• بحران آب در ایران و جهان: از منظر اقتصاد و کسب کار

    اسلایدهای این سخن‌رانی را (که در چند موقعیت مختلف از جمله همایش بین‌المللی مدیریت، اتاق بازرگانی و کارگزاری بانک کشاورزی) ارائه شد می‌توانید از این‌جا دریافت کنید.
  • صادرات/واردات آب آبی و سبز

    برای کمی کردن ردپای آب و مصرف منابع آب در کشورها، منابع آب را به سه دسته آبی و سبز و خاکستری تقسیم می‌کنند. آب سبز، رطوبت ناشی از آب باران است که فقط برای کشاورزی دیم قابل استفاده است. آب آبی، آب روانی است که جایی – در رودها، سدها، یا منابع زیرزمینی – ذخیره شده است. ردپای آب خاکستری، میزان منابع آبی است که در نتیجه پساب فعالیت کشاورزی، صنعتی، یا تولید انرژی آلوده شده و از چرخه مصرف خارج می‌شود. سوال این است که چرا این تفکیک – غیر از یک سری برچسب – برای تحلیل اقتصادی مفید است؟ از نظر من تفکیک آب سبز و آبی از دو حیث خیلی اهمیت دارد: اول این‌که استفاده از آب آبی «هزینه فرصت» خیلی بیش‌تری دارد، چون‌ آبی است که می‌‌تواند به مصارف شهری و صنعتی و کشاورزی تخصیص داده شود. در حالی‌که آب سبز قابل انتقال و استفاده در مصارف دیگر نیست و هزینه فرصت آن نزدیک به صفر است (غیر از برخی مصارف اکوسیستمی). نکته دوم این‌که آب سبز دچار مساله تبخیر مجدد نیست. آبی است که از بالا نازل شده و در صورت کشت محصول مقداری از آن جذب گیاه (و تعرق) می‌شود، ولی مقدار تبخیر آن چه در صورت کشت و چه در صورت نکشت یک‌سان است. در حالی که آب آبی وقتی وارد مزرعه می‌شود در معرض تبخیر «مجدد» از سطح است. می‌‌گوییم مجدد چون یک بار هم قبلا موقع ذخیره شده در معرض تبخیر بوده است. پس مالیات «تبخیر» آب آبی تقریبا دوبرابر آب سبز است. یک محاسبه ساده انجام دادم: شاخصی تعریف کردم با عنوان «نسبت آب آبی به کل ردپای آب صادراتی» کشورها. این شاخص در واقع می‌گوید که از یک واحد آب مجازی موجود در محصولات کشاورزی و صنعتی صادرشده توسط یک کشور چند درصد آن از منابع آب آبی...ادامه مطلب ...
  • بحث شیرین و گم‌راه‌کننده صادرات هندوانه

      انتظار از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران و متخصصان این است که یک جمله محبوب‌شده را به صرف زیاد شنیده شدن آن صرفا تکرار نکنند، بل‌که اول یک بررسی یا باز-بررسی انتقادی/تحقیقی روی آن انجام بدهند و جزییات آن را برای خواننده بحث کنند. متاسفانه این رویه در کشور ما کمی کم‌رنگ است. در این دو سه سال فکر می‌کنم کم‌تر گزاره‌ای به اندازه «فاجعه نابودی منابع اب از طریق صادرات هندوانه» در رسانه‌ها تکرار شده باشد. خود من هم تقریبا هر جایی در ایران در مورد اقتصاد آب صحبت داشته‌ام تقریبا اولین سوال/واکنش این بود که «با صادرات هندوانه چه کنیم؟». مدعی پایه این گزاره‌ها این است که ۱) هندوانه‌های صادراتی حجم عظیمی آب مصرف کرده‌اند و ۲) درآمدی که تولید کرده‌اند ارزش این همه آب را نداشته است. متاسفانه بخش اول این گزاره چندان با اعداد و ارقام «ردپای» آب محصولات سازگار نیست. به عنوان یک قاعده شهودی محصولاتی که خیلی خیس به نظر می‌رسند (مثلا گوجه‌فرنگی یا خیار یا هندوانه یا کاهو) اتفاقا ردپای آب خیلی «کمی» دارند. در مقابل محصولات خشک و جان‌دار مثل بادام و پسته و بامیه و قهوه یا دانه‌های روغنی مثل زیتون ردپای آب خیلی بالاتری دارند (چیزی در مقیاس ۱۰ تا ۵۰ برابر بیش‌تر از محصولات جالیزی). هندوانه علی‌رغم ظاهر پرآبش تنها ۳۰۰-۵۰۰ لیتر آب برای هر کیلو مصرف می‌کند، این عدد برای گندم حدود ۱۵۰۰ و برای پسته و بادام حدود ۸۰۰۰ لیتر است. معنی پاراگراف قبلی لزوما این نیست که هندوانه به‌ترین انتخاب برای صادرات است. در آن‌جا صرفا نشان دادیم که به لحاظ حجم فیزیکی آب هندوانه اتفاقا جزو محصولات «کم‌آب‌بر» است. ولی متغیر نهایی که در بحث مدیریت آب کشاورزی مهم است «نسبت بازده (فیزیکی/ریالی) محصول به ارزش اقتصادی آب مصرف‌شده» است. هندوانه حدود ۴۰۰ لیتر آب مصرف می‌کند و هر کیلو آن ۶۵۰ تومان صادر می‌شود. گندم...ادامه مطلب ...
  • نقد مفهوم آب مجازی از منظر اقتصاد بین‌الملل

    اسلایدهای ارائه مقاله ما در دوازدهمین همایش اقتصاد منابع آب که به میزبانی بانک جهانی برگزار شد را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید. اسلایدهای بقیه مقالات همایش هم روی سایت قابل دریافت است. به طور خلاصه در این مقاله پنج محور نقد را در مورد آب مجازی بحث می‌کنیم: ۱) عدم تفکیک بین کم‌یابی محلی و  جهانی آب ۲) وجود تعاریف نظری متعدد برای شناسایی کشورهای «پرآب» و نتیجه‌های متفاوت ناشی از انتخاب معیارهای مختلف ۳) عدم تفکیک بین ردپای آب سبز و آبی ۴) مساله قیمت‌گذاری آب و علامت‌هایی که قیمت‌گذاری غیربهینه به کشاورز می‌دهد. ۵) امکان وجود مسیر معکوس (صادرات اب از کشور کم‌آب به کشور پرآب)
  • نیاز به راه‌حل‌های نوآورانه برای بحران آب و غذا

    اسلایدهای سخن‌رانی‌ام در دانش‌گاه ایالتی تگزاس در مورد «رابطه آب و انرژی و غذا و نیاز به راه‌حل‌های نوآورانه» را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید. این دانش‌گاه اخیرا پروژه نوآورانه‌ و بزرگی برای کشاورزی از طریق تبدیل رطوبت هوا به آب و پرورش گل‌خانه‌ای محصولات غذایی را شروع کرده است. راهبری آن با دوست گرامی دکتر بهرام آسیابان‌پور (استاد دانش‌کده مهندسی صنایع) است و من هم سهم اندکی در این کار دارم. هدف این سخن‌رانی افتتاحیه، ارائه تصویر کلی از موضوعات بحرانی بود که نیاز به چنین پروژه‌هایی را توجیه می‌کند.
  • خرید کالای کاربر به جای پرداخت خیریه

    عکسی دیدم که تسلیت‌گویان یک مراسم ترحیم به جای اهدای دسته گل هزینه آن را صرف خیریه‌ای برای تامین جهیزیه کرده‌اند و به جای دسته‌گل، برگه کاغذی آن‌را به صاحب عزا ارسال کرده‌اند. تحلیل انتقادی این مثال ساده می‌‌تواند چارچوبی برای درک به‌تر انواع مسایل مشابه به ما بدهد. طبعا مثل همه مساله‌های پیچیده و چند بعدی، ساده‌سازی‌های متعددی انجام می‌دهیم که به قلب بخشی از مساله برسیم. تحت برخی فروض و شرایط، می‌توان استدلال کرد که هر چند نیت اهداکنندگان جیزیه خیر بوده ولی این کار اثر درجه اولی روی رفاه گروه هدف آن نخواهد داشت. گل باید از دکه‌گل‌فروشی خریداری می‌شد و قبلش هم و در مزرعه/گل‌خانه‌ای تولید می‌شد و توسط وانتی حمل می‌شد. همه این فعالیت‌ها تا حد خوبی کاربر هستند و در نتیجه بخش قابل توجهی از هزینه «ظاهرا تلف‌شده» گل‌ها در واقع به همان کسانی رسیده است که خیریه بخشی از آن‌ها را هدف گرفته است. صرفا این‌که به جای «پرداخت مزد» ناشی از کار آبرومند به کارگران گل‌کار عملا همین پول به آن‌ها در قالب خیریه پرداخت شده است. با عدم خرید گل‌ها یک عده‌ای از کارگران زنجیره گل بیکار شده و باید از همان خیریه کمک دریافت کنند. اگر این استدلال را بپذیریم شاید بتوانیم بگوییم که به جای تشویق مردم به پرداخت خیریه، آن‌ها را تشویق به خرید و مصرف (یا حتی اهدای) کالاها و خدماتی کنیم که سهم «نیروی کار ساده» در تولید آن‌ها قابل توجه و سهم مواد حداقل است. دقت کنیم که در غیاب این ملاحظه این کالاها لزوما جزو سبد انتخاب‌شده مصرف‌کننده نخواهند بود. طبعا بالا بودن «سهم نیروی کار» مهم است٬ چون مثلا اگر ۹۰٪ قیمت گل سود خالص گل‌فروش باشد٬ عدم خرید گل و پرداخت مستقیم به خیریه اتفاقا بازتوزیع به‌تری به سمت طبقات هدف باشد. حال این استدلال خودمان را نقد کنیم که سوی دیگر...ادامه مطلب ...
  • پیچیدگی‌های مدیریت اقتصادی آب کشاورزی

      این مطلب به عنوان سرمقاله روزنامه تعادل منتشر شده است. **** منابع محدود آب در کشوری نیمه‌خشک مثل ایران باید بر اساس اصولی مثل احتیاط در مصرف٬ بهینه‌سازی بین‌دوره‌ای٬ تخصیص به کاراترین موارد مصرف و نهایتا حفظ محیط‌زیست تخصیص داده شوند. ولی متاسفانه آب از منابع و کالاهایی است که مساله بازارهای مفقوده (Missing Markets) در تولید و تجارت و مصرف آن بسیار ملموس و برجسته است. دلیل مفقود بودن بازارها در حوزه آب به موارد متعددی مثل روشن نبودن یا قابل اعمال نبودن حقوق مالکیت٬ درونی نشدن هزینه‌‌های خارجی٬ عدم اطمینان‌های ناشی از قیمت‌های بازاری٬ هزینه‌های مبادله بالا و مشکل جفت و جور کردن فروشنده و خریدار و نهایتا سنت و تفکر رایگان بودن آب در گذشته بر می‌‌گردد.   در اکثر جوامع، منابع آب – خصوصا آب‌های زیرزمینی – جزو منابع مشترک بین هزاران مصرف‌کننده هستند و حقوق مالکیت و محدودیت مصرف روشنی روی آن‌ها تعریف نشده است. در نتیجه هر کاربری بدون توجه به اثرات خارجی ‌‌(Externalities) رفتار خود – مثلا تخریب ساختار سفره زیرزمینی در اثر اضافه‌برداشت – سعی می‌کند حداکثر منفعت را از منبع در دست‌رس کسب کند و در نتیجه تعادل ناشی از رفتار جمعی از وضعیت بهینه مصرف فاصله دارد. درصد استفاده از آب‌های تجدیدپذیر در ایران جزو بالاترین رقم‌ها در دنیا است که در نتیجه کشور را در معرض تنش آبی قرار داده است.   با توجه به این‌که بخش عمده مصرف آب کشور (چیزی بیش از ۹۰٪) در بخش کشاورزی است، کاهش مصرف در این بخش جزو اولویت‌های اول مدیریت منابع آب قرار گرفته است. دو راه حل اصلی که از زاویه اقتصادی فورا به ذهن می‌رسند یکی قیمت‌گذاری صحیح و منطقه‌ای آب کشاورزی (مثلا از طریق مکانیسم‌‌هایی مثل بازار آب) و دیگری حمایت از گسترش فناوری‌های با بهره‌وری آبیاری بالاتر (از جمله پرداخت یارانه به فناوری‌های آبیاری قطره‌ای و...ادامه مطلب ...
  • سوالات جزیی‌تر در مورد بحران آب

    گفتن این‌که «به علت کم‌بود آب ایران در ۲۰ سال آینده تبدیل به خرابه خواهد شد و ۵۰ میلیون نفر مجبور به مهاجرت» و «جنگ آب در ایران شروع شده است» و الخ ممکن است جذابیت خبری و روزنامه‌نگارانه داشته باشد و به درد تبلیغات بخورد، ولی ارزش تحلیلی و سیاست‌گزاری زیادی ندارد. موضوع باید به اقلام مشخص‌تری مثل موارد زیر شکسته شود تا بشود از آن نتایج مفیدی گرفت. به نظرم می‌‌رسد به برخی از سوالات زیر پاسخ روشن و قابل اعتماد داده نشده که بتوانیم به جمع‌بندی جدی برسیم. ۱) «سرانه آب شیرین تجدیدپذیر» در ایران (که الان حدود ۱۶۰۰ مترمکعب است) در ۲۰ سال آینده به چه عددی (یا بازه‌ احتمالی) خواهد رسید؟ ۲) سهم تفکیکی «تغییرات اقلیم» و «رشد جمعیت» در این روند چیست؟ ۳) نقطه بحرانی «سرانه آب شیرین تجدیدپذیر» برای مصارف «غیرکشاورزی» کجا است؟ چه قدر با آن فاصله داریم؟ آیا در ۲۰ سال آینده به آن‌جا می‌رسیم؟ ۴) برای بحرانی‌نشدن وضعیت آب در ایران، مصرف آب کشاورزی در ایران باید به زیر چه عددی برسد؟ ۵) اگر مصرف آب کشاورزی به آن حد کاهش پیدا کند٬ اثر آن روی اشتغال این بخش، مهاجرت جمعیت به شهرها و تولید غذا و امنیت غذایی در کشور چیست؟ ۶) تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی، کاهش نفوذپذیری خاک و روان شدن بارش چه سهمی در بحران آینده دارد؟ چه حد از آب شیرین قابل استحصال به این دلیل از دست خواهد رفت؟ ۷) اضافه برداشت از منابع آب زمینی و کاهش قابلیت ذخیره احتیاطی (Precautionary Saving) این منابع چه سهمی در تشدید بحران آینده دارد؟ ۸) ظرفیت‌های استفاده‌نشده در سمت عرضه (مثل آب‌شیرین‌کن‌ها، بهره‌بردازی از آب‌های مرزی، تصفیه مجدد فاضلاب، مخلوط کردن آب شور و شیرین، واردات آب از کشورهای دیگر، فناورهایی مثل کشاورزی با استفاده از رطوبت هوا، …) چه میزان است و آیا می‌تواند جلوی رسیدن...ادامه مطلب ...
  • چشم‌انداز آبی

    با ویژه‌نامه نوروزی تجارت فردا گفت و گویی در مورد چشم‌انداز بحران اب در ایران داشتیم که می‌توانید این‌جا بخوانید. خسته نباشید به همه دوستان نشریه بابت انتشار ویژه‌نامه نوروزی پربار.
  • مقاله علمی: ارزش اختیارات مقررات سوخت‌های زیستی

    آیا ممکن است تولیدکننده‌ای هم از افزایش و هم از کاهش قیمت نفت خام خوش‌حال شود؟ در این مقاله جدیدم مدلی از تاثیرپذیری واحد‌های تولیدکننده سوخت‌های زیستی (Biofuels) از تحولات قیمت نفت ارائه شده است. مقررات انرژی‌های نو در برخی کشورها از جمله آمریکا و اروپا تولیدکنندگان سوخت را ملزم می‌کند تا یک مقدار حداقلی (حدود ۱۰ درصد) از هر واحد سوختی که به مصرف‌کننده ارائه می‌کنند را از طریق سوخت زیستی (اتانول یا بیودیزل) تامین کنند. سوخت‌های زیستی معمولا از بنزین گران‌تر هستند و در غیاب مقررات الزام‌آور تولیدکنندگان بنزین این کار را نخواهند کرد. از طریق دیگر وقتی قیمت نفت خام خیلی بالا می‌رود سوخت زیستی از بنزین ارزان‌تر شده و عرضه‌کنندگان سوخت به صورت داوطلبانه درصد سوخت‌زیستی در سوخت را بالا می‌برند تا هزینه سوخت را پایین بیاورند. در این مقاله بحث می‌کنم که این وضعیت خاص باعث می‌شود تا تابع سود تولیدکنندگان سوخت زیستی شبیه مجموعی از یک اختیار فروش (Put) و یک اختیار خرید (Call) باشد. مدل مقاله نشان می‌دهد که حرکت قیمت نفت خام چه در جهت گران‌تر شدن از حدود ۵۰ دلار و چه در جهت ارزان شدن هر دو به نفع تولیدکنندگان سوخت‌های زیستی است. مدل دینامیکی را با پارامترهای پایه تخمین‌زده شده از دنیای واقعی کالیبره می‌کنیم و تخمینی که برای ارزش مقررات الزام‌آور به دست می‌آوریم بسیار به قیمت فیزیکی ساخت واحد‌های تولید اتانول نزدیک است.

درباره خودم

حامد قدوسی٬ متولد بهمن ۱۳۵۶ هستم و با همسرم مريم موقتا در نزدیکی نیویورک زندگي مي‌كنم. در دانش‌گاه اقتصاد مالی درس می‌دهم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.
پست الکترونیک: ghoddusi روی جی‌میل

جست و جو

بایگانی