فقدان بازارهای مبادله ریسک در کشوری متلاطم
طرح تحول اقتصادی ظاهرن نزدیک به اجرا است و همین احتمال اجرای آن، عدم اطمینانهای فراوانی را در مورد متغیرهای مختلف اقتصادی مثل نرخ ارز، قیمت روز انرژی، قیمت کالاهای صنعتی، نرخ دستمزد، قیمت مسکن و الخ به وجود آورده است. وقتی عدم اطمینان بالا باشد بسیاری از تصمیمات سرمایهگذاری به تاخیر میافتد تا نتیجه عدم اطمینان معلوم شود. مثلن سرمایهگذاری که سودآوری طرحش به شدت به نرخ ارز بستگی دارد دست نگه میدارد تا وضعیت معلوم شود و بعد در مورد سرمایهگذاری تصمیم بگیرد. از آن طرف، بسیاری از افراد میدانند که جهت عدم اطمینان به چه سمتی خواهد بود. مثلن حدس میزنند که قیمت کالایی که قصد خرید آنرا دارند افزایش خواهد یافت ولی الان قدرت خرید آنرا ندارند.
بازارهای مالی کمک بزرگی در این شرایط هستند. اگر بازار معاملات آتی (Forward) در کشور فعال شده بود از همین الان میشد نرخ آتی ارز و انرژی و زمین و الخ را در این بازار مشاهده کرد و در صورت لزوم موقعیت مناسب (Long/Short)را اتخاذ کرد. موقعیت خرید (Long) مربوط به کسانی است که از بالا رفتن قیمت کالا ضرر میکردند و موقعیت استقراضی (Short) برای کسانی که از پایین رفتنش ضرر میکنند. چون در اقتصاد موقعیت عاملها متفاوت است نهایتن در تعادل نرخهایی شکل خواهد کرد که قیمت مورد انتظار کالا یا دارایی مورد نظر را منعکس میکند.
ابزارهای مالی شبیه به شرطبندی ابزارهای مفید دیگری هستند که باز ما آنها را در کشور نداریم. این ابزارها که در سادهترین شکلشان خروجی باینری دارند در صورت وقوع یک اتفاق مبلغی را میپردازند و در صورت عدم تحقق آن ارزشی ندارند. هزاران نوع از این ابزارها الان در دنیا خرید و فروش میشود. یک نمونه دم دستش اوراقی هستند که روی انتخاب یک فرد خاص برای ریاست جمهوری یک کشور منتشر میشود و در صورت انتخاب فرد مبلغی را به دارنده پرداخت میکنند. هر قدر که احتمال انتخاب فرد بالاتر باشد قیمت اوراق هم بیشتر خواهد بود. حال کسی که احتمالن از برنده شدن یک حزب خاص در انتخابات ضرر میکند از این ابزارها میخرد تا در صورت وقوع اتفاق بد (انتخاب حزب غیرمطلوب) سودی را دریافت کند و بخشی از ضررش را پوشش دهد. میشد شبیه به این اوراق را برای اجرا شدن / نشدن طرح تحول و هر کدام از زیربخشهای آن منتشر کرد و ابزار پوشش ریسک برای کسانی که از اجرا شدن متضرر میشدند فراهم کرد.
حرف آخر اینکه ابزارهای سرمایهگذاری متناسب با تورم در مقیاس کوچک را در کشور نداریم. ثابت ماندن قیمت ارز و به طبع آن عدم تبعیت کامل نرخ طلا از تورم (نرخ داخلی و بینالمللی طلا نمیتواند از حدی بیشتر شود) و عدم وجود ابزارهایی مثل اوراق قرضه متناسب شده با تورم (Inflation-Indexed Bonds) و هزینه اولیه بالای ورود به بازار مسکن باعث میشود که کسانی که در معرض تورمهای ناشی از سیاستهای اقتصادی هستند به سختی ارزش نقد خود را حفظ کنند و لذا طبقات محروم با شدت بیشتری از جهش قیمتها آسیب میبینند.
اینها سه مورد از کارکردهایی بود که یک بازار مالی توسعه یافته و فعال میتوانست در شرایط فعلی در جهت منافع طبقات مختلف ایفا کند.

نظرات
مهدي :
با سلام
ممكنه برايمان توضيح بدهيد در اين زمان براي ازبين نرفتن ارزش دارايي بايد جه كرد؟
ايا خريد خانه با وام و قرض كار درستي است؟
از راهنمايي شماقبلا تشكر مي كنم ز
حامد: جواب سوال از راه دور کار سختی است. من دقیق نمیدانم که اثر طرح روی قیمت مسکن چه خواهد بود.
مهدي - January 17, 2010 05:47 PM
:
َشما که طرفدارش بودي
حامد: طرفدار کی؟ قرمز یا آبی؟ میرحسین یا ا.ن؟ ریسک یا یارانه؟
Anonymous - January 17, 2010 09:11 PM
احسان :
من حدود یک ماه پیش از این با یکی از دوستان مشترک درباره موضوعی مشابه صحبت می کردیم. به نظرم یکی دیگر از کارکرد های این نوع شاخص های مالی (قیمت ریسک های مختلف) سیگنال دهی به خود افراد تصمیم گیر و سیاست گذار (و در نتیجه پیش بینی پذیر تر کردن تصمیمات دولت برای بخش خصوصی) برای ارزیابی میزان مخاطرات/سود های احتمالی بسته های سیاستی بزرگی مثل هدفمند سازی یارانه ها است.
حتی در مورد پیش بینی انتظارات مردم از سیر تحولات سیاسی (مثلا اینکه مردم انقلاب یا اصلاحات مهم سیاسی را در آینده نزدیک محتمل می دانند یا خیر) شاخص های بازار سرمایه مثل نرخ بهره اوراق قرضه (Bond) می تواند اطلاع دهنده باشد: مثلا انتظار انقلاب یا هرج و مرج منجر به بیکاری یا افت درآمد باعث افزایش پس انداز و در نتیجه کاهش نرخ بهره می شود.
حامد: ممنون احسان جان. نکته مهمی است که من فراموش کردم اشاره کنم. در واقع مکانیسمی برای تجمیع اطلاعات کل عاملهای اقتصاد فراهم میکند که الان نداریم.
احسان - January 17, 2010 09:21 PM
مهدی :
واجبه این پیامو برات بذارم:
میگم دقت کردی دکتر مومنی که حضرت عالی هرچی تونستی در بی سوادی و نهادگرایی ایشون حرف زدی الان تو زندانه و حضرت عالی در بلاد معمور مشغول حال و حول
این مبارزات لیبرالی شما منو کشته
حامد: آفرین پسر خوب. حالا که واجبات را انجام دادی برو بگیر بخواب.
مهدی - January 18, 2010 03:37 AM
هیوا :
سلام...
میتونم یک سوال ازتون بکنم؟ من لیسانس اقتصاد دارم و حالا برای فوق میخوام financeبخونم...امکان داره راهنماییم کنید که این رشته یشتر در چه مباحثیه و اینکه در واقع بر کدوم بخش اقتصاد بیشتر تمرکز داره؟ چقدر تئوریه و چقدر ریاضی؟
ممنون...
حامد: سلام. اگر در آرشیو وبلاگ بگردید قبلن توضیح مفصل راجع به این سوال دادم. در کنار گزینه جست و جو هست بزنید فاینانس
هیوا - January 18, 2010 08:30 AM
مهدی :
سلام
به نظر میرسه که فیلتر شدن این سایت روی تعداد مخاطبان تاثیر منفی گذاشته . بهتره زودتر یک فکری برای این مساله بکنی
مهدی - January 18, 2010 12:53 PM
:
از نظر اقتصادی داری به مساله نگاه می کنی. یکی از مسائلی که در بحث اقتصاد اسلامی شنیدم حرام بودن این نوع مبادله ی ریسک با پول در اسلام هست، خودت هم به شباهتش با شرطبندی اشاره کردی. اینکه می تونه در بعضی مسائل کمک کننده باشه واضح هست ولی آیا مشکلات جدیدی ایجاد نمی کنه؟ کاش یک کم در مورد نقدهایی که به این ابزارها شده اشاره کنی.
حامد: تا جایی که من میدانم فقه شیعه و سنی در این مورد تفاوت دارد. فقه سنی موضع خیلی منفیتری نسبت به موضوعی که گفتی دارد در حالی که بحث بیمه در ایران عملن سالها است اجرا میشود و کسی هم مخالفت نکرده است (خیلی از سنیها هیچ نوع بیمهای را مقبول نمیدانند). این ابزارها را میتوان در قالب یک نوع قرارداد بیمه دید (به لحاظ ریاضی واقعن هیچ فرقی با بیمه مثلن زلزله ندارد. آن هم یک متغیر باینری است که وقتی زلزله بیاید به میزان توافق شده پول پرداخت میکند).
Anonymous - January 20, 2010 08:01 AM
شهاب :
سلام حامد جان
ممكنه راجع به تأثير طرح هدفمند كردن يارانه ها روي فضاي عمومي كسب و كار ايران در كوتاه مدت و دراز مدت مطلبي بنويسي؟
ممنون ميشم
شهاب - January 20, 2010 12:43 PM
شهاب :
سلام حامد جان
ممكنه راجع به تأثير طرح هدفمند كردن يارانه ها روي فضاي عمومي كسب و كار ايران در كوتاه مدت و دراز مدت مطلبي بنويسي؟
ممنون ميشم
شهاب - January 20, 2010 12:43 PM
علي حدادي :
سلام.
ممنون از اين پست. اين روزها دغدغه خيلي هاست اين طرح. راستي بابت پاسخ ايميلم هم،
ازتون سپاسگزارم.
علي حدادي - January 21, 2010 04:55 PM
ارسلان :
سلام
در بحث مربوط به فورارد تقریبا پیش بینی همه افزایش فیمت ارز زمین و.. هست خوب به نظر شما نباید فروشند های در بازار وجود داشته باشد (همانطور که فرمودید در شرایط نا اطمینانی تفریبا همه منتظر شرایط اینده میشوند)در مقابل خریدار قبول دارم ممکن هست عد ه ای وجوداشته باشند که قلیل هستند
با حرف شما که وجود بازار های مالی بطور اخص فورارد کمک خوبی هست اما مگر چه تعداد افراد در این بازار مشغول خواهند و منافع اون فقط برای عد های قلیل است
(نرخ داخلی و بینالمللی طلا نمیتواند از حدی بیشتر شود)
من متوجه نشدم بر چه اساسی جمله فوق رو فرمودید
و اخر اینکه سوال منودر ارتباط با real option هنوز جواب ندادید البته میدونم خیلی قدیمی هست
ممنون میشم جواب بدید
حامد: سلام. این که بازار انتظار رشد قیمت داشته باشد دلیلی برای شکل نگرفتن بازار فوروارد نیست. در این بازار نرخ مورد انتظار بازار (تحت سنجه ریسک-خنثی) شکل میگیرد چون افراد موقعیتهای فروش و خرید خواهند داشت.
قیمت طلا نمیتواند از نرخ بینالمللی خیلی فاصله بگیرد چون کالایی است با وزن کم و ارزش زیاد و لذا به علت فرصت آربیتراژ تجارت شکل میگیرد.
متاسفانه سوال مربوط به ریل آپشن خاطرم نیست. لطفن تکرار کنید.
ارسلان - January 22, 2010 06:26 AM
ارسلان :
سلام مجدد
اگه امکان داره یک مقدار مباحث تون رو تخصصی تر کنید تا در این راه به عنوان دانشجوی تازه کار بتونیم استفاده کنیم
ممنون
ارسلان - January 22, 2010 06:36 AM
:
با عرض معذرت از حامد عزیز به دلیل تاخیر.
نکته ای که به نظر من میرسد دو تا مساله است:
1- در مورد ابزارهای مالی جدید و تاثیر آنها بر رشد اقتصادی بحث های بسیاری است و عده ی قابل توجهی بر این عقیده اند که ایجاد ابزارهای مالی پیچیده که یافتن ارزش آن در زمان کوتاه سخت می باشد لزوما منجر به ثبات بازارهای مالی نمی شود و در شرایطی می تواند منجر به رفتار ریسک پذیری بیش از حالت بهینه بشود.
2- نکته ی مهم دیگری که باید بررسی شود کارکرد این ابزارها در بازاری است که میزان اطلاعات عامل ها در مورد آینده بسیار محدود است. در یک حالت حدی اگر فرض کنیم که عامل های اقتصادی هیچ اطلاعاتی راجع به آینده ندارند در بهترین حالت این ابزارها نقش بیمه را می توانند بازی کنند. هر چند به دلایل مختلف از جمله محدودیت مسئولیت شرکت ها معمولا در این بازارها رفتار ریسک پذیری بیش از حد بهینه ممکن است مشاهده شود. و این ابزارها دقیقا نقش لاتاری را بازی خواهند کرد. در واقع نکته اصلی این ایراد آن است که آیا در بستری که متغیرهای کلان دچار بی ثباتی فراوان هستند و شفافیت لازم در بازار وجود ندارد آیااین ابزارها کارایی دارند یا خیر.
در این زمینه استیگلیتز، داگ دیاموند، آلن و گیل مقالاتی دارند
حامد: ممنون از توضیحات خوبی که دادی. من البته فکر میکنم حتی در آن حالت حدی هم منافعی به دست میآید. چون به هر حال بازاری شکل میگیرد که قیمت آتی در آن وجود دارد (قبول که ممکن است در ابتدا کاملن غیربنیادی باشد). اگر موضوع مبادله برای بسیاری از عاملین اقتصادی کلیدی باشد (مثلن نرخ ارز) به هر حال تقاضای مبادله غیرسوداگرانه حول قیمتهای موجود شرکت میگیرد و همین ممکن است بازار را به سمت یک قیمت منطقی سوق دهد. البته همان طور که در صحبت تو هم بود ممکن است تلاطمهای شدید اقتصاد کلان نرخ شانهخالیکردن در زمان تحویل قرارداد را بالا ببرد یا حساب مارجینال را بالا ببرد و لذا فایده عملی قرارداد را کم کند.
Anonymous - January 22, 2010 05:45 PM