• نوبل ۲۰۱۶ اقتصاد: هولمستروم و هارت

    هر سال بعد از اعلام برنده جایزه نوبل اقتصاد سمیناری در دانش‌گاه‌مان برگزار می‌کنیم و به زبان (نسبتا) ساده مشارکت علمی برندگان را به دانش‌جویان و سایر علاقه‌مندان توضیح می‌دهیم. امسال من و همکارم در مورد مشارکت علمی هولمستروم و هارت صحبت کردیم که اسلایدهایش را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید.
  • اطلاعیه پذیرش دانش‌جوی دکترا

    برای علاقه‌مندان دوره دکترا: اطلاعیه جذب دانش‌جوی دکترا در مدرسه کسب و کار انستیتو فناوری استیونس. توضیح: برای کمیته دکترا نمره بالای وربال جی‌آر‌ای/جی‌مت (در کنار نمره ریاضی) معیار کلیدی است. برای کسانی که برای حوزه‌های مربوط به اقتصاد درخواست می‌دهند پیشینه کمی (خصوصا دروس ریاضیات اقتصاد، اقتصاد خرد پیش‌رفته و اقتصادسنجی پیش‌رفته در سطح فوق‌لیسانس) الزامی است. برای پروژه پژوهشی خود من یعنی «نوآوری در کشاورزی و انرژی‌های نو» فوق‌لیسانس اقتصاد منابع (یا رشته‌های مشابه) در ترکیب با کارشناسی مهندسی/ریاضی امتیاز مثبت به حساب می‌آید. مشابه بقیه مدارس کسب و کار پذیرش دوره دکترا رقابتی است و معمولا هر سال بین ۲-۴ نفر پذیرش می‌شوند. در دو سالی که من این جا بوده‌ام سه نفر دانش‌جوی قوی ایرانی پذیرش شده‌اند و تا به حال عمل‌کردشان موفقیت‌آمیز بوده است٬ در نتیجه دید مثبت نسبت به دانش‌جویان خوب ایرانی وجود دارد. حوزه کار دانش‌جویان ایرانی موجود هم عمدتا اقتصاد و مالیه بخش انرژی و منابع است. اگر فکر می‌کنید که به موضوع علاقه‌مند هستید و شرایط لازم را دارید لطفا با من تماس بگیرید.  
  • نکته‌ای در مورد انتخاب موضوع پایان‌نامه

    گاهی دوستانی با من تماس می‌گیرند با سوالی با مضمونی مشابه: «پایان‌نامه من بررسی تاثیر الف روی ب است٬ ولی داده‌هایش موجود نیست. چه کار می‌شود کرد؟» بر اساس تجربه‌های نسبتا متعدد از این نوع سوالات به نظرم بد نیست این را تکرار کنیم که اگر می‌خواهید در حوزه اقتصاد پایان‌نامه بنویسید قبل از انتخاب موضوع نهایی‌تان از وجود ۱) داده‌ها و مشاهدات کافی و با دقت مناسب ۲) روش شناسایی (Identification) معتبر ۳) حداقلی از ردپای علی (Causal) بین متغیرها برای موضوع کارتان مطمئن شوید. اگر این موارد را نمی‌بینید در مورد موضوع هیجان‌زده نشوید و احتیاط کنید. این را فراموش نکنید که صرف این‌که یک موضوع/سوالی به نظر خودتان یا بقیه جذاب می‌رسد دلیل کافی برای تبدیل کردنش به پایان‌نامه نیست. خیلی سوالات هست که همه می‌دانند مهم است ولی سراغش نمی‌روند چون: مثلا ۱) تعداد مشاهدات در مورد آن مساله خیلی محدود است. ۲) متغیرهای کنترلی کافی در دست‌رس نیست. ۳) داده‌ها خیلی پرخطا است. ۴) شوک تصادفی برای شناسایی علی (و تفکیک علیت از همبستگی) نداریم. متاسفانه یا خوش‌بختانه رشته اقتصاد آن‌قدر دموکراتیک نیست که بشود با هر روشی یا هر میزان مشاهده‌ای به هر سوالی پاسخ داد. در حوزه اقتصاد روش باید کمی باشد و تخمین باید به لحاظ آماری و علی معنی‌دار باشد و ان نیازمند همان مواردی است که قبلا گفتیم. واقعیتش این است که کسی این را خیلی صریح نمی‌گوید ولی در عمل خیلی وقت‌ها این داده‌ها و متدهای با کیفیت و در دست‌رس است که موضوع یک سوال پژوهشی را شکل می‌دهند و نه لزوما برعکس*. پس برای موضوع پایان‌نامه از این سوال شروع کنید که «با داده‌هایی که در ایران داریم چه سوالاتی را می‌شود با دقت خوبی پاسخ داد». داده خوب هم اتفاقا کم نیست. البته نه در همه موارد. مثلا ۱) خیلی وقت‌ها داده خوب هست ولی گاهی...ادامه مطلب ...
  • به بهانه این روزها: پیکان سفیدم

    در جاده سبز و بارانی و ابری بوستون نیوریوک هستم و این چهار عنصر جاده و باران و سبزی و ابر کافی هستند تا جلوی هر کار دیگری را بگیرند و برای نوشتن تحریکم کنند. داشتم فیلم نروژی می‌‌دیدم که شخصیتش هم‌سن خودم است و در یک شب فشرده‌ای روزگار از دست رفته‌اش را مرور می‌کند و من را هم با خودش هم‌راه می‌کند. از خودم می‌رسم ۲۰ سال پیش قرار بود وقتی به این سن برسم کجا و چه کاره باشم؟ نوجوان که بودیم یک روز با برادرهایم نشستیم و خلاقیت‌مان را به کار انداختیم و دسته بندی‌های شخصیتی ساختیم از سبک‌ زندگی آدم‌ها و اسم‌های تیپیکال هم به آن‌ها نسبت دادیم. یکی از تیپ‌های شخصیتی را گذاشتیم تیپ «سعید» (شخصیت دیگری هم داشتیم که اسمش «مریم» بود و این چند سال قبل از این بود که مریم را اولین بار ملاقات کنم و ببینیم که عین شخصیتش است). بیان تصویری این شخصیت‌ سعید مان آدم‌های حدودا ۳۰ ساله‌ای بودند با پیراهن مردانه و شلوار پارچه‌ای که چهار پنج نفری سوار پیکان سفید مدل جدید ولی نیمه‌کثیفی و خاک‌آلودی می‌شوند و در حالی‌که کیف‌های سامسونت‌ قهوه‌ای‌شان را در بغل‌شان گرفته‌اند از این جلسه به آن جلسه می‌روند و در راه با موبایل‌های گوشت‌کوبی‌شان حرف می‌زنند. پیکان سفید رویای دور دستی برایم نبود. از همان سال اول دانش‌گاه به صورت فشرده به همین شکل کار و زندگی کردم و ده‌ها بار وقتی با چهار رفیق دیگر در پیکان‌مان بودیم یادم می‌افتاد که عناصر این سبک کار/زندگی را سال‌ها قبلش تصویر کرده بودیم. فکر می‌کردم وقتی ۳۵ ساله بشوم مهم‌ترین پیش‌رفت زندگی‌ام جا به جا شدن از صندلی عقب پیکان به صندلی کنار راننده خواهد بود و بقیه‌اش همان است. الان ۳۵ ساله‌ام. هشت سال است که دیگر آن پیکان‌ها را سوار نشده‌ام. زندگی آن سبکی درست هشت سال است که...ادامه مطلب ...
  • راهنمای انتخاب موضوع در دوره تحصیلات تکمیلی اقتصاد

    خب عیدی که قولش را داده بودم بلاخره آماده شد و می‌توانم قبل از پایان تعطیلاتت پستش کنم. در ادامه کار مشترکی که با مهدی فیضی عزیز در مورد راه‌نمای ادامه تحصیل اقتصاد داشتیم٬ این دفعه متن مختصری تهیه کرده‌ام که تجاربی از انتخاب موضوع پژوهش برای پایان‌نامه‌ها (عمدتا دکترا) در حوزه اقتصاد و فاینانس را مستند کرده است. تمرکز متن روی دوره دکترا است ولی فکر می‌کنم شاید برای دوستان دوره کارشناسی ارشد هم برخی نکات مفید را داشته باشد. متن برای استفاده عمومی است و لذا خوش‌حال می‌شوم که آن‌را برای هر کس که فکر کردید این مستند ممکن است برایش مفید باشد بفرستید. این نسخه فعلا اولین نسخه است و قطعا کم‌بودها و اشکالات زیادی دارد. هر نظر و پیش‌نهادی از طرف شما می‌تواند به به‌بود آن کمک کند. سعی خواهم کرد که هر سه ماه یک‌بار یک نسخه بازنگری شده از مستند را بیرون بدهم. ضمنا امیدوارم مطالب مستقلی هم از استادان و محققان دریافت کنم که بشود به کل متن اضافه کرد. در ذهن دارم که در آینده – اگر فراغت زمانی و امکانات اجازه بدهد – سایت ویکی برای این موضوع هم راه‌اندازی کنیم که بحث‌های دوستان حول موضوعات پژوهشی در اقتصاد بتواند آن‌جا شکل بگیرد.
  • موضوع پایان‌نامه دکترا و هم‌کاری داخل و خارج

    دوستان زیادی از من می‌پرسند که آیا ایده‌ای برای موضوع تز دکترای اقتصاد یا فاینانس دارم و هر بار باید یک ایمیل جداگانه پاسخ بدهم. در حال حاضر هم با چند نفر از دوستان به عنوان مشاور تزشان هم‌کاری می‌کنیم که خودش تجربه جالبی است. فکر کردم بحث را این‌جا عمومی‌تر بنویسم که بقیه هم مشارکت کنند و همه بهره ببریم. ابتدا برخی نکات بدیهی را که قبلا هم نوشته‌ام تکرار می‌کنم. ۱) یک تز دکترای خوب در حوزه اقتصاد باید یک مساله درجه اول مطالعه‌نشده را هدف بگیرد. جوری که نتایج مطالعه برای عده زیادی جالب و مهم باشد. از طرف دیگر اجرای تحقیق باید برای دانش‌جو ممکن باشد. لذا اهمیت مساله (از حیث تاثیرش روی سیاست‌گذاری٬ بنگاه‌ها یا خانوارها) و مطالعه‌پذیری مساله (مثلا در دست‌رس بودن داده‌های لازم برای مطالعات تجربی) و مهارت‌های خودتان (از حیث آشنایی با روی‌کردهای مدل‌سازی لازم و دست‌رسی به استادان راه‌نما و هم‌کاران مناسب برای رفع اشکال و بحث و گفت و گو) باید اصلی‌ترین معیارهای شما برای انتخاب موضوع باشند. ۲) تکرار واضحات می‌کنم که ابزار کار باید آخرین و بی‌اهمیت‌ترین معیار شما برای انتخاب تز باشد. ابزار می‌تواند روی‌کردهای جریان اصلی و مقبول در اقتصاد مثل نظریه بازی یا مدل‌سازی تعادل عمومی یا روش‌‌های تخمین ساختاری باشد یا ابزارهای کم‌ربط و غیرمعمول در اقتصاد مثل شبکه‌های عصبی و الگوریتم ژنتیک. مقهور اسم‌های دهن‌پرکنی مثل فیلتر کالمن و مونته‌‌کارلو و GARCH و امثال آن نشوید. دقت کنید که این‌ها معمولا تکنیک‌های ساده‌ای هستند که خیلی وقت‌ها ظرف یک هفته قابل یادگرفتن هستند و هیچ کس به شما به خاطر استفاده صرف از ابزار امتیاز نمی‌دهد مگر این‌که موضوع را نفهمد و مقهور اسم و پیچیدگی ظاهری ماجرا شود. ۳) در حین جست و جو و گفت و گو برای پیدا کردن تز باید ادبیات را هم خوب بخوانید و ذهن‌تان را مجهز...ادامه مطلب ...
  • مصاحبه با خبرنامه دانش‌کده مدیریت و اقتصاد

    خبرنامه دانش‌کده مدیریت و اقتصاد شریف در شماره اولش مصاحبه‌ای با من و امیررضا کرمانی (دانش‌جوی دکترای اقتصاد ام‌آی‌تی) داشته است. مصاحبه امیر خیلی خواندنی و آموزنده است. لذا لینک بخش مصاحبه خبرنامه را می‌گذارم که اگر دوست داشتید هر دو مصاحبه را بخوانید. (دریافت کل خبرنامه از این‌جا) مصاحبه من یکی دو جا با پرش در جملات مواجه شده و برخی جملات حذف شده (احتمالا تصادفی) که پاسخ یکی دو سوال را سخت کرده است. ذکر این خاطره هم برای تنوع بد نیست. در مصاحبه راجع به رییس پاکستانی‌ام در سازمان ملل می‌گویم که ۸ سال پیش برای اولین بار پیش‌نهاد کرد فاینانس بخوانم. البته جملات مربوط به خاطره‌ام از او درست چاپ نشده‌اند. این مصاحبه چند ماه قبل انجام شد و گفتم که ازش خبر ندارم و دوست بدانم چه کار می‌کند. چند روز بعد از این مصاحبه (تابستان امسال) برای کاری به اداره‌ای در وین رفته بودم و داشتم برای دوستی که با من بود در مورد مصاحبه و خاطره‌ام از این رییس سابق و این‌که شش سالی است ازش خبر ندارم و احتمالا الان آن طرف دنیا است حرف می‌زدم. هنوز حرفم تمام نشده بود که در اتاق انتظار اداره باز شد و همان رییس سابق وارد شد و ناگهان به من گفت تو این‌جا چه کار می‌کنی؟! و البته قیافه هر سه ما دیدنی بود.
  • یک پاراداکس (یا پازل) اقتصادی چه طور شکل می‌گیرد؟

    واکنش برخی از دوستان به پست قبل عجولانه بود و فکر کردم کمی در مورد نقد این نوع نگاه بنویسم و کلیتی که یک پازل اقتصادی شکل می‌گیرد را توضیح بدهم. از مسیرهای مختلفی پیام‌هایی دریافت کردم که «این‌که بدیهی است. نکته‌اش در محاسبه نادرست احتمال است. یا این‌که معلوم است که مقدار انتظاری ایکس و معکوس ایکس یک‌سان نیست». پاسخ هم این بود که آن‌هایی که این پاراداکس را خلق کرده‌اند یا مدت‌ها است روی آن کار می‌کنند این اصل بدیهی آماری را می‌دانند و لذا نکته مساله چیزی فرای بازی با احتمال‌ها است. کل نکته این است که می‌دانیم که دو طرف به دو مقدار انتظاری متفاوت می‌رسند ولی در واقعیت عملا دو طرف با یک نرخ مبادله می‌کنند و نه دو نرخ. سوال این است که این نرخ چیست؟ پاراداکس سیگل البته جدی‌تر از یک پازل معمولی اقتصادی است چون نکته‌اش تا حدی از جنس پاراداکس‌های منطقی-ریاضی است و نه صرفا ضعف مدل‌سازی. ولی از این فرصت استفاده می‌کنم تا کمی در مورد پازل‌ها – نسخه ضعیف‌تر پارداکس‌ – حرف بزنیم. در کل پازل‌های علوم تجربی معمولا وقتی شکل می‌گیرند که یک مدل ساده ولی مورد قبول جامعه علمی فاصله قابل توجهی با واقعیت داشته باشد. می‌گویید معلوم است که مدل‌ با واقعیت فاصله دارد! این هم بدیهی است. این نکته را یکی دو نفر از دوستان هم گفتند که «خب این یک مدل است و اگر با واقعیت نمی‌خواند حتما مدل بدی است». پاسخ من به آن‌ها این بود که بلی حرف بدیهی است که هر مدلی غلط است و با واقعیت فاصله دارد منتها پازل‌وار بودن یک مساله را متخصصین آن حوزه تشخیص می‌دهند و این نکته کلی که هر مدلی غلط است کمکی به بحث نمی‌کند. تخصص متخصصین (در این مورد خاص٬ اقتصاددانان آن حوزه) به آن‌ها می‌گوید که آیا عناصری که در یک...ادامه مطلب ...
  • تئوری شبکه: موضوعی برای تز فوق‌لیسانس و دکترا

    اول یک مقدمه عمومی بگویم: مدتی است که ایمیل‌های زیادی دریافت می‌کنم که در مورد پیش‌نهاد موضوع تز می‌پرسند. متاسفانه معمولن قادر نیستم کمک خاصی بکنم چون اولن یافتن موضوع تز کار خود محقق است و ثانین بسیار سخت است که بدون دانستن مهارت‌های فرد، داده‌های در دست‌رس، تخصص‌های هیات علمی، استانداردهای دانش‌کده و غیره به صورت تصادفی موضوعی را پیش‌نهاد کرد. ضمن این‌که این روزها من روی ایران تحقیق نمی‌کنم و لذا واقعن نمی‌‌دانم که سوال‌های جالب و مهم برای بررسی چی است. (امیدوارم این دو جمله آخر در یک و نیم سال آتی تغییر کند). با این مقدمه، فکر کردم یک موضوع عمومی را که به یکی از دوستان پیش‌نهاد کرده بودم این‌جا مطرح کنم شاید به کار عده‌ مختلفی بیاید. فکر می‌کنم بحث تئوری شبکه‌ها به دلیل ماهیت آن برای دانش‌جویان ایرانی در رشته‌‌های مختلف می‌تواند مفید باشد. اولن در سطح جهانی هم هنوز موضوع داغ و در حال توسعه‌ای است. ثانین می‌‌توان در آن طیفی از کارها مثل کار تئوریک صرف، کار امپریکال یا کار محاسباتی انجام داد. ثالثن در حوزه‌های مختلفی از جامعه‌شناسی و بیماری‌شناسی تا اقتصاد و فاینانس و مباحث توسعه و حمل و نقل و مسایل شهری و الخ کاربرد دارد. برای شروع احتمالن یکی از به‌ترین نقطه‌ها نگاه کردن به درس مشترک دارون عاجم‌اوغلو و آسو اوزداگلار روی سیستم درس‌باز MIT و دنبال کردن منابع و جزوه‌های آن‌ها است. آدم‌های دیگری که می‌توانید به کارهای‌شان نگاه کنید مارتا گونزالس (که بیش‌تر کارهای مربوط به انتشار پدیده‌ها را دنبال می‌کند) ، سزار هیدالگو، سنجیو گویال (که یکی از اولین و به‌ترین کتاب‌ درسی‌های این حوزه را نوشته است)، آلبرت باراباسی (او فیزیک‌دان است و بخش مهمی از نظریه شبکه‌‌ها توسط کارهای او توسعه یافته)، جک‌ متسون (که بیش‌تر روی کارهای اقتصادی متمرکز است) و نهایتن آنا بابوس (که روی کاربردهای فاینانسی کار می‌کند...ادامه مطلب ...

درباره خودم

حامد قدوسی٬ متولد بهمن ۱۳۵۶ هستم و با همسرم مريم موقتا در نزدیکی نیویورک زندگي مي‌كنم. در دانش‌گاه اقتصاد مالی درس می‌دهم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.
پست الکترونیک: ghoddusi روی جی‌میل

جست و جو

بایگانی