« گپ‌ و چای: مصاحبه با جواد صالحی اصفهانی، بخش دوازدهم | صفحه اول | آیا نرخ بی‌کاری معیار خروج از بحران است؟ »

10 فروردین 91

تشریک شیرینی خاطره با خوانندگان

می‌گویند جای مشخصی را برای به جای آوردن امورتان تخصیص بدهید تا حواس‌تان به حاشیه‌های مکان و فضای غریبه پرت نشود. اهل دل - آن‌هایی که وسع‌شان می‌رسد - معمولن جای ثابتی در خانه برای امور معنوی دارند، حالا می‌خواهد نمازخانه مستقلی باشد یا جایی که سجاده‌شان پهن می‌شود. اهل مسجد حرفه‌ای هم معمولن جای خاصی را نشان می‌کنند که محل ثابت‌شان است و می‌شود هر روز آن‌جا پیدایشان کرد.

زمان گذشت تا بفهمم که کار متمرکز هم گاهی این چنین تخصیصی را می‌طلبد. این یکی دو سال آخر دو تا قهوه‌خانه در وین پیدا کرده بودم که تقریبن همیشه میز مورد نظرم در یک گوشه خلوت‌شان خالی بود. یکی قهوه‌خانه‌ای بود در یک جایی کمابیش جنوب شهر، دم یک ترمینال فرعی قطار که جای عکس گرفتن توریست‌ها و سکوت و نگاه‌های عشاق و مذاکرات اهل کسب و کار نبود. بزرگ بود و همه طرفش شیشه بود و غذای پاکیزه و غیرسنگین و قهوه‌های خوب و قیمت معقول و کارمندانی چابک و بخش غیرسیگاری داشت. هر وقت قرار بود کاری را تمام کنم و باید ساعت‌ها یک جا می‌نشستم، خارج از جمع رفقا و تشریفات قهوه‌خانه‌های وسط شهر، می‌رفتم آن‌جا. این آخرها باید یک گزارش مشاوره‌ای می‌نوشتم. از سر ظهر رفتم و نشستم. ناهار و شامم را همان‌جا حین کار خوردم و لیوان‌های قهوه و چای و آب‌ گازدار با لیمو را بالا انداختم . فکر کنم سرجمع 8- ساعت9 ای شد. کار را شروع کردم و وقتی نصف شب شد و موقع تعطیل کردن مغازه آمد 30-40 صفحه با شکل و نمودار و جدول نوشته بودم و گزارش به کفایت تمام شده بود، طبق یک اصل قدیمی اندکی بیش از تعهدی که به کارفرما داشتم. اگر می‌خواستم در خانه یا دفتر یا جایی مثل آن بنویسمش معلوم نبود چند هفته طول بکشد. بیرون که آمدم به لحاظ ذهنی و روحی فرسوده و لب‌ریز و بی‌طاقت شده بودم و کافئین نوشیدنی‌ها و طنین موسیقی که تمام مدت برای دوپینگ مصرف کرده بودم هم خسته‌گی‌ و فرسودگی بعد از کار را دو چندان کرده بود.

باید این سم‌های جسم و روح را بیرون می‌ریختم. دوچرخه برداشتم و به جای مسیر استانداردی که از کمربند داخلی می‌گذشت و 20-30 دقیقه‌ای به خانه می‌رساندم مسیر کمربند بیرونی شهر را انتخاب کردم. یک ساعت تمام در نیمه شب مرطوب و خنک و نیمه بارانی یک شب اوایل پاییز سربالایی کمربندی را با سرعت زیاد پدال زدم و از کنار قصرهای عظمت‌باخته و وسط باغ‌ها و کوچه‌ها و کنار بزرگ‌راه‌ها گذشتم و بعد از نیمه‌شب خیس از باران و غرق در عرق رسیدم خانه. همه خستگی روحی به در رفته بود و خستگی جسمی هم به مدد ترشح هورمون‌ها فعلن به سراغ نمی‌امد. فکر کنم آن‌شب یکی از به‌ترین خواب‌های عمرم را کردم.

ام‌روز همان برنامه قهوه‌خانه‌نشینی را تکرار کردم و یک کار را تمام کردم ولی حیف که قسمت دوچرخه‌سواری آخرش را نداشت چون که قهوه‌‌خانه سر کوچه بود و من هنوز دوچرخه ندارم و کمبریج به اندازه وین با دوچرخه‌سواران پرسرعت مهربان و مراقب نیست. دیدم قسمت دوچرخه‌سواری را بدجور لازم دارم و سعی کردم با یادآوری خاطره جبرانش کنم.



   نظرات

حنیف :

سلام. آقای قدوسی وبلاگ بسیار خوبی فراهم کرده اید. تحلیل های جذاب اقتصادی، تجربیات ناب زندگی و ارجاعات سودمند آکادمیک از ویژگی هایش است. من بعنوان یک دانشجوی همیشگی اقتصاد از خواندنش لذت می برم. موفق تر و پیروزتر باشید! یا علی
این خاطره ی جالبی بود. لذت مدنیت! چنین لذائذی هنوز در تهران به راحتی میسر نیستند.

 

محمد مهدي :

سلام
لطفا بيشتر پست قرار دهيد
به نظر ميرسه كه چند وقتيه شما خيلي مشغله داريد
ولي به هر حال بايد هواي ما را هم داشته باشيد

 

نسرین :

سلام من میخواستم با شما در مورد رشته ام بی ای مشورت کنم اما متاسفانه ایمیل سایت فغال نیست .میشه ایمیل مدیر سایت رو هم روی سایت قرار بدین . ممنون

 

شهریار :

عالی بود عزیز!

 

لیشام :

حقا شیرین بود :)

 

محمد :

در مورد کافی شاپ یه نکته کلیدی اینه که آدمو متعهد میکنه که چتد ساعت از جاش بلند نشه و پیوسته ادامه بده.این بلند نشدن خیلی کارایی منو بالا میبره

 

حسن :

سلام.من هم با دوچرخه سواری وین خیلی حال کردم.

 

سهیل س.ن. :

راهکار خیلی خوبی بود

 

چنارانه :

من هم با دوچرخه سواری همه حال می کنم چون نمیتونم با دوچرخه سواری خودم حال کنم... این به اون در:)))

 
 

سید صالح :

فکر کنم شما باید نویسنده می شدید! نمی دونم چطور همچین طبعی میتونه با اقتصاد کنار بیاد؟

 

علی :

سلام نوروز مبارک. انگاری ما هم همین خستگی روحی و جسمی را حس کردیم و رفع خستگی را دوباره!

 

علی :

سلام نوروز مبارک. انگاری ما هم همین خستگی روحی و جسمی را حس کردیم و رفع خستگی را دوباره!

 

ضیا :


سلام آقای قدوسی و دوستان خواننده.

وقتی آدم در ایران دانشجو باشد و بخواهد درین پارک برود، چه خواهد شد.
این لینک را بخوان:
http://www.imna.ir/vdccmmqp.2bq4e8laa2.html

 

محمودیان :

سلام
سال نو مبارک.
از بابت مطالب، تحلیلها و لینکهای مفیدی که می گذارید تشکر می کنم و باعث خوشحالی است که افرادی مانند شما با مسئولیت پذیری فردی و با استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی، بر گستره تجربیات و دانش سایرین می افزایند.
پیروز باشید.

 

علی کنعانی کاشانی :

سلام
ممنون از سایت و مطالب خوبتون
اگر ممکن است rss سایت رو برام ایمیل کنید
این طوری مطالبتون رو از دست نمی دم
ممنون

 

علی کنعانی کاشانی :

سلام
ممنون از سایت و مطالب خوبتون
اگر ممکن است rss سایت رو برام ایمیل کنید
این طوری مطالبتون رو از دست نمی دم
ممنون

 

مانلي :

سلام آقاي قدوسي
سال نو مبارك
اميدوارم در كنار خانواده سال خوب و پر باري داشته ياشيد
وبلاگ بسيار پر بار و دوست داشتني داريد خصوصا لينكهايي كه مي گذاريد.تحليلهاي اقتصادي شما جالب و خواندني است. لطف مر‌فرمائيد ديگران را در دانش و تجربه خود شريك ميكنيد
برايتان آرزوي موفقيهاي بيشتر، سربلندي و بهروزي دارم

 

محمد :

سلام مطلب خیلی جالبی بود.

 

مرضیه فروزانفر :

سلام

استاد !

چقدر این کد سایت شما تشخیصش سخته !
نمی دونم پیام قبلی رسید یا نه ؟

 

مرضیه فروزانفر :

سلام

استاد ! اسم سایتتون جالبه ...

کتاب " a cup of tea " رو خوندید ؟!

به ما هم سر بزنید استاد ..

درمان ريشه اي چاقي ,

فقط در 2 ساعت ,

بدون رژيم ، بدون دستگاه , بدون دارو ، بدون ورزش ....


http://drforouzanfar.persianblog.ir/

 

   ارسال نظرات:


 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007