« نقاد همیشه محبوب | صفحه اول | تقصیر اقتصاددانان نیست! تقصیر مهندسان است! »

6 فروردین 90

تک‌فرزندی، پس‌انداز و رشد

یک گروه کوچک اینترنتی با دوستان داریم که مقاله‌های اقتصادی می‌خوانیم. ام‌روز یکی از دوستان این مقاله را معرفی کرد که من دیدم خوب است این‌جا خلاصه‌ای ازش و یک سری بحث‌های جانبی را بگویم. ماجرا به نرخ‌ پس‌انداز بالای چین بر می‌گردد که حدود 40 درصد تولید ناخالص داخلی است و عملن یکی از محرکه‌های اصلی رشد اقتصاد چین است. سوال این است که مشوق این نرخ پس‌انداز بالا چیست؟

مقاله جواب جالبی به این سوال می‌دهد: سال‌ها است که در چین سیاست تک‌فرزندی اجرا می‌شود (و تا جایی که من می‌دانم در مناطق شهری جدی‌تر است). اگر والدین تمایل به انتخاب جنصیت فرزند داشته باشند ممکن است از طریق روش‌هایی - مثلن سقط جنین با جنصیت ناخواسته یا شاید روش‌های شیمیایی/غذایی؟ واقعن می‌شود؟ من نمی‌دانم. - این موضوع را تعین کنند. ظاهرن در چین چنین اتفاقی افتاده و تعداد پسرها بیش از دخترها است. این چیزی است که در ادبیات به آن دختران گم‌شده (Missing Girls) گفته می‌شود و آمارتیا سن هم به وجود آن در هند اشاره می‌کند. این مقاله موضوع دختر گم‌شده چینی و پیامدهای آن‌را بحث می‌کند.

طبعن وقتی تعداد پسرها بیش از دخترها باشد، در بازار ازدواج رقابت سنگینی در می‌گیرد و در چین پسری برنده می‌شود که دارایی بیش‌تری به هم‌راه بیاورد. پس خانواده‌هایی که پسر دارند انگیزه دارند تا پس‌اندازشان را افزایش دهند تا شانس پسرشان را در بازار ازدواج ارتقاء دهند. خانواده دختردار چنین نیازی ندارند ولی چون داشتن جهیزیه بالا به ارتقاء قدرت چانه‌زنی زن در خانواده کمک می‌کند، حتی خانواده‌های دختردار هم پس‌اندازشان را ارتقاء می‌دهند تا آن‌را به سطح آورده پسر نزدیک کنند (قبلن مقاله‌هایی که همین اثر را در هند نشان می‌هند را معرفی کرده بودم). مکانیسمی که به افزایش پس‌انداز در همه خانواده‌ها منجر می‌‌شود.

ماجرا با کمی تفاوت به نوعی در ایران هم قابل مشاهده است. جهیزیه برای دختران و خانه یا هزینه عروسی و مقدمات زندگی برای پسران هنوز موضوع مهمی است و هزینه آن برای خانواده‌های متوسط ایران رقم قابل توجهی است که در هر صورت سعی می‌کنند آن‌را تامین کنند. منتها می‌توان پرسید که آیا چنین رفتاری به نتیجه‌ای مشابه چین یعنی افزایش نرخ پس‌انداز منجر به رشد اقتصادی کمک کرده است؟ من داده‌ای ندارم و فقط حدس می‌زنم که نه چندان! اگر فرض کنیم جواب منفی باشد، یک دلیلش می‌تواند این باشد که گرچه این رفتار پس‌انداز را زیاد می‌کند ولی پس‌انداز لزومن در بازارهای مالی یا دارایی‌های مولد ذخیره نمی‌شود. مثلن خانواده‌هایی که جهیزیه تهیه می‌کنند در طول سال‌ها به تدریج وسایل مورد نیاز دخترشان را می‌خرند و نگه می‌داند (افزایش پس‌انداز) ولی چون این سرمایه به صورت غیرمرتبط با تولید و بی‌مصرف انبار می‌شود - با لحاظ کردن هزینه انبار و خرابی احتمالی نرخ بازده واقعی‌اش (بعد از تورم) منفی است! - عملن کمکی به رشد اقتصادی نمی‌کند.

یک بازار مالی قوی و همه‌گانی و قابل اعتماد باعث می‌شود تا خانواده‌ها به جای خرید تدریجی پلوپز و طلا و الخ، پول خود را به تدریج در اوراق بهادار سرمایه‌گذاری کنند و در زمان لازم یک‌جا نقد کنند. پول این اوراق بهادار - برعکس پلوپز در انبار - به کار سرمایه‌گذاری در اقتصاد می‌آید و به رشد کمک می‌کند.



   نظرات

عماد عظیمی :

سلام
نظر شما تا حدودی درسته. ولی این به معنای آن نیست که چینی ها در اینجا اطلاعات کافی دارند و تصمیمات آنها بر اساس رفتار عقلایی هست و ایرانیها در اینجا رفتار غیر عقلایی دارن.(منظورم این است که این تصمیم چینی ها آگاهانه حداقل در مراحل اول نیست)بلکه بیشتر به نظر می رسه که عوامل غیر اقتصادی مثل سطح بهداشت؛ آموزش و ... باعث شده که ابتدا درچین چنین رفتاری شکل بگیره و سپس این رفتار به حوزه تصمیمات اقتصادی وارد بشه که این هم به قدرتمندی نهادها و تکامل آنها بر می گرده ولی در ایران ضعف نهادها و پایین بودن نرخ رشد اقتصادی از طرفی و عدم دسترسی آسان به بازارهای مالی از طرف دیگر همراه با عدم اطمینان به آینده (نسبت به شوکهای تورمی) باعث می شه که رفتار عقلایی کمتر در ایران شکل بگیره چراکه اولا با بالا بودن نرخ تورم سطح پس انداز پایین است و از طرف دیگر پس اندازهای جزئی هم وارد چرخه تولید نمی شود چرا که این پس اندازها جذب بخش سفته بازی می شود و اصولا عوامل اقتصادی برای تهیه جهیزیه از پس اندازهای خود استفاده نمی کنند بلکه از بازار سرمایه قرض گرفته و بدهکارند.

حامد: عماد عظیم چون قبلن هم دیدم که این بحث عقلانی و غیرعقلانی را همین طوری سردستی در کامنت‌هایت مطرح کردی باید این تذکر را بدهم که بحث در مورد رفتار عقلانی و غیرعقلانی این قدر راحت نیست که با آوردن چند تا کلمه نهاد و الخ راجع به آن نظر بدهیم. ما به عنوان اقتصاددان باید فرض را بر عقلانی بودن بگذاریم و دنبال ساختاری بگردیم که در این چارچوب عقلانی این رفتار را توجیه کند. چیزی که پس‌انداز در بازار مالی را تشویق می‌کند نرخ بهره حقیقی روی پس‌انداز بدون ریسک است که هم در چین و هم ایران نرخ آن کنترل شده بوده است. پس این ریشه ماجرا نیست و باید به دنبال تبیین‌های دقیق‌تری باشیم.

 

عماد عظیمی :

سلام حامد عزیز:اول تشکر می کنم که این نکته را تذکر دادی. دوم اینکه بحثی که مطرح می کنم شاید به کامنت شما مربوط نباشه ولی اینکه شما عنوان می کنید که برای تحلیل باید فرض بر عقلایی رفتار کردن کارگزاران اقتصادی باشد درسته ولی نکته ای که در اینجا فکر می کنم با آن روبرو باشیم(بخصوص در کشورهای در حال توسعه) عدم وجود عقلانیت نیست بلکه وجود عقلانیت محدود هست که تحلیلها را (عمدتا تحلیلهای نئوکلاسیکی) را به چالش می کشه و باعث می شه که این تحلیلها بر پایه محدودیتهایی از فروض رقابتی قرار بگیره که عمدتا کارایی خود را از دست بده.(اشاره به کتاب بازار یا نابازار دکتر رنانی) عنوان کردن مباحث نهاد و ... در این دسته مسائل عمدتا در توجیه و توضیح ناکارمدی بازار در اقتصاد ایران هست که باعث می شه بنده به بحث پس انداز در کامنت شما نقد علمی انجام بدم(در حد توان ناچیز علمی). بهر حال امیدوارم اگر در اشتباه هستم مرا روشن سازید.
با تقدیم ادب و احترام

حامد: عماد عزیز عقلانیت محدود اصطلاح بسیار فنی است که هنوز کم‌تر کسی موفق به مطالعه و مدل‌سازی دقیق آن شده است. کتاب دکتر رنانی هم تا جایی که من خاطرم هست (بیش از ده سال پیش خوانده‌ام) هیچ ربطی به بحث عقلانیت و غیرعقلانیت ندارد و بیش‌تر روی نهادها است. انحراف از فروض نئوکلاسیک لزومن به دلیل عقلانیت محدود نیست بل‌که به خاطر اصطکاک‌ها (فریکشن) موجود در واقعیت است که موضوعی متفاوت با عقلانیت محدود است و به محدودیت‌های فناوری و قانونی و حقوق مالکیت و دخالت دولت و الخ بر می‌گردد. در همه این مدل‌ها، عامل‌ها هم‌چنان عقلانیت کامل دارند ولی مساله خود را با در نظر گرفتن این اصطکاک‌ها حل می‌کنند و طبعن به جواب متفاوتی می‌رسند.

خیلی لطف می‌کنی که این‌جا را نقد می‌کنی. من ضمن تقدیر و احساس دین به کسانی که نظر مخالف می‌دهند، به طور تعمدی در پاسخ به برخی نقدها که از طرف دوستانم هست تندخو و صریح هستم. دلیلم هم این است که دوستانم را تشویق کنم که همه‌گی از توضیحات ساده و دم دست و همه‌جا درست (مثل عقلانیت محدود و امثال آن) فراتر برویم و سعی کنیم به توضیحات غیربدیهی‌تر و فنی‌تر برای یک پازل برسیم. کل علم اقتصاد با این مکانیسم پیش‌رفت می‌کند و خوب است که ما هم بین خودمان همین اصل را رعایت کنیم تا گفت و گوهای‌‌مان ثمربخش‌تر شود.

روزگارت خوش و منتظر کامنت‌های بعدی.

 

سام :

با عرض سلام و تبریک سال جدید و آرزوی بهروزی
"چیزی که پس‌انداز در بازار مالی را تشویق می‌کند نرخ بهره حقیقی روی پس‌انداز بدون ریسک است که هم در چین و هم ایران نرخ آن کنترل شده بوده است."
منطقاً باید نرخ بهره حقیقی بیش از نرخ بهره حقیقی قابل کسب در سایر بازارها و سرمایه گذاری ها باشد تا فرد تصمیم به پس انداز در بازار مالی کند. در ادبیات اقتصادی ایرانی بحث می شود که این نرخ باید از نرخ تورم بیشتر باشد تا نرخ پس انداز رشد بالایی را تجربه کند و بازار مالی قوی شکل بگیرد. به نظر من عامل تاثیرگذار عامل اولیست تا صرف نرخ تورم (اما حل آ« بسیار سخت تر از آزادسازی نرخ های بهره بانکهاست). ظاهراً نرخ بهره بدون ریسک در کشورهای دیگر هم لزوماً بیشتر از نرخ تورم نیست. اگر تاثیر کم تورم بر نرخ پس انداز در بازارهای مالی درست باشد یعنی نرخ بهره حقیقی تعیین کننده نیست بلکه نرخ سود در بازارهای دیگر (پس از تعدیل به خاطر ریسک آن بازار) تاثیر اصلی را دارد. عقیده من این است که نرخ های سود در تولید آن قدر زیاد نیست که انگیزه اصلی برای سرمایه گذاری ها باشد. نمونه آنرا در بورس تهران می توان دید. نرخ های سود شرکتها بالا نیست اما به هر دلیلی نوسان قیمت روی بعضی سهم ها بدون دلیل فنی بالاست و این انگیزه اصلی سرمایه گذاری در بورس است. در بازار قاچاق کالا، واردات کالا (خصوصاً از نوع چینی)، امتیازهای انحصاری و ... نرخهای سود بسیار بالاست و این دلیلی برای عدم سرمایه گذاری در بازارهای مالی می تواند باشد. حتی گرایش بانکها به وام دادن به صاحبان این کسب و کارها بسیار بالاتر از سایر بخش هاست.
من ریشه را در عدم وجود زیرساختهای نهادی مناسب می دانم و این حرفها قابل اثبات است و چرندیات بدون دفاع نیست. شاید رگرسیون رشد پس انداز در بازارهای مالی بر روی نرخ تورم رابطه عکس قوی را نشان دهد اما این به عقیده من یک همزمانی است. چرا که در دوره تورمی شدید، قاچاق، واردات، کسب رانتهای دولتی برای واردات و تغییرات شدید قیمتی به دلیل تورم در مستغلات رونق خاصی به بخشهای تجاری می دهد و به همین دلیل پس انداز توجیه خود را از دست می دهد. (دوره های تورمی هم عموماًبا رشد قیمت نفت واقع می شود و نتیجه آن بروز بیماری هلندی و سود بالا در دلالی املاک و مستغلات است.)


حامد: سلام سام عزیز. سال نوی شما هم مبارک و با آرزوی سال خوش

من مخالف نکته شما نیستم. منتها باید توجه کنیم که برای آحاد مردم بازار مالی چند خصوصیت دارد که بازارهای دیگر ندارند:

1) قابلیت ارائه سود بدون ریسک (حتی با پوشش ریسک تورم) را دارد.
2) ورود به آن با هر مقداری ممکن است و نیاز به حداقلی از سرمایه ندارد
3) هزینه مبادله آن پایین است و نیاز به اطلاعات فنی و حقوقی و درگیر شدن در بیزنس مستقیم را ندارد

بقیه بازارها به نوعی پیچیدگی‌هایی دارند که صرف پس‌اندازهای اندک تدریجی را برای یک عامل معمولی دشوار می‌کند. به این خاطر به نظرم گسترش و تنوع‌بخشی به ابزارهای مالی می‌تواند تاثیر مهمی در جذب پس‌اندازها و تجهیز آن به سمت سرمایه‌گذاری مولد داشته باشد.

 

meh :

سلام.
من فکر می کنم اختلاف اساسی ایران و چین همان کمونیستی بودن چین باشد.
به هر حال در یک کشور کمونیستی به احتمال زیاد (اصلاً اطلاع ندارم فقط حدس می زنم) مالکیت خصوصی با محدودیت هایی روبرو است و شاید مثلاً مردم نتوانند در غالب خرید ملک و آپارتمان و چیزهایی از این قبیل ثروت خود را ذخیره کنند و تنها راه چاره همان بانکها و موسسات مشابه آن باشند. اما در ایران پس انداز های مردم به راحتی به بخش های غیر مولد اقتصاد انتقال می یابد و معمولاً سود این فعالیتها بیش از بهره بانکی است.

حامد: سلام. راستش من هم اطلاع جزیی ندارم ولی فکر نمی‌کنم این طور باشد که شما گفتید. شانگهای و هنگکنگ بازار مالی بسیار قوی دارند و لذا امکان سرمایه‌گذاری روی سهام برای مردم هست. حتی می‌توانند دارایی‌های خارجی را از طریق بانک‌های چینی بخرند. به نظرم محدودیتی روی خرید ملک هم نیست. در پاسخ سام نکاتی را عرض کردم که شاید مکمل این پاسخ باشد و این‌جا تکرار نمی‌کنم.

در مورد سفته‌بازی در بازار مسکن چین این‌‌جا را ببینید

http://www.businessweek.com/news/2011-03-09/china-s-housing-demand-driven-by-unreasonable-speculation.html

در کل حس نمیکنم امکان سرمایه‌گذاری در چین محدودتر از ایران باشد، اگر بیش‌تر نباشد.

 

meh :

ببخشید اصلاح می کنم «قالب» صحیح است.

 

ندا :

من اقتصاد نمی دانم، اما در مورد بعضی مفروضات تبیین تان می توانم اشتباهات تان را گوشزد کنم.
یکی این که الان دیگر کسی جهیزیه را "انبار"نمی کند! الان همه دنبال این هستند که آخرین مدل لوازم خانگی را برای جهیزیه بخرند. بنابراین این فرض منتفی است.
دوم این که وضعیت توزیع هرم سنی جنصی در ایران الان برعکس چین است و این خودش پیامدهای زیادی دارد. اگر این توزیع ها را در سایت مرکز آمار ایران ببینید می بینید که تعداد دختران در سن ازدواج بیشتر از پسران است، این اتفاقا قدرت چانه زنی پسران را بالا می برد و همین اتفاقا باعث شده شواهد دم دستی نشان بدهد که در خیلی از مواقع دخترانی از خانواده های از لحاظ مالی متمکن تر و از لحاظ منزلت اجتماعی فرادست تر با پسرانی فرودست تر از خود ازدواج کنند.
حالا شما که اقتصاد میدانید بااین دو تا مفروضه تحلیل تان را مجددا بازنویسی کنید!

حامد: سلام.

در مورد اول این قدر با قاطعیت راجع به همه نظر ندهید. بگویید آدم‌های دور و بر من.

در مورد دوم، بلی این اثر به طور خفیفی وجود دارد ولی اولن یک اثر گذرا است، ثانین با پدیده‌هایی هم‌راه شده - مثلن افزایش حضور دختران در دانش‌گاه - که اثر آن‌را کاهش می‌دهد. در هر صورت ما در مورد یک اثر بلندمدت صحبت می‌کنیم و این اثری که شما می‌گویید مقطعی است.

 

آقا :

این تحلیلها جالب هستند به خصوص برای غیراقتصاد دانان ولی به قول معروف باید with a grain of salt بهشون نگاه کرد.
مثل لویت در کتاب فریکونومیکس که میگه علت فرو نشستن موج جرم و جنایت در آمریکا، آزاد شدن سقط جنین بوده. من منکر اثر تک فرزندی بر افزایش پس انداز یا اثر آزادی سقط جنین بر کاهش جرم نیستم ولی اینکه اینها را تنها یا مهمترین عامل بدونیم ساده انگارانه هست.

 

مهدي :

سلام دكتر جان
يكم از حالو احوال خودت بنويس؟ پست داك چي شد؟
مياي ايران يا نه؟
ميتونم باهت درس بردارم؟
اگر فرصت كردي يك پست هم در مورد پذيرش مستر اقتصاد موسسه وين بنويس
راستي سال نو هم مبارك.ان شاء الله سال خوبي داشته باشيد.

 

مرتضی :

1- من مقاله را نخواندم اما نمی دانم که تا چه حد نرخ پس انداز بالا را تحت تاثیر واقعیت "دختران کم" می داند؟ بر اساس نظریات افزایش نرخ پس انداز تابع افزایش درآمد است بنابراین یا باید سطح درآمد کل چینی ها افزایش یافته باشد یا توزیع درآمد به شدت به سمت خانوارهای ثروتمند تغییر کرده باشد تا مردم تمایل به پس انداز بیشتری داشته باشند. اگر خانواده های چینی پولی برای پس انداز نداشته باشند چه فرقی می کند که تعداد دختران کم باشد یا زیاد؟

2- نکته بعدی این است که تحلیل اشاره شده - حداقل به میزانی که در پست شما آمده- می تواند در مورد پسران هم صحت داشته باشد(Missing Boys!) و مثلا بگوییم که چون در کشور x تعداد پسران کمتر از دختران است خانواده های دختران برای جلب نظر پسران پس انداز می کنند تا جهیزیه خوبی تهیه کنند پس بنابراین نرخ پس انداز در کشور x بالاست.

3- اگر نتایج مقاله درست باشد و اگر بند 2 بالا را هم قبول داشته باشیم بنابراین یک راهکار برای افزایش پس انداز و لاجرم رشد تغییر ترکیب جنسیت جامعه به سمت یکی از آنهاست!

4- یکی از دوستان هم در مورد فرق چنین و ایران استدلال درستی داشت. معمولا در ایران ثبات اقتصادی(اگر در شاخصی مثل تورم تورم قابل خلاصه کردن باشد) به نحوی نیست که خانواده ها چشم انداز خوبی در مورد بازدهی سرمایه خود حداقل در بلندمدت داشته باشند و لذا ترجیح می دهند که امروز با خرید کالاهای جهیزیه آینده را باه آینده ای مطمئن تبدیل کنند چرا که نمی دانند که آیا با پول یخچال امروز می توانند 5 سال دیگر یخچال بخرند یا نه!

 

:

حامد جان سلام:
یک سوال که مربوط به این پست هم نمیشه. ممنون می شم اگر جواب بدی. در یکی از پستهای سال 1385 نوشته بودی در راه با راننده ای که به اراک می آمدی .... . آیا شما در دانشگااهای اراک تدریس داشتید و آیا استاد اسفندیار نوایی را می شناسید؟
با تقدیم ادب و احترام

 

مقتصدالممالک :

سلام وقت بخیر
پستتون جالب بود ، اول نوشته ها تون اشاره کردید که با دوستانتون مقاله اقتصادی می خونید ببخشید اگه امکان داره میشه یه سری مطالب و منابع اقتصادی به من هم معرفی کنید من دانشجوی اقتصاد هستم
از لطفتون ممنون می شم

 

عقیل :

سلام
خیلی وقته وبلاگ شمارو میخونم(خیلی خوب مینویسین).این اولین نظرمه.من الکترونیک خوندم و تحلیلهای نئوکلاسیکی و ... نمیدونم چیه!!!
ولی فرق مردم ما ما با مردم چین اینه که اونا تولید میکنن و ما مصرف.یک کشاورز بعد خرمن برای بچه هایی که در واقع همکار اون بودن طلا و یا یک کالا برای جهیزیه میخره(بهترین کار ممکن برای اینکه پدر در واقع داره وظیفه خودشو زودتر انجام میده و دخترش سالها با دیدن اون لذت میبره یک بحث هم بین همسایه ها راجع به جهیزیه به وجود میاد و مادر دختر برا همسایه ها توضیح میده که چی خریدن) برای جا هم مشکلی نیست چرا که پشت بوم به اندازه کافی بزرگ هست!!تا چند سال پیش مملکت ما صنعت و بازار مالی بزرگی نداشت (الانو نمیدونم!)مردم هم اعتمادی به این بازار نداشتن(الانو نمیدونم!)ارتباط با بازار مالی براشون ساده نبود.صحبت کردن در مورد قیمت طلا و جهیزیه خریداری شده(عمدتا چینی!)راحتتر از صحبت در مورد بورس و سود و تحلیل تکنیکال و رانت اطلاعاتی و...میباشد.فرهنگ نمیتونه با سرعت تکنولوژی تغییر کنه.با این حال افزایش سرعت تغییر فرهنگ راحتتر از جلب اعتماد مردمه.

 

قاسم :

سلام بر حامد
سال نو مبارک
به نظرم مقایسه وضعیت پس انداز داخلی چین و ایران صرفا یک موضوع تحلیل هزینه فایده است. سیاستگزاران چینی به این اصل بدیهی که یکی از تاثیرگذارترین متغیرهای رشد اقتصادی و متعاقب اون توسعه اقتصادی میزان پس اندازهای داخلی هست اعتقاد راسخی دارند و بر همین اساس گزینه های جذب پس اندازهای داخلی از قبیل بازار مالی رو به خوبی فراهم آورده اند. بر عکس در ایران بحث توسعه و رشد اقتصادی مدتهاست که داره آب خنک می خوره و لذا گزینه های مورد نظر جهت جذب پس اندازهای واقعا چشمگیر موجود در اینجا به وجود نیومدن و به عبارت بهتر ریسک انتقال پس انداز به اون گزینه ها خیلی لاست. نمود عینی اثبات این مدعا تقاضای بسیار زیاد انتقال پس اندازهای خرد و کلان داخلی برای خرید سکه طی سال جاری می باشد. چون عملا گزینه مناسب و با ریسک پایین از قبیل بازار مالی جهت سرمایه گذاری وجود نداره عموم جامعه بیشتر ترجیح میدن در گزینه ای مثل خرید سکه که اثر چندانی بر رشد اقتصادی نداره و لی در عوض نقد شوندگی زیاد و ریسک بسیار پایینی داره سرمایه گذاری کنند.

 

محمد :

به نظر من یه دلیل دیگه هم وجود داره برای این پس انداز زیاد. در چین سالها وضعیت اقتصادی چندان مناسب نبوده و افزایش در آمد با یک تاخیر باعث افزایش هزینه می شود و هنوز هزینه به درآمد نرسیده. در ایران ولی جریان بر عکسه! درآمد داره کم میشه ولی هنوز مردم به کم خرج کردن عادت نکردن.

 

عطیه :

من فکر کنم یکی از دلایلی که در ایران بازارهای مالی زیاد جدی گرفته نمیشود این است که اقتصاد به شدت دولتی است. مثلا وقتی وارد بازار بورس میشوید اکثر شرکت های بالای لیست دولتی هستند و ... در چین خوب سرمایه گذاری خارجی هست و شرکتهای خوش نام خارجی هم نسبت به ایران بیشتر هستند و ... ضمن اینکه برخورد با این شرکت ها در فرهنگ رفتاری و اقتصادی خود چینی ها هم بی تاثیر نبوده در حالی که ایران در این زمینه تقریبا یک جزیره اقتصادی جدا افتاده است که پول نفت دارد چرخه اش را می‌گرداند و ...(اینها را در مقایسه با چین می‌گویم).
معمولا سرمایه ها در ایران برای سفته بازی استفاده می‌شود.
خانوارهای ایرانی معمولا به دنبال یک سپر تورمی هستند و بازار مسکن یا طلا و سکه به این نیاز بیشتر از بورس پاسخ می‌دهد.

من نرخ تورم چین را نمی‌دانم اما در مورد ایران تقریبا مطمئن هستم که نرخ سوددهی سهام بازار بورس معمولا کمتر از نرخ تورم یا سوددهی بازار مسکن یا طلا و سکه هست و بنابراین پس انداز در این بخش ها شکل نمی‌گیرد.

یک بخش دیگری هم هست که در ذهن خودم هست و آن این است که در ایران معمولا ورود به بازار بورس با این ذهنیت همراه هست که باید سرمایه خوبی داشته باشی مثلا فکر نکنم دیگر کمتر از یک میلیون تومان ارزش سرمایه گذاری داشته باشد (حدس میزنم) در صورتی که اقلام جهیزیه غیر از یک سری اقلام بزرگتر مثل مبلمان و مبلمان اتاق خواب و یخچال و ماشین لباسشویی و اجاق گاز؛ بقیه با هزینه‌های اندکی قابل خرید هستند مثلا من چرا باید برای خرید یک اتوی مثلا 50 هزار تومانی، بروم و سهام بخرم؟ اتویی که دست کم تا 7-8 سال آینده به روز خواهد بود خیلی از مد داخل ایران و فرهنگ رفتاری ایران دور نیست و ...


یک دوستی هم گفت که معمولا برای خرید جهیزیه به دنبال جدیدترین نمونه هرچیزی هستند و ... فکر کنم که تقریبا شواهد اطراف من هم همین است و این نشان می‌دهد رفتار اقتصادی در آینده تغییر خواهد کرد. شاید به سمت پس انداز و بازار بورس هم روانه شود.

 

شاهین :

به نظرم عامل درآمد سرانه رو لحاظ کنید بخشی از مشکل حل میشه... در ایران درآمد سرانه پایینه و از طرفی ضریب جینی خیلی بالاس که خودش به علت اصلی پس انداز کم اشاره می کنه. عده ی زیادی از ایرانی ها به اندازه ی حداقل مصرف ماهیانه شون درآمد کسب نمی کنن که به معنای ناتوانی در پس اندازه... عده ای هم هستن که خیلی بیشاتر از میزانحداقل لازمه، درآمد دارن که دلیلی برای پس انداز نمی بینن.

 

gholamreza :

توی کشورهای جهان سوم مثل چین و هند وایران ازدواج به یک مساله ی اقتصادی تبدیل میشه. نمیدونم که توی جایی که شما زندگی میکنید این وضعیت تا چه حدیه و اقتصاد به چه شکلی در ازدواج دخالت میکنه. ولی با دانسته های اندکم میتونم بگم که این جمله هایی که از مقاله ی شما نقل میکنم توی کشورهای پیشرفته جایی نداره . جمله ها رو عینا مینویسم : ((..چون داشتن جهیزیه بالا به ارتقاء قدرت چانه‌زنی زن در خانواده کمک می‌کند، ...)) (( ....وقتی تعداد پسرها بیش از دخترها باشد، در بازار ازدواج رقابت سنگینی در می‌گیرد ...))

 

:

در مورد سیاست تک فرزندی چین ترکیبی از خوانده های براکنده و شنیده هایم ا ز یک دوست چینی را می نویسم. خانواده های اکثر مناطق چین فقط می تونن یک بچه داشته باشند و در بعضی مناطق روستایی و بعضی قبایل خاص این قانون استثناهایی داره. در روستا اګر فرزند اول دختر باشد می توانند فرزند دوم را هم داشته باشند. اګر فرزند اول معلول باشد می توانند فرزند دوم هم داشته باشند. در ضمن دوست چینی من می ګفت که با برداخت جریمه هم می توان فرزند بعدی و بعدی را هم داشت. ایشون ګفتند که این قانون امروزه به سختی قدیم نیست ولی خب مردم خودشان دیګه بچه بیشتر نمی خواهندږ. توضیحات نامرتبط با اصل بست! شرمنده.

در مورد بحث شما من فکر می کنم آقای شاهین درست می فرمایند. باوارد کردن متغیر درآمد و درنطر ګرفتن سطح متوسط زندګی شاید به جواب نزدیک شویم.
به هر حال اکثریت متوسط جامعه هنوز در تامین مخارج خود درمانده اند چه برسد به بس انداز.
ضمنا رفتار جهیزیه ای هم در ایران کلا عوض شده است.(تا جایی که من می دانم). آبارتمان های فسقلی و زندګی بخور و نمیر جایی برای خرید و انبار جهیزیه نمی ګذارد. جهیزیه های امروزی معمولا با وام و بدهکاری خریده می شوند. بیش بینی زمان ازدواج دختران هم کار ساده ای نیست که بتوان جهیزیه خرید و نګه داشت و بعد مدلش قدیمی نشود و ... مخصوصا با این تغییر ترکیب جنصی چمعیت و تقاضای زیاد در مقابل عرضه ی کم جنس مذکر!

 

کیارش محمدی :

با سلام،من کیارش مقیم سوئیدن و 23 ساله هستم،متولد ایران اما اصالتا افغانستانی میباشم.با وبگاه شما تازه آشنا شدم و میخواهم بگویم که آقای قدوسی ما بشدت دوستدار شما میباشیم زیرا تمام مطالب شما بر حسب انسانیت و همه جانبه گرایی میباشد.من در اینجا با دوستان ایرانیم صمیمانه از شما بدلیل روشن کردن افکار عمومی نهایت قدر دانی را داریم.

(دوست دارم به کشور پدری ام ایران باز گردم)I Love Iran

 

ناشناس :

این متن و یه نفر ناشناس برام فرستاده: به امام زمان دختری هستم از خوزستان که پزشکان از معالجه ام ناامید شدند شب در خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلویم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد، مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون بدست آورد، به دست کسه دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد اگر به بی بی زینب اعتقاد داری این پیامو برای 20 نفر بفرست 20 روز دیگه منتظر معجزه اش باش.

 

shenz :

سلام وقت بخیر ممنون از فعالیت های خوبتون
به نظر من مطلب پرباری نیومد. شما یک سری مطالب رو از جین گغتید بعد در مورد ایران با شاید و اما و اگر صحبت کردید اینکه سالها جهیزیه جمع می کنند اینطور نیست چون کسی الان جنس قدیمی نمی خواد جون می گن بی کلاس میشه. پس اینکه منتفیه پس باید این پولی که مردم و خانواده ها برای دختر یا پسرشون کنار می زارن سعی بشه با فرهنگ سازی وارد چرخه اقتصاد بشه

 

خلیل :

سلام

اگر فکر می کنی که یک بازار مطمئن سرمایه گذاری بدون حاکمیت دموکراتیک قابل ایجاد است، اشتباه می کنی. ایران چین نیست.

 

مهسا كرمي :

سلام
بايد بگم
فرمايش شما متين
ولي در كشوري كه اقتصادش از پايه بيمار است و شب كه مي خوابي مطمئن نيستي صبح كه بيدار شدي سقف بالاي سرت هنوز سرجايش هست يا نه، چطور مي توان براي كودكي كه بر فرض مثال در سن 25 سالگي عروس مي شود برنامه ريزي اقتصادي كرد؟!
همانطور كه مي دانيد اكثر ايراني ها امروزه (قبلا را نمي دانم ) در طبقه متوسط جامعه زندگي مي كنند ، با توجه به نوع هزينه هاي جاري زندگي و تعداد فرزندان( كه هنوز بعضي ها به نرم 2 هم رضايت نمي دهند!) و شرايط و وضعيت اقتصاد موجود و اتفاقات غير منتظره مثل سكته و انواع سرطان و ....كه همه و همه فقط به خاطر بي توجهي والدين به خودشان گريبان خانواده را مي گيرد آيا مي شود به 25 سال ديگر اميد داشت كه مردي مي آيد و دختركمان را مي برد و حالا در اين وانفسا طفلك پدر و مادر!!!
البته شايد چون هنوز مادر نيستم كمي .....
به هر حال نظرم را گفتم
مرسي كه خواندي
خوش باشين

 

:

وبلاگت فیلتر نمیشه. خوشحالم، البته فعلا!

 

امیر :

مطلب را که می خواندم به فکرم رسید، اگر همه این ها درست، کی روند معکوس می شود؟ فرصتی نبود تعمق کنم که الان در اکونومیست درباره هند خواندم که روند بعضا معکوس شده است، یعنی نسبت تولد دختران به پسران در بعضی ایالتها که اوضاع خیلی خراب بوده است در سال های اخیر بهبود یافته است.

 

kasrZ :

خیلی خوب

 

MARGERYBuchanan21 :

Some time ago, I needed to buy a car for my organization but I didn't earn enough money and couldn't order something. Thank God my mate suggested to try to get the home loans from banks. Thus, I did that and used to be satisfied with my college loan.

 

   ارسال نظرات:


 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007