• تاملاتی در سیاست‌های اقتصادی دولت آینده: شماره چهار

    تیم مدیریتی دولت آینده از مواردی است که جای نگرانی زیادی دارد. اصل این نگرانی به وقفه هشت ساله‌ای بر می‌گردد که حاکمیت دولت قبل در روند طبیعی رشد مدیران در کشور ایجاد کرد.
  • تاملاتی در سیاست‌های اقتصادی دولت آینده: شماره سه

    احتمالا بحث مدیریت درآمدهای نفتی جزو سوالات مهم پیش‌روی دولت بعدی خواهد بود. البته شرایط تحریم عملا آن رابطه ساده بین فروش نفت و درآمدهای ریالی دولت را تا حدی مختل کرده است و همین ممکن است فرصتی باشد که مهندسی مجدد لازم در اتکای بودجه به درآمدهای نفتی صورت گیرد. هر چند که بحث کاهش اتکای اقتصاد و بودجه دولت به نفت حرفی درست و کمابیش مورد قبول همه است ولی در این مسیر گاه اظهارنظرهای محبوب و به ظاهر معقول ولی در واقع نادقیقی می‌شنویم که بعضا به لحاظ نظری یا عملی قابل قبول نیستند و یا حداقل جای بحث بیش‌تر دارند. بحث مفصل است و باید جداگانه به هر کدام پرداخت. یک مورد از این نظرات این است که «ثروت نفت متعقل به نسل‌های آینده است و نباید آن‌را خرج کرد». اگر حافظه‌ام اشتباه نکند حتی دکتر طیب‌نیا نماینده دکتر عارف در جریان مناظره‌های اقتصادی این نکته را بیان کرد. به باور من به دلایل زیر این حرف نادقیق است و می‌تواند باعث گم‌راهی در جریان سیاست‌گذاری شود و باید تامل بیش‌تری در موردش صورت بگیرد: ۱) به مدد رشد فناوری نسل بعدی به احتمال زیاد از نسل فعلی ثروت‌مندتر خواهد بود. نگه داشتن ثروت مشترک برای نسلی که ثروت‌مندتر است ممکن است حتی عادلانه هم نباشد. ۲) در مورد قیمت منابع فسیلی در بلندمدت جای نگرانی وجود دارد. اگر مالیات کربن در طول زمان به صورت تصاعدی بالا برود٬ فناوری‌های پاک (باد و خورشید) برای تولید برق گسترش بیش‌تری پیدا کنند و در بخش حمل و نقل فناوری‌هایی مثل سوخت‌های زیستی نسل دوم٬ باطری‌های خورشیدی و فناوری هیدروژنی تجاری و فراگیر شوند تقاضا برای سوخت‌های فسیلی ممکن است کم و کم‌تر شود. هر چند در سناریوهای میان‌مدت قیمت انتظاری سوخت‌های فسیلی کمابیش در حول و حول قیمت‌های فعلی است ولی اگر سناریوی اقتصاد بدون کربن تا...ادامه مطلب ...
  • تاملاتی در سیاست‌های اقتصادی دولت آینده: شماره دو

    به خاطر تعهدات مالی که دولت احمدی‌نژاد ایجاد کرده دولت آینده کار سختی در پیش خواهد داشت. در هشت سال گذشته خرج کردن بودجه عمرانی و هزینه طرح‌های بزرگ و پایه برای امور روزمره به رویه رایج تبدیل شده بود. رفتاری که باعث تضعیف شدید شرکت‌های داخلی در حوزه مهندسی مشاور و پیمان‌کاری و انباشت بدهی‌های دولت به این شرکت‌ها شده است. دولت بعدی برای این‌که بتواند چرخ سرمایه‌گذاری‌های عمرانی را فعال کند هم باید بدهی‌های فعلی این شرکت‌ها را پرداخت کند و هم انضباطی به بودجه بدهد که جریان عادی تزریق بودجه عمرانی ادامه پیدا کند. چیزی که من این وسط نگرانش هستم حجم عظیم طرح‌های کوچکی است که در سفرهای استانی و امثال آن ایجاد شده‌اند و هنوز به بهره‌برداری نرسیده‌اند. اتمام این طرح‌های نیمه تمام (و احتمالا عمدتا غیربهینه یا غیرموجه) بار دیگری بر دوش دولت آینده خواهد بود. دولت آینده بر سر یک دو راهی خواهد بود. از یک طرف اگر بخواهد طرح‌ها را به اتمام برساند بودجه کافی برای پروژه‌های مهم‌تر را نخواهد داشت (با فرض حاکم شدن انضباط مالی بر دولت) و اگر بخواهد آن‌ها را رها کند به نوعی با مطالبات پاسخ‌داده‌نشده و هزینه‌های تلف‌شده مواجه خواهیم بود یک پیش‌نهاد که به ذهن من می‌رسد ایجاد یک فهرست از این طرح‌ها و بعد دسته‌بندی آن‌ها برای اتمام سریع یا واگذاری به بخش خصوصی در وضعیت فعلی‌شان است. با فروش طرح‌های نیمه‌تمام به بخش خصوصی٬ سرمایه‌گذار جدید می‌تواند تصمیم بگیرد که طرح را با کاربری فعلی به اتمام برساند یا اساسا با تغییر کاربری آن‌را به پروژه‌ای سودده و موجه تبدیل کند. این کار اگر عملی شود هم بودجه جدیدی از محل واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای به دولت تزریق می‌کند٬ هم لنگر طرح‌های قدیمی را آزاد می‌کند و با به کارگیری ابتکارهای بخش خصوصی می‌تواند کاربری‌های جدیدی برای طرح پیدا کند. برای افزایش شانس موفقیت...ادامه مطلب ...
  • تاملاتی در سیاست‌های اقتصادی دولت آینده: شماره یک

    شروع کردم به نوشتن یک مقاله در مورد مباحث مختلف سیاست اقتصادی که رییس جمهور آینده با آن مواجه خواهد بود. بعد دیدم خیلی بلند می‌شود و هر قسمتش هم جداگانه جای بحث و کار دارد و شاید مقاله‌ای که شامل نکات متعدد باشد امکان بحث را کم کند. تصمیم گرفتم سبک کار را عوض کنم و در پست‌های متعدد نکات کوچکی که به نظرم می‌رسد را این‌جا بگذارم و نقد و نظرات دوستان را هم روی آن‌ها داشته باشیم. شاید بعدا جمع‌بندی کردیم. دوستان عزیز روزنامه‌نگار داخل کشور لطفا اگر خواستید این یادداشت‌ها را بازنشر کنید قبلش حتما با من هماهنگ کنید تا متن را ویراستاری کنیم. از بحث سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی شروع می‌کنیم. احیای سازمان مدیریت و برنامه یکی از وعده‌های آقای روحانی و بقیه نامزدها بود. به نظرم حالا که این سازمان در دولت قبلی منحل شده فرصتی هست که آن‌را متفاوت از گذشته بسازند. توصیه مشخص من این است که دو کارکرد متفاوت سازمان برنامه یعنی سیاست‌گذاری اقتصاد کلان و بودجه‌ریزی و نظارت از هم تفکیک شود یا حداقل به تفاوت ماهیتی آن‌ها توجه شود. در نقش سیاست‌گذاری اقتصادی سازمان مدیریت باید به رییس جمهور و دولت توصیه‌های مشخصی در زمینه‌ سیاست‌های کلان بدهد و مثلا بگوید که آیا اقتصاد در حال ورود به رکود هست یا نه. آیا سیاست انبساطی توصیه می‌شود یا انقباضی. چه نرخ رشدی باید هدف‌گذاری شود و در شرایط روز آیا هدف افزایش رشد دنبال شود یا ثبات‌سازی و کاهش نوسانات. کارکرد سیاست‌گذاری اقتصاد کلان نیازمند کار با مدل‌های پیش‌بینی و سیاست‌گذاری اقتصاد کلان٬ تحقیقات دانش‌گاهی و رهبری و عضویت و هم‌فکری اقتصاددانان برجسته‌ای دارد که شاید در ظرف محدودیت‌های اداری رایج کشور نگنجد. کارکرد دیگر سازمان برنامه کار بودجه‌ریزی و تخصیص و نظارت بر بودجه است. این نقش خیلی روزمره‌تر و بوروکراتیک‌تر از نقش قبلی است و کار به...ادامه مطلب ...
  • کوتاه در مورد نکات اقتصادی نامزدها

    در مناظره ام‌روز یک سری نکات مرتبا توسط نامزدهای مختلف تکرار شد. به نظرم این موارد جای تامل دارد. من تاملات خودم را می‌نویسم و از نظرات بقیه بهره می‌بریم. ۱) تقریبا همه نامزدها می‌گفتند که نقدینگی باید به سمت تولید هدایت شود تا تورم‌زا نباشد. نقدینگی جمع پول و اعتبار موجود در اقتصاد است و زیر خاک دفن نمی‌شود. مهم هم نیست به سمت چه نوعی فعالیتی هدایت شود چون نهایتا از بین نخواهد رفت. اگر نقدینگی اضافی به سمت پربازده‌ترین پروژه ممکن هم هدایت شود (که البته دقیقا نمی‌دانیم این هدایت چه طور باید اتفاق بیفتد) باز هم این اعتبار (نقدینگی) باید خرج دست‌مزد کارگر و پیمان‌کار و مصالح و غیره شود و نهایتا از طریق پرداخت به عوامل تولید به اقتصاد بر می‌گردد. تنها نهادی که می‌تواند نقدینگی را از جامعه خارج کند خزانه بانک مرکزی (و نیز به صورت غیرمستقیم سیاست‌های بانک‌ مرکزی روی میزان اعتبارات بانک‌های تجاری) است. احتمالا پس ذهن کسانی که از این استدلال دفاع می‌کنند این است که با هدایت نقدینگی به سمت تولید میزان تولید زیاد می‌شود و لذا با افزایش عرضه کالا قیمت‌ها کم می‌شود. دقت کنیم که اندازه بزرگی رشد نقدینگی گاه در حد ۳۰ درصد ولی نرخ رشد اقتصادی چیزی از مقیاس ۲-۳ درصد است. لذا این مکانیسم نمی‌تواند تاثیر خاصی روی سطح عمومی قیمت‌ها داشته باشد. ۲) تقریبا همه از واردات می‌نالیدند. ما حساب سرمایه (Capital Account) باز (یعنی آزادی ورود و خروج ارز خارجی توسط سرمایه‌گذاران بین‌المللی) و نیز استقراض خارجی توسط دولت نداریم که بگوییم کسری تجاری توسط قرض از خارج تامین شده است و لذا بدهی کشور را افزایش داده است. همه واردات از طریق ارز حاصل از صادرات تامین می‌شود و دست آخر این ارز باید صرف خرید کالا و خدمات از کشورهای دیگر شود و گرنه به درد مردم نمی‌خورد. می‌توان در...ادامه مطلب ...
  • رفتار شخصی در مواجهه با نرخ ارز نامعلوم

    پیش‌بینی آینده کوتاه‌مدت نرخ ارز در همه جای دنیا و خصوصا در شرایط فعلی ایران بسیار دشوار است. برای بلندمدت بلاخره می‌شود شهودی از روند تجاری و ذخایر ارز و نرخ‌های بهره و الخ داشت و کمابیش حدودی از نرخ بلندمدت را تخمین زد که البته آن‌هم جای خطای زیاد دارد چون می‌دانیم که خیلی از مدل‌های نظری در عمل به طور کامل کار نمی‌کنند. من مرتب در مقابل این سوال قرار می‌گیرم که آیا ارز بخریم یا نخریم. گذشته از آن پیچیدگی‌های نظری قطعا آدمی مثل من به درد این مشاورت نمی‌خورد چون کسی می‌تواند در این زمینه حرف معنی‌داری بزند که روی تحولات نرخ ارز در داخل ایران کار کند و اطلاعات دست اول از سیاست‌های غیررسمی بانک مرکزی و وضعیت ذخایر و کانال‌های تزریق ارز به بازار واکنش عامل‌ها به خبرها و شایعات مربوط به اوضاع سیاسی و غیره داشته باشد. چنین افرادی احتمالا می‌توانند حدس‌هایی بزنند که تا حدی جهت حرکت نرخ ارز را مشخص کند. تنها نکته‌ای که گاه به ذهن من می‌رسد بگویم این است که اصلا بیایید نرخ ارز را مارتینگل فرض کنیم. این به زبان ساده یعنی هیچ قدرت پیش‌بینی نداریم و اطلاعات قیمت ام‌روزمان به‌ترین چیزی است که می‌توانیم راجع به فردا بگوییم. مقالات متعددی نشان می‌دهند که در بازار ارز یک مدل ساده این طوری عمل‌کرد پیش‌بینی قوی‌تری از مدل‌های ساختاری دارد و لذا فرض بدی نیست. آیا دیگر نباید هیچ کاری بکنیم؟ نه! هنوز می‌شود کارهایی کرد. حتی با این فرض – یعنی خلع سلاح کردن خودمان از امکان پیش‌بینی – باز می‌توانیم راجع به استراتژی شخصی‌مان در زمینه نرخ ارز فکر کنیم. قلب استراتژی ما بر اساس پوشش ریسک (Hedging) است. در این مورد خاص باید ببینیم که آیا سود/زیان ما از بالا یا پایین رفتن نرخ ارز یک‌سان است یا نه. بزارید چند تا مثال بزنم و...ادامه مطلب ...
  • آیا واردات از چین این قدر بد است؟

    1- رب گوجه فرنگي به ارزش 14.5 ميليارد ريال 2- تيغه برف پاك‌كن به ارزش 15.3 ميليارد ريال 3- مجسمه‌هاي كوچك وساير اشياي تزئيني ازچوب غيرازصنايع دستي به ارزش 15 ميليارد ريال 4- بطري، تنگ و همانند از مواد پلاستيکي به ارزش 14.3 ميليارد ريال 5- مسواك به ارزش 13.3 ميليارد ريال 6- دفاترثبت، دفاترحسابداري، دسته‌هاي يادداشت و دسته‌هاي کاغذ يادآوري به ارزش 10.6 ميليارد ريال 7- شلوار راحتي به ارزش 10.3 ميليارد ريال 8- شبرنگ به ارزش 10.2 ميليارد ريال 9- ميخ و پونز به ارزش 9.5 ميليارد ريال 10- دگمه به ارزش 8.1 ميليارد ريال 11- سير به ارزش به ارزش 7.9 ميليارد ريال 12- دستكش معاينه به ارزش 7.3 ميليارد ريال 13- پرتقال به ارزش 7.2 ميليارد ريال 14- شال و دستمال گردن،‌ چادر و روسري به ارزش 6.3 ميليارد ريال 15- مداد پاك كن به ارزش 6 ميليارد ريال 16- سير خشك شده به ارزش 4.7 ميليارد ريال 17- پولك و دگمه به ارزش 4.6 ميليارد ريال 18- بادام زميني به ارزش 3 ميليارد ريال 19- چنگك كشاورزي به ارزش 2.8 ميليارد ريال 20- بند شلوار به ارزش 1.7 ميليارد ريال 21- لوبيا به ارزش 300 ميليون ريال 22- نخود فرنگي به ارزش 330 ميليون ريال 23- فلفل خرد نشده به ارزش 212 ميليون ريال 24- تيغ سلماني به ارزش 48 ميليون ريال
    ادامه مطلب ...
  • خودتان را برای مطالعات بومی توسعه آماده کنید

    یکی از نقاط قوت مهم دانش‌کده اقتصاد ام‌آی‌تی گروه توسعه آن است که فکر می‌کنم اگر مطلقا اول نباشد به هم‌راه هاروارد و ال‌اس‌ای و برکلی باید لیگ چهار دانش‌کده برتر را شکل بدهند. در ذهنم طرحی را می‌پرورانم که به طور تفصیلی به چهار ضلع مهم مطالعات اقتصاد توسعه بپردازم که عبارتند از روی‌کرد تجربی- خرد (که بیش‌تر به اسم بنرجی و دوفلو شناخته می‌شود و توسط آزمایش‌گاه فقر عبدالطیف جمیل ام‌آی‌تی شبکه گسترده‌ای را در بر می‌گیرد)٬ روی‌کرد نهادی – اقتصاد سیاسی که دارون عاجم‌اوغلو پیش‌تاز آن است٬ روی‌کرد اقتصاد کلان و بازارها – خصوصن بازارهای مالی محلی – که کسانی مثل رابرت تاوسند در آن مطرحند و روی‌کرد سیاست توسعه که بیش‌تر در مدرسه کندی هاروارد و توسط کسانی مثل دنی رودریک توسعه می‌یابد. طبعن کسانی مثل جفری ساکس هم هستند که نمی‌دانم بر اساس روی‌کردشان بیش‌تر باید به عنوان متخصص توسعه طبقه‌بندی شوند یا مدافعان یک سیاست جهانی ضد فقر. نکته‌ای که می‌خواهم اشاره کنم بیش‌تر به روی‌کرد اول و تا حدی روی‌کرد سوم مربوط است. یکی از مشاهداتم در ام‌آی‌تی کیفیت حیرت‌انگیز کارهای دانش‌جویان سال‌های اولیه دکترا در زمینه مسایل توسعه است. علاقه‌متد شدم که بدانم که چه طور دانش‌جوی جوان و تازه‌کار می‌تواند مقاله‌ای ارائه کند که اساسش شناخت دقیق و جزیی از نهادها و داده‌های دست اول جمع‌آوری شده از کشورهای آمریکای لاتین یا آفریقا یا شبه قاره هند است. یکی از پاسخ‌هایی که گرفتم این بود بود که این بچه‌ها معمولا خود را از دوره کارشناسی برای این کار آماده می‌کنند. به این معنی که در قالب دانش‌جوی خیلی جوان کارشناسی وارد ان‌جی‌او های مربوط به جهان سوم شده یا حتی خودشان چنین موسسه‌ای را شکل می‌دهند و به این مناطق سفر می‌کنند یا در پروژه‌های مطالعاتی به عنوان دست‌یار کار می‌کنند و لذا شناخت میدانی خوب – و طبعا هدف‌دار و...ادامه مطلب ...
  • توضیحی در مورد کامنت‌ها

    متاسفانه مدتی است که نمی‌رسم کامنت‌ها را پاسخ بدهم. این یک تصمیم بود که آیا باید متعهد به نوشتن و پاسخ به همه نظرات باشم یا نه. طبعا حالت ایده‌آل همین است ولی متاسفانه محدودیت زمانی باعث می‌شد که نتوانم به نظرات برسم و لذا قید نوشتن را هم می‌زدم. ولی دست آخر به این نتیجه رسیدم که حداقل هر از چندی به صورت سریع هم که شده پستی را بنویسم و پیشاپیش عذرخواهی کنم که جز در موارد خاص یا وقتی که فراغت کاملی حاصل شود نمی‌رسم که به تک تک نظرات پاسخ بدهم. خصوصا که نظرات معمولا فکر شده و پخته هستند و پاسخ آن‌ها گاهی چند برابر نوشته اصلی وقت می‌برد. در هر صورت به این نتیجه رسیدم که این حالت بهینه دوم (Second-Best) احتمالا به‌تر از ننوشتن مطلق است. طبعا همه نظرات را می‌خوانم و استفاده می‌کنم. گاهی هم نظرات پاسخ هم را می‌دهند و بحث ادامه پیدا می‌کند. تنها چیزی که باید اضافه کنم این است که احتمالا الان دیگر پاسخ ندادن به نظرات لزوما نشانه موافق بودن نیست امیدوارم این روی تصمیم خوانندگان برای نظر دادن اثر نگذارد چون عده زیادی از این نظرات بهره می‌برند.
  • شیوه جدید مدیریت کامنت ها

    خوانندگان عزیز از سخت بودن کار با سیستم تشخیص انسانی قبلی شکایت داشتند. ضمن این‌که متوجه شدم سیستم به طور کلی در یک هفته گذاشته از کار افتاده بوده و امکان نظر دادن در مورد پست قبلی وجود نداشته است. سعی کردم سیستم شناسایی کاربر انسانی از اسپم را کمی به‌بود بدهم. این بار به جای خواندن کد شما باید به یک سوال خیلی ساده جواب بدهید: نوشیدنی مورد علاقه نویسنده چیست؟ جوابش هم سخت نیست چون همین بالای وبلاگ هست. دقت کنید که جواب درست آن کلمه سه حرفی وسطی است و نه کل عبارت. دقیقن هم همین طور که بالا نوشته شده است. البته ممکن است هر از گاهی سوال را عوض کنم تا مطمئن شویم که اسپم‌ها جواب درست را پیدا نمی‌کنند. در هر صورت امیدوارم که این سیستم ساده‌تر از قبل باشد. به هر حال سیستم نظرگیر باید الان کار کند..

درباره خودم

حامد قدوسی٬ متولد بهمن ۱۳۵۶ هستم و با همسرم مريم موقتا در نزدیکی نیویورک زندگي مي‌كنم. در دانش‌گاه اقتصاد مالی درس می‌دهم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.
پست الکترونیک: ghoddusi روی جی‌میل

جست و جو

بایگانی