ایمیل تبریک دستهجمعی
حدس میزنم یکی از کارهای مفید که فیلسوفان اخلاق در این روزگار میتوانند انجام دهند تحلیل مسایل کاربردی جدید و توسعه شهود اخلاقی در مورد آنها است. یکی از مسالههای مستحدثه این است: تکلیف اخلاقی ما در قبال پاسخ ایمیلهای تبریک دسته جمعی چیست؟
چون من پاسخی از طرف فیلسوفان سراغ ندارم به عنوان علاقهمند آماتور فلسفه خودم دست به کار میشوم و بقیه را دعوت به مشارکت میکنم. دقت کنید که این نوشته صرفن روی ارسال "پاسخ" یک تبریک دریافت شده متمرکز است و هیچ بحثی درمورد انگیزهها و الزامات ارسال پیام تبریک ندارد.
1) چرا مساله اخلاقی است؟ بر اساس شهود اخلاقی فرض میکنیم که برگرداندن یک پیام محبتآمیز به لحاظ اخلاقی امری لازم است. اگر کسی به ما سلام کند یا ایمیلی بزند و احوالمان را بپرسد باید پاسخ او را بدهیم.
2) چرا مساله اهمیت عملی دارد؟ اهمیت عملی از این جهت است که تعداد پیامهای تبریک دستهجمعی که دریافت میکنیم ممکن است آنقدر زیاد باشد که نتوان پاسخ به آنها را به صورت موردی (Ad-hoc) برگزار کرد و گفت "حالا طرف با هر نیتی لطف کرده و اسم من را هم در لیست ایمیل دستهجمعیاش گذاشته است. پس خوب است که پاسخش را بدهم". در عمل پیروی از این سیاست یعنی صرف دهها ساعت وقت. ضمن اینکه ممکن است کسانی مثل من محدودیت فنی داشته باشند. میل باکس من پر است و معمولن مجبورم به طور روزانه ایمیلهای حجیم اضافی را پاک کنم تا به سقف ظرفیت نرسم. ایمیلهای تبریک دسته جمعی هم معمولن همراه با عکس و/یا فایل صوتی/تصویری پرحجمی هستند که اگر همان لحظه پاک نشوند به سرعت ظرفیت ایمیل را پر میکنند. لذا لازم است سیاست کلی اندیشده شود.
3) قسمت غیربدیهی مساله کجا است؟ از نظر من گزاره بدیهی قبلی صرفن زمانی با قطعیت درست است که:
1) مخاطب واقعن قصد ابراز محبت داشته باشد
2) شخص ما به صورت فردی مخاطب پیام قرار گرفته باشیم.
حس ما میگوید در غیاب این دو شرط پاسخ دادن به پیام الزامی نیست:
نقض مورد اول: اگر شرکت "سیگار برای سلامت" به قصد تبلیغ برند خودش سال نو را به صورت شخصی به ما تبریک بگوید معمولن الزامی برای ارسال پاسخ احساس نمیکنیم چون پیام محبت واقعی و اصیل نبوده است.
نقض مورد دوم: علاوه بر آن اگر خانم معصومه، مغازهدار محلی از صمیم قلب یک واقعه را به صورت دسته جمعی (مثلن با نوشتن یک پلاکارد) به همه اهالی تبریک بگوید لزومن تک تک ما بار اخلاقی برای پاسخ دادن به معصومه احساس نمیکنیم. در این حالت به طور ضمنی فرض میکنیم که تعداد مخاطبان پیام آنقدر زیاد بوده که سهم ما از زحمت فرد تبریکگوینده و لذا الزام به پاسخ به صفر میل میکند.
4) موردهایی وجود دارد که بین دو حالت قبلی قرار میگیرد. به عنوان مثال به طور سنتی این معمول بوده که فردی کارت یا نامه تبریک استانداردی را تکثیر کرده و در باکس تک تک همکارانش قرار دهد. در این حالت من احساس مخاطب مستقیم بودن نمیکنم (مگر اینکه اسم من در بالای نامه با دست نوشته شده باشد) ولی در عین حال هم فرض نمیکنم که یک نفر از بینهایت نفر هستم چون همکارم مثلن یک نوشته را روی در اتاقش نزده که صدها نفر حین رد شدن آنرا ببینند و برای من به سهم خودش زحمت کشیده است.
5) آیا تبریکهای ایمیلی و اساماسی از جنس مورد سه هستند یا چهار؟ جواب سوال خیلی بدیهی نیست. در برخی موارد فرد باید در لیست ایمیلش اسم تکتک مخاطبان را قرار دهد. این کار کمابیش شبیه تکثیر ورق اضافی تبریک است. در برخی موارد فرد پیام تبریک را به کل آشنایان الکترونیکیاش میفرستند (مثلن به کل دوستان فیسبوکیاش یا ایمیل سرور گروهی محل کارش). این برای من شبیهتر به تبریک خانم مغازهدار است.
چون در عمل نمیدانیم کدام حالت اتفاق افتاده تمایل شخصی من این است که فرض کنم حالت اول رخ داده و من جزو مخاطبان متناهی منظور شده در آن پیام بودهام.
6) اگر با فردی رابطه نزدیکی داشته باشیم آیا بهتر است برای او هیچ پیامی نفرستیم تا اینکه پیام عمومی بفرستیم و نشان دهیم که فرصت یک ارتباط شخصی و انفرادی را نداشتهایم؟
جمعبندی عملی شخص من این است: ایمیل دسته جمعی نمیفرستم. ایمیل دسته جمعی را پاسخ فردی نمیدهم ولی به همه ایمیلهای دسته جمعی یک پاسخ دستهجمعی میدهم.
راستی عید همهتان پیشاپیش مبارک :)

نظرات
روزبه دانشور :
عید شماهم مبارک! (این رو منحصرا خطاب به خودت نوشتم)
روزبه دانشور - March 17, 2010 10:53 PM
:
راستی، مخاطبان وبلاگ تو وقتی وبلاگت را می خوانند باید پیام تبریک تو را در کدام گروه قرار بدهند؟ :)
حامد جان عیدت مبارکت، سال خوبی داشته باشی.
در مورد این کامنت چطور؟ :)
Anonymous - March 18, 2010 03:21 AM
مصطفی :
ممنون از تبریکتون! عید شما هم مبارک!
اجمالاً لااقل در بدو امر به نظرم میرسد این موضوع به اخلاق مربوط نمیشود.
شاید جواب سلام کسی را ندادن بی ادبی باشد، یعنی خلاف عرف جامعه باشد، اما به نظر من این به اخلاق با آن معنایی که در فلسفه اخلاق مورد بحث قرار میگیرد مربوط نمیشود.
این موضوع یا به زیبایی شناسی مربوط میشود. یعنی میگوییم کسی که جواب سلام دیگران را نمیدهد میگوییم کار زشتی میکند. یا اینکه صرفاً نوعی علامت دادن برای این است که مایل هستید با او را بطه را ادامه دهید یا رابطه را کسترش دهید یا خیر.
مصطفی - March 18, 2010 08:42 AM
:
Hamed Jaan! You even sometimes don't reply personal emails, like mine ;)
Hamed: No Way! :) , I am sorry if it happend. My policy is to reply all personal ones eventhough sometimes late. May be I did not receive it :(
Anonymous - March 18, 2010 01:08 PM
مانی ب :
لایک برای دقت آکادمیک.
حال شما را خریداریم!
نوروز مبارک
مانی ب - March 18, 2010 01:10 PM
کارتاژ :
آقای لیوان چای داغ ، یک فیلسوف اخلاق ؛ اخلاق را نمی نویسد ، یا اخلاق جدید تعریف نمی کند ، یا یک پند اخلاقی نمی دهد ، یا برای یک مورد جدید یک گزاره ی اخلاقی تعریف نمی کند ، همان طور که یک فیلسوف دین ، دین جدید نمی آورد یا حکم شرعی نمی دهد ؛ یا یک فیلسوف علم یک نظریه ی جدید علمی نمی آورد یا یک معادله ی دیفرانسیل را حل نمی کند.
کار فیلسوف اخلاق چیز دیگری است که اگر یک کتاب درست و حسابی فلسفه اخلاق ( نه آن هایی که دباغ می نویسد ) را خوانده بودید این ها را نمی فرمودید.
تصمیم گیری در مورد این که با این ایمیل ها چه کار کنیم ، بیشتر به کاربران ( عرف ) بر می گردد تا یک فیلسوف اخلاق .
برادر من ، نمی شود یک نفر بیاید دستور بدهد که از این پس این کار را کنیم بهتر است ، این دستور ها در بهترین حالت می شود یک چیزی شبیه به کلمات ساختگی حداد عادل در فرهنگستان ، فکر می کنم هر فیلسوف اخلاقی این را بداند.
حامد: آقای کارتاژ، کاری که متخصص اخلاق کاربردی مثلن در باب قضیهای مثل قتلل از روی ترحم انجام میدهد چیست؟ احتمالن شهودگرایان اخلاقی بهش میگویند توسعه درک ما از ابعاد اخلاقی مساله. این دقیقن کاری است که برای مسالهای مثل ایمیل دسته جمعی هم میشود کرد
کارتاژ - March 18, 2010 11:49 PM
:
آقای لیوان چای داغ ، یک فیلسوف اخلاق ؛ اخلاق را نمی نویسد ، یا اخلاق جدید تعریف نمی کند ، یا یک پند اخلاقی نمی دهد ، یا برای یک مورد جدید یک گزاره ی اخلاقی تعریف نمی کند ، همان طور که یک فیلسوف دین ، دین جدید نمی آورد یا حکم شرعی نمی دهد ؛ یا یک فیلسوف علم یک نظریه ی جدید علمی نمی آورد یا یک معادله ی دیفرانسیل را حل نمی کند.
کار فیلسوف اخلاق چیز دیگری است که اگر یک کتاب درست و حسابی فلسفه اخلاق ( نه آن هایی که دباغ می نویسد ) را خوانده بودید این ها را نمی فرمودید.
تصمیم گیری در مورد این که با این ایمیل ها چه کار کنیم ، بیشتر به کاربران ( عرف ) بر می گردد تا یک فیلسوف اخلاق .
برادر من ، نمی شود یک نفر بیاید دستور بدهد که از این پس این کار را کنیم بهتر است ، این دستور ها در بهترین حالت می شود یک چیزی شبیه به کلمات ساختگی حداد عادل در فرهنگستان ، فکر می کنم هر فیلسوف اخلاقی این را بداند.
Anonymous - March 18, 2010 11:50 PM
White hill :
Morality is herd instinct in the individual.
Friedrich Nietzsche
White hill - March 19, 2010 06:17 AM
علیرضا :
منطقاً درسته....اما دردسرش بیشتره...باید یک لیست از همه ایمیل های دریافتی درست کنی بعدش ارسال را آغاز کنی....تازه بعدش هم دوباره اگر ایمیل عمومی دریافت کنی باز باید لیست جدید بسازی مگر اینکه بعد از سیزده جواب همه را بفرستی.... همان موقع که دریافت کردی یک رپلای بزن و تشکر کن. البته اگر خیلی برات مهمه که جواب بدی....
من شخصاً جواب نمیدهم و پیام عمومی هم نمی فرستم....چون اون کسی که ارسال به همه میزنه وقت نمیذاره سال بعد در مورد کسانی که جوابش را ندادند گزینشی عمل کنه
علیرضا - March 19, 2010 06:33 AM
یوسف :
سلام
اومدم یک لیوان چای داغ خوردم و دارم میرم.
موفق باشید.
یوسف - March 19, 2010 02:43 PM
...... :
you may find this career interesting: www.aum.edu.kw
...... - March 20, 2010 02:51 AM
:
تو مخت انگار حسابی رو آتیشه! چی زدی تو رگ جوون، بگو تا ما هم بزنیم؟ آخه یه تبریک گفتن یا نگفتن این قدر فلسفه بافی داره؟ این نتیجهی درسهای پوچی هست که به شما آموختن، که حالا در مقابل بدیهیات زندگی نتونی تصمیم بگیری؟ این قدر دنبال اصول درست و غلط برای زندگی نباش و درباره ی هر چیز کوچیکی خودتو سوال پیچ نکن. وای به روزی که استادهایی این چنین خل و چل آموزش بچه های ما رو بر عهده بگیرن.
Anonymous - March 20, 2010 02:57 PM