بهره دستوری بانکی و نرخ ارز و طلا
زیاد میبینیم که پیشنهاد میشود که نرخ بهره بانکی زیاد شود تا با جذب نقدینگی مردم به سمت بانکها از حرکت این نقدینگی به سمت بازار ارز و طلا جلوگیری شده و قیمت این داراییها کنترل شود. از جمله این پیشنهادها این سرمقاله دوستم محمدصادق جنان صفت در دنیای اقتصاد است. فعلن در پرانتز بگویم که حتی روی این اثر نقدینگی و قیمت داراییها و نیز هماهنگسازی نرخ بهره بانکی و نرخ بهره سرمایهگذاری روی ارز و طلا هم که آقا صادق روی آن تکیه کرده هم میشود بحث مفصل کرد ولی آنرا به بعد موکول کنیم.
نکته اصلی که من فکر میکنم در این مقاله و مقالههای مشابه دقیقن متوجه نمیشوم استدلال مبتنی بر "افزایش نرخ بهره بانکی ----> کاهش نقدینگی (به اصطلاح رایج در ایران سرگردان)" است. شاید من به علت دانش محدودم از ساختاری نهادی ایران نکته اصلی را متوجه نمیشوم و یا شاید استدلال آنها واقعن دچار خطای منطقی و تئوریک است. چیزی که حدس میزنم این است که در ته ذهن بیانکنندگان این استدلال مکانیسمهای رایج در دنیا مثل عملیات بازار باز خوابیده است که در آن افزایش نرخ بهره اوراق خزانه باعث انتقال وجوه نقد از طرف دارایی بانکها و موسسات مالی به خزانه بانک مرکزی و لذا کاهش قابلیت وامدهی این موسسات و نهایتن کاهش عرضه پول میشود.
با این همه مطمئن نیستم که در شرایط نرخ بهره دستوری، سرکوب مالی و جیرهبندی اعتبارات که در ایران شاهد آن هستیم چنین استدلالی معتبر باشد. ما در ایران ابزار پولی (مثلن اوراق قرضه کوتاهمدت خزانه) نداریم و لذا سیاستگذار نمیتواند از طریق بازی با نرخ بهره ابزارهای پولی سیاستهای پولی را اعمال کند. پس کانال استاندارد عملیات بازار باز منتفی است و نمیتوان از این قیاس استفاده کرد. هر چند از نبودن مکانیسم نرخ بهره بینبانکی مطمئن نیستم.
میماند استفاده سیاستگذار از نرخ بهرههای ضمنی. بگذارید صرفن برای تقرب ذهن مثال تاریخی بزنم. شایع بود که در دوره دوم آقای هاشمی با عرضه حجم وسیعی از پیشخرید موبایل توانستند نقدینگی بازار را جمع کنند. نمیدانم واقعن این طور بود یا نه ولی کل داستان نامعقول به نظر نمیرسد. دولتی که موقعیت انحصاری دارد میتواند قیمت موبایل را در حد بالا تعیین کند، از مردم پول نقدشان را بگیرد و بعد این پول را به عنوان بخشی از بدهی دولت به بانک مرکزی بدهد و به اصطلاح از دور خارج کند. یا برعکس به جای قرض جدید از بانک مرکزی در بودجه جاری صرف کند. هر چند ماجرا مثل چرخاندن لقمه دور سر است ولی در هر صورت این عملیات (با همه هزینههای اضافی ناشی از انحصار و الخ) در شکل مکانیکی آن جلوی افزایش نقدینگی را میگیرد یا آنرا کاهش میدهد.
ولی آیا بحث جذب پول مردم در حسابهای پسانداز هم همین اثر را دارد؟ این را مطمئن نیستم. نکته این است که بر خلاف بخشهای دیگر (مثلن مخابرات) بانکها و موسسات مالی یک ویژگی منحصربهفرد دارند و آنهم توانایی خلق ضمنی پول جدید از پساندازهای جذبشده است. خیلی ساده اگر بگوییم: وقتی شما 100 تومان در بانک پسانداز میکنید، متناسب با ضریب احتیاطی، نظام بانکی ممکن است بتواند با این 100 تومان شما چیزی بین 500 تا 1000 تومان وام بدهد! یعنی هر قدر ورود پول به بانکها بیشتر شود، "توانایی بالقوه" نظام بانکی برای وام دادن افزایش مییابد.
در یک اقتصاد با نرخ بهره تعادلی لزومن این رابطه مکانیکی بین میزان سپرده و وامها برقرار نیست، چرا که در هر نرخ بهرهای تقاضای مشخصی برای وام وجود دارد و بالا رفتن نرخ بهره باعث کاهش تقاضا برای وام هم میشود. ولی در کشوری مثل ایران که نرخ بهره زیر نرخ تعادل است ممکن است رابطه زیر مشاهده شود:
بالا بردن نرخ بهره دستوری بانکها (تا یک نقطه مشخص) میتواند باعث افزایش عرضه پول و اعتبارات شود! فکر کنم مکانیسمش را خودتان حدس میزنید. وقتی نرخ بهره را بالا میبریم مقداری نقدینگی جدید به بخش پسانداز بانک جلب میکنیم (این پسانداز جدید معمولن از طرف کسانی میآید که دسترسی یا تمایلی به بقیه فرصتهای سرمایهگذاری ندارند). این باعث میشود تا طرف دارایی در ترازنامه بانک تقویت شود و لذا قدرت وامدهی بانک با ضریب فزایندهای بالا برود. از آن طرف هم که صف طولانی برای وام وجود دارد و حتی بالا بردن نرخ بهره هم حالا حالا ها این صف را تعطیل نمیکند. با استفاده از پسانداز جذبشده بانکها قادر میشوند وامهای جدیدی بدهند که از حجم نقدینگی جذبشده بیشتر است و لذا خالص نقدینگی (یا شاید دقیقتر بگوییم اعتبارات) در جامعه افزایش مییابد!
خلاصه ماجرا از دید من: اگر فرض کنیم که اکثر سوداگران عمده بازار طلا و ارز اتفاقن کسانی هستند که دسترسیهای بهتری به وامهای بانکی دارند جلب پسانداز بیشتر به سمت بانکها اتفاقن باعث افزایش نقدینگی این گروه از افراد میشود و این درست خلاف توصیهای است که میشود.

نظرات
:
اشاره ی خیلی خوبی بود حامدجان. راستش به نظرم دوستانی که این روش رو توصیه می کنند بر این اساس چنین پیشنهادی میدن که با توجه به ساختار دولتی بانکداری در ایران وجود این نقدینگی در حساب بانک ها به نحوی اون رو در کنترل دولت قرار میده. حتی اگر نه به طور مستقیم، بانک مرکزی می تونه به صورت غیرمستقیم بانک ها رو به سمت وام دادن کمتر هدایت کنه. هرچند راستش من فکر می کنم در این فقره همونطور که تو هم به نحوی اشاره کردی مدیریت این نقدینگی توسط مردم اگر ضرر کمتری نسبت به مدیریت دولتی و بانکی اش نداشته باشه، ضرر بیشتری نداره. اگر بانک ها این وام رو در اختیار بخش های واقعی تولیدی خصوصا صنایع کوچک و متوسط قرار می دادن، خب جای امیدواری بود، اما این نقدینگی یا به صورت کالاهای وارداتی یا هم به صورت وام هایی غیرمولد که گفتی به چرخه برمی گرده. از طرفی من گمان می کنم با توجه به شرایط تورمی کشور، رقم سود پیشنهادی باید خیلی قابل توجه باشه که مشتریان بانک ها رو راضی کنه و الا شاید خیلی هاشون ترجیح بدن در شرایط تورمی و ریسک بالا به سمت گزینه هایی برن که می دونن افت قیمت نسبی کمتری داره.
حامد: ممنون از این توضیحات خوب. بلی حق با شما است که اگر تصور کنیم که وامهای جدید به صورت تکلیفی واگذار شود یا اصولن منابع از نظام بانکی بیرون کشیده شود شاید این اثری که گفتیم ضعیف شود.
Anonymous - December 29, 2011 01:43 PM
بهرام :
حامد جان
من متوجه ایرادات این نظریه از نظر تو شدم ولی متوجه نشدم که راهکار عملی تو برای جذب نقدینگی در شرایط فعلی کشور چیه ؟؟؟ تو چه راهی رو پیشنهاد میکنی ؟
حامد: بهرام جان من فعلن در مقام پیشنهاد دادن نیستم و حتی مطمئن نیستم که با توجه به شرایط رکودی نیازی به این پیشنهاد باشد. بحثم فعلن این است که این مکانیسمی که مطرح شده است هدفی که برای آن طرح شده را محقق نمیکند.
بهرام - December 29, 2011 02:17 PM
مرضیه :
"کانال استاندارد عملیات بازار باز منتفی است و نمیتوان از این قیاس استفاده کرد."
تغیردستوری نرخ سود بانکی همان اثر عملیات بازار باز را دارد و میتواند سیاست انبساطی یا انقباضی پولی تلقی شود.
در ایران عملیات بازار باز به صورت اسمی فقط از کانال تغیر در سپرده قانونی اجرا میشود. به دلیل محدودیت بانکداری اسلامی. اما در عمل با ابزارهای دیگری بدون تشابه اسمی همان عملیات بازار بازاجرا میشود.
من متوجه اساس استدلال شما نمیشوم.
حامد: اگر اثر عملیات بازار باز را تنظیم نرخ بهره بدانیم خوب بلی تنظیم دستوری هم همان اثر را دارد. منتها استدلال مدافعان این سیاست روی صرف نرخ بهره نیست، بلکه مدعا روی ظرفیت نقدی سوداگران است. در عملیات بازار باز پول از بازار جمع شده و دارایی مالی با آن جایگزین میشود. سعی من این بود که نشان دهم در نرخ بهره دستوری اثر معکوس داریم.
مرضیه - December 29, 2011 04:08 PM
محمد :
Lending Channel of Monetary Policy
محمد - December 29, 2011 07:49 PM
محمد :
Lending Channel of Monetary Policy
محمد - December 29, 2011 07:49 PM
عطیه :
راستش من هم داشتم به این فکر میکردم که افزایش نرخ بهره به صورت دستوری باعث میشود تقاضا برای وام بیشتر بشود؛ بعد دوباره نقدینگی زیاد میشود.
البته متاسفانه این وامها باز هم از بازار واردات و ... سر در میآورد نه تولید و صنعت و ...
اما بعد فکر کردم که درست است الان سوداگران بازار ارز و طلا جزء دارندگان سرمایه هستند یا دسترسی آسانتری به وامهای بانکی دارند، منتها دارم فکر میکنم چند درصد از سوداگران بازار این افراد هستند؟ یعنی هیچ نظر مشخصی ندارم؛ فقط دیدههای شخصیام میگوید یک بخش قابل ملاحظهای افراد دهکهای متوسط و رو به پایین هستند. میدانم تاثیر سوداگران اصلی و سرمایهدار بیشتر است اما خب برایم سوال است که این دسته از عاملان بازار با افزایش نرخ بهره؛ باز هم در این بازار باقی میمانند یا به سمت بانکها خواهند رفت؟ شاید این دسته هم تاثیر بزرگی داشته باشند.
در ضمن نظر گذاشتن برای وبلاگ شما از کوه کندن هم سختتر شده است.
عطیه - December 29, 2011 09:15 PM
عطیه :
یادم رفت این را هم بگویم: چیزی که برایم جالب بود این است که چند روزی است در تبلیغات تلویزیونی؛ برای اوراق مشارکت در بخش برق تبلیغ میکنند که اگر دنبال سود هستید از فکر کنم شنبه یا یکشنبه هفته آینده قرار است این اوراق منتشر بشود و ...
خیلی جالب است این رفتار دولت برایم.
عطیه - December 29, 2011 09:18 PM
بهروز :
حامد جان، سلام دوباره. اون کامنت اول مال منه. این کد پایین کامنت گیر داد و بار دوم که گذاشتم اسمم رو یادم رفت بگذارم. گفتم فکر نکنی خرزوخان برات کامنت گذاشته. البته اگر این کامنت هم به همون مساله دچار بشه یک کامنت دیگه می گذارم که بگم اون کامنت اول و این مال کی بوده.
بهروز - December 30, 2011 04:55 AM
دانیال :
من با نظرت موافقم.
هفته ی قبل یکی از دوستان دوران دانشگاه تماس گرفت و گفت که ما الان تو کار وام هستیم، گفتم چه وامی؟ گفت از موسسات مالی و اعتباری!!! هر چقدر هم بخوای میگیریم برات!!!
وقتی شرایط رو گفت دیدم حتی نرخ بهره برخی از وامها به 40 تا 45 درصد هم میرسه و وقتی پرسیدم کسی هم میگیره گفت الان تو صف مشتری داریم!!!
این رو گفتم که بگم وقتی بازاری تا این حد جذابیت داره که طرف حاضره وامی با چنین بهره هایی بگیره، قاعدتا نظر شما درسته.
ضمن اینکه باید به این نکته هم اشاره کنیم که دلایل متعددی وجود داره که بازار خصوصا ارز به این شکل فعلی در اومده (دستهای پنهان بازار در اینجا قدرتهایی هستن که .... نه مکانیسم عرضه و تقاضا)
پیشنهادی هم وجود نداره، اگر هم وجود داشت اجرایی نمی شد، چون این وضعیت مطلوب انحصار و دوستانش هست!!!
دانیال - December 30, 2011 10:41 AM
تویت های ممنوعه من :
سلام
شاید مساله این باشد که این بانکهای دولتی، به طبقه خاصی وام می دهند و بایستی نگاهی دقیق به گزارشهای تسهیلات ارائه شده داشته باشیم و این مساله که ذخیره احتیاطی شاید چیزی فرمالیته برای بانکهای دولتی باشد و رابطه ای با سپرده ها نداشته باشد.
یادمان باشد اینجا قانون ...
تویت های ممنوعه من - December 30, 2011 11:02 AM
محمد :
http://www.ses.ac.ir/journal/browse.php?a_id=129&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1
محمد - December 30, 2011 12:55 PM
محمد :
http://www.ses.ac.ir/journal/browse.php?a_id=129&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1
محمد - December 30, 2011 12:57 PM
محمد :
http://www.newyorkfed.org/research/quarterly_review/1993v18/v18n1article6.pdf
محمد - December 30, 2011 01:09 PM
مرتضی :
1- معمولاً سپرده های بانکی از جنس دارایی بدون ریسک هستند در حالی که بازار طلا و ارز با ریسک هستند. این تحلیل که سپرده گذاران که عمدتاً به دنبال کسب سود بدون دردسر(ریسک) هستند چقدر از منابع خود را از بانک ها خارج کرده اند و به سمت بازارها برده اند جای سوال دارد؟ به نظر می رسد به واسطه بی ثباتی اقتصادی و انتظارات افزایش نرخ ارز در ماه های آینده احتمالاً مردم ترجیح داده اند ارز را جایگزین سپرده ریالی کنند.
2- معمولاً در بحث نقدینگی چیزی که فراموش می شود مسئله نقدینگی واقعی است. به نظر می رسد در وضعیت اقتصادی کشور که تورم به حدود 20 درصد رسیده است، قدرت خرید نقدینگی کاهش یافته باشد که این معنی اش این است که میزان تقاضای تسهیلات به صورت سرانه نیز افزایش یافته است.
مرتضی - December 30, 2011 02:39 PM
niloofar :
salam , etekhze in ravesh be in mani nist ke ravesh haye digaro balad nistand ya deleshun bara kasi sukhte mikhan ye bakhshi az kasri pishbini nashodashun jobran konan chand vaght dige ham eide va bayad be karmandan bakhshe dolati eidi bedan shoma kheili takhasosi be masaele marbut be Iran negah mikonid
hatman khabar darin ke bastehaye sekehaye forokhte shode va hata pish forosh shode 100 adadist yani yek nafar bayad balaye 60 milion pool dashte bashe!akhiran ye shoghli jadid ijad shode ke mellat miran dame bank saf mistan nobat migiran bad nobateshuno mifrooshan !
niloofar - December 30, 2011 03:25 PM
میثم هاشم خانی :
حامد قدوسی عزیز، نکته ای که اشاره کردی، به نظرم کاملا صحیح و منطقی هست.
در واقع کنترل های دولت و بانک مرکزی بر نرخ بهره بانک ها، باید حتما کاهش پیدا کنه، ولی مفهوم "افزایش نرخ بهره"، در ایران به شکلی مطرح میشه که هیچ ارتباطی به مفهوم رایج در سطح دنیا نداره.
در کشورهای مختلف دنیا، "افزایش نرخ بهره" عمدتا در چارچوب عملیات خرید و فروش اوراق قرضه توسط بانک مرکزی معنا پیدا می کنه، که طبیعتا این بحث در ایران اصلا موضوعیتی نداره.
بنابراین بحثی که به اشتباه تحت عنوان "افزایش نرخ بهره" در ایران مطرح میشه، بهتر هست با عنوان "آزادسازی نرخ بهره" و یا "حذف کنترل نرخ بهره از طرف بانک مرکزی" مورد اشاره قرار بگیره.
باز هم به خاطر مطالب ارزشمند و جذاب وبلاگت، که سال هاست مورد مراجعه بسیاری از دوستان اقتصادی از جمله خود بنده قرار داره، و برای ما آموزنده و انرژی دهنده هست، ممنون و متشکر:)
میثم هاشم خانی - December 30, 2011 04:05 PM
:
فرض مغفول در تحلیل شما این است که ـ قاعدتاً ـ وامهای بانکی صرف سرمایه گذاری برای تولید میشوند؛ نه مستقیم ـ مثلاً ـ وارد بازار خرید و فروش.
Anonymous - December 30, 2011 06:07 PM
:
سلام جناب قدوسی،
با نظر شما مخالفتی ندارم، فقط یک نکته وجود دارد و آن اینکه جذب سپرده ها منجر به افزایش بدهی در ترازنامه بانکها می شود و این بدهی در نهایت توسط سیاست گذاری بانک و توان مدیریت ریسک می بایست به دارایی تبدیل شود.
Anonymous - December 31, 2011 06:33 AM
اعظم :
اقای قدوسی ، الان یک نظر در مورد افزایش این نرخ ارز در بین اقتصادیا هست که این امر با تصمیم خود دولت انجام پذیرفته تا بتونه بودجه حجیمی از لحاظ هزینه های دولتی ببنده و چون درامد دولت تماما از طریق نفت است، از طریق این ارقام می تونه هزینه های را در بودجه شامل شه.
از طرفی در سال پیش، من شاگرد دکتر مومنی در علامه بودم که به این مسئله اشاره کردند که نرخ دلار تا سال اینده حداقل بین 400 تا 700 تومان افزایش پیدا می کنه و اون رو تعبیر به شروع فاز دوم هدفمندی کردند و گفتند در واقع همون مشکلاتی که در دوران تعدیل اقتصادی در اوایل دهه 70 برای کشور پیش اومد شما موافقیدبا این نظر؟تحلیلتون چی می تونه باشه؟
اعظم - December 31, 2011 07:58 PM
:
ُسلام آقای حامد
خیلی وقته می خونمتون.یعنی یه بار یه شب از اول تا آخرتون رو خوندم.. با اجازه.
همیشه دلم می خواست یه بار یه چیزی بنویسم ولی سوادشو نداشتم. کلی چیز یاد گرفتم ازتون چه علی وار چه لقمان وار..
همیشه می گفتم این آدم تو وین بیکاره نشسته داره واسه دل خودش مینویسه.. ولی وقتی دیدم رفتین آمریکا و بازم دارین می نویسین.. پیش خودم گفتم بابا تو دیگه کی هستی..
سخن کوتاه.. هرچند حرفم ربطی به ارز نداره ولی زیر هر مطلب دیگه ای هم میگذاشتم فرقی نمی کرد.
لطفا نمایشش بدین و ایشالا دوستانم برداشت تبلیغاتی نکنن. والا ما هیچ نسبتی با هم نداریم..
ایشالا طول زندگیتونم مثه ارزش!! پربار باشه.. اینم واسه اینکه یه کوچولو راجع به ارزم حرف زده باشم..
Anonymous - December 31, 2011 09:06 PM
احسان :
شما به دو نکته بی توجهی کردی: اول اینکه با افزایش نرخ بهره بانکها و جذب پول توسط آنها سرعت گردش نقدینگی کاهش پیدا می کنه البته در مقایسه با سرعت گردشش در سفته بازی و خرید و فروش ارز که این خودش با کاهش نقدینگی موثر هم اثره. دوم اینکه با جذب پول توسط بانکها درسته که این پولها دوباره وام داده می شه ولی مطمئنا برای مصارفی مثل خرید سکه و ارز وام داده نمی شه! و در بدبینانه ترین حالت با تاخیر قابل ملاحظه ای وارد بازار سکه و ارز میشه. پس بنابراین اسمشو هرچی که بگذاری، افزایش بهره بانکها باعث سرد شدن تب بازار سکه وطلا میشه.
احسان - January 1, 2012 02:23 PM
مریم :
سلام . من همیشه مطالب شما رو می خونم ولی اولین باره که پیغام می زارم . نظرتون رو راجع به تحریم جدید شب ژانویه علیه بانک مرکزی می خواستم بدونم . تحلیلتون چیه ؟ ممنون
مریم - January 2, 2012 05:59 AM
ضیا :
سلام جناب دکتر!
درست است که افزایش نرخ بهره منجر به افزایش قدرت وام دهی بانکها میگردد؛ اما تمایل بانکها برای افزایش حاشیه سود شان، باعث میگردد تا نرخ بهره وام ها نیز بلند باشد که در حقیقت تمایل وام گرنده گان را برای اخذ وام از بانکها کاهش میدهند. پس اعتبارات چطور در جامعه افزایش مییابد؟
ضیا - January 2, 2012 07:50 AM
صبا :
سلام
عذر میخوام که کامنت بی ربط میزارم. من یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم و ترجمه ی یک مقاله اقتصادی رو شروع کردم و الان برای برابر یابیش واقعن دچار مشکل شدم. مثلاً برای واژه ی lag-length. احتمالاً شما پیشنهادی ندارید؟
مرسی
صبا - January 2, 2012 07:54 AM
محمود :
با سلام
نگاه شما به مساله تا حدی قابل قبوله بخصوص اینکه در فرمول ضریب تکاثری بیان می شود که اگر نسبت سکه به سپرده های دیداری کاهش یابد، قدرت خلق پول توسط بانک ها افزایش می یابد و این یعنی درست بودن نظر شما.
اما باید این موضوع را در نظر گرفت که هنگامی که پول وارد سیستم بانکی شده و مدیریت اعطای وام توسط بانک ها صورت می گیرد در بدترین حالت نیز باز به سمت خرید دارایی ها یا تولید می شود و کمتر به سمت دلالی ها پیش می رود. در حالیکه هنگامی که پول در دست مردم هست، امکان وارد کردن این پول ها به سمت بازارهای دلالی و بازی با انتظارات مردم ممکن تر می گردد.
محمود
محمود - January 2, 2012 01:58 PM
فاطمه :
حامد جان استدلالت کاملن متین، اما به نظرت این که نظام بانکی دولتی ایران وام های کلان و تاثیر گذار در بازار رو به قشر خاصی می ده که دنباله روی سیاست های خودش هستن، کلید این مسئله نیست؟
فاطمه - January 2, 2012 11:56 PM
حسین :
وضعیت اقتصاد ایران شبیه دیوانه ای است که سنگ در چاه می اندازد و بعد دیگران باید بنشینند فکر کنند که چکونه سنگ را در بیاورند. در این اوضاع هر کسی با توجه به منافع خود و به ظن خود دنبال راه حلی برای آنهاست.
مسلما همانطور که گفتی با ضریب فزاینده قدرت وام دهی و به دنبال آن نقدینگی افزایش می یابد و این اثر افزایش نقدینگی را بیشتر می کند. اما فقط یک نکته هست که در کوتاه مدت می تواند بخضی از نقدینگی را خارج کند چون تاخیر زمانی بین سپرده و اثر در وام گیری و خلق پول وجود دارد. اما به هر حال این اثر بلندمدت نیست. و موج بزرگتر کمی بعدتر می رسد اما شاید تا ان موقع نقدینگی ها به جای ارز در مسکن سرگردانند چون مسلما سوددهی در بازار ارز اشباع خواهد شد
حسین - January 3, 2012 12:24 PM
حامد :
سلام حامد جان.
نكته اي كه به نظر من مي رسه اينه كه درسته كه صف گرفتن وام وجود داره. اما با افزايش نرخ بهره، مثلن از 17 به 27 درصد، تعداد وام هاي اعطايي بيشتر نمي شه. بيشتر وام هايي كه الان داده ميشه يا براي مصارف خاصه، يا آدمهاي خاص. مثل وام مسكن كه بانك مسكن مي ده و اونم با حداقل يك سال سرمايه گذاري. يا وام خريد خودرو و خريد لوازم خانگي كه اينا هم سرمايه گذاري مي خوان. من فكر نمي كنم كه بانك هاي خصوصي هم مايل باشن بيش از ايني كه الان مي دن، وام بدن. با وضعيت تورمي كه تو ايران هست، وام دادن مورد علاقه بانك ها نيست.
به علاوه مي شه با يه سازوكار درست- كه البته تو ايران نيست- سرمايه هاي جذب شده رو به صنعت و فعاليت هاي عمراني اختصاص بدن.
ضمنن كدات خيلي سخته. نميشه خوندشون!
حامد - January 3, 2012 01:09 PM