• گمشده در اقتصاد

    تا چند ماه پیش برنامه ام این بود که یک دوره اقتصاد نظری بخوانم و بعد برای دکترا در یک رشته کاربردی تر مثل سیاست گزاری عمومی درس بخوانم. حتی زمانی به این فکر می کردم که فوق لیسانس اقتصاد بگیرم و بعد بروم دکترای جامعه شناسی. وقتی به دکتر نیلی گفتم جواب داد که اگر اقتصاد بخوانی مشکل بتوانی خودت را با رشته های دیگر تنظیم کنی و کاملا راست می گفت.
    الان که چند ماهی از این دوره درسی گذشته کاملا به خود اقتصاد و مباحث نظری آن علاقه مند شده ام و این باعث شده در یک دو راهی قرار بگیرم که فکر کنم مشکل خیلی ها در رشته های دیگر هم باشد. در اقتصاد یک انتخاب من این است که حوزه های کاربردی مثل اقتصاد انرژی و شهری و توسعه را کار کنم که خوب به لحاظ نظری ساده تر و ضعیف تر هستند ولی در عمل نتایج ملموس تر به بار می آورند. از طرف دیگر به مباحث کاملا نظری مثل بحث عقلانیت علاقه مند هستم که به اندازه کافی عمیق و پیچیده است ولی شاید در کشوری مثل ایران خیلی کاربردی نباشد.
    می دانم که آدم های خیلی باهوش ممکن است بتوانند بین این دو پل بزنند ولی فکر کنم این کار من نیست و باید روی یکی از دو سر طیف تمرکز کنم و این تصمیم را باید ظرف چند ماه آینده بگیرم.

    اصل مطلب انگلیسی

    بازگشت
نظرات

5 پاسخ به “گمشده در اقتصاد”

  1. پویا می‌گه:

    آقای قدوسی عزیز!
    تو خود آفتاب خود باش و طلسمِ کار بشکن.

    • احسان می‌گه:

      پویا جان پست برای ۱۰ سال پیشه، حامد فایننس خواند الان هم در یک بیزنس اسکول درس میده.

      • احسان می‌گه:

        راستی حامد جان، برگردی ۱۰ سال قبل کجای این مسیر شغلی-تحصیلیت رو تغییر میدی؟ از فایننس خوندن و تدریس توی بیزنس اسکول راضی هستی؟
        چند سال پیش منکیو توی وبلاگش نوشت که اقتصاددان‌هایی که در بیزنس اسکول درس میدن با بقیه فرق دارن و طبعا کاربردگرا تر هستن. یک بار هم گفته بودی یک استادی بهت گفته که اقتصاددان‌های که سلیقه‌شون مثل تو باشه نسلشون دهه ۵۰-۶۰ منقرض شده(حضور ذهن ندارم ولی یک همچین چیزی گفته بود)

        • حامد قدوسی می‌گه:

          سوال خوبیه احسان جان٬ خودم هم خیلی بهش فکر می‌کنم. این قسمتش که فاینانس خواندم ولی روی آب و انرژی و منابع طبیعی کار می‌کنم را خیلی راضی هستم و به نظرم رسیدن به این ترکیب به‌ترین قسمت تصمیمم بود. جایی که با دید الان عوض می‌کنم ۱) احتمالا وقت خیلی قابل توجهی بود که سال‌های اول روی مباحث خیلی نظری اقتصاد خرد گذاشتم و نباید می‌گذاشتم. تا حدی لذت ذهنی داشت ولی با دید فعلی‌ام قطعا از همان اول خیلی بیش‌تر روی مباحث کاربردی (از جمله مباحث پیش‌رفته و تخصصی اقتصادسنجی مثل اقتصادسنجی فضایی، حوزه IO و بحث‌های اقتصاد محاسباتی) وقت می گذاشتم. ضمنا ترسم از کار با داده را خیلی زودتر از این‌ها می‌ریختم. ۲) روی «پژوهش‌های» مالیه بنگاه اصلا وقت نمی‌گذاشتم و به جایش بیش‌تر مباحث کاربردی مالیه بنگاه را مطالعه آزاد می‌کردم. ۳) با توجه به روحیه‌ای که دارم مطمئن می‌شدم در همه حوزه‌های اصلی اقتصاد (مثل بین‌الملل یا بخش عمومی) حداقل یک درس تحصیلات تکمیلی برداشته‌ام.

      • پویا شیخ حسنی می‌گه:

        سپاس آقا احسان عزیز.

        از دور میگم لنگش کن اونم با ۱۰ سال تاخیر، خیلی هااااا :))

پاسخ دهید

لطفا با فونت انگلیسی به سوال زیر پاسخ بدهید: *

درباره خودم

حامد قدوسی٬ متولد بهمن ۱۳۵۶ هستم و با همسرم مريم موقتا در نزدیکی نیویورک زندگي مي‌كنم. در دانش‌گاه اقتصاد مالی درس می‌دهم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.
پست الکترونیک: ghoddusi روی جی‌میل

جست و جو

اشتراک ایمیلی

ایمیل خود را برای دریافت آخرین مطالب وارد کنید.

بایگانی