• کروبی یا موسوی: یک محاسبه استراتژیک

    من هم مثل برخی دوستان همین خط استدلال را دنبال می‌کردم که یا موسوی دور اول رای می‌اورد و لذا رای ما به کروبی تاثیری روی نتیجه ندارد یا می‌روند دور دوم و رایی که دور اول می‌خواستیم به صورت استراتژیک به او بدهیم را دور دوم بهش می‌دهیم. می‌خواهم نشان دهم که استدلال دوستان لزومن درست نیست و تغییر رای از کروبی به موسوی در دور اول می‌تواند تاثیر واقعی داشته باشد.

    رای استراتژیک در اصطلاح انتخاب عمومی رایی است که غیرصادقانه ابراز شده است به این معنی که با وجود ترجیح نامزد الف به ب، فرد آگاهانه به ب رای می‌دهد. با این محاسبه که رای صادقانه به الف در هیچ سناریویی نتیجه را تغییر نمی‌دهد ولی رای به ب باعث می‌شود تا شانس گزینه نزدیک‌تر به ترجیحات رای‌دهنده بالا برود. من در دور قبل یک پیش‌نهاد کردم و آن این‌که بخشی از طرف‌داران هاشمی که مطمئن هستند او اول می‌شود ولی قضیه به دور دوم کشیده می‌شود به صورت استراتژیک به معین رای بدهند و بعد در دور دوم رای را به هاشمی برگردانند. خودم هم همین کار را کردم. البته محاسبه من برای رای معین اشتباه بود ولی تصور کنید اگر فقط دویست هزار نفر از طرف‌داران هاشمی (کم‌تر از ۳ درصد) به کروبی رای استراتژیک می‌دادند نتیجه چه تغییر اساسی می‌کرد.

    سناریوی فوق را تصویر کردم تا نشان بدهم که در شرایطی که رای نامزدها به هم نزدیک است رفتارهای استراتژیک می‌تواند نتیجه را زمین تا آسمان تغییر دهد. حال به سناریوی فرضی زیر توجه کنید: موسوی ۱۵ میلیون، احمدی‌نژاد ۱۴ میلیون، کروبی ۴ میلیون و رضایی یک میلیون رای. فرض کنید در دور دوم همه رای‌های رضایی و نصف رای‌های کروبی که مربوط به مناطق محروم است به احمدی‌نژاد می‌رسد. اگر نصف طرف‌داران کروبی به صورت استراتژیک به موسوی رای بدهند او در دور اول برنده است. اگر صادقانه رای بدهند انتخابات به دور دوم می‌رود و کافی است احمدی‌نژاد در فاصله دور اول تا دوم صد هزار نفر به رای خودش اضافه کند (یا صد هزار نفر از طرف‌داران لب مرزی موسوی کنار بکشند) تا موسوی را شکست دهد.

    مثال فوق فقط یک مثال بود. می‌خواهم بگویم در یک رقابت نفس‌گیر مثل انتخاباتی که ما پیش رو داریم گاهی چند صد هزار رای می‌تواند نتیجه را کاملن تغییر دهد. حال که بر اساس نتایج تمامی نظرسنجی‌های موجود به نظر می‌رسد کروبی شانسی برای اول یا دوم شدن در دور اول ندارد طرف‌دارانش می‌تواند اثرحاشیه‌ای علامت‌دهی از طریق رای‌دهی به کروبی را با منافع حاشیه‌ای تغییر احتمالی نتیجه نهایی بین احمدی‌نژاد و موسوی بسنجند و رای بدهند.

    پ.ن: نوشته صادق‌الحسینی در نقد این نوشته

  • چند لینک و نکته

    خب کمی از انتخابات فاصله بگیریم و به کارها بپردازیم. به قول فرنگی‌ها باید نگران شام‌مون هم باشیم.

    ۱) دومین کارگاه مهارت‌های مشاوره مدیریت با تاکید مشخص‌تر و صریح‌تر روی مهارت‌های تحلیلی و بر اساس درس‌ها و بازخوردهای برنامه سال گذشته تیرماه ام‌سال برگزار می‌شود. اطلاعیه کارگاه را این‌جا ببینید.

    ۲) برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) برای یک پروژه تدوین موردکاوی از کسب و کارهای مفید برای افراد کم درآمد دعوت به هم‌کاری کرده است. اگر شرایطش را دارید درخواست بفرستید.

    ۳) وبلاگ‌های جدید اقتصادی: کافه اقتصاد متعلق به جمعی از دوستان شریفی، وبلاگ امیر مرمرچی، وبلاگ گروهی دوستان نیاورانی

    ۴) به سنت هر ساله من ام‌سال هم ممکن است کارگاه یک روزه “نظریه بازی و کاربردهای آن در مدیریت” را اوایل مرداد تکرار کنم. هدف این کارگاه آموزش شهود نظریه بازی به غیرمتخصصان است. ابتدا مختصری از انواع و اقسام الگوهای طبیعی بازی استاتیک و شهود ناشی از تعادل آن‌ها را بحث می‌کنیم و بعد کمی به کاربردهای اقتصاد صنعتی می‌پردازیم و در نهایت دو ساعتی در مورد اقتصاد اطلاعات و علامت‌دهی در بازی‌های دینامیک صحبت می‌کنیم. من می‌خواهم مطمئن شوم عده کافی علاقه‌مند به شرکت در این کارگاه هستند و بعد آن‌را نهایی کنیم. لطفن اگر فکر می‌کنید بالقوه علاقه‌مند هستید اثری از خودتان برجای بگذارید.

    ۵) دیگر این‌که این انتخابات باید بگذرد و راجع به خیلی موضوعات اساسی‌تر صحبت کرد: از جمله این‌که چرا دوستان اصلاح‌طلب این‌قدر در ساختن فیلم‌های‌شان ضعیف بودند، چرا کم‌تر نشانی از استفاده حرفه‌ای از روان‌شناسی انتخابات به چشم می‌خورد و …

    خیلی شرمنده‌ام که نمی‌رسم کامنت‌های مطالب انتخاباتی را پاسخ بدهم. البته فکر کنم دوستان مختلف عملن جواب هم‌دیگر را می‌دهند.

  • در باب رای به موسوی

    در مطلب دو هفته پیش به اشاره همان استدلال رایج این روزها را تکرار کردم و آن‌ این‌که در دور اول اهمیتی ندارد که به چه کسی رای بدهیم. مهم بالا رفتن تعداد رای‌ها و کم شدن شانس برنده شدن احمدی‌نژاد است. با این همه وقتی یک احتمال را در نظر بگیریم که ممکن است موسوی در دور اول برنده شود و بپذیریم که این احتمال برای کروبی نزدیک به صفر است (بر اساس نتایج چندین نظرسنجی نسبتن معتبر) شاید به‌تر باشد که رای‌مان را روی موسوی متمرکز کنیم تا بر شانس پایان بازی در دور اول بیفزاییم.

    علاوه بر استدلال عمل‌گرایانه و موضعی (Ad-Hoc) فوق و بر خلاف اکثریت دوستان اقتصادی و لیبرال، من از ابتدا تصمیم به رای به موسوی داشته و دارم. این به معنی نفی برخی برتری‌های تیم کروبی در قیاس با بخش‌های متناظر در تیم موسوی نیست. کروبی کرباسچی را به عنوان معاون اول انتخاب کرده و کرباسچی قهرمان بی رقیب من در بین تمام مدیران اجرایی ۳۰ سال گذشته بوده است. به لحاظ سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی هم برنامه کروبی طبعن به اصولی که من دوست دارم نزدیک‌تر است. بنا بر این در یک فضای انتزاعی و احساسی و مستقل از شخصیت دو نامزد شاید رایم به “برنامه‌های” کروبی باشد. ولی وقتی شانس “پیاده‌سازی” برنامه‌ها را در نظر بگیریم رایم تغییر می‌کند.

    روشن کنم که با همه امتیازاتی که به افکار و سانتی‌منت معطوف به تیم کروبی می‌دهم در مجموع – و البته با نظر گرفتن دوباره فاکتور کلیدی “رای آوری” – من نقاط منفی میرحسین را آن‌قدر بزرگ نمی‌بینم که بخواهم او را بی‌تامل کنار بگذارم. برنامه‌ها و سخنان میرحسین را به دقت دنبال کرده‌ام و می‌دانم او به نسخه‌ای از اقتصاد ملی – رفاهی معتقد است که شاید شبیه‌ترینش را بتوان در افکار اقتصادی کسانی مثل عزت‌الله سحابی یافت. این شیوه به جد به حمایت دولت از صنایع پایه‌ای معتقد است و آن‌قدر که باید روی اتصال به زنجیره اقتصاد جهانی و رویش اقتصادی ناشی از بازار آزاد جهانی تاکید ندارد. ضمن این‌که توجه ویژه‌ای به وضع طبقات پایین‌تر دارد و پنهان نمی‌کند که تا حد زیادی از منافع این طبقات در مقابل طبقات بالا و صاحبان سرمایه دفاع می‌کند. بر خلاف تیم کروبی، تفکر موسوی به بازار به عنوان یک نهاد قدرت‌مند برای تخصیص بهینه باور ندارد و هر چند که دیگر کارکرد بازار را نفی نمی‌کند ولی به آن کمابیش عنوان یک شر لازم نگاه می‌کند. با قبول این تفاوت‌ها در بنیان سیاست‌های اقتصادی (که حدس می‌زنم در عمل تفاوت خیلی گسترده‌ای با دور دوم خاتمی نخواهد داشت) من به خاطر توانایی و صداقت شخص موسوی و تیمش در مدیریت “هم‌وارتر” کلیت جامعه می‌توانم نهایتن از او حمایت کنم. طبعن بخشی از انگیزه اصلی این حمایت نه گفتن به احمدی‌نژاد هم است.

    برای این‌که موضعم را روشن کنم سعی می‌کنم از یک قیاس استفاده کنم. ابوالفضل فاتح یکی از افراد نزدیک به موسوی است که خیلی از بچه‌های فعال اوایل دهه هفتاد او را خوب می‌شناسند. به نظرم فاتح مثال خوبی از کلیت دولت موسوی است. فاتح کسی است که خبرگزاری ایسنا را با دست خالی و بودجه اندک بنیان‌گذاری کرد. وقتی ایده ایسنا مطرح شد خیلی از ما باور نمی‌کردیم بتواند پایدار باشد ولی با نیروهای داوطلبی شکل گرفت و ماند و در نوع خودش تاثیرگذار شد. می‌دانیم که ایسنا هیچ وقت یک خبرگزاری پیش‌رو و رادیکال نبوده است (حتی در قیاس با مثلن ایلنا) ولی حداقل در دوره فاتح کار خودش را به نسبت امکانات کمش خوب و شسته و رفته و تا حد خوبی اخلاقی انجام داد. مدیریت موسوی به نظرم کمابیش شبیه به مدیریت ایسنایی خواهد بود: به طور جد مقید به برخی چارچوب‌ها ولی عقلانی و کارآمد و صادقانه در قالب همان چارچوب‌ها. ممکن است چارچوبش چارچوب ایده‌آل همه ما نباشد ولی چارچوب ابلهانه و نابودکننده و مضری هم نیست. از دید خودم که بنویسم می‌بینم که می‌توانم – علی‌رغم همه تفاوت‌ها در بنیان‌های فرهنگی – با نهادهایی از این جنس به خوبی کار کنم و به فضای داخل آن‌هم احترام بگذارم و حتی با وجود برخی تفاوت‌ها در سبک زندگی از معاشرت و کارکردن با این افراد لذت وافر ببرم. همین حس را نسبت به دولت آتی موسوی دارم. (شاید بعدن در مطلب مستقلی و از زاویه‌ متفاوتی در مورد این‌که چه طور حضور موسوی سوم خرداد ام‌سال زمزمه سرود “ممد نبودی” را به میان هزاران نفر از طبقه مدرن آورد. امری که شاید هیچ وقت سابقه نداشته است. من به جد بر این باورم که سال‌های اوایل دهه شصت حاوی عناصر بسیار ارزش‌مندی بوده که متاسفانه در غبار مسایل دیگری گم شده است و کسی هم خیلی علاقه‌ای به کشفو بازگویی آن‌ها ندارد. موسوی نشانه‌هایی از ارزش‌های مثبت آن‌ سال‌ها دارد که من هنوز کاملن به آن‌ها احترام می‌گذارم و اهمیت و ارزشش را در قیاس با وضعیت فعلی درک می‌کنم. ذکر این نکته برای روشن‌تر شدن موضع من نسبت به مساله لازم است).

    از آن طرف به نظر من دوستان اقتصادی ما تا حدی وزن جهت‌گیری‌ به سمت اقتصاد آزاد را در ارزیابی کیفیت نامزدها بیش از حد خودش بالا برده‌اند. طرف‌داری از اقتصاد آزاد درجه‌ای دارد و موسوی اگرچه به نسبت کروبی نمره ۱۰۰ در آن ندارد ولی نمره صفر هم ندارد. باید تفاوت در این جهت را با تفاوت‌ها در ابعاد دیگر روی هم گذاشت و تصمیم گرفت. اگر سیاست‌های اقتصادی (و تا حدی حقوق بشری) مهم است تدبیر و عقلانیت و پختگی در سیاست‌گذاری حوزه های دیگر و اداره بوروکراسی هم در جای خودش بسیار مهم است. موسوی با در نظر گرفتن ویژگی شخصیتی – که نمونه‌اش را در مناظره دی‌شب به خوبی دیدیم – و جای‌گاه سیاسی‌اش به نظر من از این جهت در مجموع به‌تر از کروبی عمل می‌کند. ضمن این‌که به نظر من جهت‌گیری موسوی به سمت به‌بود وضع طبقات پایین در شرایط فعلی جامعه ما امر بسیار مفید و الزامی برای جلوگیری از بحران‌های بعدی است.

    خلاصه این‌که من هم مثل دوستانم نگران فرشاد مومنی‌های دور موسوی هستم ولی به این هم فکر می‌کنم که زنگنه و صفایی فراهانی و نعمت‌زاده و سید محمد بهشتی هم در تیم او هستند. بعد از این انحطاط عقلانی-اخلاقی چهارساله جامعه آمادگی یک هیجان دوباره از جنس برنامه‌های کروبی را ندارد و به بازسازی نظام حکومت‌گری بیش از هر چیزی احتیاج دارد که به نظرم موسوی در بین گزینه‌های حاضر از همه برای آن مناسب‌تر است. رای من به موسوی در همان نظام فکری قرار می‌گیرد که در آن نامه کذایی به خاتمی هم روی آن تاکید کرده بودم.

  • سازگاری مشوق‌ها و تخلفات انتخاباتی

    طبق قانون انتخابات اگر طرف‌داران یک نامزد در اطراف حوزه‌های رای‌گیری مرتکب تخلف بشوند و این تخلف جدی باشد رای‌های آن صندوق ابطال می‌شود. وقتی صندوقی ابطال می‌شود قاعدتن کل رای‌های داخل آن سوخته به حساب می‌آید. به عنوان مثال طبق قانون نباید در روز رای‌گیری در داخل حوزه به تبلیغ نامزد خاصی پرداخت و گرنه خطر ابطال صندوق وجود دارد. فعلن از این بحث که آیا این قانون جانب‌دارانه اجرا می‌شود یا نه بگذریم و فرض کنیم قانون درست اجرا می‌شود. به نظرم این قانون به لحاظ انگیزه‌ای سازگار نیست. چرا؟

    فرض کنید طرف‌داران یک نامزدی دست به تخلفی از جنس تبلیغ در داخل حوزه بکنند. دو حالت داریم. یا این تخلف اثر خیلی بزرگی روی رای صندوق دارد که در این حالت صندوق باطل می‌شود و یا این‌که اثر جزیی دارد که ممکن است منجر به ابطال نشود. حال سناریوی زیر را در نظر بگیرید: طرف‌داران نامزد الف می‌دانند که در صندوق منطقه ایکس نامزد آن‌ها رای بسیار کم و نامزد رقیب رای خیلی زیادی دارد. آن‌ها به آن حوزه رفته و شروع به تخلف می‌کنند. به دو حالت قبل برگردیم. یا تخلف آن‌ها سنگین بوده و صندوق باطل می‌شود. یا نبوده و فقط مقداری به رای نامزد آن‌ها اضافه شده است. در حالتی که صندوق ابطال شود رای نامزد الف می‌سوزد ولی رای نامزد رقیب که در آن صندوق بسیار بالا بوده هم می‌سوزد. در هر صورت نامزد الف از این استراتژی سود می‌برد و فاصله‌اش را با رقیب کم می‌کند.

    به نظر می‌رسد این قانون اشکال دارد. شاید شکل به‌ترش این باشد که اگر تخلفی رخ داد فقط رای‌های متخلف صفر شود و کل صندوق ابطال نشود.

  • اشک‌ها و لبخندها

    آقای کرباسچی برایم عجیب است که پس از آن واقعه تکان‌دهنده سوم تیر هنوز این مردم را نمی‌شناسی. اگر می‌شناختی به کارگردان فیلم ضعیف‌تان می‌گفتی که آن صحنه‌ای که از یادآوری فقر مردم به گریه می‌افتی را حذف کند و دوباره بدون گریه بگیرد. من فکر می‌کردم تا حالا متوجه این نکته شده‌اید که مردم ایران بین دو نفر اولی که خوش می‌پوشد و خوش زندگی می‌کند و کارهایی می‌کند که بقیه هم نفع ببرد و دومی که مثل خودشان می‌پوشد و حرف می‌زند و هیچ کاری برای‌شان نمی‌کند دومی را دوست دارند؟ فکر می‌کردم می‌دانید که مردم ایران نمی‌توانند تصور کنند که دغدغه آدم‌های بالادست هم می‌تواند فقر مردم باشد. فکر می‌کردم حس کرده‌اید که مردم ایران نمی‌توانند باور کنند که آدم‌های مغرور هم می‌توانند خیرخواه بقیه باشند. شما که تاریخ را خوب می‌شناسی آقای کرباسچی. حداقل چند باری که پیش‌تان بوده‌ام اشارت‌های تاریخی خوبی کرده‌اید. مگر فهرست طولانی آدم‌هایی که در این صد سال عمر و آبروی‌شان را برای به‌بود وضع این مردم به کار بردند و دست آخر هیچ اسمی ازشان در خاطره مردم نیست را به یاد نمی‌آورید؟ مگر یادتان رفته بعد آن تحول عظیمی که در شهر تهران درست کردی و قرار شد به خاطرش زندان بروی هیچ کس از مردم عامی و روشن‌فکر جماعت برایت دل نسوزاند هیچ پشت سرت داستان‌های جدید هم ساختند. این تجربه بیدارکننده نبود؟

  • رای ملت

    این سایت تنها مرجعی است که دیده‌ام نتایج نظرسنجی تلفنی از شهر تهران را به تفصیل منتشر می‌کند. اگر سایت‌های دیگری باشند من خبر ندارم و ممنون می‌شوم معرفی کنید. سعی کرده‌ام نتایج دو نظرسنجی هفته اخیر و هفته قبل را به تفکیک مناطق تهران در این فایل وارد کنم. اعداد فایل اطلاعات پایه‌ای در مورد تحلیل برخی روندها را فراهم می‌کنند.

    همانند هر نظرسنجی نتیجه این نظرسنجی (با فرض این‌که متصدیانش صادق هستند) را باید با رعایت احتیاط‌هایی مورد توجه قرار داد:

    ۱) بدیهی‌ترین نکته این‌که نتایج مربوط به شهر تهران است. این البته لزومن معنی یک طرفه به نفع وضرر یک گروه ندارد. در انتخابات قبلی رای تهران احمدی‌نژاد جلوتر از رای کشوری‌اش بود.

    ۲) مصاحبه‌ها تلفنی بوده است. اتکا به تلفن باعث می‌شود که جمعیت انتخاب شده به سمت قشر دارای تلفن که طبعن درآمد بیش‌تری دارد بایاس شود. البته می‌فهمم که الان ضریب نفوذ تلفن خیلی بالا رفته است ولی دقت کنیم که خانواده‌های مرفه‌تر که برای استفاده اینترنت یا دلایل دیگر بیش از یک خط تلفن دارند شانس بیش‌تری برای گزینش شدن در نمونه تصادفی دارند.

    ۳) مصاحبه تلفنی از طرف دیگر این خطا را دارد که پاسخ‌دهنده از ترسش سعی کند رایش به تغییر وضع موجود را پنهان کند.

    ۴) اگر نظرسنجی در طول روز انجام شده باشد به سمت نمونه‌گیری از زنان خانه‌دار که رای‌شان به سمت یک نامزد خاص متمایل است بایاس خواهد بود.

    ۵) یک خطای مهم این نظرسنجی این است که وزن هر منطقه را بر اساس مشارکت در انتخابات قبلی در نظر گرفته است و اعداد تمایل به مشارکت در انتخابات پیش‌رو را گزارش نمی‌کند. با توجه به این‌که درصد رای نامزدها بین افرادی که دور قبل شرکت نکردند و این دوره شرکت می‌کنند متفاوت از میانگین است این تفاوت می‌تواند نتایج را به نفع یک نامزد خاص بایاس کند.

    ۶) افرادی که هنوز تصمیم نگرفته‌اند و در روزهای آخر تصمیم خواهند گرفت احتمالن از مصاحبه تلفنی خودداری کرده و یا گفته‌اند که رای نمی‌دهند و لذا از نمونه‌ها حذف شده اند. باز رای این افراد متفاوت از میانگین است.

    ۷) دقت کنیم که این رای شهر تهران است. استان تهران شهرهای کوچک و حاشیه‌ای فراوانی دارد که رای‌شان متفاوت از مناطق ۲۲ گانه است.

  • اقتصاد رفتاری و انتخابات

    دوست داشتید این تست را انجام دهید. در جمع یک سری آدم معقول و تحصیل‌کرده گزاره‌های زیر را بیان کنید:

    ۱) احمدی‌نژاد ۱۵ میلیون رای دارد. نصف جمعیت خواهند گفت بیشین بابا ۱۰ میلیون بیش‌تر ندارد! نصف دیگر خواهند گفت خواب بودی از روستاها خبر نداری! ۱۸ میلیون روی شاخش است و هر دو گروه هم مطمئن هستند. (تست معروفی هست که طبق آن همیشه بیش از نصف جمعیت مورد سوال معتقدند که رانندگی‌شان به‌تر از میانگین جمع است! دوست داشتید انجامش دهید) شما بگویید حالا بیایید متوسط بگیریم. ۱۵ میلیون خوب است؟ ملت خواهند خب به عنوان متوسط خیلی غیرواقعی نیست.

    ۲) میر حسین چی؟ از هاشمی دور قبل که رایش کم‌تر نیست؟ احتمالن نه. تازه یک رای حسابی هم در تهران و آذربایجان دارد. پس ۱۲ میلیون تخمین بدی نیست. احتمالن چند نفر اعتراض خواهند کرد که رایش بیش از این است ولی شما بگویید بیایید این قدر خوش‌بین نباشیم.

    ۳) کروبی رای قبلی‌اش را از دست داده. این را قبول داریم ولی عوضش رای طبقات بالا و درس‌خوانده و تحریمی را دارد. یک مقداری هم از رای‌های دور قبل خودش بابت ۵۰ و ۷۰ هزار را هم که خواهد داشت پس ۶ میلیون رای برایش دور از ذهن نیست. ملت خواهند گفت نه فکر کنم تخمین بدی نیست.

    ۴) رضایی هم که دو میلیون رای را دارد. چیزی در مایه‌های رای لاریجانی و مقداری از رای‌های قالیباف و مقداری از ریزش‌های احمدی‌نژاد و الخ.

    حالا گزاره زیر را بگویید: فکر می‌کنم ۳۵ میلیونی رای بدهند. احتمالن اکثریت مطلق جمعیت خواهند گفت: امکان ندارد. برو عمو خیلی خوش‌بینی! اصلن از این خبرها نیست!

    شما: ولی آخه ۳۵ میلیون چیزی نیست جز جمع همین عددهای که تک‌تک‌شان به نظرتان معقول بود یا حداقل خیلی پرت نبود !

  • دینامیک انتخابات

    سعی می‌کنم ببینم تا چه حد می‌توانم روندهای کلان یک رفتار جمعی در جامعه ایران را بفهمم. البته خیلی افسوس می‌خورم که ایران نیستم و درس‌های زیادی که در این چند هفته می‌توان از مشاهده رفتار مردم به دست آورد را از دست می‌دهم. حدود دو هفته تا انتخابات مانده و شرایط در حال تغییر است. حدس‌هایی می‌زنم و فردای انتخابات صحتش را می‌سنجم. درک من از دینامیک این تغییرات:

    ۱)پای‌گاه رای احمدی‌نژاد مستحکم است و تعداد عددی آرایش در این دو هفته تغییر زیادی نخواهد کرد. حدس می‌زنم رای او با در نظر گرفتن دور قبل و رای کلی اصول‌گرایان و نتایج نظرسنجی‌های اخیر چیزی حدود ۱۵ میلیون خواهد بود.

    ۲) موسوی پایگاه اجتماعی رایش را کمی تغییر داد. اولش روی رای توده‌های پایین حساب می‌کرد ولی الان به سمت طبقه متوسط شهری ناراضی از شرایط فعلی کشیده شده است. ضمن این‌که اکثریت رای‌های آذربایجان و تهران را خواهد داشت. نکته خاص در مورد موسوی شیب رشد رای‌ها است. شیب رشد در انتخابات ایران برای کاندیدایی که روی موج رشد می‌نشیند نمایی است که دلیلش هم نیروهایی است که جنبه فیدبک مثبت دارند:
    – افزایش حمایت‌های مالی در هفته های آخر با افزایش شانس برنده شدن
    – افزایش احتمال حضور در انتخابات برای کسانی که قبلن از پیروزی او ناامید بودند و لذا برای‌شان رای دادن به هزینه‌اش نمی‌ارزید. وقت شانس پیروزی بیش‌تر می‌شود منافع احتمالی از هزینه‌ها پیشی می‌گیرد. خصوصن وقتی شانس موثربودن رای (Pivot) در ابتدا نزدیک صفر است و با نزدیک شدن رای دو کاندیدای اول قدرت موثر بودن هر تک رای به شدت بالا می‌رود.
    – روان‌شناسی ملت ایران که به شدت تابع اتمسفر جمعی هستند. تردیدی ندارم که بخش قابل توجهی از کسانی که ام‌روز تصمیم نگرفته‌اند که رای بدهند تحت تاثیر جو روزها (یا حتی ساعت‌های آخر روز رای‌گیری) نظرشان تغییر خواهد کرد.
    – روحیه خود نامزدها و طرف‌داران‌شان در اثر مشاهده رشد آرا و شدت بخشیدن به فعالیت‌ها در اثر انرژی جدید
    – تبلیغات دهن به دهن (Word of Mouth) که تابع تعداد فعلی طرف‌داران است
    – …

    به نظرم موسوی روی شیب رشد است و دو هفته آینده برای او سرنوشت ساز است. با در نظر گرفتن رای هاشمی و معین و مهرعلیزاده و آمارهای فعلی به نظرم رای موسوی به چیزی حدود ۱۱-۱۲ میلیون خواهد رسید.

    ۳) کروبی گوشه خوبی را هدف گرفت هر چند هم‌پوشانی پای‌گاه رای‌های او و موسوی روز به روز بیش‌تر می‌شود و این از فایده دو نامزد داشتن می‌کاهد هر چند که هنوز هم این فایده وجود دارد. به نظرم کروبی نتوانسته موج اجتماعی که موسوی درست کرده را برای خودش درست کند ولی در عوض روی طبقات تحریمی و روشن‌فکر خوب متمرکز شده است. آرای کروبی در این دوره ترکیب محدبی از آرای معین و کروبی دوره قبل است و فکر می‌کنم چیزی حدود ۵ میلون باشد. اگر شیخ با این رای‌هایش باعث شود که انتخابات به دور دوم برود اصلاحات در ایران یک‌بار دیگر به او مدیون خواهد بود. (یک‌بارش هم وقتی بود که فشار روی خاتمی خیلی زیاد شده بود و کروبی با مصاحبه‌اش با هم‌شهری تاثیر زیادی روی فضا گذاشت)

    ۴) آقا محسن هم که رای همیشگی نامزدهای این دستی را دارد. به نظرم رای‌هایش چیزی حدود ۲ میلیون خواهد بود.

    پیش‌بینی من ۳۵ میلیون رای در دور اول است. اگر ام روز انتخابات برگزار شود ۳۰ میلیون نفر شرکت می‌کنند ولی در دو هفته آینده نرخ مشارکت بالا خواهد رفت.

  • ستاد من و ما

    به این ایده شبکه تلفنی فکر کرده بودم و دیدم دوستانی آن‌را عملیاتی کرده‌اند. سایت ستاد ما را ببینید.

    ستاد من هم ایده بسیار جالبی است که خروجی‌هایش می‌تواند برای تاثیر‌گذاری روی مردم معمولی موثر باشد. خصوصن این قسمتی که به ارائه آمارهای مقایسه‌ای می‌پردازد.

    دست‌ مریزاد به هر دو گروه.

    پ.ن: پاسخ علی دینی به نقد من بر میراث حسین عظیمی

  • بازهم نژادپرستی ایرانی

    وقتی کشوری جزیره باشد و مردمش صبح تا شام به جای دیدن تنوع‌ها در جهان و تمرین برای احترام به بقیه فقط درس خودباوری و خودبزرگ‌بینی بگیرند و آدم‌های درس‌خوانده‌اش به جای نگران بودن در مورد موضوعات اساسی دائمن مشغول و خوش‌حال از درست کردن بمب اینترنتی و امضاءهای بی سر و ته باشند عجیب هم نیست که روزنامه‌نگار خبرگزاری‌اش که اسمش دانش‌جویی است و باید مترقی‌تر از بقیه باشد این گزارش وحشت‌ناک را می‌نویسد. نمی‌توانم تصور کنم که حماقت و پستی باید تا به چه حد باشد که یک نفر به خودش اجازه بدهد شکل و قیافه و چشمان و عادت‌های زندگی یک قومی را به سخره بگیرد و نسبت به این‌که مردمی که در یک کشور به دنیا آمده‌اند و سال‌ها زندگی کرده‌اند لباس رایج آن کشور را بپوشند هم طعنه بزنند. حالم آن‌قدر بد شد وقتی گزارش را خواندم که نمی‌توانم بیش از این روایت کنم.

    ممنون از علی معظمی که دوباره برگشته و مثل همیشه نقش وجدان بیدار را در این قضایا ایفا می‌کند. خبرگزاری ایسنا اگر ذره‌ای پرینسیپ حرفه‌ای یا پای‌بندی به اخلاق اسلامی یا انسانی یا هر چیزی از این جنس داشته باشد باید بدون هیچ درنگی نویسنده و دبیر سرویس را اخراج کند. پیش‌نهاد علی خیلی خوب است. به ایسنا زنگ بزنیم و سعی کنید مدیرانش را قانع کنیم که رسیدگی به ماجرا را در دستور کارشان قرار دهند. آن روزی که یک خبر کوتاه مخابره شود که مسوول سرویس یک خبرگزاری به خاطر نوشتن مطالب نژادپرستانه و پراکندن نفرت از یک ملت دیگر اخراج شد روز به‌تری برای کشور ما است.

درباره خودم

حامد قدوسی٬ متولد بهمن ۱۳۵۶ هستم و با همسرم مريم موقتا در نزدیکی نیویورک زندگي مي‌كنم. در دانش‌گاه اقتصاد مالی درس می‌دهم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.
پست الکترونیک: ghoddusi روی جی‌میل

جست و جو

بایگانی‌ها