف انیشتین هم نمی رسه شک ندارم. به این شک ندارم که خیلی ها به علت منافع شخصی ممکنه حسابی رو صد ها برابر بزرکتر از خودش نشان داده باشند. اما از این تعجب می کنم که چرا ما باید همیشه افراط و تفریط کنیم. من فقط توی ۱۰ دقیقه سرچ ساده تونستم یه قسمت از افتخارات دکتر حسابی رو در حقیقتش جستجو کنم. از این تعجب می کنم که چرا حامد قدوسی قبل از فرستادن این مطلب حتی کمی در این مورد تفکر نکرد که ممکنه با این چنین لحنی (نه خود صحبت) تمام خدمات این عزیز زیر سئوال بره و خیلی ها شیادی اطرافیان رو به حساب اینکه دکتر حسابی مالی نبود بگذارند

این هم فقط نتیجه ۱۰ دقیقه تحقیق ساده اینترنتی هست

Légion d'honneur prize:
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Légion_d'honneur_recipients_by_name
این جایزه در هنر و علم فعلا بالاترین جایزه ملی فرانسه است


National Academy of Sciences if the United States of America:
http://www.pnas.org/content/33/6/189.full.pdf+html?sid=71cfa31c-d0b5-4774-988a-6950950047db
احتمالا در مورد آکادمی ملی علوم آمریکا شنیدید. جایی که بسیاری از دانشمندان قرن اخیر در اون مقاله های مهمشون رو دادند


Journal de Physique: Modèle de particule infinie
http://jphysrad.journaldephysique.org/index.php?option=article&access=standard&Itemid=129&url=/articles/jphysrad/abs/1957/05/jphysrad_1957__18_5_323_0/jphysrad_1957__18_5_323_0.html
مقاله دکتر حسابی در ژورنال فیزیک فرانسه، حتما میدونید که بعد از آمریکا، فرانسه رتبه دوم مقالات در مورد فیزیک رو داره


Establishing the first university in Iran:
http://en.wikipedia.org/wiki/University_of_Tehran
این هم در مورد تاسیس دانشکده فنی و دانشگاه تهران به تبع اون که خودش به تنهایی برای احترام به یک دانشمند کافیه

چو خواهی که نامت رود در جهان مکن نام نیک بزرگان نهان

 
 

محمد :

این آقای ایرج حسابی چنان آدم زرنگی است که آن سرش ناپیدا. شاید شما ایشون رو ندیده باشید اما من ایشون رو دیدم و توی سخنرانیش نشستم. این آقا با چنان لحن و احساسی حرف میزنید که شما فکر می کنید این حسابی پیامبری بوده ! خود این آقای ایرج حسابی هم جزو پولدارترین آدم های ایرانه.

 

امین ت :

این نوشته ی دکتر منصوری توی سرمقاله ی مجله ی نجوم، شماره ی ۱۸۴، اردیبهشت ۸۸ چاپ شده.
پاراگراف سوم باید اینجوری نوشته بشه:
از حسابی بنیان‌گذار فیزیک دانشگاهی ایران، که نظریه‌ای غلط و بی‌ربط در مورد ماده نوشت، و با پرداخت دویست دلار "اولین مرد علمی سال" تقلبی ایرانش کردند، از حسابی که تنها ده دقیقه در یکی از زمان‌های دیدار عمومی انیشتین با وی صحبت کرده بود...

این لینک، روزنامه ی اعتماد رو نشون میده که عکس کرت گودل رو به عنوان محمود حسابی معرفی کرده. http://i49.tinypic.com/2u8zf2t.jpg

 

:

فکر کنم کلمات جابه جا شده.

 

:

شما به چه حقی پا در کفش فیزیکدانها می کنی؟ مگر آنها درباره تخصص شما (اقتصاد) اظهار فضل میکنند؟ حسابی شخصیت علمی متوسطی بود ولی کارهای عمرانی او برای توسعه علمی ایران بسیار برجسته است. شارلاتان بودن پسرش ایرج دلیلی بر زیر سوال بردن او نیست. رضا منصوری هم یک دانش آموخته عقده ای است که حسی بیمارگونه نسبت به مقایسه شهرت خودش با حسابی در مردم ایران دارد، ... چند ایرانی معمولی او را می شناسند و نظام حاکم چقدر او را جدی گرفته است و خروجی او برای جامعه چه بوده است؟
به هر حال بهتر است شما درباره دعوای میان اقتصاددانها اظهار نظر کنید، برای اعتبار خودتان بهتر است آقای قدوسی!

 

:

درباره نقش دکتر حسابی در تاسیس دانشگاه تهران هم اغراق شده. دکتر علی‌اصغر حکمت و دکتر عیسی صدیق نقش بسیار بیشتری در تاسیس دانشگاه تهران داشته‌اند تا دکتر حسابی. اما بعید می‌دانم کسانی‌ که خیال‌پردازی‌های ایرج حسابی شیاد را باور می‌کنند حتی اسم آن‌ها را هم شنیده‌باشند

 

سهیل سیادت :

خوب بود ممنون. بالاخره یک نفر رسما این رو گفت. اما لحنش تند بود.

 

:

فکر می کنم کامنت گذاران متوجه نیستند که حامد فقط متن رو از فایل پی دی اف کپی کرده ( و احتمالا برای همین کلمات انگلیسی پاراگرافها رو به هم ریختن.)

ادعاهای آقای ایرج حسابی به سادگی می شه بررسی کرد، مثل همین عکس. یعنی واقعا آدم باید فکر کنه مخاطبانش گوسفند که عکسی که متعلق به گودل هست و معروف هم هست رو به اسم پدرش قالب کنه.

دکتر منصوری متن محکم و خوبی نوشته، ولی خوب بعضی ها خوششون نمیاد حرف راست رو بشنوند و ترجیح می دن تو خیال پردازی و خواب باقی بمونند.

 

badboy :

حسابی خودش اینا را در مورد خودش گفته یا براش ساختن؟
اصولا ما بت سازهای خوب و بت شکن های بهتری هستیم.
یا یک نفر را در اوج میبینیم یا یک نفر را در قعر دره،حد وسط را رعایت نمیکنیم.
اره،اصلن حسابی یه مشتق ساده هم نمیتونسته بگیره.
ولی شما جمعه صبح که میندازی میری لواسان و فشم عشق و حال،به تابلوی توی راه یه نیگاهی بنداز،ببین نقشه این راه رو کی برداشته؟(محمود حسابی).زمانی که نه دوربین های توتال بوده نه نقشه های ماهواره ای.
محمود حسابی قابل ستایش است، نه به عنوان دانشمند،پروفسورودکتر بلکه به عنوان کسی که به کشور و مردمش خدمت کرده زمانی که مردم تو فکر چیزهای دیگری بودند.
اما اینکه از اسمش سواستفاده میکنند بحث دیگریست،که شیادان ازدین وخدا هم سو استفاده میکنند.
ولی کوبیدن یک شخص پس از مرگش بواسطه اشتباهات اطرافیانش،حاکی از سوزش نواحی بدن است.
راستی شما 250 دلار میدادی مرد علمی 2 سال ایران میشدی.

 

دروغ سرایی به نام ایران :

ایران سرای دروغ گویان است . اگه نبود حضرت کوروش نمی گفت که ملت ایران را از دروغ وخشکسالی نجات ببخش . پس دروغگویی در ذات وخون ما ایرانیان است . از بالا به پایین .

 

:

واقعا متاسفم.باعث شرمندگیه که تو این وضعیت واقعا اسف بار یه عده تازه یاد منشا عقده هاشون افتادن.واقعا رسیدیم به اون نقطه که هرکی دنبال یه مقصر می گرده.دکترحسابی هرکی که بوده و هراشتباهی کرده یا درموردش کردن, دروغ نگفته عوضش خدمت کرده!بعد از این همه سال چندتا از این آدما رو می تونید با انگشت بشمرید؟؟ضمنا بیشتر به نظر میرسه که اگه توطئه ای هم درکار باشه از تخریب این شخصیت سود میبره تا از بزرگنماییش.به عقلتون رجوع کنید!

 

ایرج روزدار :

نیاکان سرد و گرم کشیده ما، فرموده‌اند:
گر حکم شود که مست گیرند در شهر هرآنچه هست گیرند

گویا نیاکان گرامی ما این بیت را منجمله برای مجادله میان رضا منصوری و ایرج حسابی سروده‌اند!

یادم هست که حدود دو سال قبل نیز حامد به شیادی ایرج حسابی اشاره کرد و به نوشته "سیما" اشاره داشت که به حق درباره افسانه‌پردازی‌های پسر ناخلف مرحوم حسابی، فغان برآورده بود. معلوم است که این داستان ایرج حسابی، اذهان جوانان تحصیلکرده ما را مشغول ساخته و حالا حالا‌ها، نظیر مجموعه مفرح "شبهای برره"، ادامه دارد!

اسماعیل میرفخرایی، مجری رادیو-تلویزیون ایران، یکی دو سال قبل از فوت دکتر محمود حسابی، مصاحبه نسبتا مفصلی با ایشان در منزل شخصی‌اش انجام داد که خوشبختانه بنده اقدام به ظبط گفتگوی صوتی پخش‌شده از رادیو ایران نمودم و مطمئنم که آنچه مرحوم حسابی در گفتگو با اسماعیل میرفخرایی بیان کرده، کاملا صادقانه و برخلاف افسانه‌پردازی‌های ایرج حسابی است و در تعجبم که چرا جوانان جویای حقیقت از رادیو-تلویزیون ایران درخواست پخش مجدد آن مصاحبه‌های صوتی-تصویری را نمی‌نمایند تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.
مثلا مرحوم دکتر حسابی خیلی ساده و به اصرار اسماعیل میرفخرایی، شرح ملاقات با انیشتن را اینگونه بیان نمود ( اکنون از حافظه نقل می‌کنم اما اگر نیاز به مرجع بود، حتما فایل مختصر صوتی را تهیه و در اینترنت منتشر می‌نمایم ):
وقتی روی نظریه‌ام کار می‌کردم ( گویا در آن زمان دکتر حسابی در فرانسه بوده)، از اینشتن وقت گرفتم و به دیدن اینشتن در پرینستون رفتم. اینشتن گفت: خب چون نظریه‌ای داری، برو پای تخته و برایم شرح بده. من رفتم پای تخته و چون شرم داشتم که وقت اینشتن را بگیرم، مطلب را سریع بیان کردم. اینشتن گفت: نه، عجله نکن، آروم باش، فکر کن داری برای شاگردت توضیح می‌دهی. ( دکتر حسابی هنگام بیان این نکته بغض کرد )
اسماعیل میرفخرایی پرسید که شما شاگرد اینشتن شدید؟
دکتر حسابی قاطع و سریع و موکد جواب داد: نخیر، نخیر، ولی اینشتن، شاگردش رو معرفی کرد که با من کار کنه. ( مرحوم حسابی نام شاگرد اینشتن را بیان نکرد )
اسماعیل میرفخرایی پرسید که اینشتن درباره نظریه شما چی گفت؟
محمود حسابی جواب داد: گفت نظریه‌ات جالبه ولی قشنگ نیست، معادلات قرینه نیست، سیمتریک نیست و گفت اگر می‌خواهی کار کنی اینجور کار کن. ( دکتر حسابی توضیح بیشتری درباره نکات فنی ایراد اینشتن و راهنمایی وی نداد )
اسماعیل میرفخرایی پرسید: آیا اینشتن آن موقع مشهور بود؟
حسابی: بــــــــــــــله ( مخصوصا واژه "بله" را کشیده و موکد ادا کرد )
اسماعیل میرفخرایی: آن موقع اینشتن چند سالش بود؟
حسابی: هفتاد.
اسماعیل میرفخرایی: ببخشید که سئوال بچه‌گانه می‌کنم ولی اینشتن با آدمهای عادی فرق داشت؟
حسابی: نشون نمی‌داد. اینقدر متواضع بود که نشون نمی‌داد. آدم وقتی کنارش نشسته بود، راحت بود.

تا آنجا که حافظه‌ام یاری می‌دهد، مرحوم حسابی چیزی بیش از این درباره دیدارش با اینشتن ذکر نکرد و بنده فکر می‌کنم که مرحوم حسابی مطالب خویش را با صداقت و شرافت بیان می‌نمود؛ ولی متاسفانه پس از فوت ایشان (به رسم متداول جامعه غیر علمی ایران) افسانه‌پردازی درباره دکتر حسابی بالا گرفت و مثلا بنده به چشم خویش دیدم که دو سه روز پس از فوت ایشان، یکی از روزنامه‌ها با تیتر درشت نوشته بود که: پروفسور حسابی برنده نوبل فیزیک درگذشت!!!!!!!!
درباره برگزیده‌شدن مرحوم حسابی به عنوان مرد علمی سال ۱۹۹۰ هم ( با اتکا به حافظه ) عرض می‌کنم که موسسه آمریکایی A.B.I و موسسه انگلیسی I.B.C که ناشر زندگینامه شخصیت‌های علمی و غیرعلمی جهان هستند و کتابهایی با عنوان: Who's Who منتشر می‌نمایند؛ از میان شخصیت‌های علمی زنده جهان، یک نفر را به عنوان فرد برگزیده انتخاب می‌نمایند و سال ۱۹۹۰ نیز قرعه فال به نام مرحوم دکتر محمود حسابی زده شد. تا آنجا که بنده اطلاع دارم، عنوان مذکور، چندان مهم نیست و مثلا معادل کارگردان برگزیده جشنواره فیلم فجر است! ( نظیر استاد ده‌نمکی و استاد شمقدری ) و نباید آن را جدی گرفت.

نظریه دکتر حسابی هم طبق آنچه که از زبان ایشان شنیدم و نیز آنچه دیگران گفته‌اند، دلالت بر این دارد که گسترش هر ذره مادی نامتناهی‌ست.
دکتر حسابی، خود به قندان روی میزش اشاره می‌کرد و می‌گفت: مثلا این حبه قندی که الان در اینجا می‌بینید، گسترشش در سراسر عالم است ولی در این قندان به صورت هزاران میلیارد بار چگال‌ترست و بنابراین ما فکر می‌کنیم که این قند در اینجاست.
مرحوم حسابی خود اذعان داشت که هیچگاه قادر به اثبات نظریه خویش نشده ولی می‌گفت که هر کس آن را شنیده ( منجمله اینشتن ) نسبت به آن کنجکاو شده و واژه "رمانتیک" را برای نظریه وی بر زبان رانده.

آن موضوع عجیب و غریب و در بوق و کرنا کرده‌ای هم که به "دادن چک سفید امضا" به دکتر حسابی از سوی دانشگاه پرینستون بیان می‌شود؛ کاملا نادرست است و اصل ماجرا، طبق گفته صریح دکتر حسابی بدین شرح است:
طبق نظریه نسبیت اینشتن، خواص فضا در حضور ماده، با خواص فضا بدون حضور ماده، تفاوت دارد. این مطلب، عصاره نظریه انقلابی نسبیت اینشتن است و اینشتن به اتکا آن توانست به ابطال نظریه جاذبه نیوتن بپردازد و اعوجاج فضا-زمان را دلیل آن چیزی بداند که مردم به عنوان "کشش جاذبه" می‌پندارند.
نخستین بار ادینگتون ( دانشمند انگلیسی ) توانست با رصد نور ستارگان، قبل و بعد از کسوف کامل، مهر تایید بر نظریه اینشتن بزند ( هرچند سالها بعد سایر دانشمندان متوجه شدند که میزان خطای اندازه‌گیری ابزار و معادلات ادینگتون، بسیار بیشتر از میزان انحراف نور ستارگان بوده! ). مرحوم حسابی بدین فکر می‌افتد که اگر نور چگالیده لیزر را از روی یک میله فلزی با جرم مخصوص سنگین عبور دهد، باید انحرافی در مسیر نور لیزر پدید آید ولی دکتر حسابی نامید از پیدا کردن یک میله چند متری از طلا بوده زیرا شمش خالص این فلز بسیار گرانقیمت است. دکتر حسابی می‌گفت که یک روز که از فرط عدم ابتیاع میله طلا، گرفته و پکر بوده، یکی از دانشمندان آمریکایی از وی دلیل ناراحتی‌اش را جویا می‌شود و وقتی دکتر حسابی موضوع را با وی در میان می‌گذارد، آن دانشمند آمریکایی دکتر حسابی را نزد رییس دانشکده می‌برد و به نقل درخواست دکتر حسابی می‌پردازد و چند روز بعد وقتی دکتر حسابی وارد آزمایشگاه می‌شود در نهایت تعجب می‌بیند که میله شش متری از طلای ناب روی میزش است و خلاصه اینکه دکتر حسابی قادر به انجام آزمایش می‌شود و نتیجه لازم را که تاییدی بر نظریه نسبیت اینشتن است، به دست می‌آورد و ایشان می‌گفت که عکس‌های آن آزمایش را در اختیار دارد و یادم هست که به اسماعیل میرفخرایی گفت: عکس‌هایش را که دیدید؟ و میرفخرایی هم گفت: بله دیدم. ( بنده تاکنون تصاویر مورد نظر مرحوم حسابی را ندیده‌ام و نمی‌دانم آیا تاکنون انتشار عمومی یافته یا خیر )
دکتر حسابی این مطلب را برای یادآوری جهالت و بی‌توجهی سیاستمدارن ایرانی نسبت به علوم محض و دانشمندان نظریه‌پرداز می‌زد و همواره می‌گفت که باید برای علوم محض خرج کرد. ( که سخن معقولی بود و هست )

و اما اندر احوال ایرج حسابی: بنده تاکنون ایشان را ندیده‌ام و هیچ مکاتبه‌ای نیز با ایشان نداشته‌ام ولی از این و آن شنیده‌ام که گویا از پدر خویش یک امامزاده ساخته و به عنوان متولی شروع به گرفتن صدقه و نذورات کرده است.

و اما اندر احوال دکتر رضا منصوری: دکتر منصوری را تاکنون ندیده‌ام و با ایشان گفتگو نداشته‌ام ولی حدود بیست سال قبل ( فکر کنم سال ۱۳۷۰ بود ) به چند مقاله علمی که در نشریه تازه تاسیس "نجوم" نوشته بود، ایراد گرفتم و چند نامه معترضانه هم برایش نوشتم که البته ایشان مستقیما جواب نداد اما سردبیر نشریه "نجوم" به نمایندگی از سوی دکتر منصوری جواب داد ( نام سردبیر نشریه را به یاد ندارم ). از نظر بنده، دکتر رضا منصوری اگر بیهوده‌گو‌تر از ایرج حسابی نباشد، چیزی هم از ایشان کم ندارد.
دکتر رضا منصوری هم یکی از آفات نباتی روییده بعد از انقلاب فرهنگی به نظریه‌پردازی معلم شهیر جناب عبدالکریم سروش است. ( سروش چندی‌ست که همچون پیلاطوس دستان خون‌آلودش را شسته و اظهار ندامت نموده و به پاداش یک کرسی در واشنگتن و لندن اخذ نموده. شرح بیشتر ماجرا از "محمد قائد" که زمانی صاحب‌امتیاز نشریه "لوح" بود، بپرسید. نشانی سایت محمد قائد:http://www.mghaed.com/ )
اما شما جوانان فرض کنید که بنده حرف مفت می‌زنم و صلاحیت اظهارنظر درباره دکتر رضا منصوری و امثالهم را ندارم؛ با عقل سبک سنگین کنید که این دکتر رضا منصوری در طی چهل-پنجاه سال گذشته کجا بود و چرا وقتی هر روز دکتر حسابی را می‌دید ( چه در زمان شاه و چه پس از انقلاب ) یادش می‌رفت که درباره چند و چون نظریه دکتر حسابی از ایشان بپرسد؟ مگر نه آنکه بهترین و معتبرترین شخص برای پی‌بردن به کنه ماجرا، دکتر محمود حسابی بود؟
آیا رضا منصوری، امروز به یاد آورده که با پرداخت دویست دلار رشوه، عنوان مرد علمی به دکتر حسابی داده شد یا آنکه از سال ۱۹۹۰ می‌دانسته و مصلحت آغل و کاه و یونجه خویش، نمی‌دانسته که دست به افشاگری بزند؟ نکند یکی از حضرات بازداشتگاه کهریزک به پرداخت دویست دلار رشوه نزد قاضی مرتضوی اعتراف نموده و اینک دکتر منصوری به اتکا این سند مکتوب به دادخواهی پرداخته؟!

صراحتا می‌گویم که به این حضرات چریده و فربه شده در دانشگاه‌های ایران هیچ اعتمادی نکنید و با بی‌اعتنایی و پوزخند از کنار ایشان بگذرید.
هرگاه خواستید پی به صداقت یکی از این حضرات پرواربندی شده ببرید، ( مثلا عبدالکریم سروش یا صادق زیبا کلام یا رضا منصوری و ... ) از ایشان بپرسید که از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۷ کجا بودند و چکار می‌کردند و سر در کدام آخور داشتند؟ همین پرسش کلیدی، کفایت می‌کند.

از سالها قبل یادم هست همین دکتر رضا منصوری در گفتگو با خبرنگاران روزنامه کیهان فرمودید که بچه طالقان است و قرابتی با آیت‌الله محمود طالقانی دارد و در دیدار هفتگی با برادر بزرگترش که سیاسی بود و با طالقانی و بازرگان به زندان افتاده بود، اعلامیه‌های نجف را به داخل زندان منتقل می‌کرده و نامه‌های طالقانی و بازرگان را به خارج می‌آورده است. طبیعی‌ست که هر آدم عاقلی به این فکر بیفتد که رضا منصوری نیز مناصب خویش را برای نامه‌رسانی اخذ نموده و نه درجات علمی.

جوانان به هوش باشید که در این لحظات (شاید) تاریخی و سرنوشت‌ساز ملت ایران، فریب شیادان را نخورید و با دیدن عناوین "قبض و بسط شریعت" و "فربهی دین" و ... آب از دهان نازنینتان جاری نشود و جای دوست و دشمن را به اشتباه نشان ندهید.

مطمئنا دکتر محمود حسابی آنقدر شرافت و متانت داشت تا نظر موثق دکتر مصدق را جلب نماید و دکتر فاطمی و دکتر صدیقی نیز که از شریف‌ترین افراد در طول تاریخ ایران هستند نیز لابد آنقدر وجاهت در دکتر محمود حسابی دیدند که قبول کردند با وی بر سر میز کابینه پرافتخار نهضت ملی‌کردن نفت بنشینند.
الباقی به قول شکسپیر: افسانه‌ایست که دیوانه‌ای آن را بازگو می‌کند!

( متن را بدون ویرایش نوشتم، اشتباهات آن را بر من ببخشید )

موفق و شاد باشید.
نشانی وبلاگ: http://www.roozdar.0fees.net/

پی‌نوشت: حامد، خدا لعنتت کند! اگر من وقتم را به ادامه نگارش کتاب C اختصاص می‌دادم، حالا کتابم به جای ۵۲۰ صفحه به شونصد صفحه رسیده بود و عنقریب جنابعالی از فرط حسادت سکته می‌کردی!

 

:

دکتر منصوری از کرده خود برای دکتر حسابی‌ پشیمان نیست،چرا که او معتقد است که کاری که حسابی‌ برای ایران کرد هیچ کس دیگر نکرد،(عبد السّلام پاکستانی‌ جایزه نوبل گرفت اما حسابی‌ نگرفت،اما کاری که حسابی‌ برای ایران کرد هیچ کس دیگر نکرده")(نقل به مضمون از منصوری)،ایشان از پسر دکتر حسابی‌ دلخور هستند و صدا سیما که چهرهٔ افسانه‌ای از دکتر حسابی‌ نشان میدهد

 

جعفر :

من از زبان یکی از آشنایان آقای مشایی که به جشن عروسی دختر مشایی با پسر آقای احمدی نژاد در باشگاه ریاست جمهوری خیابان فرشته رفته بود شنیدم که در آن مجلس ایرج حسابی هم حضور داشته است و با یک پوشه به نزد احمدی نژاد می رود و درخواستهایی داشته است، ظاهرن بحث وام و غیره بوده که احمدی نژاد قبول نمی کند و ایرج حسابی بلند می شودو با صدای بلند داد و بیداد کرده بوده. به نظرم حالا اگر در خصوص دکتر حسابی قدری بزرگ نمایی شد؛ اما پسرش دارد با نام آن مرحوم سیاسی کاری می کند.

 

:

آقا ایرج عزیز،
داستانی که در مورد آزمایش دکتر حسابی با طلا مطرح کردی می دونی چقدر خنده داره؟

اصلا می دونی چرا برای آزمایش مجبور شدن منتظر خورشید گرفتگی بشن و چرا از یک سیاره استفاده نکردند؟

شما همون بهتره بری کتاب C تو بنویسی، انشاء الله 2000 صفحه شه رکورد بزنی.

 

:

متاسفم برای کساني که بهای بزرگ شدن خود را خرد کردن بزرگان مي دانند حسابي افتخار ملي ايران است با يک جستجوی ساده در اينترنت مي توان کارهای علمي ايشان را ديد بزرگاني چون علامه جعفری و شهيد مطهری هم در مورد ايشان بسيار صحبت کردند ايشان معصوم و تنها عالم ايران نيست اما از بزرگان فيزيک ايران است مفاخر ملي را انکار نکنيد
انکار درجات بزرگان نکنيد!!

 

ایرج روزدار :

متاسفانه برخی از کسانی که اقدام به نوشتن نقد و نظر می‌نمایند، هیچ چیزی درباره نام و نشانی و سن و تخصص خویش نمی‌نویسند و این امر برای من که عمرم را با راستگویی و واقع‌گویی گذرانده‌ام، سخت دشوار است.
پیشنهاد می‌کنم که افراد اگر مایل به درج نام واقعی خویش نیستند، لااقل یک اسم مستعار برای خویش انتخاب نمایند تا جوابیه قابل تفکیک باشد.

دونفر با عنوان "دونقطه" به عرایض بنده خرده گرفته‌اند و خوشبختانه در وانفسای غم و بدبختی سایه‌گسترده بر میهن ما، نقل قول بنده از مصاحبه مرحوم دکتر حسابی باعث خنداندن و شاد کردن دل یکی از دونقطه‌گان گشته که جای بسی خوشحالی‌ست.

به منتقد خندان می‌گویم که اولا بنده مسئول سخنان مرحوم محمود حسابی نیستم و ایشان در مصاحبه پخش‌گردیده از رادیو-تلویزیون ایران ( احتمالا تابستان سال ۱۳۷۰ یا ۱۳۷۱ بود ) با اسماعیل میرفخرایی به شرح آزمایش عبور نور لیزر از میله طلا پرداختند و بنده نه مسئول آزمایشگاه پرینستون هستم و نه سخنگوی دکتر حسابی و نه حتی مصاحبه‌گر. حال لطف بفرمایید و همچین خندان خندان جواب دهید که چرا از نوشته بنده برآشفته‌اید؟
و اما ای خندان لب نادان، بدان و آگاه باش که به واسطه پیشرفت ابزار سنجش، سالهاست که امکان آزمون عملی نظریه نسبیت در فضای کوچک آزمایشگاه نیز فراهم گردیده و دیگر مانند سال ۱۹۱۹ نیاز به کسوف کامل برای تعیین میزان انحراف مدار سیاره عطارد نیست. بنده از فحوای انتقاد خندان شما، تقریبا متوجه منظور شما گردیدم و گمان می‌کنم که سطح دانش فیزیک شما قدیمی و احتمالا با خواندن کتب عهد بوق حاصل آمده است. حدود پنجاه سال است که با پیشرفت فیزیک‌دانان در بهینه‌سازی ابزار آزمایشگاهی خویش، امکان آزمون نظریه‌ها در روی زمین فراهم گردیده و اگر شما چیزی از فیزیک نظری می‌دانید ( که با توجه به لحن خندان‌تان بعید می‌دانم ) باید از آزمایش در دست انجام مرکز CERN آگاه باشید که قصد شبیه‌سازی لحظات نخست تشکیل عالم با شتاب‌دادن و برخورد و واپاشایی پروتون دارند. اگر از نیت دانشمندان مرکز CERN نیز خنده به لب مبارک نشستیده است، لطفا یک ایمیل به آنان بزنید و مراتب خنده خویش را به ایشان را نیز ابلاغ بفرمایید تا مزید امتنان گردد.
در مورد کتاب C نیز باید بگویم که این کتاب را سال ۱۳۶۹ نوشتم و چون در آن زمان یک کتاب درست و حسابی در زمینه برنامه نویسی با زبان C در کشور گل‌وبلبل ایران موجود نبود، بچه‌های دانشگاه می‌آمدند و از دست‌نویس فتوکپی می‌گرفتند و هنگامی که کتاب چاپ شد، همه ۳۰۰۰ نسخه آن ظرف یکی دو هفته نایاب شد و ناشرم مجبور شد که خیلی سریع اقدام به چاپ دوم کند. حالا شما هی بنشین و بخند و بخند و بخند و ....

واما به دوست عزیزی که با عنوان "دونقطه" از رضا منصوری دفاع نموده‌اند عرض می‌کنم:
نمی‌دانم رضا منصوری در کجا چنین چیزی را گفته اما به صداقت و شرافت و امانت‌داری شما اعتماد می‌کنم و فرض را بر صحت نقل قول می‌گذارم.
خب با این پیش‌فرض آسان، آنگاه افتد مشکل‌ها!
اولا چرا باید به مرحوم حسابی جایزه نوبل فیزیک بدهند؟ استنباط بنده از نقل قول شما چنین است که گویا حسابی نیز همچون عبدالسلام، استحقاق دریافت جایزه نوبل را داشته اما مسائل پشت‌پرده مانع دستیابی وی بدین امر شده؛ مانند اتفاقی که برای فیزیک‌دانان بزرگ روسی افتاد و می‌افتد و مافیای علمی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان، مانع دستیابی آنان به جایزه نوبل فیزیک می‌شود. ( آیا برداشتم از نوشته شما درست است؟ )
هرکس با سیر تحول فیزیک نظری آشنا باشد می‌داند که عبدالسلام برای نظریه اثبات‌شده درباره "بوزون‌های واسط برداری" (Intermediate Vector Bosons) که باعث وحدت‌بخشی به برهم‌کنش ضعیف و الکترومغناطیس می‌گردد، به اتفاق واینبرگ و گلاسو در سال ۱۹۷۹ موفق به اخذ جایزه نوبل شد، حال آنکه محمود حسابی نظریه اثبات شده‌ای ارایه ننمود تا به آزمون گذاشتته شود.
بنده نیز از دوستی عمیق و عاطفی میان حسابی و عبدالسلام آگاهم ولی شما بهتر از بنده می‌دانید که دنیای سرد و خشن و بی‌رحم علم با رفیق‌بازی و پسرخاله‌بازی سروکاری ندارد و فقط به نظریه و پیشگویی برآمده از نظریه و نتایج آزمایشگاهی حاصل از آزمون نظریه، نگاه می‌کند و بس.

اما نکته حیرت‌آور در نقل قول از رضا منصوری به این جمله باز‌می‌گردد: " کاری که حسابی‌ برای ایران کرد هیچ کس دیگر نکرده".
بنده خیلی از جمله فوق تعجب کردم و آن را بسیار اغراق‌آمیز و فرسنگ‌ها دور از واقعیت می‌دانم.
شاید اگر از جناب "امیر کبیر" ( آنهم با ذکر دوران معاصر ایران ) و میزان تاثیرگذاری ایشان در حیات اجتماعی ایران نام برده شود، بتوان با تساهل آن را پذیرفت یا در تراز پایین‌تر اگر از جناب "مصدق" تمجید گردد، می‌توان تا اندازه‌ای آن را قبول کرد ولی درمورد محمود حسابی نباید اغراق کرد. دکتر حسابی انسان عاقل و میهن‌پرستی بود و کارهایی هم برای مملکت ایران کرد ولی همزمان با وی نیز بسیاری از افراد شریف و دانا و میهن‌پرست مشغول آبادانی و ارتقا فرهنگ مردم بودند و نباید حق کسی ضایع گردد.

براین‌باورم که افسانه‌پردازی مردم ایران نه با دکتر حسابی آغاز شده و نه وی ختم می‌گردد و نه ناشی از فرصت‌طلبی فرزند وی است بلکه ریشه در عقب‌ماندگی علمی و فرهنگی مردم ایران و بُغض سیصد ساله ایرانیان دارد که روز به روز شاهد پژمردگی خویش و بالندگی اروپاییان ( و پسرعموهای آمریکایی آنان ) بودند و هستند.

نشانی وبلاگ بنده: http://www.roozdar.0fees.net

 

آرش :

وقتی ملتی آنقدر دچار حاشیه ها در زندگی روزمره و اقتصاد و علم و فرهمگ است که مجالی و مجملی برای قهرمانان نیست و هرچیزی از عالم تا بازرگان متوسل به دروغ و ریاست، نمیتوان تا ظهور علمای آنچنانی چون بوعلی سینل نشست تا نسلها بیایند و بروند و در حسرت یک مرد بزرگ و الگوی علم و معرفت بمانند. بنابراین در این شرایط قحط الرجال ملت ما گرسنه قهرمان پروری و بت سازی است ، هرچند به فریب و دغل...

 

دوست :

سلام آقای قدوسی

به عنوان یک دوست نادیده به اطلاعتان برسانم سایتی به اسم خودنویس که جدیدا راه افتاده و به شدت مورد توجه کیهان و ... قرار گرفته اسم شما را در ستون دوستان خود قرار داده، به گونه ای القا می‌شود که شما در حلقه نویسندگان این سایت هستید. از آنجاییکه بقیه افراد حاضر در این ستون افراد کاملا سیاسی معاند سیستم هستند توجه شما را جلب می کنم به پیشگیری از هرگونه مشکل احتمالی.

http://www.khodnevis.org/persian/بلاگستان/3301-آیا-تصویر-عکس-پاره-خمینی-جعلی-است؟.html

 

Mina :

آقای روزدار نقدی که من به نوشتهٔ شما دارم اینه که شما میید دقیقا همون کاری می‌کنید که خودتون نهی کردین آنهم قضاوت کردن در مورد دیگران، چطور شما دکتر منصوری رو با این شدت میکوبید ؟ فقط به صرف اینکه به اعتراض شما به مقالش جواب نداده؟ شما چطور کسی‌ رو که زیاد نمیشناسی فقط از روی زادگاهش اینجوری نقد می‌کنید؟ چرا به این راحتی‌ به بقیه برچسب میزنید؟ به اینکار شما میگید کار عقلانی؟ من از نوشت أهٔ شما تا جایی که به این مساله برسه کاملا لذت بردم اما این قسمت نشان از تعصب که زاییده بوت سازی در جامعه‌ ماست داره. شما برای تاکید اینکه این حرفی‌ که دارید میزنید درسته نیازی به خرد کردن کس دیگی‌ این وسط نداشتید کافی‌ بود ۲تا منبع و مرجع معتبر برای حرفاتون بیارید. امیدوارم شاهد روز باشیم که آدمها بدور از هرگونه تعصبی و بدون برچسب زدن به این و آن حرفشان رو بزنند.

 

ندا.ح :

این متن یه کم توهین آمیز و بدون رعایت انصاف نوشته شده.. حالا گیرم که پسر دکتر حسابی یا هر کس دیگری این مطالب رو نقل کرده در اون کتاب اما دلیل نمیشه که به شخصیت بزرگوار و محترم این استاد عزیز توهین بشه ..
ممنون از اطلاع رسانی

 

mansur :

خانم مینا اینگار درست تو جریان مطلب نیستی ... مشکل رو دکتر رضا منصوری درس کرده که به پروفسور حسابی اتهام زده رشوه داده تا مرد علمی سال بشه ... حالا تو اومدی گیر دادی به آقای روزدار که مصاحبه پروفسور حسابی رو نقل قول کرده ... اگه درس خونده بودی مطلب و کامنت رو میدیدی فقط آقای روزدار نیس که منصوری رو نقد کرده ... یه نفر دیگه قبل از ایشون خیلی تندتر به منصوری حمله کرده و گفته که منصوری عقده داره اگه نیگا به کامنتا بکنی متوجه میشی همون کانتی که به حامد گفته تو اقتصاددانی پا تو کفش فیزیکدان ها نکن ... یه بار دیگه به اصل مطلب توجه کن که منصوری چرا به پروفسور حسابی تهمت زده

 

فریبا.الف :

مینا جان و سایر دوستان توجه کنن که متاسفانه

بین اقای قدوسی و اقای روزدار درگیری پیش

اومده و اقای قدوسی گفته که دیگر اجازه کامنت به

اقای روزدار نمیده و کامنت را پاک میکنه
پس دیگه اقای روزدار نمیتونه کامنت بذاره و جواب مینا را بده
چون این درگیری پیش اومده صلاح نیست که کسی از اقای روزدار انتقاد کنه مگر اینکه روابط اقایون بهبود شود
من طرف هیچکدوم از اقایون رو نمی گیرم
دوستان حتما به این نکته اخلاقی توجه کنین

 

gonja :

اقا جون قبول کنید ما ایرانی ها مخصوصا مسلموناش همیشه یا از اینوره بوم میفتیم یا ازونورش
همیشه تفریط و افراط
بیخودی یکی رو میبریم به عرش دوسوته میبریم زیر فرش

 

:

پروفسور حسابی فخر ملت ایرانه
دانشمند جهانی بود
وزیر دولت دکتر مصدق بود
سناتور بود
عضو فرهنگستان زمان شاه بود
بنیانگذار دانشگاه تهران بود
هواشناسی و زلزله شناسی را بنیان گذاشت
و هزار کار دیگر کرد و از همه مهمتر نام نیک در تاریخ ایران باقی گذاشت.
حالا یک آدم عقده ای به نام رضا منصوری که معلوم نیست چه گلی به سر مردم زده آمده اتهام رشوه دادن به پروفسور حسابی وارد می کنه. خاک بر سرت که حتی بلد نیستی اتهام بزنی :) آخه دویست دلار هم شد رشوه؟ یعنی با دویست دلار می شود یک بنیاد علمی را در آمریکا خرید؟ اگر می گفتی 200 هزار دلار رشوه داده شاید خریدارت بیشتری داشتی :)
رضا منصوری همون کسی یه که چند سال قبل کتاب ایران 1400 را نوشت و مدعی شد ایران به قطب علمی صنعتی اقتصادی آسیا تبدیل خواهد شد.
همین خائن بود که باعث شد حداد عادل و بقیه حکومتی ها از ژاپن اسلامی حرف بزنند :)
پروفسور حسابی تا ابد در دل ایرانی ها جا دارد
رضا منصوری هم برود چاپلوسی حکومت رو بکند

 

لابه‌لای همین سکوت :

منصوری گفته که با پرداخت ۲۰۰ دلار اولین مرد علمی سال تقلبی ایرانش کردند. نگفته که خود حسابی این کار رو کرده. این ربطی به رشوه دادن هم نداره. من در جریان این مردهای علمی ۲۰۰ دلاری هستم. از اینا تو ایران زیاد داریم. شما که خیلی با حسابی حال می‌کنید هم می‌تونید با ۲۰۰ دلار مقام علمی حسابی رو کسب کنید. هر کی می‌خواد بسم‌الله.

 

علي بي غم :

اللهم اشف كل مريض

 

زهرا :

حس بدی دارم چون چند وقتیه که هرکسی را که از کودکی به خوبی می شناختم و قهرمان داستان های کودکانه ام بودند، یکی یکی پوست می اندازند و آدم دیگه ای می شن! یعنی این سرنوشت محتوم تمام آدمهای مورد تحسین دوره کودکی انسانهاست؟

 

مقداد :

سلام.از دانشجویان صنعتی شریفم.به وبلاگم سر بزن.دوست دارم نظرت رو راجع به این پستم بدونم
http://meghdadedalat.blogfa.com/page/pasokh1.aspx

 

atilla :

بابا اين منصوري بيچاره که نميخاد به حسابي بي احترامي کنه . اون ميگه آقا اون تبليغات درود باعث بي آبرويي حسابي ميشه.يعني چي زير عکس گودل مينويسند حسابي يا اينکه انيشتين موفعي سيب رو تو کاسه اب ديده حالش خراب شده عقب عقب رفته افتاده زمين . خب اينارو ملت اونور آب هم مي بينند ميگن اين ايرانيا عجب شياد هاي احمقي هستن سر خودشون کلاه ميذارن. اين خوبه يا نه همون افتخار کردن به کارهايي که حسابي واقعا انجام داده. اين دروغها با عث لوث شدن کارهاي واقعي حسابي ميشه

 

سهیل :

برادر من این کار شما اشتباهه. شما طوری نوشتید که هر کی می خونه فکر میکنه که دکتر حسابی پول داده تا اینا براش شهرت جعلی بسازند. یه جوری نوشتید که به خواننده القا می شه که دکتر حسابی خودش زیر عکس دیگران اسم خودشو نوشته. دکتر حسابی هرچقدر هم در صلاحیت علمی اش شما و امثالتون شک داشته باشید حداقل باعث شده که هزاران ایرانی ازش الگو بگیرن و تشویق بشن. یه کم غیرت ایرانی داشته باش.

 

سهیل :

برادر من این کار شما اشتباهه. شما طوری نوشتید که هر کی می خونه فکر میکنه که دکتر حسابی پول داده تا اینا براش شهرت جعلی بسازند. یه جوری نوشتید که به خواننده القا می شه که دکتر حسابی خودش زیر عکس دیگران اسم خودشو نوشته.اینو از نظرات نوشته شده در اینجا کاملا میشه حس کرد. دکتر حسابی هرچقدر هم در صلاحیت علمی اش شما و امثالتون شک داشته باشید حداقل باعث شده که هزاران ایرانی ازش الگو بگیرن و تشویق بشن. یه کم غیرت ایرانی داشته باش.

 

حسین جعفریان :

به حق گفتید !
یادش بخیر !
من هم قبلا یک متنی برای روزنامه نگارها نوشته بودم:
در تعریف ف.ا.ح.ش.ه آمده است :
« کسی که عمل نامشروع ز.ن.ا را در ازای پول و یا از روی لذت به تعداد دفعات مختلف انجام دهد »
با تعریف کاری ندارم ، معتقدم همه ی ما آدمها (منظورم از همه، مرد و زن و تمام گونه های بشر است ) به نوعی ف.ا.ح.ش.ه هستیم ، فقط قیمتهایمان با هم فرق دارد ، همه ی ما کاری را در ازای پولی انجام میدهیم ، بعضی از ما از این کار لذت میبریم ، بعضی از ما به خاطر شرایط مجبوریم به این کار تن دهیم و چه بسا حتی از آن متنفر باشیم ، ف.ا.ح.ش.گ.ی سرنوشت محتوم همه ی ماهایی است که به این دنیا می آییم و در زندگی غرق میشویم ، واقعیتی است که باید بدانیم و با آن روبرو بشویم، همه ی ماها ف.ا.ح.ش.ه هستیم ، ف.ا.ح.ش.ه.ه.ا.ی.ی با چهره های مهربان ، زیبا ، گول زننده ….
فقط غلظت ف.ا.ح.ش.گ.ی در میان ما آدمها متفاوت است ، بعضی ها ف.ا.ح.ش.ه هستند و عده ی دیگری ف.ا.ح.ش.ه.ت.ر. خبرنگارها و روزنامه نگار ها در دسته ی دوم قرار میگیرند.

 

پلنگ زخمی :

ممنون به خاطر پرداختن به این مسئله .

 

:

faghat mishe goft ke matne name besiar rude neveshte shode regardless of inke hagh ba che kesie. az jenabe ghodusi ham baide ke tu weblog i ke inhame khanande dare matlabi ro publish mikonan ke khodesh bahash agree hastesh, va moteasefane bedune little research post mishe. kafie ke website e national academy ro tu US beninid.

 

superlearnmathngentot :

hello guys

I just want to say hi

 

acai berry :

Acai Berry Select offers you a natural solution different to any other weight loss solution on the market today.

 

laptop computer :

You can also shop for the Laptop Computers online through popular online shopping based websites.

 

sibylbcoateb :

hello guys

I just want to say hi

 

Best Web Hosting :

i was beginning to sense i may well possibly be the only individual which considered this, at the minimum at the moment i take into consideration i am not silly :) my goal would be to make sure to uncover out much more about numerous various posts instantly after i recieve a touch of caffeine in me, it is very tricky to read not having my caffeine, adios for the time being :)

 

Free Online Games :

seriously good web site, extremely suggest it and i will bookmark and come back. keep up the great work.

 

VW GOLF 3 zubehör :

Most information sites frequently copy other weblogs or internet sites of newspaper publishers and magazines. Subscribe to this web site right here I like that you can find original articles or blog posts that you could hardly find elsewhere. Luckily, there are nevertheless these kinds of weblogs, make sure you keep on! I can no longer see the mainstream media. It is there so much junk prepared, I bear it no additional quickly. A definitely pleasant blog site, thank you.

 

Best Web Hosting Service :

hey, discovered you on yahoo. really like the internet site. keep up the fine work!

 

NeedoHofNeask :

I enjoyed reading your blog. Keep it that way.

 

Free Online Games :

Can I take a part regarding all your article to my website

 

i like it :

thanks for the great post

 

Free Online Games :

I'm going to bookmark this blog on Mixx to get more clicks for you.

 

Hailey Rineheart :

I kicked the habit a week ago and its beginning to affect me right now. My mate tells me I won't get it done but I am so sure of this I will. recently I started experianceing cramps in my tummy and I truly would like a cigarette. I wont give into the craving as I'm quitting for my young ones. I'm grateful to have the smokeless cigarette. It is incredibly helpful if you ask me.

 

electric cigarette :

I began cigarettes while I was really young. That appears to be the worst mistake I've made. Right now I'm much older and I've got coronary artery disease. Whilst trying to quit smoking, I stumbled upon the e cigs and i intend to give it a try. With some luck, it's going to assist me with this nasty habit.

 

e-cigarette :

I stopped cold turkey last week and it's starting to affect me right now. My companion keeps saying I won't be able to complete it but I'm so focused of this I can. Today I began having discomfort in my belly and I really am craving a drag. I cannot give into the craving because I am doing all of this for my young children. I'm grateful to have the e cigarettes. It has been a big bonus to me.

 

payday loans :

Thanks for good news! Your site is very useful for me. I bookmarked your site!

 

e-cigarettes :

All I can think about is cigs. I know i don't like to light up and if someone offered one this minute, I'd refuse. I feel I'm in a pretty bad mental state and have had trouble going to sleep yet I'm sure I must definitely turn out to be resilient. The e-cigs may make it easier in the end.

 

Sophie Minon :

All that is on my mind is using cigarettes. I do not like to smoke and if someone offered a draw this minute, I will totally refuse. I am in a fairly poor mental condition and have had trouble resting but I'm sure I should end up being tough. The e-cigs may make it easier in the end.

 

free avatars :

A topic close to my heart thanks, do you twitter?

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007