<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>یک لیوان چای داغ</title>
      <link>http://chaay.ghoddusi.com/</link>
      <description>یادداشت‌های حامد قدوسی</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Sun, 14 Mar 2010 19:50:36 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>برخی جنبه‌های رفتاری در مالیه شخصی</title>
         <description><![CDATA[<p>این مقاله جدیدی است که برای ماهنامه همشهری نوشته‌ام. نسخه <a href="http://chaay.ghoddusi.com/beh_fin.pdf">پی‌دی‌اف</a></p>

<p>در مقاله شماره قبل ماه‌نامه، توصیه‌هایی را در باب مدیریت مالیه شخصی ارائه کردیم. توصیه‌های آن مقاله عمدتن در چارچوب تئوری مالی و اقتصادی سنتی و فرض عقلانیت استوار بودند. تئوری عقلانیت فرض می‌کند که افراد (یا مجموعه بازار) تمام محاسبات را دقیق انجام داده و اگر دارایی بالاتر یا پایین‌تر از قیمت واقعی خود قیمت‌گذاری شده بود استراتژی فروش/خرید مناسب را اتخاذ کرده و قیمت را تصحیح می‌کند.  پیش‌رفت‌های اخیر در علم روان‌شناسی و ترکیب آن با مباحث اقتصادی و مالی و شکل‌گیری مبحث مالیه رفتاری (Behavioral Finance) نشان می‌دهد که بسیاری از افراد لزومن همیشه این‌گونه رفتار نمی‌کنند. در این مبحث تاثیر عواملی مثل احساسات، تکیه بر حساب‌ کتاب سرانگشتی (به جای محاسبات دقیق ریاضی)، اعتماد به نفس، شبکه اجتماعی و ... بر تصمیم‌گیری‌های مالی افراد بررسی شده و نشان داده می‌شود که چنین عواملی در بسیاری از تصمیمات مالی در زندگی واقعی حضور دارند. به هر حال چون بسیاری از ما افراد معمولی هستیم در معرض بسیاری از خطاهای شناختی یا روانی قرار داریم. در این مقاله موضوع را از این زاویه هم دنبال کرده و برخی جنبه‌های روان‌شناختی مساله مدیریت مالیه شخصی را مطرح می‌کنیم. به این ترتیب دو مطلب می‌توانند مکمل یک‌دیگر به شمار آیند. </p>]]></description>
         <link>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1118.html</link>
         <guid>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1118.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sun, 14 Mar 2010 19:50:36 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برنامه‌نویس وب</title>
         <description><![CDATA[<p>انجمن بین المللی مدیران ایرانی برای توسعه وب سایت خود نیاز به همکاری پاره وقت یک برنامه نویس وب دارد.</p>

<p>مشخصات:<br />
- مسلط به زبان پی.اچ.پی<br />
 - مسلط به کار با پایگاه داده<br />
- تجربه کافی در طراحی صفحات وب سایت</p>

<p>. آشنایی با سیستم مدیریت محتوای جوملای فارسی مزیت محسوب می شود</p>

<p>.انجام این طرح از منزل یا هر محل دیگری با دسترسی به اینترنت پرسرعت امکان پذیر است. طول مدت پروژه سه ماه پیش بینی می شود.</p>

<p>علاقه مندان یک نسخه از رزومه خود به همراه لینک به نمونه سایتهای ساخته شده را به نشانی زیر ارسال کنند:</p>

<p>info[at]i-aim.org <br />
CC to ghoddusi at gmail dot com</p>]]></description>
         <link>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1117.html</link>
         <guid>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1117.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sun, 07 Mar 2010 20:59:34 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آینده آکادمی</title>
         <description><![CDATA[<p>یک استاد خوب تیپکال در بسیاری رشته‌های دانش‌گاهی در غرب هنوز آدمی است کمابیش با این مشخصات: باهوش و پرکار، ورزش‌کار، خوش خلق و اجتماعی، دارای دانش نسبتن خوب در حوزه‌های خارج از رشته کاری خودش، کنج‌کاو به دانستن راجع به مسایل کشورهای دیگر، خلاق، سخاوت‌مند و حمایت‌کننده دانش‌جویانش.</p>

<p>بیست سی سالی است که روند جدیدی در آکادمی در غرب شروع شده که ماجرا را کمی تغییر می‌دهد: آدم‌هایی با اتکا به برخی مهارت‌های فنی‌شان کم‌کم مشاغل دانش‌گاهی را اشغال می‌کنند یا کرده‌اند. این آدم‌‌ها به اندازه استادان نسل فعلی اجتماعی یا خوش برخورد یا اهل گفت و گو نیستند، وسعت دانش خارج از رشته علمی خودشان و کنج‌کاوی فردی را هم به آن اندازه قبلی ندارند، متاسفانه گاهی آن‌‌قدر هم حمایت‌کننده نیستند و گاهن فرصت‌های در اختیارشان را فقط به هم‌‌وطنان و هم‌زبانان‌شان می‌دهند. از روی مقالات منتشر شده می‌توان فرض کرد که به طور میانگین آن شهود و نوآوری نسل قبل را هم ندارند و موفقیت خود و دانش‌‌جویان‌شان مدیون مهارت‌های مکانیکی‌تری است.</p>

<p>مدتی است که تصور می‌کنم احتمالن آکادمی سی سال آینده (یا حداقل بخش‌هایی از آن) به لذت‌بخشی الان نخواهد بود. هم‌چنان که الان هم حدس می‌زنم که فضای اجتماعی برخی حوزه‌های علمی که آدم‌های گروه دوم در آن زیاد شده است به جذابیت برخی حوزه‌های دیگر که هنوز آدم‌‌های گروه اول در آن اکثریت دارند نیست. نگران‌کننده‌ترین بخش مساله برای من یکی افول تدریجی شهود و خلاقیت و دیگری افت کیفیت روابط انسانی است. البته به نظر می‌رسد خوش‌شانسی برخی حوزه‌های ادبیات و هنر و علوم انسانی این است که به این زودی‌ها این تغییرات در آن‌ها رخ نخواهد داد.</p>

<p>هر اشاره‌‌ای به یک ملیت و قومیت و فرد خاص در کامنت‌ها سانسور خواهد شد. </p>

<p>حامد: خوش‌بختانه بعضی دوستان نکته اصلی نوشته را که من نمی‌توانم واضح‌تر از این بگویم را از قلم می‌اندازند. بحث من به تغییر بین نسل‌های مختلف استادان از همان ملیت قبلی ربطی ندارد و چنین ادعایی ندارم. بحث تغییر در ترکیب ملیت استادان است.</p>]]></description>
         <link>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1116.html</link>
         <guid>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1116.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 06 Mar 2010 03:51:36 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>متن بی محتوی</title>
         <description><![CDATA[<p>داشتم توی مخزن کتاب‌خانه قدم می‌زدم دیدم کتابی هست به اسم "کاردرست‌ها" (High Skills) و مربوط به نتایج یک پروژه نسبتن اسم و رسم‌داری. گفتم ببرم به عنوان اسباب لذت شبانه بخوانمش، شاید هم ایده‌ای گرفتم برای گسترش مقاله خودم. دو سه فصلش را خواندم و دچار انقباض روحی شدم. در آن 50-60 صفحه‌ای که خوانده بودم دو کلمه حرف اساسی عمیق یا جدید نداشت که آدم یاد بگیرد. در عوض پر بود از کاربرد بی‌محتوی و نمایشی کلماتی مثل<br />
 Strategic Framework, Competency, National Advantage, Knowledge Economy و الخ</p>

<p>وقتی نوشته‌های اقتصادددان‌های مهمی مثل کینز و فریدمن و ساموئلسون و بارو و ... را می‌خوانید معمولن نوشته خیلی روشن و ساده است و هر جا کلمه‌ای به کار گرفته شده دقیقن منظور و کاربرد خاصی پشت آن بوده و چون خود استدلال به اندازه کافی هیجان انگیز و مهم بوده نویسنده نیازی به سنگین کردن بی‌هوده متن نداشته است. برای یک اقتصاددان مثلن اضافه کردن لغت "استراتژیک" یعنی زیر و رو کردن یک مدل از یک مدل تک عاملی به دو یا چند عاملی و چون هزینه و دردسر حل کردن یک مدل چند عاملی (خصوصن در فضای پویا) خیلی خیلی بیش‌تر است صاحب سخن مجبور است سنجیده حرف بزند و بی‌خودی کلمه خرج نکند. </p>

<p>دیدن این متون ضعیف و کم‌محتوا برای خود آدم هم درسی می‌شود که (خصوصن در زمان نوشتن مقاله به زبان خارجی) الکی کلمه قلنبه به کار نبرد چون خواننده احساس می‌کند که بین کاربرد بی‌جهت و/یا نابه‌جای کلمات تخصصی در متن و کم‌بود محتوای جدی، رابطه مستقیم از درجه دو برقرار است.</p>]]></description>
         <link>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1115.html</link>
         <guid>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1115.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 04 Mar 2010 18:24:37 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تبعیض جنستی در بحران اقتصادی</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://blogs.wsj.com/economics/2010/03/02/explaining-the-unemployment-gender-gap/?utm_source=feedburner&utm_medium=feed&utm_campaign=Feed%3A+wsj%2Feconomics%2Ffeed+%28WSJ.com%3A+Real+Time+Economics+Blog%29">وبلاگ وال استریت ژورنال</a> خلاصه‌ای از چند مطالعه فدرال رزرو را ذکر کرده که ته حرفش این است: مردان بیش‌تر از زنان شغل خود را از دست دادند، نرخ بی‌کاری مردان بیش از زنان شد (11 در مقابل 8.3 درصد) و تعداد مردان و زنان در لیست حقوق شرکت‌ها تقریبن با هم برابر شد.</p>

<p>دلیلش هم این بود که صنایعی که مرد-محور بودند (به صنایع خودروسازی دیترویت فکر کنید) ضربه بیش‌تری خوردند تا صنایعی که زنان در آن نقش بیش‌تری دارند (احتمالن مشاغل خدماتی مثل رستوران و بیمه). شاید از این شوک بشود یک نتیجه بلندمدت هم گرفت: در دنیای صنعتی سهم صنایع مرد-محور (یعنی صنایعی که مردان در آن مزیت رقابتی دارند مثلن صنایعی که نیاز به قدرت فیزیکی دارد مثل فولاد و خودرو) رفته رفته دارد کم می‌شود. این موضوع یکی از دلایلی است که در دهه‌های اخیر شکاف دست‌مزدها بین زن و مرد مرتبن کم شده است. با ادامه روند افزایش سهم صنایع خدماتی (که زنان در برخی از آنان مزیت رقابتی دارند یا حداقل با مردان برابرند) در اقتصادهای پیش‌رفته، آیا در ده‌های آینده زنان شاغل بیش از مردان خواهند بود؟</p>]]></description>
         <link>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1114.html</link>
         <guid>http://chaay.ghoddusi.com/2010/03/post_1114.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 02 Mar 2010 22:06:28 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
