• قیمت‌های پیش‌رو نگر (Forward Looking) در بازار نفت

    درست به فاصله چند ساعت از اعلام توافق اوپک برای کاهش تولید قیمت انواع نفت خام در عرض چند ساعت چیزی حدود ۱۰-۱۲ درصد جهش کردند که خب در بازارهای دارایی و انرژی جهش خیلی بزرگ و کم‌سابقه‌ای به حساب می‌آید. سوال این است که توافق اوپک – که معطوف به تولید در ماه‌های آینده است – چرا باید قیمت امروز نفت را تحت تاثیر قرار دهد؟ این سوال حالت خاصی از یک سوال کلی‌تر است که چرا در حالی که هیچ اتفاقی در عرضه و تقاضای روز یک کومودیتی دیده نمی‌شود قیمت آن می‌تواند بسیار متلاطم باشد؟ کسانی که علاقه‌مند هستند که نشان دهند نظریه‌‌های اقتصاد متعارف در دنیای واقع برقرار نیست این تلاطم‌ها و جهش‌ها را به عنوان مثال نقض نظریه عرضه و تقاضا ذکر کرده و یا آن را به «اثرات روانی» در بازار نفت و هیجانات زودگذر و امثال آن نسبت می‌دهند. شکی نیست که بازار ممکن است به صورت موقت دچار اشتباه محاسباتی شود تا نهایتا به تعادل همگرا شود ولی این نیرو یک نیروی درجه اول نیست. اتفاقا این رفتار مشاهده‌شده کاملا با یک چارچوب بازار عقلانی و مبتنی بر عرضه و تقاضا (ولی به صورت چند دوره‌ای) سازگار است. در بازار نفت، قیمت‌های دوره‌های مختلف از طریق ذخیره و موجودی انبار نفت خام به یک‌دیگر وصل هستند. در نتیجه قیمت‌های امروز و قیمت‌های انتظاری زمان‌های مختلف (منعکس شده در قراردادهای آتی) باید – در یک محدوده‌ای – در تعادل با یک‌دیگر باشند. توافق اوپک ممکن است تولید نفت در هفته‌های آتی را کاهش داده و با کاهش عرضه قیمت در آن دوره‌ها را بالا ببرد. ولی اثر این توافق محدود به فردا نیست. کسی که امروز فروشنده نفت است این را حساب می‌کند که اگر نفت را به جای فروش امروز برای عرضه در دوره بعدی ذخیره کند می‌تواند آن را به قیمت...ادامه مطلب ...
  • خیال و واقعیت در برنامه انرژی ترامپ

    این مطلب به عنوان سرمقاله روزنامه تعادل منتشر شده است.   ****   بخش انرژی سهم ویژه‌ای در وعده‌های انتخاباتی ترامپ داشت. در این مقاله تلاش می‌کنیم بر اساس اطلاعات موجود ( تا اکنون) تحلیلی از ابعاد مختلف این برنامه، اثرات آن برای کشورمان و میزان امکان‌پذیری آن‌‌ها ارائه کنیم. طبعا با عدم‌اطمینانی که حول رفتارهای شخص ترامپ و چینش کابینه جدید آمریکا هست باید بیش‌تر منتظر ماند و جزییات بیش‌تر را دید. علاوه بر آن باید توجه کرد که بسیاری از سیاست‌های انرژی آمریکا در سطح ایالتی تنظیم می‌شوند و تعامل‌های درونی حزب جمهوری‌خواه و رابطه دولت فدرال و ایالت‌ها در این بحث اثر کلیدی خواهد داشت. در قلب برنامه انرژی ترامپ وعده مقررات‌زدایی از صنعت انرژی، رها کردن قیدها و گسترش سبد «همه منابع انرژی» داده شده است. از نظر کسانی که با دینامیک‌های این صنعت آشنا هستند این وعده‌ها به معنی کاستن از محدودیت‌ها روی سوخت‌های منتشرکننده کربن (خصوصا ذغال‌سنگ) و کاهش محدودیت‌ها به خاطر نگرانی‌های محیط‌زیست محلی (در حوزه اکتشاف و تولید نفت و گاز شیل)، اجازه اکتشاف و تولید بیش‌تر در منابع زیر زمین‌های فدرال و حذف موانع تکمیل خط لوله کی‌استون در سمت آمریکا است. الف) نفت و گاز:  تردیدی نیست که لابی انرژی فسیلی از انتخاب ترامپ سخت خوش‌حال است. هرولد هم  یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران صنعت شیل جزو مشاوران نزدیک او است و نیز گزینه‌هایی که به عنوان رییس وزارت انرژی مطرح می‌شوند از افراد نزدیک به سوخت‌های فسیلی هستند. در دولت جدید ایالات متحده احتمالا موانع اکتشاف و حفاری و نیز ساخت خط لوله‌‌های انتقال نفت و گاز و محصولات پالایشی به نسبت قبل خیلی کم‌تر خواهد شد. از هم اکنون زمزمه‌هایی شروع شده که بخش گاز و نفت شیل آمریکا خود را برای ورود به مرحله فعال‌تری آماده می‌کند. ترامپ ضمنا قول داده که مانعی که دولت اوباما بر سر خط...ادامه مطلب ...
  • اثر انتخاب ترامپ روی بازار جهانی انرژی

    طبعا باید منتظر ماند و جزییات بیش‌تر را دید٬ چون هم ترامپ نشان داده که صحبت‌های قبلی‌اش را تغییر می‌دهد و هم تعامل درونی جمهوری‌خواهان با ترامپ در حوزه انرژی روشن نیست. ولی این‌ها مواردی است که می‌شود بر اساس اطلاعات فعلی حدس زد: ۱) ترامپ وعده مقررات‌زدایی از صنعت انرژی و گسترش سبد «همه منابع انرژی» را داده است. در نتیجه لابی انرژی فسیلی از انتخاب او سخت خوش‌حال است. می‌دانیم که یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران صنعت شیل جزو مشاوران نزدیک او است. احتمالا موانع اکتشاف و حفاری و نیز ساخت خط لوله‌ به نسبت قبل خیلی کم‌تر خواهد شد و تولید گاز و نفت شیل آمریکا ممکن است رشد بیش‌تری داشته باشد. در عمل ولی دقت کنیم که هم ذخایر فیزیکی نفت (نه گاز) غیرمتعارف آمریکا محدود است و هم نفت شیل آمریکا در قیمت‌های پایین نفت خیلی رقابتی نیست. در نتیجه حتی با فضای مثبت دولت هم ممکن است تغییر «قابل ملاحظه» در عرضه و صادرات نفت رخ ندهد.  ۲) تولیدکنندگان ذغال‌سنگ و برق ذغال‌سنگی بسیار نفع خواهند برد٬ چون برنامه بازنشسته کردن و محدود کردن برق ذغال‌سنگی احمالا متوقف شده یا کند خواهد بود. آمریکا منابع سرشار ذغال‌سنگ دارد و ترامپ احتمالا از این منابع برای ایجاد شغل در بخش معدن و برق استفاده خواهد کرد. می‌دانیم که ذغال‌سنگ جزو آلوده‌کننده‌ترین منابع تولید برق است. ۳) ترامپ قول داده که مانعی که دولت اوباما بر سر خط لوله کی‌استون (از کانادا به آمریکا) گذاشته بود را بردارد. این خط لوله حامل نفت حاصل از منابع غیرمتعارف ایالت آلبرتای کانادا – حاصل از قیرهای نفتی و نه شیل و برای محیط‌زیست بسیار آلوده‌کننده – برای مصرف در پالایشگاه‌های جنوب و جنوب شرقی آمریکا است. تکمیل پروژه می‌تواند چند میلیون بشکه نفت جدید وارد بازار کند٬ ولی از طرف دیگر دولت جدید کانادا مخالف پروژه است و حتی...ادامه مطلب ...
  • نقد کتاب مناقشه اتمی

    مدت‌ها بود که دوستان مختلفی و در موقعیت‌های متعدد پیش‌نهاد می‌کردند که نقدی بر کتاب مناقشه اتمی دکتر محسن رنانی بنویسم. قبلا بر اساس نسخه اولیه کتاب نقد مختصری در وبلاگم نوشته بودم. بعدا که نسخه کامل کتاب بیرون آمد متوجه خطاهای فنی فاحش‌تری (مثل استفاده از متغیرهای با ریشه واحد (Unit-Root) در یک رگرسیون و گزارش افتخارآمیز نتایج این رگرسیون به عنوان کشفی از رفتار جدید بازار نفت! در جهت حمایت از فرضیه نویسنده) و یا تفسیر نادرست از مفهوم تعادل و استراتژی گم‌راه‌سازی در یک مدل نظریه بازی و امثال آن شدم و به نظرم نیاز به یک نقد مفصل‌تر بیش‌تر احساس شد. بعد از مرور متوجه شدم که متاسفانه کتاب نقد فنی جدی از سوی جامعه اقتصاددانان دریافت نکرده بود. در واقع در حالی که جامعه آن را جدی گرفته و در حجم زیاد خوانده شده بود، جامعه متخصصان اقتصاد عملا توجهی به کتاب نشان نداده و در نتیجه نقدی هم نوشته نشده است. البته دو نقد نسبتا کوتاه و از دید من بسیار درست و به‌جا از سوی آقایان دکتر محسن مسرت و دکتر غلامحسین حسنتاش وجود دارد که بیش‌تر چارچوب مفهومی و نوآوری ادعایی کتاب را نقد کرده بودند. مطلب آقای مسرت در الف منتشر شده و خوانندگان متعددی در نظرات پای مطلب هم نقدهای فنی مهمی را اضافه‌ کرده‌اند. بدون هیچ تعارف و ملاحظه‌ای باید این حدس را قایل شویم که خود این پدیده که هیچ اقتصاددان ایرانی نقد فنی روی چنین کتاب مطرح و پرخواننده‌ای – و در عین حال با حجم بزرگی از خطاهای واضح – ننوشته علامتی از یک مساله در فضای روشن‌فکری اقتصادی کشور است. کافی است وضعیت را با نقدها و ایرادگیری‌های متعددی که از کتاب‌های پرفروش اقتصادی در دنیا (مثلا سرمایه پیکتی یا سقوط ملت‌های عاجم اوغلو) شده و می‌شود رجوع کنیم. تازه فراموش نکنیم که این کتاب‌ها ماحصل مقاله‌هایی هستند که...ادامه مطلب ...
  • نوبل ۲۰۱۶ اقتصاد: هولمستروم و هارت

    هر سال بعد از اعلام برنده جایزه نوبل اقتصاد سمیناری در دانش‌گاه‌مان برگزار می‌کنیم و به زبان (نسبتا) ساده مشارکت علمی برندگان را به دانش‌جویان و سایر علاقه‌مندان توضیح می‌دهیم. امسال من و همکارم در مورد مشارکت علمی هولمستروم و هارت صحبت کردیم که اسلایدهایش را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید.
  • «دغدغه کارراهه» Career Concern

    فاما در مقاله‌ای در سال ۱۹۸۰ حدس زده بود که با وجود «بازار کار رقابتی» اصولا نیازی به قراردادهای انگیزشی برای حل مساله عاملیت نیست٬ چون فشار بازار و قیمت‌گذاری مداوم مدیران و متخصصان در این بازار خود به خود انگیزه کار کردن را به آن‌ها می‌دهد. هولمستروم در مقاله‌ خیلی مهمی نشان می‌دهد که این حدس درست نیست و بازار نمی‌تواند جای‌گزین کامل «قراردادها» شود. جالب بود که این مقاله را حتی برای انتشار به ژورنال‌های علمی نداد و به عنوان فصلی در یک کتاب چاپ کرد. سال‌ها بعد به درخواست سردبیر ژورنال RES مقاله در سال ۱۹۸۹ بازنشر شد. بر خلاف پست قبلی، در مساله «دغدغه کارراهه» عامل رفتار دینامیکی (چند دوره‌ای) دارد و می‌داند که عمل‌کرد خوب در این دوره نه تنها باعث پاداش فوری می‌شود بل‌که باعث می‌شود تا «باور» بازار در مورد قابلیت‌های او در دوره‌های بعدی هم مثبت باشد. چنین شرایطی را در بازار کار نیروهای متخصص مثل ورزشکاران، اعضای هیات علمی، مدیران، نظامیان، هنرمندان و الخ می‌بینیم. در این نوع مشاغل ارائّه عملکرد قوی یا استثنایی در چند سال اول کاراهه باعث تثبیت اعتبار و شهرتی می‌شود که نتایج مثبت آن برای سال‌ها باقی می‌ماند. فاما هم بر این اساس حدس زده بود که نیازی به قرارداد‌های انگیزشی نیست و بازار با ایجاد «دغدغه کارراهه» خودش انگیزه کافی تولید می‌کند. هولمستروم نشان داد که مساله کمی پیچیده‌تر از این است! عاملی که در ابتدای کارراهه‌اش است انگیزه دارد تا به صورت موقت عمل‌کردی «ورای» سطح واقعی قابلیت‌هایش تولید کند و به اصطلاح سیگنالی که بازار از او می گیرد را مغشوش کند، مفهومی که از مباحث جنگ الکترونیک قرض گرفته شد و عنوان Signal Jamming به‌ آن اطلاق شد. ولی ماجرا به این ختم نمی‌شود! بازار هم هوشمند است و می‌داند که عامل انگیزه دارد تا با عمل‌کرد استثنایی او را فریب بدهد!...ادامه مطلب ...
  • بده‌بستان «کارایی» و «اطمینان خاطر»

    از شهودهای مهمی که همان ابتدا در نظریه قراردها می‌آموزیم (و دو نفر از پیش‌گامان این حوزه هم امسال برنده جایزه نوبل شدند) بده‌بستانی (Trade-Off) است که بین «کارایی» و «بیمه» (یا اطمینان خاطر) وجود دارد. صورت ساده مساله این است که محصول خروجی یک سازمان تابعی از میزان تلاش کارگزار (Agent) به علاوه یک نویز تصادفی است. وجود این نویز باعث می‌شود که کارگزار هر قدر هم تلاش کند نتواند از کمیت محصول خروجی مطمئن باشد. به عنوان مثال کشاورزی که محصولی را کشت می‌کند در هر صورت در معرض شوک‌های تصادفی بارش و دما و آفات هست و در نتیجه بازده محصولش حاصل جمع تلاش و تخصص خودش و عوامل تصادفی بیرونی است. وقتی با چنین شرایطی سر و کار داریم تضاد مهمی بروز می‌کند: اگر بخواهیم از قراردادهای انگیزه‌ای قوی (High Powered) استفاده کنیم باید پرداختی به کارگزار را مستقیما به محصول خروجی مشروط کنیم تا او با حداکثر انگیزه کار کند. ولی از طرف دیگر عامل تصادفی (و خارج از کنترل او) باعث می‌شود تا دریافتی‌اش یک متغیر تصادفی بوده و در نتیجه ریسک زیادی به زندگی شخصی وی وارد کند. مثلا صاحب زمین ممکن است به کشاورز بگوید که ۵۰ درصد محصول مال او است. این قرارداد انگیزه زارع برای کار را زیاد می‌کند ولی ریسک زیادی هم به او وارد می‌کند که ممکن است خارج از حد تحملش باشد. در نتیجه مالک (که معمولا ریسک‌پذیرتر از عامل است) ممکن است ریسک محصول را جذب کرده و پرداختی کارگزار را ثابت‌تر کند. ولی پرداخت ثابت‌تر از طرف دیگر باعث می‌شود تا انگیزه کار کردن پایین بیاید! این همان تضاد کلیدی بین دو هدف مهمی است که در تیتر نوشته اشاره کردیم. با این چارچوب می‌توانیم به صورت نظام‌مند‌تری در مورد تفاوت نظام اقتصادی کشورها و مکانیسم‌های انگیزشی در بازار کار آن‌ها و تعادل‌های مختلف موجود...ادامه مطلب ...
  • بحث شیرین و گم‌راه‌کننده صادرات هندوانه

      انتظار از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران و متخصصان این است که یک جمله محبوب‌شده را به صرف زیاد شنیده شدن آن صرفا تکرار نکنند، بل‌که اول یک بررسی یا باز-بررسی انتقادی/تحقیقی روی آن انجام بدهند و جزییات آن را برای خواننده بحث کنند. متاسفانه این رویه در کشور ما کمی کم‌رنگ است. در این دو سه سال فکر می‌کنم کم‌تر گزاره‌ای به اندازه «فاجعه نابودی منابع اب از طریق صادرات هندوانه» در رسانه‌ها تکرار شده باشد. خود من هم تقریبا هر جایی در ایران در مورد اقتصاد آب صحبت داشته‌ام تقریبا اولین سوال/واکنش این بود که «با صادرات هندوانه چه کنیم؟». مدعی پایه این گزاره‌ها این است که ۱) هندوانه‌های صادراتی حجم عظیمی آب مصرف کرده‌اند و ۲) درآمدی که تولید کرده‌اند ارزش این همه آب را نداشته است. متاسفانه بخش اول این گزاره چندان با اعداد و ارقام «ردپای» آب محصولات سازگار نیست. به عنوان یک قاعده شهودی محصولاتی که خیلی خیس به نظر می‌رسند (مثلا گوجه‌فرنگی یا خیار یا هندوانه یا کاهو) اتفاقا ردپای آب خیلی «کمی» دارند. در مقابل محصولات خشک و جان‌دار مثل بادام و پسته و بامیه و قهوه یا دانه‌های روغنی مثل زیتون ردپای آب خیلی بالاتری دارند (چیزی در مقیاس ۱۰ تا ۵۰ برابر بیش‌تر از محصولات جالیزی). هندوانه علی‌رغم ظاهر پرآبش تنها ۳۰۰-۵۰۰ لیتر آب برای هر کیلو مصرف می‌کند، این عدد برای گندم حدود ۱۵۰۰ و برای پسته و بادام حدود ۸۰۰۰ لیتر است. معنی پاراگراف قبلی لزوما این نیست که هندوانه به‌ترین انتخاب برای صادرات است. در آن‌جا صرفا نشان دادیم که به لحاظ حجم فیزیکی آب هندوانه اتفاقا جزو محصولات «کم‌آب‌بر» است. ولی متغیر نهایی که در بحث مدیریت آب کشاورزی مهم است «نسبت بازده (فیزیکی/ریالی) محصول به ارزش اقتصادی آب مصرف‌شده» است. هندوانه حدود ۴۰۰ لیتر آب مصرف می‌کند و هر کیلو آن ۶۵۰ تومان صادر می‌شود. گندم...ادامه مطلب ...
  • مقاله علمی: پیش‌بینی تلاطم ها با استفاده از روند جست و جوی گوگل

    در این مقاله جدیدمان نشان می‌دهیم که اطلاعات حجم جست و جوی کلمات کلیدی مربوط به انرژی در گوگل، قابلیت پیش‌بینی تلاطم (Volatility) قیمت برای شش حامل انرژی (دو نوع نفت خام، دو نوع بنزین، نفت سفید و گاز طبیعی) در بازه دو هفته آینده را دارد. جست و جوی گوگل به عنوان نماینده ‌ای (Proxy) از توجه بازیگران کلیدی به مساله عمل می‌کند که با یک تاخیر زمانی خود را در افزایش تلاطم قیمتی در بازار نشان می‌دهد. ما فهرستی شامل نود کلمه اصلی جست و جو در گوگل را بر اساس قدرت پیش‌بینی آن‌ها بررسی کرده و ترکیبات مختلف کلمات که پیش‌بینی پذیری تلاطم‌ها در بازار انرژی را نسبت به مدل‌های سنتی GARCH افزایش می‌دهد شناسایی می‌کنیم. مقاله تلاشی برای ترکیب مدل‌های سنتی اقتصادسنجی با داده‌های اینترنتی است. می‌توانید از این‌جا دانلود کنید.
  • نقد مفهوم آب مجازی از منظر اقتصاد بین‌الملل

    اسلایدهای ارائه مقاله ما در دوازدهمین همایش اقتصاد منابع آب که به میزبانی بانک جهانی برگزار شد را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید. اسلایدهای بقیه مقالات همایش هم روی سایت قابل دریافت است. به طور خلاصه در این مقاله پنج محور نقد را در مورد آب مجازی بحث می‌کنیم: ۱) عدم تفکیک بین کم‌یابی محلی و  جهانی آب ۲) وجود تعاریف نظری متعدد برای شناسایی کشورهای «پرآب» و نتیجه‌های متفاوت ناشی از انتخاب معیارهای مختلف ۳) عدم تفکیک بین ردپای آب سبز و آبی ۴) مساله قیمت‌گذاری آب و علامت‌هایی که قیمت‌گذاری غیربهینه به کشاورز می‌دهد. ۵) امکان وجود مسیر معکوس (صادرات اب از کشور کم‌آب به کشور پرآب)

درباره خودم

حامد قدوسی٬ متولد بهمن ۱۳۵۶ هستم و با همسرم مريم موقتا در نزدیکی نیویورک زندگي مي‌كنم. در دانش‌گاه اقتصاد مالی درس می‌دهم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.
پست الکترونیک: ghoddusi روی جی‌میل

جست و جو

اشتراک ایمیلی

ایمیل خود را برای دریافت آخرین مطالب وارد کنید.

بایگانی